آیه 171 سوره بقره

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۱۴ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً ۚ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<170 آیه 171 سوره بقره 172>>
سوره : سوره بقره (2)
جزء : 2
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

و مثل کافران (در شنیدن سخن انبیاء و درک نکردن معنای آن) چون حیوانی است که آوازش کنند و او از آن آواز (معنایی درک نکرده و) جز صدایی نشنود، کفّار هم (از شنیدن و دیدن حق) کر و گنگ و کورند، زیرا تعقل نمی‌کنند.

داستان [دعوت کننده] کافران [به ایمان]، مانند کسی است که به حیوانی [برای رهاندنش از خطر] بانگ می زند، ولی آن حیوان جز آوا و صدا [آن هم آوا و صدایی که مفهومش را درک نمی کند] نمی شنود. [کافران، در حقیقت] کر و لال و کورند، به همین سبب [درباره حقایق] اندیشه نمی کنند.

و مَثَل [دعوت‌كننده‌] كافران چون مَثَل كسى است كه حيوانى را كه جز صدا و ندايى [مبهم، چيزى‌] نمى‌شنود بانگ مى‌زند. [آرى،] كرند، لالند، كورند. [و] درنمى‌يابند.

مَثَل كافران، مثَل حيوانى است كه كسى در گوش او آواز كند، و او جز بانگى و آوازى نشنود. اينان كرانند، لالانند، كورانند و هيچ درنمى يابند.

مَثَل (تو در دعوت) کافران، بسان کسی است که (گوسفندان و حیوانات را برای نجات از چنگال خطر،) صدا می‌زند؛ ولی آنها چیزی جز سر و صدا نمی‌شنوند؛ (و حقیقت و مفهوم گفتار او را درک نمی‌کنند. این کافران، در واقع) کر و لال و نابینا هستند؛ از این رو چیزی نمی‌فهمند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

The parable of the faithless is that of someone who shouts after that which does not hear [anything] except a call and cry: deaf, dumb, and blind, they do not exercise their reason.

And the parable of those who disbelieve is as the parable of one who calls out to that which hears no more than a call and a cry; deaf, dumb (and) blind, so they do not understand.

The likeness of those who disbelieve (in relation to the messenger) is as the likeness of one who calleth unto that which heareth naught except a shout and cry. Deaf, dumb, blind, therefore they have no sense.

The parable of those who reject Faith is as if one were to shout Like a goat-herd, to things that listen to nothing but calls and cries: Deaf, dumb, and blind, they are void of wisdom.

معانی کلمات آیه

ينعق: نعق: بانك زدن. فرياد كشيدن. «نعق الغراب: صاح».

دعاء: خواندن.

نداء: خواندن به صداى بلند.

صم: صم: كرها.

بكم: لال ها.

عمى: كورها، بقره/ 18.[۱]

نزول

محل نزول:

این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]

شأن نزول:

«شیخ طوسی» گوید: عطاء گويد:[۳] كه اين آيه درباره يهوديان نازل گرديده است.[۴]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

«171» وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ‌

و مَثل كافران، چنان است كه كسى به حيوانى كه جز صدايى (از نزديك) ويا ندايى (از دور) نمى‌شنود بانگ زند، اينان كران، لالان و كورانند و از اينروست كه نمى‌انديشند.

نکته ها

«دعا» به معناى خواندن از نزديك و «نداء» براى خواندن از راه دور است.

در اين آيه دو تشبيه است: يكى تشبيه دعوت كننده‌ى حقّ، به چوپان. و ديگرى تشبيه كافران، به حيواناتى كه از كلام چوپان چيزى جز فرياد نمى‌فهمند. يعنى اى پيامبر! مثال تو

«1». نهج‌البلاغه، قصارالحكم 147.

جلد 1 - صفحه 260

در دعوت اين قومِ بى‌ايمان به سوى حقّ و شكستن سدهاى تقليد كوركورانه، همچون كسى است كه گوسفندان و حيوانات را براى نجات از خطر صدا مى‌زند و آنها اين پيام را درك نمى‌كنند. زيرا چشم و گوش دل آنها بسته شده و در واقع كرو لال و نابينا هستند.

پیام ها

1- ارزش چشم و گوش و زبان، به آن است كه مقدّمه‌ى تعقّل باشد، و گرنه حيوانات نيز چشم و گوش دارند. «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ»

2- راه شناخت، پرسيدن، گوش كردن و ديدن همراه با تفكّر است. «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ»

3- اشخاص بى‌تفاوت در برابر دعوت حقّ، پنج صفت تحقيرآميز دارند:

مثل حيوانند، كورند، كرند، لالند و بى‌عقلند. «مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا ... فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌1، ص 111.
  3. ابومحمد عطاء بن ابى رباح المكّى در سال 27 هجرى متولد شده و از تابعين و شاگردان عبدالله بن عباس بوده است و در سال 114 هجرى وفات يافته، مردى بود سياه‌چهره و لنگ و در اواخر عمر خويش كور شده است و شيخ بزرگوار در تفسير خود در موارد عديده از او نقل روايت نموده است.
  4. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 50.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه