آیه 116 سوره مائده

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۰۵ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ ۖ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ۚ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ۚ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ ۚ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ

مشاهده آیه در سوره


<<115 آیه 116 سوره مائده 117>>
سوره : سوره مائده (5)
جزء : 7
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

و (یاد کن) آن گاه که (در قیامت) خدا گوید: ای عیسیِ مریم، آیا تو مردم را گفتی که من و مادرم را دو خدای دیگر سوای خدای عالم اختیار کنید؟ عیسی گوید: خدایا، تو منزهی، هرگز مرا نرسد که چنین سخنی به ناحق گویم، چنانچه من این گفته بودمی تو می‌دانستی، که تو از سرائر من آگاهی و من از سرّ تو آگاه نیستم، همانا تویی که به همه اسرار غیب جهانیان کاملاً آگاهی.

و [عرصه هول انگیز قیامت را یاد کنید] هنگامی که خدا به عیسی بن مریم می فرماید: آیا تو به مردم گفتی که مرا و مادرم را به عنوان دو معبود به جای خدا انتخاب کنید؟! می گوید: منزّه و پاکی، مرا چنین قدرتی نمی باشد که آنچه را حقّ من نیست بگویم، اگر آن را گفته باشم یقیناً تو آن را می دانی، تو از آنچه در جان و روح من است آگاهی، و من از آنچه در ذات توست نمی دانم؛ زیرا تو بر نهان ها بسیار دانایی.

و [ياد كن‌] هنگامى را كه خدا فرمود: «اى عيسى پسر مريم، آيا تو به مردم گفتى: من و مادرم را همچون دو خدا به جاى خداوند بپرستيد؟» گفت: «منزهى تو، مرا نزيبد كه [در باره خويشتن‌] چيزى را كه حق من نيست بگويم. اگر آن را گفته بودم قطعاً آن را مى‌دانستى. آنچه در نفس من است تو مى‌دانى؛ و آنچه در ذات توست من نمى‌دانم، چرا كه تو خود، داناى رازهاى نهانى.

و آنگاه كه خدا به عيسى بن مريم گفت: آيا تو به مردم گفتى كه مرا و مادرم را سواى اللّه به خدايى گيريد؟ گفت: به پاكى ياد مى‌كنم تو را. نسزد مرا كه چيزى گويم كه نه شايسته آن باشم. اگر من چنين گفته بودم تو خود مى‌دانستى زيرا به آنچه در ضمير من مى‌گذرد دانايى و من از آنچه در ذات تو است بى‌خبرم. زيرا تو داناترين كسان به غيب هستى.

و آنگاه که خداوند به عیسی بن مریم می‌گوید: «آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را بعنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او می‌گوید: «منزهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنی را گفته باشم، تو می‌دانی! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهی؛ و من از آنچه در ذات (پاک) توست، آگاه نیستم! بیقین تو از تمام اسرار و پنهانیها باخبری.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And when Allah will say, ‘O Jesus son of Mary! Was it you who said to the people, ‘‘Take me and my mother for gods besides Allah’’?’ He will say, ‘Immaculate are You! It does not behoove me to say what I have no right to [say]. Had I said it, You would certainly have known it: You know whatever is in my self, and I do not know what is in Your Self. Indeed, You are knower of all that is Unseen.

And when Allah will say: O Isa son of Marium! did you say to men, Take me and my mother for two gods besides Allah he will say: Glory be to Thee, it did not befit me that I should say what I had no right to (say); if I had said it, Thou wouldst indeed have known it; Thou knowest what is in my mind, and I do not know what is in Thy mind, surely Thou art the great Knower of the unseen things.

And when Allah saith: O Jesus, son of Mary! Didst thou say unto mankind: Take me and my mother for two gods beside Allah? he saith: Be glorified! It was not mine to utter that to which I had no right. If I used to say it, then Thou knewest it. Thou knowest what is in my mind, and I know not what is in Thy Mind. Lo! Thou, only Thou, art the Knower of Things Hidden?

And behold! Allah will say: "O Jesus the son of Mary! Didst thou say unto men, worship me and my mother as gods in derogation of Allah'?" He will say: "Glory to Thee! never could I say what I had no right (to say). Had I said such a thing, thou wouldst indeed have known it. Thou knowest what is in my heart, Thou I know not what is in Thine. For Thou knowest in full all that is hidden.

معانی کلمات آیه

«مِن دُونِ»: سوای. غیراز. «نَفْس»: ذات. دل و جان. «علاّمُ»: بس آگاه.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ «116»

و زمانى كه خداوند گفت: اى عيسى بن مريم! آيا تو به مردم گفتى: به غير از خدا، من و مادرم را به عنوان دو معبود بگيريد؟ (عيسى) گفت: (خدايا!) تو پاك و منزّهى، مرا نشايد كه حرف ناروايى كه سزاوار من نيست بگويم، اگر چنين گفته بودم، تو آن را مى‌دانستى (زيرا) تو آنچه را در دل و جان من است مى‌دانى، امّا من از آنچه در ذات توست بى‌خبرم، همانا، داناى تمام غيب‌ها تويى تو.

نکته ها

در آيه‌ى 109 همين سوره خوانديم كه خداوند پيامبران را در قيامت جمع كرده، از آنان مى‌پرسد: از مردم چه پاسخى شنيديد؟ اين آيه، گفتگوى خدا و حضرت عيسى را در آن روز بيان مى‌كند.

گرچه مسيحيان، امروز مريم را خدا نمى‌دانند؛ ولى چون گروهى از آنان در آن زمان عقيده‌

جلد 2 - صفحه 400

به خدا بودن مريم داشتند و يا به خاطر آنكه عبادت در برابر مجسّمه‌ى او به منزله‌ى معبود قرار دادن اوست، تعبير به «اله» شده است. «اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ»

«دُونِ اللَّهِ»، نشانه‌ى شرك است، نه نفى خدا، يعنى علاوه بر خدا، عيسى و مريم را معبود دانستن شرك است. البتّه تثليث فعلى مسيحيان، اب و ابن و روح‌القدس است.

امام رضا عليه السلام فرمود: «درباره‌ى من دو گروه هلاك مى‌شوند و من تقصيرى ندارم: يكى علاقمندان افراطى، ديگرى كينه توزان بى‌جهت». «1»

تسبيح حضرت مسيح، خود نشانه‌ى ديگرى است كه خداوند منزّه از هرگونه شريكى است.

در آيات ديگر آمده است: «وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ» «2»، «وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ» «3» كه خدا را از داشتن هر گونه فرزند، چه دختر چه پسر، منزّه مى‌شمارد.

پیام ها

1- گاهى سؤال و توبيخ يك بى‌گناه، براى هشدار به ديگران است. «أَ أَنْتَ قُلْتَ» گاهى به در مى‌گويند تا ديوار بشنود.

2- انبيا معصومند. «ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ»

3- انبيا از غلوّ پيروان خود بيزارند. «إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ»

4- همه‌ى گفته‌هاى انسان و اسرار درونش براى خداوند روشن و معلوم است. «فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي»

5- تسبيح و تنزيه خدا از هر نسبت ناروا، لازم است. «سُبْحانَكَ»

6- علم انبيا محدود است. «لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ» و كسى كه علمش محدود است، شايسته‌ى خدايى نيست.

7- افكار و اسرار مردم از امور غيبى است كه خدا بدان آگاه است. تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي‌ ... إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ‌


«1». تفسير نورالثقلين.

«2». انبياء، 26.

«3». نحل، 57.

جلد 2 - صفحه 401

8- آگاهى كامل و گسترده بر همه‌ى حقايق مخصوص خداست. «إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه