آیه 50 سوره یس

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۸ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَىٰ أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<49 آیه 50 سوره یس 51>>
سوره : سوره یس (36)
جزء : 23
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

پس (در آن لحظه مرگ) نه توانایی سفارشی دارند و نه به اهل بیت خود رجوع توانند کرد.

[فریادی که وقتی بر سر آنان زده شود] نه می توانند وصیتی کنند و نه [اگر بیرون خانه باشند] می توانند به خانواده خود برگردند،

آنگاه نه توانايى وصيّتى دارند و نه مى‌توانند به سوى كسان خود برگردند.

آنچنان كه ياراى وصيتى نداشته باشند و نتوانند نزد كسان خويش بازگردند.

(چنان غافلگیر می‌شوند که حتّی) نمی‌توانند وصیّتی کنند یا به سوی خانواده خود بازگردند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Then they will not be able to make any will, nor will they return to their folks.

So they shall not be able to make a bequest, nor shall they return to their families.

Then they cannot make bequest, nor can they return to their own folk.

No (chance) will they then have, by will, to dispose (of their affairs), nor to return to their own people!

معانی کلمات آیه

  • توصية: سفارش و وصيت. اصل آن «وصى» به معنى متصل شدن و متصل كردن است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ يَقُولُونَ مَتى‌ هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ «48»

(كفّار) مى‌گويند: اگر راست مى‌گوئيد، اين وعده (قيامت) چه وقت فرا مى‌رسد؟

ما يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ «49»

آنان جز يك صيحه (مرگبار) را انتظار نمى‌كشند كه آنان را فرا خواهد گرفت، در حالى كه به مخاصمه و جدال سرگرمند.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌7، ص: 545

فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لا إِلى‌ أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ «50»

پس در آن حال، نه توان وصيّتى دارند و نه مى‌توانند به سوى خانواده‌هايشان باز گردند.

پیام ها

1- كفّار، دليلى بر انكار قيامت ندارند و تنها با طرح اين سؤال كه قيامت چه زمانى است، آن را به استهزا مى‌گيرند. «مَتى‌ هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ»

2- معيّن نبودن زمان امرى، دليل بر واقع نشدن آن نيست. «مَتى‌ هذَا الْوَعْدُ»

3- قيامت، وعده الهى است. «هذَا الْوَعْدُ»

4- كفّار، انبيا و مؤمنان را دروغگو مى‌پندارند. «إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ»

5- قيامت خبر نمى‌كند، اين همه غفلت و استهزا چرا؟ «صَيْحَةً واحِدَةً»

6- قيامت كه بيايد، نه زبان تاب سخن دارد و نه پا توان فرار. فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لا ... يَرْجِعُونَ‌

7- برپايى قيامت پس از يك صيحه مرگبار است. «صَيْحَةً واحِدَةً»

8- پايان دنيا و آغاز قيامت در حالى خواهد بود كه مردم سرگرم جدال و كشمكش روزانه‌اند. «تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ»

9- وابستگى‌ها و دل‌بستگى‌ها در دنيا، كارساز است. با قيام قيامت، همه بندها گسسته مى‌شود. «وَ لا إِلى‌ أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ»

تفسير نور(10جلدى)، ج‌7، ص: 546



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج9، ص91

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه