آیه 43 سوره کهف

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۳۲ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَلَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مُنْتَصِرًا

مشاهده آیه در سوره


<<42 آیه 43 سوره کهف 44>>
سوره : سوره کهف (18)
جزء : 15
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و ابدا جز خدا هیچ گروهی نبود که آن گنهکار کافر را از قهر و خشم خدا یاری و حمایت کند و نه خود مدافع خویش بود.

و برایش گروهی نبود که او را در برابر خدا یاری دهند، و خودش هم قدرت نداشت که عذاب را از خود برطرف کند.

و او را در برابر خدا گروهى نبود، تا ياريش كنند، و توانى نداشت كه خود را يارى كند.

جز خدا گروهى كه به ياريش برخيزند نبود و خود قدرت نداشت.

و گروهی نداشت که او را در برابر (عذاب) خداوند یاری دهند؛ و از خودش (نیز) نمی‌توانست یاری گیرد.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

He had no party to help him, besides Allah, nor could he help himself.

And he had no host to help him besides Allah nor could he defend himself.

And he had no troop of men to help him as against Allah, nor could he save himself.

Nor had he numbers to help him against Allah, nor was he able to deliver himself.

معانی کلمات آیه

منتصرا: نصر: يارى كردن «منتصر»: انتقام گيرنده، گويند: «انتصر منه: انتقم».[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِراً «43»

و هيچ گروهى نداشت كه او را در برابر (قهر) خدا يارى كنند و نمى‌توانست خودش را يارى كند.

هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً «44»

آنجا (ثابت شد كه) ولايت و قدرت تنها از آنِ خداى حقّ است و (نزد) اوست بهترين پاداش و نيكوترين فرجام.

نکته ها

قرآن بارها تأكيد كرده كه انسان، هنگام مواجهه با خطر و گسستن وسايل مادّى، رو به خدا مى‌آورد و او را از عمق جان صدا مى‌زند، در دريا وقتى گرفتار امواج مى‌شود يا وقتى عذاب مى‌آيد، اظهار ايمان مى‌كند.

اينجا نيز وقتى آن شخص با باغ سوخته‌اش روبرو شد و فريادرسى نداشت، فهميد كه ولايت حقّ، مخصوص خداى يكتاست. «هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ»

كلمه‌ى «ولايت» در اين آيه، به معناى قدرت و نصرت مى‌باشد.

پیام ها

1- عاقبتِ اعتماد به غير خدا، ناكامى است. «لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ»

2- هنگام فرارسيدن قهر خدا، مال و فرزند هر چند بسيار باشد به كار نمى‌آيد.

«وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ» (از ياران دوران رفاه به هنگام خطر خبرى نيست.)

3- قطعنامه‌ى همه‌ى حوادث تلخ، تنها يك جمله است و آن اينكه قدرت تنها از آنِ خداست. «هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ»

4- ولايت‌هاى غير الهى ناپايدار و باطل است، وتنها ولايت خدا ثابت و حقّ‌ است. «الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ»

جلد 5 - صفحه 177

5- چه محاسبه‌گر باشيم، چه دورانديش، بايد به سراغ خدا برويم. «هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً»

6- نصرت الهى و حقانيّت خداوند، ضامن پرداخت بهترين پاداش و فرجام است. «هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً»

7- ملاك ارزشها، عاقبت و پاداش خوب است. «خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه