آیه 129 سوره طه

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۴۱ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى

مشاهده آیه در سوره


<<128 آیه 129 سوره طه 130>>
سوره : سوره طه (20)
جزء : 16
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

اگر نه این بود که کلمه پروردگار (و تقدیر ازلیش بر این کار) سبقت یافته (که کافران و بدکاران این امت در قیامت به کیفر رسند) همانا عذاب (در دنیا بر آنها) لزوم می‌یافت و آن اجل معین فرا می‌رسید.

و اگر سنت و روشی از پروردگارت [نسبت به تأخیر افتادن عذاب از آنان] نگذشته بود و نیز مدتی که [برای زندگی آنان] مشخص و معین شده است، قطعاً عذاب خدا بدون تأخیر بر آنان لازم و حتم می شد.

و اگر سخنى از پروردگارت پيشى نگرفته و موعدى معين مقرر نشده بود، قطعاً [عذاب آنها] لازم مى‌آمد.

اگر نه سخنى بود كه پروردگارت پيش از اين گفته و زمان را معين كرده بود، عذابشان در اين جهان حتمى مى‌بود.

و اگر سنّت و تقدیر پروردگارت و ملاحظه زمان مقرّر نبود، عذاب الهی بزودی دامان آنان را می‌گرفت!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Were it not for a prior decree of your Lord and a specified time, [their doom] would have attended [their guilt].

And had there not been a word (that had) already gone forth from your Lord and an appointed term, it would surely have been made to cleave (to them).

And but for a decree that had already gone forth from thy Lord, and a term already fixed, the judgment would have been inevitable (in this world).

Had it not been for a Word that went forth before from thy Lord, (their punishment) must necessarily have come; but there is a Term appointed (for respite).

معانی کلمات آیه

لزاما: لزام: لازم شدن، آن مصدر به معنى فاعل (ملازم) است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

أَ فَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى‌ «128»

پس آيا مردمانى كه پيش از اين مورد قهر و هلاكت ما قرار گرفتند و (اينان امروز) در خانه‌هاى آنان رفت و آمد مى‌كنند، براى هوشيارى و هدايتشان كافى نيست؟! همانا در آن (حوادث) براى صاحبان عقل و انديشه نشانه‌ها و عبرت‌هاست.

وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكانَ لِزاماً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى «129»

و اگر سنّت و تقدير پروردگارت و (ملاحظه‌ى) زمان مقرّر نبود، هر آينه عذاب الهى لازم مى‌آمد (و دامان آنان را نيز مى‌گرفت).

نکته ها

كلمه «نُهى» جمع «نُهيه» به معناى چيزى است كه انسان را از زشتى‌ها نهى مى‌كند و از اين روى به عقل، «نهيه» گفته مى‌شود، زيرا انسان را از هوسها بازمى‌دارد. بنابراين عقل واقعى، علاوه بر انديشيدن و فهميدن، سبب دور شدن از خطرها و بدى‌ها مى‌شود.

«قَرن» به معناى قوم و مردمى است كه در يك زمان زندگى مى‌كنند و گاهى به خود زمان نيز گفته مى‌شود. «لزام» به معناى امر ملازم و حتمى است.

مراد از «كَلِمَةٌ سَبَقَتْ» همان جمله‌اى است كه خداوند هنگام هبوط به حضرت آدم فرمود: «1» «وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‌ حِينٍ» «2»*

اهل مكّه در سفرهاى خود از مكان‌هاى قوم عاد و ثمود مى‌گذشتند و آثار باقيمانده و خرابه‌هاى آنها را مى‌ديدند. خداوند در اين آيات به آنان هشدار مى‌دهد كه سرنوشت آنان را


«1». تفسير الميزان.

«2». بقره، 36.

جلد 5 - صفحه 408

فراموش نكنيد وبا تفكّر وانديشه در آثار آنان، درس عبرت بگيريد. «1»

پیام ها

1- تاريخ، بهترين معلّم و صادق‌ترين واعظ است، هر كس از آن عبرت نگيرد، سزاوار توبيخ است. أَ فَلَمْ يَهْدِ ...

2- تهديدات الهى را جدّى بگيريم. كَمْ أَهْلَكْنا ...

3- تحوّلات تاريخى به دست خداوند است. أَهْلَكْنا ...

4- علم به تنهايى كافى نيست، عبرت لازم است. آنان با رفت و آمد خود ماجرا را مى‌بينند، ولى غافلند. «يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ»

5- مناطق مخروبه و مقهوره، براى هر صاحب عقلى مايه تأمل و انديشه است. «لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى‌»

6- در بازديد از آثار باستانى، تنها به جنبه تفريحى آن اكتفا نشود. «لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى‌» هركس عبرت نگيرد بى‌خرد است.

7- هركسى چشم عبرت بين ندارد، عبرت گرفتن مخصوص كسانى است كه نفس خود را از آلودگى‌ها باز دارند. «لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى‌»

8- تاريخ داراى فلسفه وبراساس قانون علّت و معلول است. «كَمْ أَهْلَكْنا- لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى‌» آرى هلاكت اقوام پيشين براساس دلايلى بود كه اگر امروز نيز آن امور باشد، همان هلاكت‌ها خواهد بود.

9- سنّت الهى بر مبناى برنامه وزمان‌بندى و مهلت دادن است وگرنه مجرمان فوراً به هلاكت مى‌رسيدند. وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ ... (هر امّتى زمانى خاص دارد)

10- ستمكاران بى‌ايمان از تأخير عذاب الهى مغرور نشوند. «كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ»

11- خداوند، مجرمان را پس از اتمام حجّت عذاب مى‌كند. «لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ»

12- عمر انسان‌ها براساس برنامه و زمان‌بندى است. «أَجَلٌ مُسَمًّى»


«1». تفاسير الميزان وتبيان.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌5، ص: 409



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه