آیه 137 سوره انعام

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۳۱ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَكَذَٰلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ ۖ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا فَعَلُوهُ ۖ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<136 آیه 137 سوره انعام 138>>
سوره : سوره انعام (6)
جزء : 8
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و همچنین در نظر بسیاری از مشرکان، عمل کشتن فرزندان را بتهای ایشان نیکو جلوه داده تا آنکه آنان را با این عمل هلاک سازند و در دین فطریشان به غلط و اشتباه اندازند. و اگر خدا می‌خواست چنین نمی‌کردند، پس آنها را با آنچه (از خرافات) می‌بافند واگذار.

مانند [این سهم بندی بی اساس که هوای نفسشان در نظرشان آراست] بتان، کشتن فرزندانشان را در نظرشان آراستند تا سرگردان و هلاکشان سازند و دینشان را بر آنان مُشتبه [و آمیخته به بدعت ها و خرافات] کنند؛ اگر خدا می خواست [اجباراً] آن کار را نمی کردند [ولی اجبار به عمل و ترک آن مشمول خواست خدا نیست؛] پس آنان را با آنچه دروغ می سازند واگذار.

و اين گونه براى بسيارى از مشركان، بتانشان كشتن فرزندانشان را آراستند، تا هلاكشان كنند و دينشان را بر آنان مشتبه سازند؛ و اگر خدا مى‌خواست چنين نمى‌كردند. پس ايشان را با آنچه به دروغ مى‌سازند رها كن.

همچنين، كاهنان، كشتن فرزند را در نظر بسيارى از مشركان بياراستند تا هلاكشان كنند و درباره دينشان به شك و اشتباهشان افكنند. اگر خدا مى‌خواست چنين نمى‌كردند. پس با دروغى كه مى‌بافند رهايشان ساز.

همین‌گونه شرکای آنها [= بتها]، قتل فرزندانشان را در نظرشان جلوه دادند؛ (کودکان خود را قربانی بتها می‌کردند، و افتخار می‌نمودند!) سرانجام آنها را به هلاکت افکندند؛ و آیینشان را بر آنان مشتبه ساختند. و اگر خدا می‌خواست، چنین نمی‌کردند؛ (زیرا می‌توانست جلو آنان را بگیرد؛ ولی اجبار سودی ندارد.) بنابر این، آنها و تهمتهایشان را به حال خود واگذار (و به آنها اعتنا مکن)!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

That is how to most of the polytheists the slaying of their children is presented as decorous by those whom they ascribe as partners [to Allah], that they may ruin them and confound their religion for them. Had Allah wished, they would not have done it. So leave them with what they fabricate.

And thus their associates have made fair seeming to most of the polytheists the killing of their children, that they may cause them to perish and obscure for them their religion; and if Allah had pleased, they would not have done it, therefore leave them and that which they forge.

Thus have their (so-called) partners (of Allah) made the killing of their children to seem fair unto many of the idolaters, that they may ruin them and make their faith obscure for them. Had Allah willed (it otherwise), they had not done so. So leave them alone with their devices.

Even so, in the eyes of most of the pagans, their "partners" made alluring the slaughter of their children, in order to lead them to their own destruction, and cause confusion in their religion. If Allah had willed, they would not have done so: But leave alone them and their inventions.

معانی کلمات آیه

ليردوهم: ردى: هلاكت. ارداء، به هلاكت انداختن. «ليردوهم»: تا به هلاكت كشند آنها را.

ليلبسوا: لبس (بر وزن عقل) مشتبه و مختلط كردن. «ليلبسوا» تا مشتبه كنند.

يفترون: فرى: قطع و شكافتن. افتراء: جعل دروغ و از خود چيزى درآوردن.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ «137»

و بدين سان (بت‌ها و خادمان بت‌ها كه) شريكان آنها (در اموالشان محسوب مى‌شدند،) كشتن فرزند را براى بسيارى از مشركان (به عنوان قربانى براى بت‌ها) زيبا جلوه دادند تا آنان را به هلاكت كشيده و آيين آنان را مشتبه سازند. و اگر خداوند مى‌خواست چنين نمى‌كردند (و به اجبار جلو آنان را مى‌گرفت)، پس آنان را با دروغ‌هايى كه مى‌بافند واگذار.

نکته ها

همان گونه كه تقسيم كشت و دام، ميان خدا و شريكان، در نظر مشركان جلوه داشت، عشق به بت و فرزندكشى در پاى بت را هم وسوسه‌هاى شيطانى در نظرشان آراسته بود.

«لِيُرْدُوهُمْ»: از «ارداء» به معناى هلاك كردن است.

مشركان يا مى‌گويند: دختر ننگ است و زنده به گورش مى‌كنند، «أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ» «1» يا مى‌گويند: خرجى ندارم و بايد نابود شود، «خَشْيَةَ إِمْلاقٍ» «2» يا آن را نوعى قرب به بت‌ها


«1». نحل، 59.

«2». اسراء، 31.

جلد 2 - صفحه 562

مى‌دانند، كه همه‌ى اينها نوعى تزيين است.

پیام ها

1- بينش غلط و خرافى، سبب مى‌شود كه انسان، فرزند خود را پاى بت سنگى و چوبى قربانى كرده و به آن افتخار نمايد. زَيَّنَ‌ ... قَتْلَ أَوْلادِهِمْ‌

2- مجرمان، حتّى براى فرزندكشى هم توجيه درست مى‌كنند تا روان و وجدان خود را آرام كنند. «زَيَّنَ»

3- در انتقاد، انصاف را مراعات كنيم. «لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» نه آنكه همه چنين‌اند.

4- توجيه گناه و آراستن زشتى‌ها، عامل هلاكت و سقوط است. زَيَّنَ‌ ... لِيُرْدُوهُمْ‌

5- خرافه‌گرايى، سبب التقاط و آميختگى دين با شبهات است. «وَ لِيَلْبِسُوا»

6- پيامبر، مسئول ابلاغ است نه اجبار، اگر مردم گوش نكردند، آنان را رها كرده و به سراغ دل‌هاى آماده مى‌رود. «فَذَرْهُمْ»

7- افكار و رفتار منحرفان، نبايد حقّ‌جويان را دلسرد كند. «فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ»

8- شريك پنداشتن براى خداوند، افترا به اوست. «فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه