آیه 5 سوره مریم

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۳۴ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا

مشاهده آیه در سوره


<<4 آیه 5 سوره مریم 6>>
سوره : سوره مریم (19)
جزء : 16
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و من از این وارثان کنونی (که پسر عموهای من هستند) برای پس از خود بیمناکم (مبادا که پس از من در مال و مقامم خلف صالح نباشند و راه باطل پویند) و زوجه من هم نازا و عقیم است، تو از لطف خاص خود فرزندی به من عطا فرما.

و همانا من پس از خود از خویشاوندانم بیمناکم، و همسرم [از شروع زندگی] نازا بوده است، پس مرا از سوی خود فرزندی عطا کن.

و من پس از خويشتن از بستگانم بيمناكم و زنم نازاست، پس از جانب خود ولىّ [و جانشينى‌] به من ببخش،

من پس از مرگ خويش، از خويشاوندانم بيمناكم و زنم نازاينده است. مرا از جانب خود فرزندى عطا كن،

و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسداری از آیین تو را نگاه ندارند)! و (از طرفی) همسرم نازا و عقیم است؛ تو از نزد خود جانشینی به من ببخش...

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Indeed I fear my kinsmen, after me, and my wife is barren. So grant me from Yourself an heir

And surely I fear my cousins after me, and my wife is barren, therefore grant me from Thyself an heir,

Lo! I fear my kinsfolk after me, since my wife is barren. Oh, give me from Thy presence a successor

"Now I fear (what) my relatives (and colleagues) (will do) after me: but my wife is barren: so give me an heir as from Thyself,-

معانی کلمات آیه

موالى: ولى بر وزن عقل در اصل به معنى نزديكى است. در مجمع البيان فرموده: عموزاده را مى‏ گويند كه در نسب به انسان نزديك است. مراد از موالى در آيه عموزاده ‏ها است. چنان كه خواهد آمد.

عاقر: عقر: بريدن. عاقر: زن عقيم و مرد عقيم. عاقر فقط سه بار در قرآن مجيد آمده و همه درباره زن زكريّا است. راغب در وجه اين تسميه فرموده است گويى زن نطفه مرد را عقر و قطع مى ‏كند.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا «4»

(زكريّا) گفت: پروردگارا! همانا استخوانم سست شده، و (موى) سرم از شعله‌ى پيرى، سفيد شده است و پروردگارا! من هرگز در دعاى تو (از اجابت) محروم نبوده‌ام.

وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا «5»

و همانا من براى پس از (مرگ) خود، از بستگانم بيمناكم و همسرم نازا بوده است، پس از جانب خود جانشينى (فرزندى) به من عطا فرما.

جلد 5 - صفحه 244

نکته ها

«عاقِرٌ» به مرد يا زنى گفته مى‌شود كه از او فرزندى به عمل نمى‌آيد. «اشتعال» به معناى زبانه كشيدن آتش و انتشار آن است. بنابراين، جمله‌ى‌ «وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ» يعنى سفيدى موها در سر من، مثل آتش شعله كشيده و منتشر شده است.

با توجّه به آيه 38 آل‌عمران، كه دعاى زكريّا را چنين نقل مى‌كند: «رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً» معلوم مى‌شود كه مراد از «وَلِيًّا» در اين آيه، فرزند صالحى است كه جانشين پدر باشد.

در دعا، گاهى رابطه‌ى بنده و خداوند به قدرى تنگاتنگ مى‌شود كه به جاى «يا رب»، «رَبِّ» مى‌گويد. «1»

امام صادق عليه السلام فرمود: نگرانى زكريّا از عمو وپسر عموهايش بود. «2»

پیام ها

1- در دعا از كلمه‌ى‌ «رَبِّ» استمداد بجوييم، رَبِ‌ ... رَبِ‌ ... رَبِ‌ از ضعف‌هاى خود بگوييم، «وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً» نعمت‌ها و الطاف خدا را ذكر كنيم. «وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا» آنگاه حاجت خود را به زبان آوريم. «فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا»

2- پايه‌ى بدن آدمى استخوان است و ضعف استخوان، ضعف تمام بدن را به دنبال دارد. «وَهَنَ الْعَظْمُ»

3- مؤمن، هرگز از رحمت خدا مأيوس نمى‌شود. (زكريّا در پيرى از خداوند فرزند مى‌خواهد) رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ‌ ... لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا

4- انسان مأيوس، بدبخت وشقى است. «وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا» حتّى در سخت‌ترين شرايط، در دل مردان خدا يأس راه ندارد.

5- مردان خدا، از وارث بد مى‌ترسند. «خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي»

6- در بينش الهى، اراده خداوند بر عوامل طبيعى حاكم است. «فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ»


«1». تفسير فى‌ظلال‌القرآن.

«2». تفسير نورالثقلين.

جلد 5 - صفحه 245

7- با اينكه خداوند حاجات انسان را مى‌داند، امّا در دعا و ناله، بركاتى مانند آرامش روحى، تواضع و عبوديّت دعاكننده و مدح و ستايش خداوند نهفته است. إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ‌ ... فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا

8- فرزند، هبه‌ى آسمانى از جانب خداوند است. «فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ»

9- نه همسر نازا را رها كنيد و نه اميد خود را از دست بدهيد. كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً ... فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا

10- علاقه به جاودانگى و خلود، در فطرت بشر وجود دارد و انسان دوست ندارد فراموش شده و ابتر باشد. «فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا»

11- گرچه يكى از نگرانى‌هاى انسان، بى‌فرزند بودن است‌ «خِفْتُ»، ولى اولياى خدا فرزند را بيشتر براى تداوم اهداف معنوى خود مى‌خواهند. «وَلِيًّا»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه