آیه 18 سوره نمل
| <<17 | آیه 18 سوره نمل | 19>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
تا چون به وادی مورچگان رسید موری (یعنی پیشوای موران) گفت: ای موران، همه به خانههای خود اندر روید مبادا سلیمان و سپاهیانش ندانسته شما را پایمال کنند.
[پس حرکت کردند] تا به وادی مورچگان درآمدند. مورچه ای گفت: ای مورچگان! به خانه هایتان درآیید تا سلیمان و سپاهیانش ناآگاهانه شما را پایمال نکنند.
تا آنگاه كه به وادى مورچگان رسيدند. مورچهاى [به زبان خويش] گفت: «اى مورچگان، به خانههايتان داخل شويد، مبادا سليمان و سپاهيانش -نديده و ندانسته- شما را پايمال كنند.»
تا به وادى مورچگان رسيدند. مورچهاى گفت: اى مورچگان، به لانههاى خود برويد تا سليمان و لشكريانش شما را بىخبر در هم نكوبند.
(آنها حرکت کردند) تا به سرزمین مورچگان رسیدند؛ مورچهای گفت: «به لانههای خود بروید تا سلیمان و لشکرش شما را پایمال نکنند در حالی که نمیفهمند!»
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- نمل: مورچه. در اقرب الموارد گويد: نملة به مذكر و مؤنث گفته مىشود در كشاف نيز به آن اشاره شده است در اين صورت تاء آن براى وحدت است.
- لا يحطمنكم: حطم: شكستن. «حطمه حطما: كسره» مراد از آن در آيه پايمال كردن است.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ «18»
(سليمان با لشكر خود حركت مىكرد) تا به وادى مورچگان رسيدند، مورچهاى گفت: اى مورچگان! به خانههاى خود برويد تا سليمان و لشكريانش شما را ناآگاهانه پايمال نكنند.
«1». براى توضيح بيشتر دربارهى جنّ، بنگريد به سورهى جنّ و قاموس قرآن، ج 2، ص 61- 73.
«2». ص، 37.
جلد 6 - صفحه 404
نکته ها
«نمل» در لغت به معناى حركت زياد با پاى كوچك است. «1»
كلمهى «نَمْلَةٌ» را مىتوان به خاطر تنوين آن، مورچهاى بزرگ و فرمانده معنا كرد كه در اين صورت در زندگى مورچگان مديريّت و فرماندهى وجود دارد و مىتوان تنوين را نشانهى ناشناسى مورچه معنا كرد كه در اين صورت پيام آيه اين مىشود كه حتّى اگر ناشناسى اخطار دلسوزانه مىدهد، به هشدارش توجّه كنيم.
پیام ها
1- حيوانات، با شعور خود منطقهاى را براى زندگى انتخاب مىكنند. «وادِ النَّمْلِ»
2- گفتگو و امر ونهى در ميان حيوانات نيز وجود دارد. «قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ»
3- در ميان مورچگان، هم فرماندهى و هم اطلاعرسانى و هم فرمانبرى وجود دارد. قالَتْ نَمْلَةٌ ... ادْخُلُوا
4- حيوانات شعور دارند و مفاسد و ضررها را مىشناسند و به يكديگر هشدار مىدهند. «ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ»
5- غريزه دفع ضرر احتمالى، در حيوانات نيز وجود دارد. ادْخُلُوا ... لا يَحْطِمَنَّكُمْ
6- كسى كه با احساس خطر، همنوع خود را هشدار ندهد از مورچه هم كمتر است. «لا يَحْطِمَنَّكُمْ»
7- هنگام راه رفتن دقّت كنيم تا مورچگان را پايمال نكنيم. «لا يَحْطِمَنَّكُمْ»
8- انبيا در امور عادّى خود، مثل ديگران زندگى مىكردند. «لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ»
9- فساد رهبر، مقدّمهى فساد مردم است. «لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ»
10- مورچه، افراد انسانها، بلكه شغل آنها را هم مىشناسد. «سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ»
11- اولياى خدا با آگاهى و عمد، حتّى به مورچهاى ضرر نمىرسانند. «وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ» مورچگان از عدالت و تقواى حضرت سليمان آگاهند و مىدانند آن
«1». التحقيق فىكلمات القرآن.
جلد 6 - صفحه 405
بزرگوار آگاهانه به مورچهاى نيز ظلم نمىكند.
پانویس
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج7، ص441
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




