آیه 71 سوره ص

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۴۵ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِينٍ

مشاهده آیه در سوره


<<70 آیه 71 سوره ص 72>>
سوره : سوره ص (38)
جزء : 23
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

(یاد کن) هنگامی که خدایت به فرشتگان گفت که من بشری از گل خواهم آفرید.

[یاد کن] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: همانا من بشری از گل خواهم آفرید.

آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گِل خواهم آفريد.

پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشرى را از گل مى‌آفرينم.

و به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل می‌آفرینم!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

When your Lord said to the angels, ‘Indeed I am about to create a human being out of clay.

When your Lord said to the angels; Surely I am going to create a mortal from dust:

When thy Lord said unto the angels: Lo! I am about to create a mortal out of mire,

Behold, thy Lord said to the angels: "I am about to create man from clay:

معانی کلمات آیه

«إِذْ قَالَ رَبُّکَ ...»: بیان گفتگوئی است که در ملأ اعلی و عالم بالا در گرفته است. «بَشَراً»: مراد آدم است. «طِینٍ»: گِل.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ «71»

آن گاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت: همانا من آفريننده‌ى بشرى از گِل هستم.

فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ «72»

پس همين كه او را نظام بخشيدم و از روح خود در او دميدم، سجده‌كنان براى او به خاك افتيد.

فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ «73» إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ «74»

پس فرشتگان همه با هم سجده كردند. مگر ابليس كه تكبّر ورزيد و از كافران بود.

نکته ها

«سَوَّيْتُهُ» از «استواء» به معناى اعتدال و استوارى در آفرينش است.

ممكن است جمله‌ «إِذْ قالَ» مربوط به جمله «تحيمون» در آيات قبل باشد، يعنى من از ملاء اعلى آنگاه كه فرشتگان بر سر آفرينش انسان با خداوند مجادله مى‌كردند آگاه نبودم.

چنانكه در آيه 30 سوره بقره خوانديم كه خداوند به فرشتگان فرمود: من در زمين خليفه قرار مى‌دهم، آنان گفتند: انسان موجود مفسد و خونريز است، از آفريدنش صرف نظر كن و ما تو را با حمد خود ستايش و تسبيح مى‌كنيم.

ماجراى خلقت انسان وسجده فرشتگان بر او، در سوره‌هاى بقره، اعراف، حجر، اسراء و كهف آمده وتكرار اين داستان بيانگر تعصّب و نژادپرستى ابليس و حسادت بر انسان و خطر تكبّر و عدم توبه و عذرخواهى است كه در طول تاريخ، همه‌ى انسان‌ها به نحوى با آن درگير هستند.

جلد 8 - صفحه 126

از سوى ديگر براى توجّه دادن انسان به مقام انسانيّت است، انسانى كه مسجود فرشتگان است بايد هشيار باشد كه ارزش خود را هدر ندهد.

مراد از «نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي» آن نيست كه چيزى از خدا جدا شده و به انسان ملحق شده باشد، بلكه منظور بيانِ منشأ و ريشه‌ى روح انسان است كه از عالم بالاست، نه عالم خاكى.

از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: خداوند آدم را آفريد و ما اهل بيت را در نسل او قرار داد و به خاطر كرامت ما فرمان سجده صادر كرد، پس مسجود قرار گرفتن آدم، براى خداوند عبوديّت بود و براى آدم احترام، زيرا ما در صلب او بوديم! «1»

پیام ها

1- انسان تنها موجودى است كه خداوند قبل از خلقت، آفريدن او را به فرشتگان اعلام كرد. «قالَ رَبُّكَ»

2- آفرينش فرشتگان، قبل از انسان بوده است. (زيرا خداوند قبل از انسان با فرشتگان گفتگو داشته است). «قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ»

3- منشأ وجودى انسان، آب و خاك است. «خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ»

4- روح، پس از جسم آفريده شده است. «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي»

5- روح، از بدن مستقل و جداست. «نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي»

6- فرشتگان به خاطر نفخه‌ى الهى، به آدم سجده كردند ولى برخى انسان‌ها حتّى به خاطر ذات حقّ براى خدا سجده نمى‌كنند. مِنْ رُوحِي‌ ... لَهُ ساجِدِينَ‌

7- انسان داراى دو بعد مادّى و معنوى است. «مِنْ طِينٍ‌- مِنْ رُوحِي»

8- الطاف الهى، زمينه‌ى مستعدّ لازم دارد. تا به ظرفيّت‌هاى مادّى پرداخته نشود وظيفه روح الهى در آن ممكن نيست. «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي»

9- روح، در بدن همه‌ى جانداران هست ولى تعبير «رُوحِي» مخصوص انسان است كه از شرافت ويژه‌اى برخوردار است. «نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي»

«1». تفسير نورالثقلين.

جلد 8 - صفحه 127

10- روح پديده‌اى لطيف است. (كلمه نفح و دميدن بيانگر لطافت روح است)

11- فرشتگان مثل انسان مورد امر و نهى قرار مى‌گيرند. «فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ»

12- سجده بر انسان، به خاطر بعد روحى اوست نه جسمى او. «نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا»

13- سجده بر آدم، چون به فرمان خداست، بندگى خداست نه بندگى آدم. «فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ» (سجده مظهر بزرگداشت و كرامت و قبول خلافت انسان است نه پرستش او).

14- لياقت از سابقه مهم‌تر است. (سابقه‌ى فرشتگان بيش از آدم بود ولى چون لياقت انسان بيش‌تر بود آنها به او سجده كردند.) «لَهُ ساجِدِينَ»

15- فرشتگان تسليم خدايند. «فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ»

16- عبادت دسته جمعى با شكوه‌تر است. همه‌ى فرشتگان سجده كردند، «كُلُّهُمْ» آن هم دسته جمعى. «أَجْمَعُونَ»

17- در ميان خوبان بودن مهم نيست، از خوبان بودن مهم است. «فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ‌- إِلَّا إِبْلِيسَ»

18- تكبّر، مانع تعبّد و تسليم است. اسْتَكْبَرَ وَ كانَ‌ ...

19- ابليس از اوّل كافر بود وليكن ترك سجده كفر او را كشف كرد. «كانَ مِنَ الْكافِرِينَ»

تفسير نور(10جلدى)، ج‌8، ص: 128



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه