آیه 19 سوره کهف

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۳۱ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَكَذَٰلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءَلُوا بَيْنَهُمْ ۚ قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ ۖ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ۚ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هَٰذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّهَا أَزْكَىٰ طَعَامًا فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا

مشاهده آیه در سوره


<<18 آیه 19 سوره کهف 20>>
سوره : سوره کهف (18)
جزء : 15
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و همچنین (که خوابشان کردیم) آنان را از خواب برانگیختیم تا (از زمان خوابشان که بر خود آنها مشتبه و نامعلوم بود) از یکدیگر بپرسند، یکی پرسید: چند مدت (در غار) درنگ کردید؟ جواب دادند: یک روز تمام یا که برخی از روز. دیگر بار گفتند: خدایتان داناتر است که چند مدت در غار بوده‌اید، باری شما یکی را با این درهمهاتان به شهر بفرستید و باید بنگرد که کدامشان طعام پاکیزه‌تر و حلال‌تر دارند تا از آن روزیی برایتان فراهم آرد و باید با دقت و ملاحظه این کار را انجام دهد و نباید هیچ‌کس را از حال شما آگاه سازد.

و همان گونه [که با قدرت خود خوابشان کردیم، از خواب] بیدارشان نمودیم تا میان خود از یکدیگر [از حادثه اتفاق افتاده] بپرسند. گوینده ای از آنان گفت: چه مقدار [در خواب] مانده اید؟ [برخی] گفتند: یک روز یا پاره ای از روز را [در خواب] مانده ایم. [و برخی دیگر] گفتند: پروردگارتان به مقداری که [در خواب] مانده اید، داناتر است، پس یکی از خودتان را با این پولتان به شهر روانه کنید و او باید با تأمل بنگرد کدام یک [از مغازه داران شهر] غذایش پاکیزه تر است؟ پس غذایی از آن برایتان بیاورد، و او باید [در رفت، برگشت و داد و ستد] دقت و نرمی و لطف نشان دهد و احدی را از حال شما آگاه نکند.

و اين چنين بيدارشان كرديم، تا ميان خود از يكديگر پرسش كنند. گوينده‌اى از آنان گفت: «چقدر مانده‌ايد؟» گفتند: «روزى يا پاره‌اى از روز را مانده‌ايم.» [سرانجام‌] گفتند: «پروردگارتان به آنچه مانده‌ايد داناتر است، اينك يكى از خودتان را با اين پول خود به شهر بفرستيد، تا ببيند كدام يك از غذاهاى آن پاكيزه‌تر است و از آن، غذايى برايتان بياورد، و بايد زيركى به خرج دهد و هيچ كس را از [حال‌] شما آگاه نگرداند.

همچنين بيدارشان كرديم تا با يكديگر گفت و شنود كنند. يكى از آنها پرسيد: چند وقت است كه آرميده‌ايد؟ گفتند: يك روز يا پاره‌اى از روز را آرميده‌ايم. گفتند: پروردگارتان بهتر داند كه چند وقت آرميده‌ايد. يكى را از خود با اين پولتان به شهر بفرستيد تا بنگرد كه غذاى پاكيزه كدام است و برايتان از آن روزيتان را بياورد. و بايد كه به مهربانى رفتار كند تا كسى به شما آگاهى نيابد.

این‌گونه آنها را (از خواب) برانگیختیم تا از یکدیگر سؤال کنند؛ یکی از آنها گفت: «چه مدّت خوابیدید؟!» گفتند: «یک روز، یا بخشی از یک روز!» (و چون نتوانستند مدّت خوابشان را دقیقاً بدانند) گفتند: «پروردگارتان از مدّت خوابتان آگاهتر است! اکنون یک نفر از خودتان را با این سکّه‌ای که دارید به شهر بفرستید، تا بنگرد کدام یک از آنها غذای پاکیزه‌تری دارند، و مقداری از آن برای روزی شما بیاورد. امّا باید دقّت کند، و هیچ کس را از وضع شما آگاه نسازد...

ترجمه های انگلیسی(English translations)

So it was that We aroused them [from sleep] so that they might question one another. One of them said, ‘How long have you stayed [here]?’ They said, ‘We have stayed a day, or part of a day.’ They said, ‘Your Lord knows best how long you have stayed. Send one of you to the city with this money. Let him observe which of them has the purest food, and bring you provisions from there. Let him be attentive, and let him not make anyone aware of you.

And thus did We rouse them that they might question each other. A speaker among them said: How long have you tarried? They said: We have tarried for a day or a part of a day. (Others) said: Your Lord knows best how long you have tarried. Now send one of you with this silver (coin) of yours to the city, then let him see which of them has purest food, so let him bring you provision from it, and let him behave with gentleness, and by no means make your case known to any one:

And in like manner We awakened them that they might question one another. A speaker from among them said: How long have ye tarried? They said: We have tarried a day or some part of a day, (Others) said: Your Lord best knoweth what ye have tarried. Now send one of you with this your silver coin unto the city, and let him see what food is purest there and bring you a supply thereof. Let him be courteous and let no man know of you.

Such (being their state), we raised them up (from sleep), that they might question each other. Said one of them, "How long have ye stayed (here)?" They said, "We have stayed (perhaps) a day, or part of a day." (At length) they (all) said, "Allah (alone) knows best how long ye have stayed here.... Now send ye then one of you with this money of yours to the town: let him find out which is the best food (to be had) and bring some to you, that (ye may) satisfy your hunger therewith: And let him behave with care and courtesy, and let him not inform any one about you.

معانی کلمات آیه

ورق: ورق (به فتح واو و كسر راء): درهم (پول نقره). در مصباح جمع آن را اوراق نقل كرده است ولى راغب و طبرسى «ورق» را دراهم گفته ‏اند. در نهج البلاغه حكمت 381 به معنى نقره است.

يتلطف: لطف: رفق، مدارا، نزديكى. «الرفق في العمل: الرفق فيه». تلطّف: اعمال رفق و مدارا. «ليتلطّف»: مدارا و نرمى كند.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَسائَلُوا بَيْنَهُمْ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى‌ طَعاماً فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَ لْيَتَلَطَّفْ وَ لا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً «19»

وما آنگونه (كه خوابشان كرديم)، آنان را (از خوابى كه شبيه مرگ بود) برانگيختيم تا ميان خود از يكديگر پرسش كنند. يكى از آنان گفت: چه مدّت (در اين غار) مانده‌ايد؟ گفتند: يك روز يا بخشى از روز. (سرانجام) گفتند:

پروردگارتان داناتر است كه چه مقدار مانده‌ايد. پس يكى از خودتان را با اين پولتان به شهر بفرستيد تا ببيند كدام يك غذاى پاكيزه‌ترى دارد، پس غذايى از آن برايتان بياورد و بايد (در اين كار) زيركى و دقّت به خرج دهد، و مبادا كسى را از شما آگاه كند!

نکته ها

«ورق»، درهم‌هايى بوده كه نقش پادشاه برآن بوده است.

عبارت‌ «وَ لْيَتَلَطَّفْ» وسط قرآن كريم قرار دارد كه به معناى مدارا و هوشيارى همراه با مهربانى است و اين خود لطفى است كه كلمه‌ى وسط قرآن را لطف و تلطّف و مهربانى‌تشكيل داده است.

در مبارزات بر عليه جوامع فاسد، وحدت بين نيروها عامل مهمى است. در اين آيه چهار

جلد 5 - صفحه 153

مرتبه كلمه «كُم» مطرح شده است:

الف: در تهيه غذا همه يكى هستيم. «أَحَدَكُمْ»

ب: پول براى همه است. «بِوَرِقِكُمْ»

ج: غذايى كه تهيه مى‌شود براى همه است. «فَلْيَأْتِكُمْ»

د: حفاظت از جان همه لازم است. «لا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ»

پیام ها

1- براى خداوند، هيچ كارى مشكل نيست، نه خواب كردن 309 ساله، نه بيدار ساختن آنچنانى. «كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ»

2- از حشر وبرانگيخته شدن در قيامت تعجّب نكنيد، هر بيدار شدن از خواب، نوعى بعث و نشور است. «بعثنا»

3- بيدار شدن از خواب نيز به اراده‌ى الهى است. «بعثنا»

4- بيدار كردن اصحاب كهف دو ثمر داشت، يكى براى خودشان كه طرح سؤال بود، «لِيَتَسائَلُوا» يكى براى ديگران كه نمونه‌اى از رستاخيز وبعث قيامت بود. «كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ»

5- در آنچه نمى‌دانيم، اظهار نظر نكنيم. «رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ»

6- حتّى يك گروه كوچك نيز بايد مسئول ورهبر داشته باشد. (در ميان اصحاب كهف يك نفر بود كه امر و نهى وپرسش مى‌كرد.) قالَ قائِلٌ‌ ... فَابْعَثُوا

7- اقدام براى معاش زندگى، منافات با توكّل ندارد. اصحاب كهف هم پول و نقدينه داشتند، هم براى تهيه غذا حركت كردند. «فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ»

8- وكالت و پذيرش وكالت از گروه جايز است. «فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ»

9- پول و نقدينگى، سابقه‌اى تاريخى و كهن دارد. «بِوَرِقِكُمْ»

10- هر پولى نمى‌تواند بهاى جنس قرار گيرد. «بِوَرِقِكُمْ هذِهِ»

11- وارستگان مؤمن هر غذايى را نمى‌خورند، نوع غذا و مقدار برايشان مطرح نيست، پاك و حلال بودن مهم است‌ «أَزْكى‌ طَعاماً بِرِزْقٍ مِنْهُ»

جلد 5 - صفحه 154

12- مؤمن بايد رازدار وهوشيار باشد وبا مدارا وتقيّه واصول ايمنى، دشمن را از وجود خود آگاه نكند. «وَ لْيَتَلَطَّفْ» كسى كه مسئوليّت مى‌پذيرد بايد مراقبت‌هاى لازم را داشته باشد.



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه