آیه 8 سوره احقاف
| <<7 | آیه 8 سوره احقاف | 9>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
بلکه کافران میگویند که (محمّد) خود این آیات قرآن را فرا بافته است. بگو: اگر این قرآن را من از خود بافته باشم شما از قهر خدا هیچ قدرت بر نجات من ندارید، او به افکاری که در آن فرو میروید داناتر است، گواه میان من و شما هم او کافی است و اوست خدای بسیار آمرزنده و مهربان.
بلکه می گویند: این قرآن را از نزد خود ساخته و به خدا نسبت داده است. بگو: اگر آن را از نزد خود ساخته و به خدا نسبت داده باشم [و خدا بخواهد برای این کار مرا به عذابی سخت گرفتار کند] شما نمی توانید برای من چیزی از عذاب خدا را دفع کنید، خدا به باطلی که در آن فرو می روید [و آن طعنه زدن به قرآن و جادو خواندن آن است] داناتر است، و کافی است که خدا میان من و شما گواه باشد، و او بسیار آمرزنده و مهربان است.
يا مىگويند: «اين [كتاب] را بربافته است.» بگو: «اگر آن را بربافته باشم؛ در برابر خدا اختيار چيزى براى من نداريد. او آگاهتر است به آنچه [با طعنه] در آن فرو مىرويد. گواه بودن او ميان من و شما بس است، و اوست آمرزنده مهربان.»
يا مىگويند: اين كتاب، دروغى است كه خود بافته است. بگو: اگر من آن را چون دروغى به هم بافته باشم، شما نمىتوانيد خشم خدا را از من بازداريد. خدا از آن طعنها كه بدان مىزنيد آگاهتر است. و شهادت او ميان من و شما كافى است. و اوست آمرزنده مهربان.
بلکه میگویند: «این آیات را بر خدا افترا بسته است!» بگو: «اگر من آن را بدروغ به خدا نسبت داده باشم (لازم است مرا رسوا کند و) شما نمیتوانید در برابر خداوند از من دفاع کنید! او کارهایی را که شما در آن وارد میشوید بهتر میداند؛ همین بس که خداوند گواه میان من و شما باشد؛ و او آمرزنده و مهربان است!»
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- تفيضون: فيض: جارى شدن و پر شدن. «فاض السيل»: سيل جارى شد «فاض الاناء» ظرف پر شد. طبرسى فرموده: افاضه داخل شدن به كار است بر وجه سرازير شدن.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ فِيهِ كَفى بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ «8»
يا اين كه مى گويند: (آنچه را پيامبر آورده) افتراست. بگو: اگر من آن را بافته و دروغ (به خدا) بسته باشم، (در آن هنگام) شما در برابر قهر خداوند نمى توانيد از من دفاع كنيد. خداوند به آنچه در آن وارد مى شويد (و به گفتگو و جدال مى پردازيد) آگاه تر است. براى گواه بودن ميان من و شما خداوند كافى است و اوست بسيار آمرزنده و مهربان.
نكته ها
تفسير نور، ج 9، ص: 24
«تُفِيضُونَ» از «افاضه» به معناى ورود و داخل شدن و طغيان و سرازير شدن است.
اگر كسى به دروغ ادّعاى پيامبرى كند، بر خداست كه او را رسوا كند و هيچ كس نمى تواند مانع رسوايى او شود و در برابر خداوند از او دفاع كند.
پيام ها
1- لجاجت و بى تقوايى، سبب انواع برخوردهاى متضاد و گفته هاى متناقض مى شود. (در آيه قبل، قرآن را سحر و در اين آيه پيامبر را دروغ باف مى خوانند). هذا سِحْرٌ ... افْتَراهُ
2- شبهات را بى پاسخ نگذاريد و پاسخ دهيد. يَقُولُونَ ... قُلْ
3- افترا بر خداوند، كيفر و هلاكتى درپى دارد كه هيچ چيز نمى تواند مانع آن شود. «إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً»
4- دشمن هر حرفى مى زند با انگيزه فساد است. يَقُولُونَ افْتَراهُ ... تُفِيضُونَ فِيهِ
5- ايمان به حضور خداوند، هم مى تواند بهترين وسيله خوددارى از خلاف باشد و هم مى تواند پشتوانه و اميد اهل ايمان باشد. «كَفى بِهِ شَهِيداً»
6- در تربيت، راه اعتدال را بپيمائيم و بيم و اميد را در كنار هم مطرح كنيم. هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ ... وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
7- صلابت در كنار محبّت ارزش دارد. فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ ... وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
8- حتّى براى كفار و منكران رسالت نيز راه توبه باز است. هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ ... وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
پانویس
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص129
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




