آیه 24 سوره احقاف
| <<23 | آیه 24 سوره احقاف | 25>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
پس چون آن عذاب را به شکل ابری دیدند که بر رودخانههاشان روی آورد گفتند: این ابری است که بر ما باران میبارد. (هود به آنها گفت: چنین نیست) بلکه اثر عذابی است که به تعجیل درخواستید، این باد سختی است که در آن عذابی دردناک است.
پس هنگامی که عذاب را [در پهنه فضا] به صورت ابری گسترده دیدند که به سوی درّه ها و آبگیرهایشان روی آورده، گفتند: این ابری باران زا برای ماست. [هود گفت: نه] بلکه این همان چیزی است که آن را به شتاب خواستید، بادی است که در آن عذابی دردناک است؛
پس چون آن [عذاب] را [به صورت] ابرى روىآورنده به سوى واديهاى خود ديدند، گفتند: «اين ابرى است كه بارشدهنده ماست.» [هود گفت: «نه،] بلكه همان چيزى است كه به شتاب خواستارش بوديد: بادى است كه در آن عذابى پر درد [نهفته] است.
چون ابرى ديدند كه از جانب رودخانههاشان مىآيد، گفتند: اين ابرى بارانزاست. نه، اين همان چيزى است كه آن را به شتاب مىطلبيديد. باد است و در آن باد عذابى دردآور،
هنگامی که آن (عذاب الهی) را بصورت ابر گستردهای دیدند که بسوی درّهها و آبگیرهای آنان در حرکت است (خوشحال شدند) گفتند: «این ابری است که بر ما میبارد!» (ولی به آنها گفته شد:) این همان چیزی است که برای آمدنش شتاب میکردید، تندبادی است (وحشتناک) که عذاب دردناکی در آن است!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- عارضا: عارض: آشكار شونده. عرض در اصل به معنى ظهور و اظهار است لازم و متعدى هر دو آمده است.
- اوديتهم: وادي: سيلگاه و دره، طبرسى فرموده: وادى، كرانه كوه است، مجراى بزرگ آب را نيز وادى گويند. گويى منظور از آن محلى است كه نزديك به كوهها باشد، جمع آن اوديه است به نظر بعضى آن در اصل به معنى جريان است.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
فَلَمَّا رَأَوْهُ عارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِيحٌ فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ «24»
پس چون آن تودهى ابر را ديدند كه به سمت سرزمين آنان روى آورده است، گفتند: اين ابر باران زاست، (هود گفت: چنين نيست) بلكه آن عذابى است كه به شتاب خواستارش بوديد. بادى كه در آن عذابى دردناك نهفته است.
تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّها فَأَصْبَحُوا لا يُرى إِلَّا مَساكِنُهُمْ كَذلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ «25»
(آن باد) به فرمان پروردگارش همه چيز را در هم مىكوبد. پس صبح كردند در حالى كه چيزى جز خانههايشان ديده نمىشد، اينگونه، تبهكاران را جزا مىدهيم.
نکته ها
مراد از «عارِضٌ» توده ابرى است كه در آسمان پيدا شود و گستردگى آن تمام افق را بپوشاند. «أَوْدِيَةٌ» جمع «وادى» به معناى درّه و سرزمين محل سكونت است.
«تُدَمِّرُ» از «تدمير» به معناى هلاك و نابود كردن است.
قوم عاد كه با بىآبى و خشكسالى شديدى روبرو شده و مدتها منتظر باران بودند، ابتدا با ديدن توده ابر خوشحال شدند، ولى بعد فهميدند كه اين ابرِ نعمت نيست، بلكه ابرِ نقمت و همان عذابى است كه خواهانش بودند و براى آمدنش عجله مىكردند.
پیام ها
1- نزول قهر خداوند، پس از اتمام حجت است. أُبَلِّغُكُمْ ... رِيحٌ فِيها عَذابٌ
2- برخى ابرها، بارانزا نيستند، بلكه سبب وزش طوفانهاى سخت و هولناك مىشوند. مشركان با ديدن ابرها گفتند: «هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا» امّا حضرت هود فرمود: بَلْ هُوَ ... رِيحٌ فِيها عَذابٌ
جلد 9 - صفحه 45
3- طبيعت، هم مسير لطف خداست، «أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ» «1» و هم مىتواند وسيله قهر خداوند باشد. «رِيحٌ فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ»
4- عذاب اليم، مخصوص آخرت نيست، در دنيا نيز ممكن است، رخ دهد. «رِيحٌ فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ»
5- اگر قهر خدا فرا رسد، هيچ چيز مانع آن نيست. «تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ»
6- حركت ابر و بادها نيز تصادفى نيست، بلكه با فرمان الهى است. «بِأَمْرِ رَبِّها»
7- آثار بجامانده از مجرمان، نمايشگاه عبرت است. «لا يُرى إِلَّا مَساكِنُهُمْ»
8- قلع و قمع مجرمان، سنّت الهى است. «كَذلِكَ»
9- عامل هلاكت مردم، رفتار خودشان است. «نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ»
پانویس
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص155
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




