آیه 72 سوره کهف

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۳۲ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا

مشاهده آیه در سوره


<<71 آیه 72 سوره کهف 73>>
سوره : سوره کهف (18)
جزء : 15
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

گفت: آیا من نگفتم که هرگز ظرفیت و توانایی آنکه با من صبر کنی نداری؟

گفت: [ای موسی!] آیا نگفتم که تو هرگز نمی توانی بر همراهی من شکیبایی ورزی؟

گفت: «آيا نگفتم كه تو هرگز نمى‌توانى همپاى من صبر كنى؟»

گفت: نگفتم كه تو را شكيب همراهى با من نيست؟

گفت: «آیا نگفتم تو هرگز نمی‌توانی با من شکیبایی کنی؟!»

ترجمه های انگلیسی(English translations)

He said, ‘Did I not say that you cannot have patience with me?’

He said: Did I not say that you will not be able to have patience with me?

He said: Did I not tell thee that thou couldst not bear with me?

He answered: "Did I not tell thee that thou canst have no patience with me?"


تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَها قالَ أَ خَرَقْتَها لِتُغْرِقَ أَهْلَها لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً «71»

پس آن دو (موسى و خضر) به راه افتادند، تا آنكه سوار كشتى شدند. (خضر) آن را سوراخ كرد. موسى (از روى اعتراض يا تعجّب) گفت: آيا آن را سوراخ كردى تا سرنشينان آن را غرق كنى؟ راستى كه كار ناروايى انجام دادى!

قالَ أَ لَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً «72»

(خضر) گفت: آيا نگفتم تو هرگز نمى‌توانى همراه من شكيبا باشى؟

نکته ها

«خرق» به معناى پاره كردن چيزى از روى فساد و بدون مطالعه است. كلمه‌ى «امر» به كار مهم شگفت‌آور يا بسيار زشت گفته مى‌شود.

پیام ها

1- در آموزش، زمان را از دست ندهيد. «فَانْطَلَقا» (حرف «ف» نشانه فوريّت است)

2- همراهى افراد، گاهى تا پايان راه نيست. همسفر اوّل موسى، در ادامه راه با آنان نبود و موسى وخضر، دو نفرى به راه افتادند. «فَانْطَلَقا» و نفرمود: «فَانْطَلَقُوا»

جلد 5 - صفحه 204

3- فراگيرى علم، محدود به زمان و مكان و وسيله‌ى خاصّى نيست. «رَكِبا فِي السَّفِينَةِ» (در دريا و سوار بر كشتى و در سفر هم مى‌توان آموخت.)

4- اگر علم و حكمتِ كسى را پذيرفتيم بايد در برابر كارهايش، حتّى اگر به نظر ما عجيب آيد، سكوت كنيم. «السَّفِينَةِ خَرَقَها»

5- گاهى لازمه‌ى آموزش، خراب كردن است. «خَرَقَها»

6- هنگام خطر، هر كسى خود و منافع خود را مى‌بيند، ولى انبيا به فكر ديگرانند. «لِتُغْرِقَ أَهْلَها» و نفرمود: «لتغرقنا»

7- سوراخ كردن كشتى، به ظاهر هم تصرّف بى‌اجازه در مال ديگرى بود، هم زيان و خسارت رساندن بى‌دليل به مال و جان خود و ديگران، لذا حضرت موسى اعتراض كرد. «شَيْئاً إِمْراً»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه