آیه 42 سوره انفال

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۵۷ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَىٰ وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ ۚ وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ ۙ وَلَٰكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَىٰ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ ۗ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ

مشاهده آیه در سوره


<<41 آیه 42 سوره انفال 43>>
سوره : سوره انفال (8)
جزء : 10
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

همان زمانی که سپاه شما در وادی نزدیک و دشمن به مکانی دور (از شهر مدینه) بود و آن کاروان (تجاری ابو سفیان) فرو دست شما قرار داشتند، و اگر این کارزار به وعده و قرار شما با دشمن مقرر می‌شد در وعده‌گاه (از خوف و اندیشه در جنگ) اختلاف می‌کردید لیکن برای آنکه حکم ازلی و قضای حتمی را که خدا مقدر فرموده اجرا سازد (این رویارویی رخ داد) تا هر که هلاک شدنی است بعد از اتمام حجت هلاک شود و هر که لایق حیات ابدی است به اتمام حجت به حیات ابدی رسد و همانا خدا شنوا و داناست.

و [یاد کنید] هنگامی را که شما [در جنگ بدر] بر دامنه ای نزدیک تر به سطح زمین بودید [که برای جنگ جایی نامناسب بود] و دشمن در دامنه ای بالاتر [و مناسب برای جنگ] قرار داشت، و کاروان [تجاری قریش] در مکانی پایین تر ازشما بود [که توانست دور از دید شما بگریزد]؛ و اگر [برای رویارویی] با دشمن [زمانی معین و جایی مشخص] وعده می گذاشتید، نسبت به وعده گاه اختلاف می کردید [ظاهر امر نشان می داد که شکست حتمی با شما و پیروزی قطعی با دشمن است، ولی این پیروزی به صورتی غیر عادی نصیب شما شد] تا خدا پیروزی شما و شکست آنان را که [بر اساس اراده اش] انجام شدنی بود تحقق دهد، تا هر که هلاک می شود از روی دلیلی روشن هلاک شود، وهر که زندگی می کند ازروی برهانی آشکار زندگی کند؛ و یقیناً خدا شنوا و داناست.

آنگاه كه شما بر دامنه نزديكتر [كوه‌] بوديد و آنان در دامنه دورتر [كوه ]، و سواران [دشمن‌] پايين‌تر از شما [موضع گرفته‌] بودند، و اگر با يكديگر وعده گذارده بوديد، قطعاً در وعده‌گاه خود اختلاف مى‌كرديد، ولى [چنين شد] تا خداوند كارى را كه انجام‌شدنى بود به انجام رساند [و] تا كسى كه [بايد] هلاك شود، با دليلى روشن هلاك گردد، و كسى كه [بايد] زنده شود، با دليلى واضح زنده بماند، و خداست كه در حقيقت شنواى داناست.

شما در كرانه نزديك‌تر بيابان بوديد و آنها در كرانه دورتر بودند و آن قافله در مكانى فروتر از شما بود. اگر شما با يكديگر زمان جنگ را تعيين مى‌كرديد باز هم از آن تخلف مى‌ورزيديد تا كارى كه خدا مقرر كرده است واقع شود، تا هر كه هلاك مى‌شود به دليلى هلاك شود و هر كه زنده مى‌ماند به دليلى زنده ماند. هرآينه خدا شنوا و داناست.

در آن هنگام که شما در طرف پایین بودید، و آنها در طرف بالأ (و دشمن بر شما برتری داشت؛) و کاروان (قریش)، پایین تر از شما بود؛ (و وضع چنان سخت بود که) اگر با یکدیگر وعده می‌گذاشتید (که در میدان نبرد حاضر شوید)، در انجام وعده خود اختلاف می‌کردید؛ ولی (همه اینها) برای آن بود که خداوند، کاری را که می‌بایست انجام شود، تحقّق بخشد؛ تا آنها که هلاک (و گمراه) می‌شوند، از روی اتمام حجّت باشد؛ و آنها که زنده می‌شوند (و هدایت می‌یابند)، از روی دلیل روشن باشد؛ و خداوند شنوا و داناست.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

When you were on the nearer side, and they on the farther side, while the caravan was below you, and had you agreed together on an encounter, you would have certainly failed to keep the tryst, but in order that Allah may carry through a matter that was bound to be fulfilled, so that he who perishes might perish by a manifest proof, and he who lives may live on by a manifest proof, and Allah is indeed all-hearing, all-knowing.

When you were on the nearer side (of the valley) and they were on the farthest side, while the caravan was in a lower place than you; and if you had mutually made an appointment, you would certainly have broken away from the appointment, but-- in order that Allah might bring about a matter which was to be done, that he who would perish might perish by clear proof, and he who would live might live by clear proof; and most surely Allah is Hearing, Knowing;

When ye were on the near bank (of the valley) and they were on the yonder bank, and the caravan was below you (on the coast plain). And had ye trysted to meet one another ye surely would have failed to keep the tryst, but (it happened, as it did, without the forethought of either of you) that Allah might conclude a thing that must be done; that he who perished (on that day) might perish by a clear proof (of His Sovereignty) and he who survived might survive by a clear proof (of His Sovereignty). Lo! Allah in truth is Hearer, Knower.

Remember ye were on the hither side of the valley, and they on the farther side, and the caravan on lower ground than ye. Even if ye had made a mutual appointment to meet, ye would certainly have failed in the appointment: But (thus ye met), that Allah might accomplish a matter already enacted; that those who died might die after a clear Sign (had been given), and those who lived might live after a Clear Sign (had been given). And verily Allah is He Who heareth and knoweth (all things).

معانی کلمات آیه

العدوة: عدوه: كنار بيابان و درّه. «العدوة: شاطئ الوادى و جانبه». «العدوة الدنيا» يعنى : كناره نزديكتر به مدينه.

القصوى: قصو: دورى. اقصى: دورتر. قصوى مؤنث آنست.‏ «بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى» يعنى : كرانه دورتر از مدينه.

الركب: ركوب: سوار شدن. راكب شتر سوار را گويند. به اسب سوار فارس گفته مى‏ شود . ركب ، جمع راكب است به معنى : شتر سواران . منظور ، كاروان قريش است.

اسفل: سفل: پائينى. سافل: پائين. اسفل: پائين‏تر.

تواعدتم: مواعدة: وعده گذاشتن با همديگر. براى مفرد نيز آيد.

«ميعاد»: وعده.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى‌ وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ وَ لكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى‌ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ «42»

(به ياد آوريد) زمانى كه شما در جانب پايين بوديد و دشمنان در جانب بالا (بر شما برترى داشتند) و كاروان (تجارى ابوسفيان) از شما پايين‌تر بود و اگر قرار قبلى (براى جنگ هم) مى‌گذاشتيد، به توافق نمى‌رسيديد. (زيرا هم بالادست شما دشمن بود، هم پايين شما و شما بين دو صف مخالف بوديد و هرگز تن به چنين جنگى نمى‌داديد.) ولى (خداوند شما را در برابر عمل انجام شده قرار داد) تا كارى را كه خدا مى‌خواست، تحقّق بخشد، تا هركس (به گمراهى) هلاك مى‌شود، از روى حجّت و آگاهى هلاك شود و هر كس (به هدايت) حيات يافت، از روى دليل، حيات يابد و همانا خداوند شنوا و داناست.

نکته ها

«عدوة» از «عدو» به معناى حاشيه، كنار و اطراف است. كلمه‌ى «دنيا» از «دُنُوّ» به معناى پايين و نزديك‌تر و «قصوى» و «اقصى» به معناى دورتر و بالاتر است. كه اين دو بيانگر

جلد 3 - صفحه 324

منطقه‌ى عملياتى جنگ بدر است كه مسلمانان نزديكتر از كفار به مدينه بوده‌اند يا آنها در منطقه‌اى پايين‌تر و پست‌تر و دشمنان در بلندى و ارتفاع بوده‌اند.

در جنگ بدر، كفّار نه تنها از نظر سلاح و تعداد نفرات و آمادگى روحى و جسمى برترى داشتند، بلكه از نظر منطقه‌ى استقرار نيرو نيز برتر بودند و مى‌توانستند از كنار درياى احمر، راهى براى فرار پيدا كنند، ولى خداوند مسلمانان را كه تنها به قصد مصادره‌ى اموال كفّار آمده بودند، با آنان روبرو ساخت و چاره‌اى جز درگيرى نبود و تنها لطف خدا مسلمانان را به پيروزى رساند.

سيماى جنگ بدر

ترسيمى از جنگ بدر، در آيات ابتداى سوره تااينجا، امدادهاى الهى را بهتر نشان مى‌دهد:

1. در جنگ بدر شما به فكر مصادره‌ى اموال بوديد و آمادگى جنگى نداشتيد. «تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ» «آيه 7»

2. جنگ كه پيش آمد، بعضى ناراحت بوديد. «فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ» «آيه‌ى 5»

3. برخى از مرگ مى‌ترسيديد. «كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ» «آيه‌ى 6»

4. پريشان بوديد و استغاثه مى‌كرديد. «تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ» «آيه‌ى 9»

5. براى تطهير از ناپاكى‌ها و سفت‌شدن زمين ريگ‌زار، باران فرستاديم. «آيه‌ى 11»

6. اطاعت كامل از فرماندهى نداشتيد. «قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ» «آيه‌ى 21»

7. برخى از شما قبلًا خيانت كرده بودند. (مانند ابولبابه) «آيه‌ى 27»

8. رهبرتان در معرض تهديدها و توطئه‌ها بود. «يَمْكُرُ بِكَ» «آيه‌ى 30»

9. اگر كار به اختيار شما مى‌بود، با اين همه مشكلات، به توافق نمى‌رسيديد. «لَاخْتَلَفْتُمْ»

و نمونه‌هاى ديگر كه همه نشان مى‌دهد پيش‌آمد جنگ بدر، يك طرح الهى براى نمايش قدرت مسلمانان و ضربه‌زدن به روحيّه‌ى كفّار و مشركان بوده است.

به همين دليل در آيه‌ى قبل، روز جنگ بدر، «روز فرقان» ناميده شد، زيرا آنقدر امدادهاى غيبى نازل شد كه حقّ و حقيقت براى همه روشن شد و با اين وصف، هركس بى‌توجّهى كرد، از روى عناد و لجاجت بود. «لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ»

جلد 3 - صفحه 325

پیام ها

1- يادآورى حوادث گذشته و امدادهاى الهى و تحليل و بررسى آنها لازم است.

إِذْ أَنْتُمْ‌ ...

2- آنجا كه خداوند بخواهد، همه‌ى عوامل ضعف را بر طرف مى‌كند. «لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا»

3- پيروزى مسلمانان در جنگ بدر، حجّتى روشن بر عليه شرك و دليلى واضح بر حقّانيّت توحيد و اسلام است. لِيَقْضِيَ اللَّهُ‌ ... لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى‌ ...

4- هدايت و ايمان آگاهانه ارزشمند است، همان گونه كه هلاكت و گمراهى آگاهانه بسيار زشت است. لِيَهْلِكَ‌ ... عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى‌ ... عَنْ بَيِّنَةٍ

5- اسلام بر برهان و دليل‌هاى روشن استوار است و چنين مكتبى مايه‌ى حيات است. «وَ يَحْيى‌ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ»

6- خداوند از پيش پيروزى مسلمانان را رقم‌زده بود، لذا صحنه‌ها و تصميم‌ها دگرگون شد، «لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا» از همين‌جا مى‌توان او را شناخت كه به همه چيز شنوا و آگاه است. «إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه