آیه 6 سوره نساء

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۶ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَابْتَلُوا الْيَتَامَىٰ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ ۖ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا ۚ وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ ۖ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ ۚ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا

مشاهده آیه در سوره


<<5 آیه 6 سوره نساء 7>>
سوره : سوره نساء (4)
جزء : 4
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

یتیمان را آزمایش کنید تا هنگامی که بالغ شده و قدرت بر نکاح پیدا کنند آن‌گاه اگر آنها را دانا به درک مصالح زندگی خود یافتید اموالشان را به آنها باز دهید، و به اسراف و عجله مال آنها را حیف و میل مکنید بدین اندیشه که مبادا بزرگ شوند (و اموالشان را از شما بگیرند). و هر کس (از اولیاء یتیم) داراست (از تصرف در مال او) خودداری کند، و هر که فقیر است (در مقابل نگهبانی او از مال یتیم) به قدر متعارف ارتزاق کند، پس آن‌گاه که مالشان را به آنها رد کردید باید بر ردّ مال بر آنها گواه گیرید، و گواهی خدا برای محاسبه خلق کافی است.

و یتیمان را [نسبت به امور زندگی] بیازمایید تا زمانی که به حدّ ازدواج برسند، پس اگر در آنان رشد لازم را یافتید اموالشان را به خودشان بدهید و آن را از [ترس] آنکه مبادا به سن رشد رسند [و از شما بگیرند] به اسراف وشتاب مخورید. و [از سرپرستان ایتام] آنکه توانگر است باید [از تصرّف در مال یتیم به عنوان حق الزحمه] خودداری کند؛ و هر که تهیدست است به اندازه متعارف مصرف نماید؛ وهنگامی که خواستید اموالشان را به خودشان بدهید [برای آنکه در آینده اختلاف و نزاعی پیش نیاید] بر آنان گواه بگیرید؛ و خدا برای محاسبه کافی است.

و يتيمان را بيازماييد تا وقتى به [سن‌] زناشويى برسند؛ پس اگر در ايشان رشد [فكرى‌] يافتيد، اموالشان را به آنان رد كنيد، و آن را [از بيم آنكه مبادا] بزرگ شوند، به اسراف و شتاب مخوريد. و آن كس كه توانگر است بايد [از گرفتن اجرت سرپرستى‌] خوددارى ورزد؛ و هر كس تهيدست است بايد مطابق عرف [از آن‌] بخورد؛ پس هر گاه اموالشان را به آنان رد كرديد بر ايشان گواه بگيريد، خداوند حسابرسى را كافى است.

يتيمان را بيازماييد تا آنگاه كه به سن زناشويى رسند، پس اگر در آنان رشدى يافتيد اموالشان را به خودشان واگذاريد. و از بيم آنكه مباد به سن رشد رسند اموالشان را به ناحق و شتاب مخوريد. هر كه توانگر است عفت ورزد و هر كه بينواست به آن اندازه كه عرف تصديق كند بخورد. و چون اموالشان را تسليمشان كرديد كسانى را بر آنان به شهادت گيريد و خدا براى حساب كشيدن كافى است.

و یتیمان را چون به حد بلوغ برسند، بیازمایید! اگر در آنها رشد (کافی) یافتید، اموالشان را به آنها بدهید! و پیش از آنکه بزرگ شوند، اموالشان را از روی اسراف نخورید! هر کس که بی‌نیاز است، (از برداشت حق الزحمه) خودداری کند؛ و آن کس که نیازمند است، به طور شایسته (و مطابق زحمتی که می‌کشد،) از آن بخورد. و هنگامی که اموالشان را به آنها بازمی‌گردانید، شاهد بگیرید! اگر چه خداوند برای محاسبه کافی است.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Test the orphans when they reach the age of marriage. Then if you discern in them maturity, deliver to them their property. And do not consume it lavishly and hastily lest they should grow up. As for him who is well-off, let him be abstemious, and as for him who is poor, let him eat in an honourable manner. And when you deliver to them their property, take witnesses over them, and Allah suffices as reckoner.

And test the orphans until they attain puberty; then if you find in them maturity of intellect, make over to them their property, and do not consume it extravagantly and hastily, lest they attain to full age; and whoever is rich, let him abstain altogether, and whoever is poor, let him eat reasonably; then when you make over to them their property, call witnesses in their presence; and Allah is enough as a Reckoner.

Prove orphans till they reach the marriageable age; then, if ye find them of sound judgment, deliver over unto them their fortune; and devour it not by squandering and in haste lest they should grow up Whoso (of the guardians) is rich, let him abstain generously (from taking of the property of orphans); and whoso is poor let him take thereof in reason (for his guardianship). And when ye deliver up their fortune unto orphans, have (the transaction) witnessed in their presence. Allah sufficeth as a Reckoner.

Make trial of orphans until they reach the age of marriage; if then ye find sound judgment in them, release their property to them; but consume it not wastefully, nor in haste against their growing up. If the guardian is well-off, Let him claim no remuneration, but if he is poor, let him have for himself what is just and reasonable. When ye release their property to them, take witnesses in their presence: But all-sufficient is Allah in taking account.

معانی کلمات آیه

آنستم: يعنى: احساس و مشاهده كرديد. ايناس به معنى احساس، مشاهده و الفت است.

رشد: بلوغ عقلى. كمال. اهل لغت آن را نجات، كمال، هدايت و صلاح گفته اند.

بدار: سرعت و عجله.

يستعفف: عفت به معنى مناعت و خوددارى است . « فليستعفف » يعنى از خوردن مال يتيم خوددارى كند.

حسيب: حسابگر. حساب: شمردن. حاسب و حسيب: شمارنده و حسابگر.[۱]

نزول

محل نزول:

این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]

شأن نزول:

اين آيه درباره ثابت بن رفاعة نازل گرديد كه پدرش رفاعة از دنيا رفت در حالتى كه ثابت طفل بود. عموى وى سرپرست و قيم او قرار گرفت و نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت: يا رسول الله، برادرزاده ام در تحت قيمومت و سرپرستى من است. تكليف من با او چيست؟ و چه وقتى بايد مال او را بدهم؟ سپس اين آيه نازل شد[۳].[۴]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ ابْتَلُوا الْيَتامى‌ حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَ كَفى‌ بِاللَّهِ حَسِيباً «6»

و يتيمان را بيازماييد، تا هنگامى كه به (سنّ بلوغ و ازدواج) برسند، پس اگر در آنان رشد (فكرى) يافتيد، اموالشان را به ايشان برگردانيد و آن را به اسراف و شتاب، از (بيم) اينكه بزرگ شوند (و اموالشان را از شما بگيرند) مصرف نكنيد.

وهر (قيّم وسرپرستى) كه بى‌نياز است، عفّت به خرج دهد (و از گرفتن‌

جلد 2 - صفحه 23

حق‌الزّحمه‌ى امور يتيمان چشم بپوشد) وآن كه نيازمند است، به مقدار متعارف (در برابر نگهدارى از مال يتيم) مى‌تواند ارتزاق كند. پس هرگاه اموالشان را به آنان ردّ كرديد، (افرادى را) بر آنان گواه وشاهد بگيريد. (اين گواهى براى حفظ حقوق يتيمان است، وگرنه) خدا براى محاسبه كافى است.

نکته ها

امام صادق عليه السلام فرمودند: مراد از «آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً» اين است كه يتيمان بتوانند مال خود را حفظ كند. «1»

همچنين فرمودند: مراد از «فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ» به مقدارى است كه شكم خود را سير كند. «2»

پیام ها

آيين‌نامه‌ى پرداخت اموال يتميان‌

1- يتيمان را پيش از بلوغ، از نظر رشد اقتصادى، آزمايش كرده و با كارآموزى و ياددادن روش داد و ستد انان را رشد دهيد. وَ ابْتَلُوا الْيَتامى‌ ...

2- يتيم، زير نظر ولىّ خود، حقّ تصرّف در مال خود را دارد. لازمه‌ى عمل به‌ «وَ ابْتَلُوا»، آن است كه يتيم زير نظر ولىّ خود تصرّف كند، تا آزمايش شود.

3- براى در اختيار داشتن سرمايه، علاوه بر بلوغ جنسى، بلوغ اقتصادى و اجتماعى هم لازم است. «إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً»

4- در سپردن اموال يتيم به او، حدس و گمان كافى نيست. بايد اطمينان به رشد داشته باشيد. «آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً»

5- مالكيّت، همواره همراه با جواز تصرّف نيست. يتيم مالك هست، امّا تا رشد نيابد، حقّ تصرّف ندارد. «فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً»

6- افراد متمكّن، خدمات اجتماعى را بدون چشمداشت انجام دهند. «مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ»

«1». من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 223.

«2». كافى، ج 5، ص 130.

جلد 2 - صفحه 24

7- در گرفتن حقّ‌الزّحمه، حدّ متعارف را در نظر بگيريد. «فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ»

8- هم اموال يتميان را حفظ كنيد، هم با شاهد گرفتن و جلوگيرى از اختلافات و تهمت‌هاى آينده، آبروى خود را حفظ كنيد. «فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ»

9- گواهى مردم، براى حفظ عزّت دنياست و گواهى خدا براى عزّت آخرت.

«وَ كَفى‌ بِاللَّهِ حَسِيباً»

10- گواه گرفتن در جامعه، نزاع را خاتمه مى‌دهد، ولى حساب قيامت همچنان پابرجاست. «وَ كَفى‌ بِاللَّهِ حَسِيباً»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‌3، ص 3.
  3. تفاسير روض الجنان و كشف الاسرار.
  4. محمدباقر محقق،‌ نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 182.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه