آیه 66 سوره کهف

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۳۲ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

قَالَ لَهُ مُوسَىٰ هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَىٰ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا

مشاهده آیه در سوره


<<65 آیه 66 سوره کهف 67>>
سوره : سوره کهف (18)
جزء : 15
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

موسی به آن شخص دانا (و خضر زمان) گفت: آیا من تبعیت (و خدمت) تو کنم تا از علم لدنّی خود مرا بیاموزی؟

موسی به او گفت: آیا [اذن می دهی که] من تو را [به این هدف] پیروی کنم که از آنچه به تو آموخته اند، مایه رشدی به من بیاموزی؟

موسى به او گفت: «آيا تو را -به شرط اينكه از بينشى كه آموخته شده‌اى به من ياد دهى- پيروى كنم؟»

موسى گفتش: آيا با تو بيايم تا از آنچه به تو آموخته‌اند به من كمالى بياموزى؟

موسی به او گفت: «آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟»

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Moses said to him, ‘May I follow you for the purpose that you teach me some of the probity you have been taught?’

Musa said to him: Shall I follow you on condition that you should teach me right knowledge of what you have been taught?

Moses said unto him: May I follow thee, to the end that thou mayst teach me right conduct of that which thou hast been taught?

Moses said to him: "May I follow thee, on the footing that thou teach me something of the (Higher) Truth which thou hast been taught?"

معانی کلمات آیه

«عَلَی»: عَلی حرف جرّ است و در اینجا بیانگر معنی شرط است. «رُشْداً»: دانشی که موجب خیر و صلاح دین و دنیا شود. مصدر است و برای مبالغه در معنی وصفی به کار رفته است. یعنی: عِلْماً ذا رُشْدٍ. مفعول دوم فعل (تُعَلِّمَنی) است.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

قالَ لَهُ مُوسى‌ هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى‌ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً «66»

موسى به او (خضر) گفت: آيا (اجازه مى‌دهى) در پى تو بيايم، تا از آنچه براى رشد وكمال به تو آموخته‌اند، به من بياموزى؟

نکته ها

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: هنگامى كه موسى، خضر را ملاقات كرد، پرنده‌اى در برابر آنان‌

جلد 5 - صفحه 200

قطره‌اى از آب دريا را با منقارش برداشت و برزمين ريخت. خضر به موسى گفت: آيا رمز اين كار پرنده را دانستى؟ او به ما مى‌آموزد كه علم ما در برابر علم خداوند، همانند قطره‌اى در برابر دريايى بى‌كران است. «1»

در اين آيات كوتاه، نكات متعدّدى در ادب و تواضع نسبت به استاد ديده مى‌شود، از جمله:

الف: موسى شاگردى خود را با اجازه آغاز كرد. «هَلْ»

ب: خود را پيرو استاد معرّفى كرد. «أَتَّبِعُكَ»

ج: خضر را استاد معرفى كرد. «تُعَلِّمَنِ»

د: خود را شاگرد بخشى از علوم استاد دانست. «مِمَّا»

ه: علم استاد را به غيب پيوند داد. «عُلِّمْتَ»

و: تعليم استاد را اثربخش دانست. «رُشْداً»

ز: همانگونه كه خداوند به تو آموخت تونيز به من بياموز. «مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً»

ح: قول داد كه نافرمانى نكند. (دو آيه‌ى بعد): «لا أَعْصِي لَكَ أَمْراً»

ط: كارها و سخنان استاد را فرمان دانست. «لا أَعْصِي لَكَ أَمْراً»

ى: براى آينده و پايداريش وعده نداد و گفت: «إِنْ شاءَ اللَّهُ»

پیام ها

1- براى دريافت علم، بايد در مقابل استاد، ادب و تواضع داشت. هَلْ أَتَّبِعُكَ‌ ...

2- تواضع نسبت به عالمان واساتيد، از اخلاق انبياست. هَلْ أَتَّبِعُكَ‌ ...

3- كسى كه عاشق علم و آموختن است، تلاش وحركت مى‌كند. «هَلْ أَتَّبِعُكَ»

4- مسافرت با عالم و تحمّل سختى‌ها در راه كسب علم و دانش و رسيدن به رشد و كمال ارزش دارد. «هَلْ أَتَّبِعُكَ»

5- طالب علم بايد هدف داشته باشد و شخصيّت زده نباشد. «عَلى‌ أَنْ تُعَلِّمَنِ»

6- كارهاى الهى گرچه گاهى با معجزه پيش مى‌رود، ولى قانون اصلى، پيمودن‌


«1». تفاسير الميزان، نمونه و درّالمنثور.

جلد 5 - صفحه 201

مسير طبيعى است. موسى بايد شاگردى كند تا حكمت بياموزد. «أَنْ تُعَلِّمَنِ»

7- پيامبران اولواالعزم نيز از فراگيرى دانش دريغ نداشتند. «عَلى‌ أَنْ تُعَلِّمَنِ»

8- حضرت خضر، پيامبر و داراى علم لدنّى از سوى خدا بود. «عُلِّمْتَ»

9- پيمودن راه تكامل ورسيدن به معارف ويژه‌ى الهى، به معلّم و راهنما نياز دارد. «تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ»

10- علم انبيا، محدود و قابل افزايش است. تُعَلِّمَنِ مِمَّا ... (اعلم افراد زمان نيز محدوديّت علمى دارند.)

11- مراتب انبيا در بهره‌مندى از علم و كمال متفاوت است. تُعَلِّمَنِ مِمَّا ...

12- برخوردارى از تمام مراتب علم و كمال، شرط نبوّت نيست. «تُعَلِّمَنِ»

13- آگاهى به معارف وعلوم الهى، تضمين كننده رشد و كمال انسان است. «تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً»

14- علم به تنهايى هدف نيست، بلكه بايد مايه‌ى رشد باشد وانسان را به عمل صالح بكشاند و فروتنى آورد، نه غرور و مجادله. «1» «رُشْداً»


«1». پيامبر صلى الله عليه و آله در تعقيب نمازشان مى‌خواندند: «أعوذ بك من علمٍ لاينفع». بحار، ج 86، ص 18.



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه