آیه 1 سوره معارج
| <<1 | آیه 1 سوره معارج | 2>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
سائلی از عذاب قیامت که وقوعش حتمی است (از رسول) پرسید (که آن عذاب چه مردمی راست).
درخواست کننده ای عذابی را که واقع شدنی است درخواست کرد،
پرسندهاى از عذاب واقعشوندهاى پرسيد،
پرسندهاى از عذابى پرسيد كه
تقاضاکنندهای تقاضای عذابی کرد که واقع شد!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
«سَأَلَ»: درخواست کرد. تقاضا کرد. «سَآئِلٌ»: خواستار. تقاضا کننده. تنوین آن برای تحقیر است. «عَذَابٍ وَاقِعٍ»: عذاب رخ دهنده. مراد عذاب استیصال دنیوی و یا عذاب دردناک و سرمدی اخروی است. یعنی فرد حقیری از مستکبران گفت: اگر راست میگوئی که بلا و مصیبت دنیوی، و یا عذاب شدید اخروی حق است، هم اینک از خدا بخواه که ما را بدان گرفتار کند. معنی دیگر آیه: پرسندهای درباره عذاب محقّق الوقوع اخروی پرسش کرد که: کی میآید؟ مرادش این بود که هرگز نمیآید.
نزول
درباره نزول آیه درباره شخص معینى اختلاف است. قومى گویند: درباره نضر بن الحرث نازل شده که گفته بود اگر گفتارى که محمد مى گوید، راست باشد پس چه خوب است سنگى از آسمان بیاید و بر سر ما کوفته شود و نیز گویند: درباره ابوجهل نازل شده که به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفته بود اگر راست مى گوئى از خدا بخواه که از آسمان قطعه اى بر سر ما سقوط کند و همچنین گویند: درباره جماعتى از قریش آمده که از روى استهزاء مى گفتند: محمد به خداى خود بگوید که نامه و دفتر حساب ما را به عجله ببندد و رسیدگى کند و نیز گفته اند که سائل و درخواست کننده عذاب در این آیه شخص رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم است که کفار وى را اذیت و آزار مینمودند و از براى آنها از خداى خود عذاب خواسته بود و نیز گفته اند که درخواست کننده عذاب نوح بوده که از براى قوم کافر خویش درخواست نموده بود.[۱]
ابن عباس گوید: این آیه درباره نضر بن الحارث نازل شده است[۲] و همچنین سدى گوید که این آیه در مکه درباره نضر بن الحارث نازل شده و عذاب واقع درباره او در جنگ بدر اتفاق افتاده است[۳] و همچنین گویند: براى ابوجهل در جنگ بدر نازل شده[۴] و نیز محمد بن العباس بعد از چهار واسطه از حسین بن محمد نقل کند که گفت: از سفیان بن عیینة درباره این آیه سؤال کردم که از براى چه کسى نازل شده است؟
در جواب گفت: از موضوعى از من سؤال کردى که پیش از تو کسى از من سؤال نکرده بود عین همین سؤال را که از من کردى من از امام صادق علیهالسلام سؤال کردم. در جواب فرمود: پدرم از جدم و او از پدرش و ایشان از ابن عباس روایت کرده اند که وقتى که در روز غدیر خم پیامبر در ضمن خواندن خطبه خود على را با دست بلند کرد به قسمى که سفیدى زیر بغل او نمایان شده بود. فرمود: اى گروه مردم من کنت مولاه فهذا علىّ مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.
این موضوع بین مردم افشاء گردید تا به گوش حارث بن نعمان الفهرى رسید. حارث به محض شنیدن این موضوع سوار ناقه خویش شد و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: اى بنده خدا ما را به یکتائى پروردگار خودت دعوت کردى، پذیرفتیم سپس به نبوت خود دعوت نمودى آن را نیز پذیرفتیم و بعد به ما گفتى نماز بخوانیم و روزه بگیریم آن را هم انجام دادیم و بعد به ما گفتى به حج بپردازیم.
آن را نیز انجام دادیم، الآن به ما مى گوئى که علی بن ابىطالب را بر ما ولى قرار بدهیم. آیا این گفتار از جانب خودت است یا خداى تو؟ پیامبر فرمود: مقام ولایت على از جانب پروردگار است. پیامبر این جواب را سه بار تکرار فرمود: در اینجا حارث بن نعمان الفهرى به خشم و غضب افتاد و گفت: خدایا اگر این گفتار محمد راست باشد از آسمان بر سر ما سنگى بباران و عذاب خود را به ما برسان و اگر دروغ باشد، عذاب خود را بر او نازل گردان و بعد سوار ناقه خود شد و به راه افتاد سپس سنگى بر سر او فرو ریخت و در دم جان سپرد و این آیة با آیات 2 و 3 نازل گردید.[۵]
و نیز به اسناد دیگر نیز عین همین روایت از سفیان بن عیینه نقل و روایت شده است[۶] و همچنین سید ابوالحمد بعد از هفت واسطه از سفیان بن عیینه و او از امام صادق علیهالسلام نظیر این روایت را نقل نموده و نام آن مرد را نعمان بن الحارث الفهرى ذکر نموده است.[۷]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
سیمای سوره معارج
اين سوره، چهل و چهار آيه دارد و از سورههاى مكّى است، گرچه آيات اوليه آن در مدينه نازل شده است.
نام سوره، برگرفته از آيه سوم است و به معناى محل عروج فرشتگان در آسمانها مىباشد.
همانند ديگر سورههاى مكّى، محور آيات اين سوره، پيرامون معاد و انذار مشركان و مخالفان است. حالات كافران در قيامت و صفات و ويژگىهاى بهشتيان و دوزخيان، بخش ديگرى از آيات اين سوره را تشكيل مىدهد.
البتّه آيات اوليه سوره درباره نزول عذاب در دنياست كه يكى از منكران ولايت حضرت على عليه السلام گرفتار آن شد و به هلاكت رسيد و تفصيل ماجرا در ذيل آيه اول آمده است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ «1» لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ «2» مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ «3» تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ «4»
سائلى، عذابى واقع شدنى را درخواست كرد. كه براى كافران است و هيچ بازدارندهاى براى آن نيست. و از سوى خداوندِ صاحب درجاتِ والاست. فرشتگان و روح، در روزى كه مقدار آن پنجاه هزار سال است، به سوى او بالا مىروند.
جلد 10 - صفحه 211
نکته ها
«معارج» جمع «معرج» به معناى محلّ عروج و صعود است و مراد از آن، آسمانهاست كه محلّ نزول و عروج فرشتگان مىباشد.
مرحوم علامه امينى قدس سره در كتاب شريف الغدير «1» نام سى نفر از بزرگان مفسّرين و محدّثين، از قرن سوم هجرى تا قرن چهاردهم را نقل كرده كه گفتهاند: شأن نزول آيه «سَأَلَ سائِلٌ» مربوط به شخصى مىباشد كه به پيغمبر گفت: نصب اميرالمؤمنين به خلافت در روز غدير از طرف خودت بود يا از طرف خدا؟! ما را به حج و روزه و زكات فرمان دادى و ما قبول كرديم، امّا راضى نشدى، تا آن كه پسر عموى خودت را بر ما حاكم كردى! سپس گفت: «اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ» «2» خدايا اگر اين امر حق است از آسمان سنگى بباران (تا نابود شويم و شاهد چنين روزى نباشيم). سنگى فرود آمد و او نابود شد و اين آيه نازل شد. «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ»
پیام ها
1- يادآورى برخى حوادث جزئى و فردى، براى عبرت ديگران لازم است و بايد حفظ شود. (سائل يك نفر بود كه قهر خدا او را نابود كرد، ولى اين ماجرا در متن قرآن مطرح مىشود تا تمام انسانها در طول تاريخ بخوانند.) «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ»
2- تقاضاى نابجا، مغرضانه و لجوجانه مىتواند حادثه آفرين باشد. «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ»
3- تا وقتى عذاب الهى نازل نشده، راه توبه و دفع عذاب با صدقه باز است، امّا عذابى كه در حال نزول است، راه نجاتى از آن نيست. بِعَذابٍ واقِعٍ ... لَيْسَ لَهُ دافِعٌ
«1». الغدير، ج 1، ص 239 تا 246.
«2». انفال، 32.
تفسير نور(10جلدى)، ج10، ص: 212
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




