آیه 46 سوره قصص

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۰ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۵۴ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَمَا كُنْتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَٰكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<45 آیه 46 سوره قصص 47>>
سوره : سوره قصص (28)
جزء : 20
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و تو وقتی که ما (به موسی) ندا کردیم در جانب کوه طور نبودی و لیکن (وحی قصص موسی و سایر رسل به مقتضیات) لطف پروردگار توست (به تو) تا قومی را که بر آنان پیمبر منذری پیش از تو نیامده (و کتاب آسمانی به دست ندارند از خدا) بترسانی، باشد که متذکر شوند (و راه هدایت پیش گیرند).

و زمانی که ما موسی را ندا دادیم، تو در ناحیه طور نبودی ولی به سبب رحمتی از پروردگارت [سرگذشت موسی را به تو وحی کردیم] تا به مردمی که پیش از تو [تا زمان عیسی] بیم دهنده ای برای آنان نیامده بود، بیم دهی تا متذکّر و هوشیار شوند.

و آندم كه [موسى را] ندا درداديم، تو در جانب طور نبودى، ولى [اين اطّلاع تو] رحمتى است از پروردگار تو، تا قومى را كه هيچ هشداردهنده‌اى پيش از تو برايشان نيامده است بيم دهى، باشد كه آنان پندپذيرند.

تو در كنار طور نبودى آنگاه كه موسى را ندا در داديم. ولى اين رحمتى است از جانب پروردگارت تا مردمى را كه پيش از تو بيم‌دهنده‌اى نداشتند، بيم دهى. باشد كه پندپذير شوند.

تو در کنار طور نبودی زمانی که ما ندا دادیم؛ ولی این رحمتی از سوی پروردگارت بود (که این اخبار را در اختیار تو نهاد) تا بوسیله آن قومی را انذار کنی که پیش از تو هیچ انذارکننده‌ای برای آنان نیامده است؛ شاید متذکّر شوند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And you were not on the side of the Mount when We called out [to Moses], but [We have sent you as] a mercy from your Lord that you may warn a people to whom there did not come any warner before you, so that they may take admonition.

And you were not on this side of the mountain when We called, but a mercy from your Lord that you may warn a people to whom no warner came before you, that they may be mindful.

And thou was not beside the Mount when We did call; but (the knowledge of it is) a mercy from thy Lord that thou mayst warn a folk unto whom no warner came before thee, that haply they may give heed.

Nor wast thou at the side of (the Mountain of) Tur when we called (to Moses). Yet (art thou sent) as Mercy from thy Lord, to give warning to a people to whom no warner had come before thee: in order that they may receive admonition.

معانی کلمات آیه

«رَحْمَةً»: مفعول له یا خبر (کانَ) محذوف است. «مَآ أَتَاهُمْ مِن نَّذِیرٍ»: تا حال پیغمبری برای ایشان نیامده است. مراد نیامدن پیغمبری به سرزمین عربستان بدین زودیها است؛ نه از آغاز جهان تا روزگار خاتم پیغمبران. چرا که به فرموده قرآن هیچ ملّتی بدون پیغمبر نبوده است.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا وَ لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ «46»

وآنگاه كه ما (موسى را) ندا داديم، تو در كنار كوه طور نبودى، ليكن (اين وحى و اطلاع از اخبار گذشتگان) رحمتى است از جانب پروردگارت تا تو (به واسطه‌ى آن) قومى را كه پيش از تو هشدار دهنده‌اى برايشان نيامده بود، هشداردهى، شايد آنان متذكّر شوند.

جلد 7 - صفحه 65

پیام ها

1- انبيا بدون اتصال به عالم وحى، همچون ساير مردم اخبار غيبى را نمى‌دانند.

ما كُنْتَ‌ ...

2- مقايسه (بين جهل و علم، عجز و قدرت، فقر و غنا، نقص و كمال،) كليد خودشناسى و خداخواهى است. ما كُنْتَ‌ ... لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ‌

3- خاطرات قرآنى، همگى از سرچشمه وحى است. «ما كُنْتَ‌ ... إِذْ نادَيْنا»

4- بيان داستان‌هاى حقيقى و عبرت‌آموز قرآن، وسيله‌اى براى تربيت و هشدار است. «رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ»

5- انذار خلق، جلوه‌اى از رحمت خداست. «رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ»

6- براى هدايت افراد غافل، انذار و هشدار، كارسازتر است. «لِتُنْذِرَ- مِنْ نَذِيرٍ» (با اين‌كه رسالت پيامبران در قالب مجموعه‌اى از بشارات و انذارهاست، ولى از آنجاكه انذار اثر بيشترى در روحهاى غفلت‌زده دارد، در قرآن توجّه بيشترى به مسأله‌ى انذار شده است.)

7- مردم در انتخاب راه و عقيده آزادند و اجبارى در پذيرش دعوت پيامبران ندارند. لِتُنْذِرَ ... لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ‌

8- انسان‌ها، به واسطه‌ى فطرت، مسائلى را در ضمير خويش مى‌دانند، ولى براى جلوگيرى از فراموشى، بايد آنها را تذكّر داد. «يَتَذَكَّرُونَ»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه