آیه 14 سوره بقره
| <<13 | آیه 14 سوره بقره | 15>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و چون به اهل ایمان برسند گویند: ما ایمان آوردیم؛ و وقتی با شیاطین خود خلوت کنند گویند: ما با شماییم، جز این نیست که (مؤمنان را) مسخره میکنیم.
و هنگامی که با اهل ایمان دیدار کنند، گویند: ما ایمان آوردیم و چون با شیطان هایشان [که سرانِ شرک و کفرند] خلوت گزینند، گویند: بدون شک ما با شماییم، جز این نیست که ما [با تظاهر به ایمان] آنان را مسخره می کنیم.
و چون با كسانى كه ايمان آوردهاند برخورد كنند، مىگويند: «ايمان آورديم »، و چون با شيطانهاى خود خلوت كنند، مىگويند: «در حقيقت ما با شماييم، ما فقط [آنان را] ريشخند مىكنيم.»
و چون به مؤمنان مىرسند، مىگويند: ايمان آوردهايم. و چون با شيطانهاى خويش خلوت مىكنند، مىگويند: ما با شما هستيم، ما استهزايشان مىكنيم.
و هنگامی که افراد باایمان را ملاقات میکنند، و میگویند: «ما ایمان آوردهایم!» (ولی) هنگامی که با شیطانهای خود خلوت میکنند، میگویند: «ما با شمائیم! ما فقط (آنها را) مسخره میکنیم!»
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
شياطين: شيطان: دور شده از خير، طبرسى فرموده: «البعيد عن الخير» به عقيده طبرسى و راغب و ابن اثير و ديگران، نون آن اصل كلمه و اشتقاق آن از «شطن» است و آن به معنى دور شدن مى باشد گويند: «شطن عنه: بعد». اين كلمه در انسانهاى بدكار و دور از حق نيز بكار رفته است چنان كه مراد از آن در آيه منافقانند.
مستهزءون: هزء و هزو: مسخره كردن. آن حكايت از تحقير مسخره شده دارد. استهزاء نيز به همان معنى است «مستهزءون»: مسخره كنندگان.[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
مفسرين عامه[۳] از طريق محمد بن مروان از كلبى او از ابوصالح او از ابن عباس چنين گويند: كه اين آيه درباره عبدالله بن ابى سلول الخزرجى و ياران او نازل گرديده بدين توضيح كه روزى اصحاب رسول خدا از آنها استقبالى به عمل آورده بودند. عبدالله به ياران خود گفت: توجه كنيد كه چسان من آنها را مسخره خواهم نمود سپس جلو آمد نخست دست ابوبكر را فشرد و گفت مرحبا به صديق بنىتميم و ثانى رسول خدا در غار، آن كسى كه مال خود را در راه دين خدا بخشيده است سپس دست عمر بن الخطاب را گرفت و گفت مرحبا به سيد بنىعدى بن كعب و فاروق قوى در دين خدا آن كسى كه مال و جان خود را در راه رسول خدا فدا میكند سپس دست امام على بن ابىطالب عليهالسلام را گرفت و گفت: مرحبا به پسرعموى رسول خدا و سيد بنىهاشم كه هميشه همراه رسول خدا است. بدانيد كه ايمان ما مانند ايمان شما و تصديق ما به رسول خدا مانند تصديق شما است. وقتى كه جدا شدند عبدالله به اصحاب خويش گفت: ديديد چگونه با آنها رفتار كردم هر وقتى شما هم به آنها رسيديد به اين كيفيت آنها را گول زده و مسخره كنيد[۴] [۵] [۶] .[۷]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
«14» وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ
وچون با اهل ايمان ملاقات كنند گويند: ما (نيز همانند شما) ايمان آوردهايم. ولى هرگاه با (همفكران) شيطان صفت خود خلوت كنند، مىگويند: ما با شما هستيم، ما فقط (اهل ايمان را) مسخره مىكنيم.
نکته ها
«شيطان» از «شَطَن» به معناى دور شده از خير است و به هركس القاى انحراف كند، اطلاق شده وبه انسانهاى بدكار و دور از حقّ نيز گفته مىشود. «1»
پیام ها
1- منافق، نان را به نرخ روز مىخورد. «قالُوا آمَنَّا ... قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ»
2- گرچه اظهار ايمان براى مسلمانى كافى است، ولى بايد مواظب عوامل نفوذى بود. «قالُوا آمَنَّا»
3- منافق، شهامتِ صداقت ندارد واز مؤمنان ترس و هراس دارد. «خَلَوْا»
تماس وارتباط منافقان با مؤمنان، آشكار وعلنى است ولى تماس آنان با كفّار يا سران و رهبران خود، سرّى و محرمانه، در نهان و خلوت صورت مىگيرد.
«1». مفردات راغب.
جلد 1 - صفحه 63
4- دوستان منافقان، شيطان صفت هستند. «شياطينهم»
5- كفّار و منافقان با همديگر ارتباط تشكيلاتى دارند و منافقان از آنان خطّ فكرى مىگيرند. «شياطينهم»
6- منافقان، مؤمنان را به استهزا مىگيرند. «إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ»
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
- ↑ طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 1، ص 111.
- ↑ واحدى و ثعلبى و ميبدى از مفسرين عامه.
- ↑ صاحب لباب النقول از عامه اين شأن و نزول را از نكته نظر ضعيف بودن اخبار و احاديث وارده از جانب كلبى و ابوصالح رد كرده و آن را واهى شمرده است ولى ميبدى صاحب كشف الاسرار كه اين حديث و شأن و نزول را بدون سند ذكر نموده از ضعيف بودن آن سخن به ميان نياورده است
- ↑ شيخ بزرگوار ما به عنوان شأن و نزول ذكرى به ميان نياورده، فقط اشاره نموده كه يكى از منافقين با اصحاب رسول خدا ملاقات نموده و به آنها گفته اند كه ما با شما هستيم و از منافق مزبور اسمى نبرده است.
- ↑ در كتاب اختيار معرفة الرجال معروف به رجال كشى تأليف شيخ بزرگوار، محمد بن مروان البصرى ذكر شده كه به نام محمد بن مروان السدى است اگر چه شهرت دادند كه وى از تفسير كلبى نقل نموده ولى چنين نيست و اين شخص اصلاً از اهل كوفه بوده و در بصره سكونت داشته و حمدويه گويد كه وى از نسل ابوالاسود الدؤلى است و مورد ثقه و اطمينان است.
- ↑ محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 5.
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




