آیه 40 سوره فرقان
| <<39 | آیه 40 سوره فرقان | 41>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و همانا این کافران آمدند و دیدند آن دیار (قوم لوط) را که بر آن باران عذاب و هلاکت ببارانیدیم، آیا اینان به چشم خود دیار خراب آنها را ندیدهاند؟ (آری دیدند) و لیکن امید و بیمی از قیامت و کیفر ندارند.
یقیناً مشرکان مکه بر شهری که [محل زندگی قوم لوط بود و] بر آن باران عذاب باریده شد، گذر کرده اند، پس آیا آنجا را ندیده اند؟ [چرا! دیده اند] ولی [عبرت نگرفته اند، چون] برانگیخته شدن [مردگان] را [برای رسیدن به پاداش اعمال] امید و انتظار ندارند.
و قطعاً بر شهرى كه باران بلا بر آن بارانده شد گذشتهاند؛ مگر آن را نديدهاند؟ [چرا،] ولى اميد به زندهشدن ندارند.
و بر قريهاى كه بر آن باران عذاب باريده بوديم گذر مىكردند. آيا آن را نمىديدند؟ آرى، به قيامت اميد نداشتند.
آنها [= مشرکان مکّه] از کنار شهری که باران شرّ [= بارانی از سنگهای آسمانی] بر آن باریده بود [= دیار قوم لوط] گذشتند؛ آیا آن را نمیدیدند؟! (آری، میدیدند) ولی به رستاخیز ایمان نداشتند!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- نشور: برانگيختن، زنده كردن. «نشر اللَّه الموتى و انشرهم: احياهم».[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ لَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَ فَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَها بَلْ كانُوا لا يَرْجُونَ نُشُوراً «40»
همانا (مشركان مكّه به هنگام مسافرت به شام) بر منطقهاى كه باران بلا بر آن باريده بود (و سنگباران شده بودند) گذر كردند. آيا آن را نمىديدند (تا پند گيرند؟) چرا، (منطقهى قوم لوط را ديدند ولى عبرت نگرفتند، زيرا) آنان به قيامت و رستاخيز اميد و ايمانى نداشتند؟
نکته ها
مراد از قريهاى كه باران بلا بر آن باريده، قريهى قوم لوط است كه بارانى از سنگ بر آن باريد، و به فرمودهى امام باقر عليه السلام نام منطقهى آنان، «سدوم» بوده است. «1»
پیام ها
1- آثار باستانى مىتواند وسيلهى عبرت باشد. «أَ فَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَها» (نقل تاريخ و بيان سرگذشت گمراهان، زمينهاى براى تبليغ، تربيت و نهى از منكر است.)
هر كه ناموخت از گذشت روزگار
هيچ ناموزد زهيچ آموزگار
2- گردنكشى در برابر حقّ و استمرار بر كفر، مانع دريافت حقّ است. «أَ فَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَها بَلْ كانُوا لا يَرْجُونَ»
3- تنها كسانى كه نور اميد در دل دارند وقيامت را باور دارند، از حوادث و جرقهها استفاده مىكنند. «بَلْ كانُوا لا يَرْجُونَ نُشُوراً»
پانویس
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج7، ص286
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




