آیه 45 سوره مائده

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۳۴ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ ۚ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ ۚ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<44 آیه 45 سوره مائده 46>>
سوره : سوره مائده (5)
جزء : 6
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

و در تورات بر بنی اسرائیل حکم کردیم که نَفْس را در مقابل نَفْس قصاص کنید و چشم را مقابل چشم و بینی را به بینی و گوش را به گوش و دندان را به دندان، و هر زخمی را قصاص خواهد بود. پس هر گاه کسی حق قصاص را ببخشد (نیکی کرده و) کفاره (گناه) او خواهد شد، و هر کس به خلاف آنچه خدا فرستاده حکم کند چنین کس از ستمکاران خواهد بود.

و ما در تورات بر بنی اسرائیل لازم و مقرّر داشتیم که [در قانون قصاص] جان در برابر جان، و چشم در مقابل چشم، و بینی به عوض بینی، و گوش به جای گوش، و دندان در برابر دندان، و زخم ها را قصاصی است. و هر که از آن قصاص گذشت کند، پس آن گذشت کفّاره ای برای [خطاها و معاصیِ] اوست. و آنان که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داوری نکنند، هم اینانند که ستمکارند.

و در [تورات‌] بر آنان مقرر كرديم كه جان در مقابل جان، و چشم در برابر چشم، و بينى در برابر بينى، و گوش در برابر گوش، و دندان در برابر دندان مى‌باشد؛ و زخمها [نيز به همان ترتيب‌] قصاصى دارند. و هر كه از آن [قصاص‌]درگذرد، پس آن، كفاره [گناهان‌] او خواهد بود. و كسانى كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داورى نكرده‌اند، آنان خود ستمگرانند.

و در تورات بر آنان مقرر داشتيم كه نفس در برابر نفس و چشم در برابر چشم و بينى در برابر بينى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و هر زخمى را قصاصى است. و هر كه از قصاص درگذرد، گناهش را كفاره‌اى خواهد بود. و هر كه به آنچه خدا نازل كرده است حكم نكند، از ستمكاران است.

و بر آنها [= بنی اسرائیل‌] در آن [= تورات‌]، مقرر داشتیم که جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بینی در برابر بینی، و گوش در مقابل گوش، و دندان در برابر دندان می‌باشد؛ و هر زخمی، قصاص دارد؛ و اگر کسی آن را ببخشد (و از قصاص، صرف‌نظر کند)، کفاره (گناهان) او محسوب می‌شود؛ و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

In it We prescribed for them: a life for a life, an eye for an eye, a nose for a nose, and an ear for an ear, a tooth for a tooth, and retaliation for wounds. Yet whoever remits it out of charity, that shall be an atonement for him. Those who do not judge by what Allah has sent down—it is they who are the wrongdoers.

And We prescribed to them in it that life is for life, and eye for eye, and nose for nose, and ear for ear, and tooth for tooth, and (that there is) reprisal in wounds; but he who foregoes it, it shall be an expiation for him; and whoever did not judge by what Allah revealed, those are they that are the unjust.

And We prescribed for them therein: The life for the life, and the eye for the eye, and the nose for the nose, and the ear for the ear, and the tooth for the tooth, and for wounds retaliation. But whoso forgoeth it (in the way of charity) it shall be expiation for him. Whoso judgeth not by that which Allah hath revealed: such are wrong-doers.

We ordained therein for them: "Life for life, eye for eye, nose or nose, ear for ear, tooth for tooth, and wounds equal for equal." But if any one remits the retaliation by way of charity, it is an act of atonement for himself. And if any fail to judge by (the light of) what Allah hath revealed, they are (No better than) wrong-doers.

معانی کلمات آیه

قصاص: مقابله به مثل در جنايت عمدى. قص و قصص به معنى پى جويى و تعقيب است. چون انتقام در تعقيب جنايت است لذا آن را قصاص گفته اند.

كفارة: كفر: پوشاندن. كفار و كفاره: بسيار پوشاننده. كفاره گناه آن است كه گناه را پوشانيده و از بين مى برد.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ «45»

و در آن (تورات) برايشان مقرر كرديم كه (در قصاص) جان در برابر جان و چشم در برابر چشم و بينى در برابر بينى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان باشد و همه‌ى زخمها را (نيز به همان ترتيب و اندازه) قصاص است. پس هر كه آن را صدقه دهد، كفّاره‌ى گناهانش محسوب شود و كسانى كه به آنچه خدا نازل فرموده حكم نكنند، پس آنان همان ستمگرانند.

نکته ها

در آيه‌ى قبل گفته شد كه تورات هدايت و نور است، در اين آيه، قانون قصاص مطرح شده و شايد نشان آن باشد كه قانون قصاص درجامعه، سبب نور وهدايت است. همان‌گونه كه در آيه‌ى ديگر مى‌خوانيم: «وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ» «1» و براى شما در قصاص حيات وزندگى است.

نام بردن از چشم وگوش در قانون قصاص از باب نمونه است وگرنه آسيب به هر عضوى قصاص دارد. «2»

امام صادق عليه السلام درباره‌ى اين آيه فرمود: خداوند به اندازه‌ى آنچه از قصاص عفو شود، از گناهان او مى‌بخشد. «3»


«1». بقره، 179.

«2». تفسير اطيب‌البيان.

«3». كافى، ج 7، ص 358.

جلد 2 - صفحه 303

در تورات، «ديه» نيست، مجرم يا قصاص مى‌شود يا عفو؛ امّا در اسلام، ديه به عنوان راه سوم مطرح است. «1»

پیام ها

1- همه‌ى انسان‌ها، از هر نژاد و قبيله، فقير و غنى، در مقابل قانون يكسانند و خون كسى رنگين‌تر از ديگرى نيست.«2» «النَّفْسَ بِالنَّفْسِ»

2- قصاص، در اديان پيشين هم بوده است. «3» «كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها» (اسلام و اديان ديگر، قوانين مشابهى دارند.)

3- صدقه، تنها انفاق مالى نيست، عفو و گذشت از مجرم هم نوعى صدقه است. «فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ»

4- عفو ما از مجرم، عفو الهى را بدنبال دارد. «فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ» (شايد هم مراد اين باشد كه عفو ما، كفاره گناه مجرم باشد و او در قيامت، به خاطر عفو ما گرفتار عذاب نشود) «4»

5- در اسلام همراه مسائل كيفرى، مسائل اخلاقى هم مطرح است. وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها ... قِصاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ‌

6- جريمه‌ى مالى و حبس، به تنهايى نمى‌تواند عاملى براى بازداشتن مجرم از جرم باشد. «النَّفْسَ بِالنَّفْسِ»

7- اگر حكم خدا جارى نشود ظلم، جامعه را فرا مى‌گيرد. «وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»


«1». تفسير قرطبى.

«2». البتّه ميان زن ومرد در حكم قصاص، تفاوت‌هاى حكيمانه‌اى در كتب فقهى بيان شده است.

«3». تورات، سِفر خروج، فصل 21، 23 و 26.

«4». تفسير الميزان.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌2، ص: 304



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه