آیه 66 سوره نمل

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۳ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ ۚ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْهَا ۖ بَلْ هُمْ مِنْهَا عَمُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<65 آیه 66 سوره نمل 67>>
سوره : سوره نمل (27)
جزء : 20
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

بلکه به روز قیامت دانا شوند و تدارک کار کنند (هیهات) بلکه اینان از قیامت هم در شک و ریبند بلکه به کلی از عالم آخرت (بی‌خبر و از مشاهده آن جهان) کورند.

بلکه دانش و آگاهی آنان نسبت به آخرت [به خاطر هزینه کردن عمرشان در امور مادی] به پایان رسیده، بلکه درباره آخرت در تردیدند، بلکه اینان از [فهم] آن کور دل‌اند،

[نه،] بلكه علم آنان در باره آخرت نارساست؛ [نه،] بلكه ايشان در باره آن ترديد دارند؛ [نه،] بلكه آنان در مورد آن كوردلند.

در باب آخرت به يقين رسيدند؟ نه، همچنان در شك هستند، كه مردمى نابينايند.

آنها [= مشرکان‌] اطلاع صحیحی درباره آخرت ندارند؛ بلکه در اصل آن شکّ دارند؛ بلکه نسبت به آن نابینایند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Do they comprehend the knowledge of the Hereafter? No, they are in doubt about it. Indeed, they are blind to it.

Nay, their knowledge respecting the hereafter is slight and hasty; nay, they are in doubt about it; nay, they are quite blind to it

Nay, but doth their knowledge reach to the Hereafter? Nay, for they are in doubt concerning it. Nay, for they cannot see it.

Still less can their knowledge comprehend the Hereafter: Nay, they are in doubt and uncertainty thereanent; nay, they are blind thereunto!

معانی کلمات آیه

  • ادارك: درك (بر وزن شرف) و ادراك: رسيدن به چيزى «ادارك» در اصل تدارك است «تاء» به «دال» عوض شده و در آن ادغام گرديده است و براى حذر از ابتداء به ساكن همزه مكسوره به اول آن آمده است، بعضى «ادارك» را به معنى «تمام شد، به آخر رسيد، مضمحل شد» گفته‏‌اند چنان كه در جوامع الجامع نقل فرموده است الميزان فرمايد: تدارك آنست كه اجزاء شى‏ء پشت سرهم آيد تا چيزى از آنها باقى نماند.
  • عمون: راغب گويد: فاقد بصيرت را اعمى و عمى (بر وزن كتف) گويند جمع «عمي» عمون است يعنى فاقدان بصيرت.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ «65»

بگو: جز خداوند، هيچ كس در آسمان‌ها و زمين، غيب نمى‌داند و كسى نمى‌داند چه زمانى برانگيخته خواهد شد.

بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ «66»

بلكه علم مشركان در قيامت به كمال خواهد رسيد، بلكه آنان (امروز) درباره‌ى آن (آخرت) در شك هستند، بلكه نسبت به (چگونگى) وقوع آن كورند.

وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَ إِذا كُنَّا تُراباً وَ آباؤُنا أَ إِنَّا لَمُخْرَجُونَ «67»

و كسانى كه كفر ورزيدند، گفتند: آيا هرگاه ما و پدرانمان (بعد از مرگ) خاك شديم، آيا حتماً (زنده از گور) بيرون آورده مى‌شويم؟

لَقَدْ وُعِدْنا هذا نَحْنُ وَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ «68»

در حقيقت به ما و نياكانمان از قبل، اين وعده داده شده، (لكن) اين وعده جز افسانه‌هاى پيشينيان چيز ديگرى نيست.

جلد 6 - صفحه 448

نکته ها

غيب، چند نوع است: نوعى از آن را خداوند به انبيا مى‌آموزد، «تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ» «1» ولى نوعى ديگر نظير علم به زمان وقوع قيامت، مخصوص ذات مقدّس اوست.

كلمه‌ى‌ «مَنْ» براى موجودات باشعور است، بنابراين چه بسا در آسمان‌ها علاوه بر فرشتگان موجودات باشعورى باشند كه در قيامت همچون انسان‌ها مبعوث شوند.

جمله‌ى‌ «بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ» نظير جمله‌ «كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ» «2» است.

كلمه‌ى‌ «ادَّارَكَ» از «تدارك» به معناى پيوستن و ملحق شدن اجزا مى‌باشد. يعنى مشركان در دنيا گرفتار تشتّت فكرند، ولى در آخرت اطلاعات آنها بهم پيوسته و به علم مى‌رسند، البتّه ديگر چه سود!

كلمه‌ «أَساطِيرُ» جمع «اسطوره» به‌معناى افسانه است. كافران به پيامبران تهمت مى‌زدند كه آنچه درباره‌ى قيامت مى‌گوييد، مطالب بى‌اساسى است كه براى سرگرمى بيان مى‌شود.

پیام ها

1- انكار معاد، كفر است. «قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا»

2- اگر حقيقتى را ما نپذيرفتيم، دليل آن نيست كه واقع نمى‌شود يا وجود ندارد. «أَ إِذا كُنَّا»

3- تكرار سؤال، همراه با ناباورى، نشانه‌ى انكار است. «أَ إِذا- أَ إِنَّا»

4- يكى از كارهاى دشمنان، ايجاد شك در مسايل عقيدتى است. «أَ إِنَّا لَمُخْرَجُونَ»

5- قديمى بودن حرف، نشانه‌ى ضعف آن نيست. لَقَدْ وُعِدْنا هذا ... مِنْ قَبْلُ‌

6- همه‌ى انبيا وعده‌ى معاد مى‌دادند. «لَقَدْ وُعِدْنا هذا نَحْنُ وَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ»

7- خلافكار، دنبال يافتن شريك جرم است. «نَحْنُ وَ آباؤُنا»

8- افسانه خواندن سخنان انبيا، يكى از حربه‌هاى كافران است. «أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ»

«1». هود، 49.

«2». نبأ، 4- 5.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌6، ص: 449



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج‏7، ص476-477

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه