آیه 26 سوره فتح

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۰۱ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَىٰ وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا ۚ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا

مشاهده آیه در سوره


<<25 آیه 26 سوره فتح 27>>
سوره : سوره فتح (48)
جزء : 26
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

آن گاه که کافران در دلها ناموس و حمیّت، آن هم حمیّت جاهلیّت پروردند (که نگذاشتند در عهدنامه صلح حدیبیّه کلمه بسم اللّه و رسول اللّه بنویسند و مؤمنان را بر سر حمیّت و غیرت ایمانی آوردند) پس خدا وقار و اطمینان خاطر بر رسول خود و بر مؤمنان نازل کرد و آنان را با کلمه (اخلاص و مقام) تقوا ملازم کرد که آنها سزاوارتر بر این مقام بودند و اهلیّت آن داشتند و خدا به همه امور عالم داناست.

[یاد کن] هنگامی را که کافران [پس از قرارداد صلح حدیبیه] دل هایشان را از تعصّب و خشم شدید جاهلی آکنده کردند، پس خدا هم آرامشش را بر پیامبرش و مؤمنان نازل کرد و روح تقوا را [که حقیقت و جان توحید است] ملازم آنان نمود، و آنان به [روح تقوا] سزاوارتر و شایسته آن بودند؛ و خدا همواره به هر چیز داناست.

آنگاه كه كافران در دلهاى خود، تعصّب [آن هم‌] تعصّب جاهليّت ورزيدند، پس خدا آرامش خود را بر فرستاده خويش و بر مؤمنان فرو فرستاد، و آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت، و [در واقع‌] آنان به [رعايت ]آن [آرمان‌] سزاوارتر و شايسته [اتصاف به‌] آن بودند، و خدا همواره بر هر چيزى داناست.

آنگاه كه كافران تصميم گرفتند كه دل به تعصب، تعصب جاهلى سپارند، خدا نيز آرامش خود را بر دل پيامبرش و مؤمنان فروفرستاد و به تقوى الزامشان كرد كه آنان به تقوى سزاوارتر و شايسته‌تر بودند و خدا بر هر چيزى داناست.

(به خاطر بیاورید) هنگامی را که کافران در دلهای خود خشم و نخوت جاهلیّت داشتند؛ و (در مقابل،) خداوند آرامش و سکینه خود را بر فرستاده خویش و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقیقت تقوا ملزم ساخت، و آنان از هر کس شایسته‌تر و اهل آن بودند؛ و خداوند به همه چیز دانا است.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

When the faithless nourished bigotry in their hearts, the bigotry of pagan ignorance, Allah sent down His composure upon His Apostle and the faithful, and made them abide by the word of Godwariness, for they were the worthiest of it and deserved it, and Allah has knowledge of all things.

When those who disbelieved harbored in their hearts (feelings of) disdain, the disdain of (the days of) ignorance, but Allah sent down His tranquillity on His Apostle and on the believers, and made them keep the word of guarding (against evil), and they were entitled to it and worthy of it; and Allah is Cognizant of all things.

When those who disbelieve had set up in their hearts zealotry, the zealotry of the Age of Ignorance, then Allah sent down His peace of reassurance upon His messenger and upon the believers and imposed on them the word of self-restraint, for they were worthy of it and meet for it. And Allah is Aware of all things.

While the Unbelievers got up in their hearts heat and cant - the heat and cant of ignorance,- Allah sent down His Tranquillity to his Messenger and to the Believers, and made them stick close to the command of self-restraint; and well were they entitled to it and worthy of it. And Allah has full knowledge of all things.

معانی کلمات آیه

  • حمية: امتناع، خوددارى، تحريك شدن خشم. طبرسى فرمايد: چون كسى اهل غضب و انكار باشد گويند حميت ناپسند دارد على هذا آن از خشم سرچشمه مى‏‌گيرد كه يك نوع داغ شدن است آن اگر براى حق باشد خوب و اگر براى باطل باشد بد است لذا حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ فرموده است (نخوت) محلقين: كسانى كه سر مى‏‌تراشند.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى‌ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى‌ وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيماً «26»

آنگاه كه كافران، تعصّب (آن هم) تعصّب جاهليّت را (نسبت به شما) در قلب‌هاى خود جا داده بودند. پس خداوند آرامش خود را بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل كرد (و آنان براى صلح آماده شدند) و خداوند آنان را به حقيقت تقوا ملزم ساخت كه به آن سزاوارتر و اهل آن بودند و خداوند به همه چيز آگاه است.

نکته ها

«حميت» به معناى گرمى و داغى است و به خشم و تعصّب شديد نيز اطلاق مى‌شود.

تعصّب اگر بر اساس جهالت باشد، نكوهيده ولى اگر بر اساس غيرت دينى و پافشارى بر حق و منطق باشد نيكوست.

در ماجراى صلح حديبيّه، حضرت على عليه السلام به فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله صلح‌نامه را با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»* آغاز كردند، مشركان گفتند كه ما قبول نداريم و حضرت، آن را به‌

جلد 9 - صفحه 142

«بسمك اللهم» تغيير دادند، سپس مشركان از كلمه «رسول اللّه» ايراد گرفتند كه بايد حذف شود. بار ديگر پيامبر صلى الله عليه و آله اين تغيير را با آرامش پذيرفت و لقب «رسول اللّه» را حذف كردند، اين نمونه حميّت مشركان و نزول سكينه بر پيامبر و يارانش بود.

اسلام، با فرهنگ جاهليّت به هر نوعى كه باشد مبارزه مى‌كند؛ «ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ» «1»، «تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ» «2» و «حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ»

دل انسان، هم مركز ارتباط با خدا و رشد فضايل است و هم بستر گسترش مفاسد:

رشد معنوى: «تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ» «3»، «أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ» «4» و «فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ» «5»

گسترش منفى: «سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ» «6»، «يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِ الْكافِرِينَ» «7» و «اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ» «8»

در حديث مى‌خوانيم كه مراد از «كَلِمَةَ التَّقْوى‌» ايمان است. «9»

پیام ها

1- تعصّب جاهليّت، عامل بستن راه مسجد بر مؤمنان است. صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ‌ ... فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ

2- آنچه انسان را در برابر تعصّب‌هاى جاهلى حفظ مى‌كند، سكينه و آرامش است. حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ ... فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ‌

3- مفاسد اخلاقى، در بستر كفر رشد و نمو مى‌كند و ايمان به خدا مانع رشد غرايز منفى است. الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ ...

4- تعصّب و ايستادگى، اگر همراه با استدلال و منطق باشد، ارزش دارد، آنچه مورد انتقاد است، خشم و تعصّب برخاسته از جاهليّت است. «حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ»

«1». آل عمران، 154.

«2». احزاب، 33.

«3». رعد، 28.

«4». فتح، 4.

«5». آل‌عمران، 103.

«6». آل‌عمران، 151.

«7». اعراف، 101.

«8». زمر، 45.

«9». تفسير نورالثقلين.

جلد 9 - صفحه 143

5- درمقابل رفتار جاهلانه نبايد مقابله به مثل كرد. حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ ... فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ‌

6- خداوند مؤمنان را در برابر كينه‌ها و تعصّب‌ها، تنها نمى‌گذارد. حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ ...

فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ‌

7- آرامش و سكينه را با مال و مقام و تعداد نفرات، نمى‌توان تحصيل كرد، بلكه هديه الهى است. «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ»

8- همين كه خدا و رسول، صلح را در حديبيّه از هجوم و جهاد بهتر دانستند، مؤمنان بايد به آن ملتزم و پايبند باشند. «أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى‌»

9- تقوايى ارزش دارد كه دائمى باشد نه موسمى. «أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى‌»

10- براى دريافت الطاف الهى، بايد اهليّت و لياقت توسط خود افراد بوجود آيد.

«كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها»

11- انتخاب‌ها و اولويّت‌ها، با شعار و توقع نيست، بلكه بايد آگاهانه و عالمانه باشد. «كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيماً»



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص244

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه