وهمانا پروردگار تو است كه همه آنان را محشور خواهد كرد، زيرا كه او حكيم وعليم است.
نکته ها
مفسران براى «الْمُسْتَقْدِمِينَ» و «الْمُسْتَأْخِرِينَ» مصاديقى ذكر كردهاند، از جمله:
1. گذشتگان و باقيماندگان.
2. سبقت گيرندگان و عاشقان جبهه و غير آنان.
3. كسانى كه در صف اول نماز جماعت حاضر مىشوند و كسانى كه در صف آخر حضور
جلد 4 - صفحه 454
مىيابند تا به زنان حاضر در جماعت نگاه بد كنند كه آيه مىفرمايد ما مىدانيم.
در مقابل بعضى از خوبى به جائى رسيده بودند كه منزلشان را در معرض فروش قرار داده بودند تا در عوض در نزديك مسجد منزل تهيه كنند و به صف اول برسند كه آيه مىفرمايد ما اين افراد را نيز مىشناسيم.
پیام ها
1- مرگ و حيات تنها بدست اوست. همه رفتنى هستند، پس سزاوار است با عمل خود ارث خوبى براى وارث حقيقى بجاى گذاريم. «نَحْنُ الْوارِثُونَ»
2- زمان، در علم خداوند اثرى ندارد. علم او به گذشته و حال و آينده يكسان است. عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ ... عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ
3- برپايى رستاخيز، كيفر وپاداش دادن از شئون ربوبيّت الهى است. «رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ»
4- دليل رستاخيز، حكمت خداوند است. (اگر ذرات خاك، غذا و غذا، نطفه و نطفه، انسان شود و با مرگ، دوباره به خاك تبديل شود وحساب وكتابى در كار نباشد، اين كار حكيمانه نيست.) «إِنَّهُ حَكِيمٌ»
5- در قيامت قديم وجديد با هم محشور مىشوند. «يَحْشُرُهُمْ» وخداوند بر عملكرد همه وآثار ونيّات هر فرد، آگاهى كامل دارد. «حَكِيمٌ عَلِيمٌ»
وَ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ: و بدرستى كه پروردگار تو اى مخاطب او، حشر و جمع فرمايد متقدمين و متأخرين را و جزاى هر يك را از خير و شر بدو رساند.
«1» مجمع البيان، جلد 3، صفحه 334.
«2» مجمع البيان، جلد 3، صفحه 334.
جلد 7 - صفحه 99
إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ: بتحقيق ذات سبحانى حكيم است، يعنى متقن در افعال و تمام كارهاى او بر وفق راستى و درستى باشد. عليم است يعنى داناى به نهانى و آشكارا، و هيچ چيزى از علم سبحانى معزوب نباشد، و هر يك را به استحقاق عمل پاداش مرحمت فرمايد.
و نيست هيچ چيز مگر آنكه نزد ما است خزانههايش و نازل نميكنيم آنرا
جلد 3 صفحه 249
مگر بمقدارى معين
و فرستاديم بادها را بارور كنندگان پس نازل نموديم از آسمان آبرا پس سيراب نموديم شما را از آن و نيستيد شما مر آنرا خزانه داران
و همانا ما هر آينه زنده ميكنيم و ميميرانيم و مائيم وارثان
و بتحقيق دانستيم پيش رفتگان از شما را و بتحقيق دانستيم پس ماندگان را
و همانا پروردگار تو او محشور ميكند ايشانرا همانا او درست كار دانا است.
تفسير
هر موجوديكه از مكمن غيب پاى در عرصه شهود گذارده و خلعت هستى در بر نموده رشحهاى از رشحات اصل وجود و سر چشمه جود و آب حيات است كه از مقام عالى نازل و محدود بحدود و تعيّنات و تشخصات شده است پس اجناس و انواع و اصناف موجودات خزائن و معادن و منابع آنها در نزد خداوند بوده و هست و خواهد بود و در هر زمان بر حسب حكمت و مصلحت بعرصه ظهور و بروز خواهد رسيد و مفسّرين براى ضيق مجال و تقريب اذهان بمثال، خزائن را جمعى بقدرت و قمّى ره بآب تفسير نموده و فرمودهاند نازل و متعلّق ميشود قدرت الهى بر مقدورات و فرود ميآيد آب از آسمان پس ميرويد گياه براى هر حيوان ولى مطلب بر اهل علم مخفى نيست و همانستكه اجمالا بيان شد از امام سجّاد عليه السّلام روايت شده كه در عرش تمثال جميع خلق خدا از صحرا و دريا هست و اين تأويل آيه ان من شىء الّا عندنا خزائنه است كه اشاره بتحقيق مرقوم است و مراد از انزال بقدر معلوم اعطاء بقدر قابليّت و استعداد و اقتضاء حكمت و عدالت است مقدّريكه بگل نكهت و بگل جانداد بهر كه هر چه سزا ديد حكمتش آنداد از جاه و جلال و جمال و كمال و مال و منال و كسيرا حقّ چون و چرا نيست چون در دستگاه حكيم على الاطلاق جاى چون و چرا نيست و خداوند فرستاد بادها را كه بارور و آبستن كنندگانند ابرها را بباران و درختان را بميوهها پس نازل فرمود از آسمان باران رحمت خود را و سيراب نمود بندگان و حيوانات و نباتاترا از آن و مردم قدرت ندارند بر جمع و تفريق آن بر طبق حكمت و مصلحت خلاصه آنكه بندگان عاجزند از خزانهدارى آب كه از اجسام است چه رسد بآنكه خزانه دار عالم ارواح و عقول و اشباح و نفوس باشند عيّاشى ره از امير المؤمنين عليه السّلام روايت نموده كه بباد بد نگوئيد كه آن مبشّر و منذر است و بارور كننده درختان است و از خداوند بخواهيد خير آنرا و باو پناه ببريد از شرّش
جلد 3 صفحه 250
و خداوند زنده ميكند و روح ميدهد بتمام موجودات و ميميراند آنها را بمقتضاى حكمت و مصلحت و ميگيرد از آنها دارائى و آنچه را بوديعت نزد آنها نهاده است مانند وارث و مالك و متصرّف ميشود در زمين وقتى كه موجودى جز او وجود نداشته باشد در آن كه تصور مالكيّت براى او شود و خداوند دانا است باحوال و اعيان گذشتگان و آيندگان از خلق و اين امّت و در روايت عيّاشى ره از امام باقر عليه السّلام در اين آيه اختصاص باهل ايمان آنها داده شده و بعضى اختصاص بمتقدّمين و متأخرين در جهاد و بعضى در خيرات و بعضى در صف جماعت دادهاند و ظاهرا مرادشان نزول است نه بيان مراد و كلام امام، امام كلمات است و خداوند محشور ميفرمايد تمام خلائق را از اولين و آخرين در يكروز براى حساب و مجازات اعمال چون حكيم است مردم را بعبث خلق نفرموده و عليم است چيزى از اعمال آنها بر او مخفى نيست و از صفحه علم او محو نخواهد شد ..
(آیه 25)- و لذا بلافاصله به دنبال این سخن میگوید: «پروردگار تو بطور قطع همه آنها را (به زندگی جدید در رستاخیز باز میگرداند و) جمع و محشور میکند» (وَ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ یَحْشُرُهُمْ).
«چرا که او هم حکیم است و هم عالم» (إِنَّهُ حَکِیمٌ عَلِیمٌ).
«حکمت» او ایجاب میکند که مرگ پایان همه چیز نباشد، زیرا اگر زندگی منحصر به همین چند روز حیات این جهان بود آفرینش جهان بیهوده و بیمحتوا میشد، و از خداوند حکیم دور است که یک چنین آفرینش بینتیجهای داشته باشد.
و «علیم» بودنش سبب میشود که در امر معاد و حشر، مشکلی ایجاد نشود، هر ذره خاکی که از انسانی به گوشهای پرتاب شده جمعآوری میکند و حیات جدید به آن میبخشد، و از سوی دیگر پرونده اعمال همگی هم در دل این جهان طبیعت و هم در درون جان انسانها ثبت است. و او از همه اینها آگاه است.
بنابراین حکیم و علیم بودن خدا دلیل فشرده و پرمغزی بر مسأله «حشر» و «معاد» محسوب میشود.
سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید: