آیه 24 سوره ص

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۴۴ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِ ۖ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ ۗ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ ۩

مشاهده آیه در سوره


<<23 آیه 24 سوره ص 25>>
سوره : سوره ص (38)
جزء : 23
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

داود گفت: البته بر تو ظلم کرده که خواسته است یک میش تو را به میش‌های (نود و نه گانه) خود اضافه کند، و بسیار معاشران و شریکان در حق یکدیگر ظلم و تعدی می‌کنند مگر آنان که اهل ایمان و عمل صالح هستند که آنها هم بسیار کم‌اند. و (پس از این قضاوت بی‌تأمّل و سریع) داود دانست که ما او را سخت امتحان کرده‌ایم، در آن حال از خدا عفو و آمرزش طلبید و به سجده افتاد و با تواضع و فروتنی (به درگاه خدا) بازگشت.

گفت: یقیناً او با درخواست افزودن میش تو به میش های خود بر تو ستم روا داشته است، و قطعاً بسیاری از معاشران و شریکان به یکدیگر ستم می کنند، به جز کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند و اینان اندک اند. و داود دانست که ما او را [در این حادثه] آزموده ایم، در نتیجه از پروردگارش درخواست آمرزش کرد و بی درنگ به حالت خضوع به رو در افتاد و به خدا بازگشت.

[داوود] گفت: «قطعاً او در مطالبه ميش تو [اضافه‌] بر ميش‌هاى خودش، بر تو ستم كرده، و در حقيقت بسيارى از شريكان به همديگر ستم روا مى‌دارند، به استثناى كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، و اينها بس اندكند، و داوود دانست كه ما او را آزمايش كرده‌ايم. پس، از پروردگارش آمرزش خواست و به رو درافتاد و توبه كرد.

داود گفت: او كه ميش تو را از تو مى‌خواهد تا به ميشهاى خويش بيفزايد بر تو ستم مى‌كند. و بسيارى از شريكان جز كسانى كه ايمان آورده‌اند و كارهاى شايسته كرده‌اند -و اينان نيز اندك هستند- بر يكديگر ستم مى‌كنند. و داود دانست كه او را آزموده‌ايم. پس از پروردگارش آمرزش خواست و به ركوع درافتاد و توبه كرد.

(داوود) گفت: «مسلّماً او با درخواست یک میش تو برای افزودن آن به میشهایش، بر تو ستم نموده؛ و بسیاری از شریکان (و دوستان) به یکدیگر ستم می‌کنند، مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند؛ امّا عدّه آنان کم است!» داوود دانست که ما او را (با این ماجرا) آزموده‌ایم، از این رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه کرد.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

He said, ‘He has certainly wronged you by asking your ewe in addition to his own ewes, and indeed many partners bully one another, except such as have faith and do righteous deeds, and few are they.’ Then David knew that We had tested him, whereat he pleaded with his Lord for forgiveness, and fell down in prostration and repented.

He said: Surely he has been unjust to you in demanding your ewe (to add) to his own ewes; and most surely most of the partners act wrongfully towards one another, save those who believe and do good, and very few are they; and Dawood was sure that We had tried him, so he sought the protection of his Lord and he fell down bowing and turned time after time (to Him).

(David) said: He hath wronged thee in demanding thine ewe in addition to his ewes, and lo! many partners oppress one another, save such as believe and do good works, and they are few. And David guessed that We had tried him, and he sought forgiveness of his Lord, and he bowed himself and fell down prostrate and repented.

(David) said: "He has undoubtedly wronged thee in demanding thy (single) ewe to be added to his (flock of) ewes: truly many are the partners (in business) who wrong each other: Not so do those who believe and work deeds of righteousness, and how few are they?"... and David gathered that We had tried him: he asked forgiveness of his Lord, fell down, bowing (in prostration), and turned (to Allah in repentance).

معانی کلمات آیه

  • خلطاء: خلط: آميختن. خلطاء جمع خليط است به معنى شركاء، يعنى كسانى كه مال خويش را با يكديگر مى‏‌آميزند.
  • خر: خر (بر وزن عقل) و خرور: افتادن توأم با صدا. مطلق سقوط نيز گفته‌‏اند. در آيه مراد همان است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى‌ نِعاجِهِ وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِيلٌ ما هُمْ وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ «24»

(داود) گفت: حقّا كه او با درخواست افزودن ميش تو به ميش‌هاى خودش به تو ستم كرده است و البتّه بسيارى از شريكان، بعضى بر بعضى ستم مى‌كنند، مگر كسانى كه ايمان آورده و عمل شايسته انجام مى‌دهند و آنان كم هستند و داود متوجّه شد كه ما او را (با اين صحنه و طرح نزاع) آزمايش كرديم، پس، (از قضاوت خود قبل از شنيدن سخن طرف مقابل پشيمان شد و) از پروردگارش آمرزش خواست و به ركوع در افتاد و توبه و انابه كرد.

فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى‌ وَ حُسْنَ مَآبٍ «25»

پس ما آن (قضاوت عجولانه) را بر او بخشيديم و البتّه براى او در نزد ما مقام قرب و عاقبت نيك است.

جلد 8 - صفحه 96

نکته ها

ماجراى قضاوت حضرت داود در تورات كنونى نيز آمده است، امّا متفاوت از آنچه در قرآن آمده است كه با مقام انبيا نمى‌سازد و كذب و دروغى بيش نيست.

در فصل 12 تورات كتاب اشموئيل مى‌خوانيم: كسى نزد مشاور داود آمد و گفت: در شهرى دو نفر بودند كه يكى غنىّ و ديگرى فقير، غنىّ گوسفند و گاو بسيار داشت و فقير تنها يك برّه‌ى كوچك داشت. مسافر غريبى نزد شخص غنىّ آمد، او بخل كرد و از مال خودش خرج نكرد، بلكه برّه‌ى مرد فقير را ذبح كرد تا از مسافر غريب پذيرايى كند، اكنون فتواى داود چيست؟

داود عصبانى شد و گفت: كسى كه اين كار را كرده مستحقّ قتل است، او بايد چهار گوسفند به جاى يك گوسفند بدهد. سؤال كننده گفت: اى داود! آن مرد تويى! داود فهميد كه مرادش از طرح سؤال اين بود كه تو كه همسر داشتى چرا همسر همسايه‌ات را با توطئه تصاحب كردى؟ لذا داود ناراحت شد و توبه كرد!!

پیام ها

1- قضاوت، نبايد عجولانه و بر اساس شنيدن سخن يكى از طرفين باشد.

(حضرت داود با شنيدن سخن يك نفر از طرفين دعوا قضاوت كرد و فرمود:

«لَقَدْ ظَلَمَكَ» و به همين دليل از خداوند عذر خواست).

2- افزون‌طلبى ظلم است گرچه انسان موفق به افزودن نشود. «ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى‌ نِعاجِهِ»

3- انسان مى‌تواند مالك اموال زياد باشد. حضرت داود از داشتن 99 ميش انتقاد نكرد، بلكه از افزون‌طلبى ظالمانه برادر انتقاد كرد). لَقَدْ ظَلَمَكَ‌ ...

4- در انتخاب همكار و شريك بايد محور كار، ايمان و عمل صالح باشد وگرنه خطر كلاهبردارى و تجاوز به حقوق شركاء در پيش است. كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي‌ ... إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا

5- ايمان و عمل صالح در كنار هم كارسازند. «آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ»

جلد 8 - صفحه 97

6- شركت، بسترى براى لغزش و ضايع كردن حقّ شريك است. «كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي»

7- اقتصاد سالم در سايه‌ى ايمان و عمل صالح است. لَيَبْغِي‌ ... إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ‌

8- كسانى كه حقّ ديگران را مراعات كنند بسيار كمند. «قَلِيلٌ ما هُمْ»

9- آزمايش حتّى براى پيامبران الهى مطرح است. «أَنَّما فَتَنَّاهُ»

10- سفارش به ايمان و عمل صالح و مراعات حقوق مردم بهترين رهنمود است.

(از حضرت داود رهنمود خواستند: «اهْدِنا إِلى‌ سَواءِ الصِّراطِ» حضرت فرمود: كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي‌ ... إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا ...

11- انبيا به خاطر ساده‌ترين لغزش، بهترين نوع انابه و توبه را از خود نشان مى‌دادند. (ترك اولاى حضرت داود اين بود كه قبل از شنيدن سخن هر دو طرف قضاوت كرد). «فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ»

12- توبه‌ى فورى ارزش زيادى دارد. «فَاسْتَغْفَرَ» (حرف فاء)

13- ربوبيّت الهى زمينه درخواست آمرزش است. «فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ»

14- حقوق مردم به قدرى مهم است كه عجله در داورى حتّى اگر از پيامبر معصوم سر زند بايد همراه با استغفار باشد. «فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ»

15- ركوع در نماز، قبل از اسلام نيز بوده است. «خَرَّ راكِعاً»

16- توبه بايد هم ظاهرى باشد و هم درونى و عمقى. «خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ»

17- توبه‌ى فورى، پذيرش فورى را به دنبال دارد. فَاسْتَغْفَرَ ... فَغَفَرْنا لَهُ‌

18- توبه، غير از جبران گذشته، آينده را نيز تأمين مى‌كند. «فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى‌ وَ حُسْنَ مَآبٍ»

19- مقام معنوى، آن گاه ارزش دارد كه همراه با حسن عاقبت و تأمين آينده باشد. «لَزُلْفى‌ وَ حُسْنَ مَآبٍ»

20- گاهى دنيا و آخرت براى يك نفر جمع مى‌شود. «شَدَدْنا مُلْكَهُ‌- سَخَّرْنَا الْجِبالَ‌ مَعَهُ‌- عِنْدَنا لَزُلْفى‌ وَ حُسْنَ مَآبٍ»



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج9، ص211

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه