آیه 97 سوره انبیاء
| <<96 | آیه 97 سوره انبیاء | 98>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و وعده (ثواب و عقاب) حق بسیار نزدیک شود و ناگهان چشم کافران از حیرت بیحرکت فرو ماند (و فریاد کنند) ای وای بر ما که از این روز غافل بودیم بلکه سخت به راه ستمکاری شتافتیم.
و آن وعده حق [که قیامت است] نزدیک شود، پس ناگهان چشم های کافران خیره شود [و گویند:] وای بر ما! که ما از این روز در بی خبری سنگینی قرار داشتیم، بلکه ما ستمکار بودیم.
و وعده حق نزديك گردد، ناگهان ديدگان كسانى كه كفر ورزيدهاند خيره مىشود [و مىگويند:] «اى واى بر ما كه از اين [روز] در غفلت بوديم، بلكه ما ستمگر بوديم.»
و آن وعده راستين نزديك گردد و چشمان كافران همچنان خيره ماند: واى بر ما، ما از اين حال غافل بوديم. نه، كه ستمكار مىبوديم.
و وعده حقّ [= قیامت] نزدیک میشود؛ در آن هنگام چشمهای کافران از وحشت از حرکت بازمیماند؛ (میگویند:) ای وای بر ما که از این (جریان) در غفلت بودیم؛ بلکه ما ستمکار بودیم!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
شاخصة: شخوص چشم به معنى خيره شدن آنست و آن اينكه چشم باز بماند و برهم نيامده «شاخصه» خيره شونده، يعنى چشم از شدت هول باز بماند و بر هم نيايد و نتواند از شيء مهول چشم بردارد..[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا بَلْ كُنَّا ظالِمِينَ «97»
و وعدهى حقّ (برپايى قيامت) نزديك گرديد، پس در آن هنگام چشمهاى كفّار (از وحشت و حيرت) خيره و باز ماند (و با خود گويند:) اى واى بر ما! براستى كه ما از اين (روز) در غفلت بوديم، بلكه ما ستمگر بوديم.
نکته ها
كلمهى «شاخِصَةٌ» از مادهى «شخوص» به معناى خارج شدن از مكانى بسوى مكان ديگر است و چون در هنگام تعجّب، چشم حالتى پيدا مىكند كه گويا مىخواهد از حدقه خارج شود، لذا به اين حالت چشم نيز شخوص مىگويند.
گرچه قيامت در نظر دور مىنمايد، ولى در حقيقت نزديك است. «اقْتَرَبَ الْوَعْدُ» اين نزديك بودن، در آيات ديگر نيز مورد تأكيد قرار گرفته است. از جمله در آيه اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ ... «1» و «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَراهُ قَرِيباً» «2»
پیام ها
1- هجوم فتنهگران (يأجوج و مأجوج) نشانهى پايان عمر دنيا و نزديكى قيامت است. حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ ... وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُ
2- وقوع قيامت، قطعى و حتمى است. «اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ»
«1». قمر، 1.
«2». معارج، 7- 8.
جلد 5 - صفحه 496
3- قيامت و حوادث آن، ناگهانى است. «فَإِذا هِيَ»
4- قيامت، روز بُهت و حيرت است. «شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ»
5- قيامت، روز بيدارى و تأسف وجدانهاى خفته است. «يا وَيْلَنا»
6- غفلت از قيامت، از نشانههاى بارز كفر و كافران است. كَفَرُوا ... كُنَّا فِي غَفْلَةٍ
7- ريشه همهى انحرافها و بدبختىها، غفلت است. «كُنَّا فِي غَفْلَةٍ»
8- غفلت از قيامت، مايهى ستم به خود و ديگران است. كُنَّا فِي غَفْلَةٍ ... كُنَّا ظالِمِينَ
9- قيامت، روز اقرار و اعتراف است. «كُنَّا ظالِمِينَ»
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




