آیه 273 سوره بقره

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۱۷ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا ۗ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ

مشاهده آیه در سوره


<<272 آیه 273 سوره بقره 274>>
سوره : سوره بقره (2)
جزء : 3
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

صدقات مخصوص فقیرانی است که در راه خدا بازمانده و ناتوان شده‌اند و توانایی آنکه در زمین بگردند (و کاری پیش گیرند) ندارند و از فرط عفاف چنانند که هر کس از حال آنها آگاه نباشد پندارد غنی و بی‌نیازند، به (فقر) آنها از سیمایشان پی می‌بری، هرگز چیزی از کسی درخواست نکنند. و هر مالی انفاق کنید خدا به آن آگاه است.

[صدقاتْ] حقِّ نیازمندانی است که در راه خدا [به سبب جنگ یا طلب دانش یا بیماری یا عوامل دیگر] در مضیقه و تنگنا افتاده اند [و برای فراهم کردن هزینه زندگی] نمی توانند در زمین سفر کنند؛ فرد ناآگاه آنان را از شدت پارسایی وعفّتی که دارند توانگر و بی نیاز می پندارد. [تو ای رسول من!] آنان را از سیمایشان می شناسی. [آنان] از مردم به اصرار چیزی نمی خواهند. و شما ای اهل ایمان! آنچه از مال [با ارزش و بی عیب] انفاق کنید، یقیناً خدا به آن داناست.

[اين صدقات‌] براى آن [دسته از] نيازمندانى است كه در راه خدا فرومانده‌اند، و نمى‌توانند [براى تأمين هزينه زندگى‌] در زمين سفر كنند. از شدّت خويشتن‌دارى، فرد بى‌اطلاع، آنان را توانگر مى‌پندارد. آنها را از سيمايشان مى‌شناسى. با اصرار، [چيزى‌] از مردم نمى‌خواهند. و هر مالى [به آنان‌] انفاق كنيد، قطعاً خدا از آن آگاه است.

اين صدقات از آن بينوايانى است كه خود را در طاعت حق محصور كرده‌اند و در طلب قوت ناتوانند و آنچنان در پرده عفافند كه هر كه حال ايشان نداند پندارد كه از توانگرانند. آنان را از سيمايشان مى‌شناسى كه به اصرار از كسى چيزى نخواهند. و هر مالى كه انفاق مى كنيد خدا به آن آگاه است.

(انفاقِ شما، مخصوصاً باید) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته‌اند؛ (و توجّه به آیین خدا، آنها را از وطنهای خویش آواره ساخته؛ و شرکت در میدانِ جهاد، به آنها اجازه نمی‌دهد تا برای تأمین هزینه زندگی، دست به کسب و تجارتی بزنند؛) نمی‌توانند مسافرتی کنند (و سرمایه‌ای به دست آورند؛) و از شدّت خویشتن‌داری، افراد ناآگاه آنها را بی‌نیاز می‌پندارند؛ امّا آنها را از چهره‌هایشان می‌شناسی؛ و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی‌خواهند. (این است مشخّصات آنها!) و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

[The charities are] for the poor who are straitened in the way of Allah, not capable of moving about in the land [for trade]. The unaware suppose them to be well-off because of their reserve. You recognize them by their mark; they do not ask the people importunately. And whatever wealth you may spend, Allah indeed knows it.

(Alms are) for the poor who are confined in the way of Allah-- they cannot go about in the land; the ignorant man thinks them to be rich on account of (their) abstaining (from begging); you can recognise them by their mark; they do not beg from men importunately; and whatever good thing you spend, surely Allah knows it.

(Alms are) for the poor who are straitened for the cause of Allah, who cannot travel in the land (for trade). The unthinking man accounteth them wealthy because of their restraint. Thou shalt know them by their mark: They do not beg of men with importunity. And whatsoever good thing ye spend, lo! Allah knoweth it.

(Charity is) for those in need, who, in Allah's cause are restricted (from travel), and cannot move about in the land, seeking (For trade or work): the ignorant man thinks, because of their modesty, that they are free from want. Thou shalt know them by their (Unfailing) mark: They beg not importunately from all the sundry. And whatever of good ye give, be assured Allah knoweth it well.

معانی کلمات آیه

احصروا: حصر: حبس و تنگ گرفتن، احصار نيز به همان معنى است.

تعفف: مناعت طبع خود نگه دار بودن.

ضربا: در قاموس و اقرب الموارد آمده: «ضرب: تحرك» ظاهرا مراد از آن در آيه تلاش و تكسب است نه مسافرت.

سيما: علامتى كه چيزى با آن شناخته مى شود.

الحاف: اصرار و سماجت. «الحف السائل: الح».[۱]

نزول

محل نزول:

این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]

شأن نزول:

«شیخ طوسی» گوید: امام محمدباقر عليه‌السلام فرمودند: اين آيه درباره اصحاب صفه نازل گرديده است[۳].[۴]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

«273» لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ‌

(انفاق شما بايد) براى نيازمندانى باشد كه در راه خدا محصور شده‌اند. (به خاطر دين خدا، از وطن آواره و يا در جبهه‌هاى جهاد هستند.) توان حركت و سفر در زمين را (براى تأمين هزينه زندگى و يا كسب سرمايه براى تجارت) ندارند. از شدّت عفاف و آبرودارى، شخص بى‌اطلاع آنها را غنى مى‌پندارد، امّا تو آنها را از سيما و چهره‌هايشان مى‌شناسى. آنان هرگز با اصرار از مردم چيزى نمى‌خواهند. و هر چيز نيكو و خيرى را (به اين افراد) انفاق كنيد، پس قطعاً خداوند به آن آگاه است.

نکته ها

در برخى از تفاسير همچون تفسير كبير فخررازى، مجمع‌البيان و قرطبى آمده كه اين آيه درباره اصحاب صُفّه نازل شده است. اصحاب صفّه تقريباً چهارصد نفر بودند كه از مكّه به مدينه هجرت كرده و چون در مدينه خانه و كاشانه و آشنايانى نداشتند، در كنار مسجد پيامبر روى صُفّه (سكّوئى بزرگ) زندگى مى‌كردند و اينان هميشه براى جهاد در راه خدا

جلد 1 - صفحه 433

آماده بودند.

پیام ها

1- فقرا، در اموال اغنيا حقّى دارند. «للفقراء»

2- بايد به مجاهدان وكسانى كه به خاطر فعاليّت‌هاى سياسى براى مبارزه با طاغوت‌ها در محاصره‌ى زندان‌ها وتبعيدگاه‌ها قرار دارند ومهاجران بى‌پناه و همه كسانى كه در راه خدا دچار فقر شده وفرصت تلاش براى تأمين زندگى را ندارند، توجّه لازم صورت گيرد. «أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً ...»

3- كسانى كه مى‌توانند با مسافرت و مهاجرت به نقطه‌اى ديگر زندگى خود را تأمين نمايند، نبايد منتظر انفاق مردم باشند. «لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ»

4- فقيران عفيف، پاكدامن وآبرودار، مورد ستايش خداوند هستند. «يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ»

5- فقراى گمنام و محترم، در اولويّت هستند. «تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ»

6- حتّى اگر ضرورتى پيش آمد، باز هم سؤالِ با اصرار از مردم نداشته باشيد.

«لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً» تكدّى‌گرى، ناپسند است.

7- شرط انصاف نيست كه گروهى خود و تمام هستى خود را فدا كرده و در محاصره قرار گيرند، ولى گروه ديگر حتّى از انفاق به آنان تنگ نظرى داشته باشند. «1» «لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا»

«1». بازنگرى اين آيه را كه تمام كردم، هنوز قلم را به زمين نگذاشته بودم كه شخصى وارد شد وروزنامه‌اى بدستم داد كه از سيماى فرزانگان مطلبى نوشته بود. ديدم كه با اين آيه بسيار سازگار است، لذا آنرا در پاورقى آوردم. آية اللّه ميرزا على آقا قاضى قدس سره استاد عرفان علامه طباطبايى قدس سره را در نجف اشرف ديدند كه از سبزى فروشى كاهوهاى پلاسيده ونامرغوب را خريدارى مى‌كند، از او پرسيدند: چرا اين كار را مى‌كنى؟ فرمود: اين مغازه‌دار شخص فقيرى است، مى‌خواهم به او كمك كنم، لكن ميل دارم كه هم آبرويش محفوظ بماند وهم به گرفتن مال بلا عوض عادت نكند! لذا اين كاهوها را از او مى‌خرم كه به نوايى برسد و براى من فرق زيادى ندارد كه كاهوى تازه مصرف كنم، يا كهنه.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌1، ص: 434



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌1، ص 111.
  3. صاحبان كشف الاسرار از عامه و روض الجنان و مجمع البيان از خاصه گويند: اين آيه درباره اصحاب صفه نازل شده چنان كه كلبى نيز از ابن عباس روايت كرده است و صاحب مجمع‌البيان بنا به نقل از امام باقر عليه‌السلام گويد: اينان چهارصد نفر بودند كه در مدينه جاى داشتند و داراى مكان مخصوصى نبودند و نيز داراى خويشاوند و قبيله اى هم نبودند كه به آن‌ها پناه ببرند و جاى آن‌ها در مساجد بود و در هر جنگى شركت مي‌كردند و مطيع دستورات پيامبر اسلام مى بودند و خداوند مردم را ترغيب فرمود كه از اينان نگهدارى نمايند.
  4. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 100.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه