آیه 50 سوره نور
| <<49 | آیه 50 سوره نور | 51>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
آیا در دلهایشان مرض (جهل و نفاق) است یا شک و ریبی دارند یا میترسند که خدا و رسول (در مقام قضاوت) بر آنها جور و ستمی کنند؟ (خدا ظلم نخواهد کرد) بلکه آنها خود مردمی ظالم و متعدیند.
آیا در دل هایشان بیماری [نفاق] است یا [در دین خدا] شک کرده اند یا می ترسند که خدا و پیامبرش بر آنان ستم کند؟ [چنین نیست] بلکه اینان خود ستمکارند.
آيا در دلهايشان بيمارى است، يا شك دارند، يا از آن مىترسند كه خدا و فرستادهاش بر آنان ستم ورزند؟ [نه،] بلكه خودشان ستمكارند.
آيا در دلهايشان مرضى است يا در ترديد هستند يا بيم آن دارند كه خدا و پيامبرش بر آنها ستم كنند؟ نه، آنان خود ستم پيشگانند.
آیا در دلهای آنان بیماری است، یا شکّ و تردید دارند، یا میترسند خدا و رسولش بر آنان ستم کنند؟! نه، بلکه آنها خودشان ستمگرند!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- يحيف: حيف: ميل در حكم به طرف ظلم. كه آن را حكم جور گويند. «حاف عليه حيفا: جار و ظلم» اين كلمه فقط يك بار در كلام اللَّه آمده است «ان يحيف»: اينكه ستم كند.[۱]
نزول
شأن نزول آیات 49 و 50:
سدى گوید: آیه 48 و این آیات درباره عثمان بن عفان نازل شده هنگامى که رسول خدا صلى الله علیه و آله در جنگ با بنىالنضیر پیروز شد و غنائم آن را تقسیم کرد، عثمان به على گفت: نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم برو و فلان زمین از اراضى بنىالنضیر را از او درخواست کن، اگر به تو بخشید من با تو در آن زمین شریک میشوم.
على گفت: این درخواست را تو از رسول خدا صلی الله علیه و آله بنما. اگر به تو بخشید، من با تو شریک خواهم شد. عثمان قبول کرد و زمین را از پیامبر تقاضا کرد پیامبر زمین مزبور را به عثمان داد.
على از عثمان خواست که طبق معاهده قبلى او را در زمین مزبور شریک بسازد. عثمان امتناع کرد، على گفت: باید این منازعه را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله ببریم. عثمان قبول نکرد، وقتى از عثمان پرسیدند چرا نزاع مزبور را نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نمى برید. گفت: چون پیامبر پسرعموى على است، میترسم به نفع على قضاوت و داورى نماید سپس این آیات نازل گردید. وقتى نزول این آیات به گوش عثمان رسید، نزد پیامبر آمد و اقرار به مشارکت على با خود در آن زمین نمود.[۲]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ «50»
آيا در دلهايشان بيمارى است، يا دچار شك شدهاند، يا بيم آن دارند كه خداوند و پيامبرش حقّى از آنان ضايع كنند؟ (نه)، بلكه آنان خود ستمگرند.
جلد 6 - صفحه 202
نکته ها
كلمهى «حيف» به معناى خروج از اعتدال، از روى ظلم و جور است.
پیام ها
1- بىايمانى، يك مرض روحى است. وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ ... أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
2- دليل اعراض از داورى پيامبر سه چيز است: بيمارىهاى روحى، ترديد و سوءظن. «أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ»
3- شك و سوءظن به خدا، ظلم است. (ظلم به خود و انبيا) «أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




