آیه 93 سوره کهف

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۳۳ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمَا قَوْمًا لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا

مشاهده آیه در سوره


<<92 آیه 93 سوره کهف 94>>
سوره : سوره کهف (18)
جزء : 16
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

تا چون رسید میان دو سد (دو کوه بین دو کشور در شمال یا جنوب خاک ترکستان) آنجا قومی را یافت که سخنی فهم نمی‌کردند (و سخت وحشی و زبان نفهم بودند)

تا زمانی که میان دو کوه رسید، نزد آن دو کوه، قومی را یافت که هیچ سخنی را به آسانی نمی فهمیدند.

تا وقتى به ميان دو سد رسيد، در برابر آن دو [سد]، طايفه‌اى را يافت كه نمى‌توانستند هيچ زبانى را بفهمند.

تا به ميان دو كوه رسيد. در پس آن دو كوه مردمى را ديد كه گويى هيچ سخنى را نمى‌فهمند.

(و همچنان به راه خود ادامه داد) تا به میان دو کوه رسید؛ و در کنار آن دو (کوه) قومی را یافت که هیچ سخنی را نمی‌فهمیدند (و زبانشان مخصوص خودشان بود)!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

When he reached [the place] between the two barriers, he found between them a people who could hardly understand a word [of his language].

Until when he reached (a place) between the two mountains, he found on that side of them a people who could hardly understand a word.

Till, when he came between the two mountains, he found upon their hither side a folk that scarce could understand a saying.

Until, when he reached (a tract) between two mountains, he found, beneath them, a people who scarcely understood a word.

معانی کلمات آیه

«السَّدَّیْنِ»: تثنیه سَدّ، به معنی مانع و حاجز، و گاهی به کوه گفته می‌شود. مراد از دو کوه سلسله جبال سرزمین قفقاز میان دریای خزر و دریای سیاه است. «بَیْنَ السَّدَّیْنِ»: شاید مراد تنگه «داریال» باشد که در نقشه‌های موجود، میان «ولادی کیوکز» و «تفلیس» نشان داده می‌شود. «مِن دُونِهِمَا»: جدای از مردمان مغرب زمین و مردمان مشرِق زمین. در جلو آن دو کوه. در فراسوی آن دو کوه.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً «92»

سپس (براى سفرى ديگر از اسبابى كه در اختيار داشت) سببى را پيگيرى كرد.

حَتَّى إِذا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا «93»

تاآنگاه كه به ميان دو سدّ (كوه) رسيد، پشت آن دو كوه مردمى را يافت كه گويا هيچ سخنى را نمى‌فهميدند.

نکته ها

با توجّه به آيه بعد كه مردم، ذوالقرنين را به كمال، قدرت، دلسوزى و لياقت شناختند و ناامنى را مهم‌ترين مسئله تشخيص داده و حلّ آن را به دست ذوالقرنين دانستند و با او

جلد 5 - صفحه 223

گفتگو كردند. بنابراين مراد از جمله‌ «لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا» اين است كه فرهنگشان پايين بود. چنانكه در آيه‌ى 78 سوره‌ى نساء مى‌خوانيم: «فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً» چرا اينها هيچ سخن و گفتارى را نمى‌فهمند؟ كه مراد آيه، آشنايى نداشتن با زبان و لهجه‌ى خاصّى نيست، بلكه مراد اين است كه چرا در خط صحيح قرار نمى‌گيرند!؟

در اين سوره، سه ماجرا نقل شده است كه در هر سه، حركت و هجرت وجود دارد: هجرت اصحاب كهف، هجرت موسى براى ديدار خضر، هجرت ذوالقرنين؛ اوّلى هجرت براى حفظ ايمان است، دوّمى براى تحصيل دانش و سوّمى براى نجات محرومان مى‌باشد.

پیام ها

1- قوانين حاكم بر طبيعت را بايد كشف و بكار بست. «ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً»

2- هر حركت و هدف و سفرى، وسيله‌اى خاص نياز دارد. جمله‌ى‌ «أَتْبَعَ سَبَباً» براى هر حركت و سفرى تكرار شده است.

3- براى مردان خدا، توقّف از فعاليّت و فراغت و بازنشستگى معنى ندارد. «ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً»

4- پيشواى مردم بايد به مناطق ديگر هم سركشى كند و در جريان اوضاع قرار گيرد. حَتَّى إِذا بَلَغَ‌ ...

5- تا حركت و كاوش نباشد، نيازها و واقعيّات شناخته نمى‌شود. إِذا بَلَغَ‌ ... وَجَدَ

6- خدمت به محرومان يك ارزش است، چه با فرهنگ باشند يا نباشند. «لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه