آیه 72 سوره صافات: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ترجمه های فارسی)
(جایگزینی تفاسیر)
 
سطر ۴۵: سطر ۴۵:
  
 
== تفسیر آیه ==
 
== تفسیر آیه ==
<tabber>
+
<tafsir sura="37" ayeh="72" />
تفسیر نور=
 
  
===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
 
  
{{ نمایش فشرده تفسیر|
 
إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ «69» فَهُمْ عَلى‌ آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ «70»
 
  
آنان پدران خويش را گمراه يافتند. امّا با اين حال، در پى آنان شتابان مى‌دوند.
 
 
وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ «71» وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ «72»
 
 
بى‌گمان قبل از آنان، اكثر پيشينيان (نيز) گمراه شدند. و قطعاً ما در ميانشان بيم‌دهندگانى فرستاديم.
 
 
فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ «73» إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ «74»
 
 
پس (اينك) بنگر كه سرانجام هشدار داده شدگان چگونه بود. (كه همه آنان هلاك شدند) به استثناى بندگان خالص شده خدا.
 
 
===نکته ها===
 
 
«يُهْرَعُونَ» به معناى بردن با شتاب است. در اين آيه خداوند از كسانى كه بى‌تأمّل و با سرعت به سراغ افكار نياكان مى‌روند، انتقاد كرده است.
 
 
يكى از ويژگى‌هاى دوزخيان، تقليد كوركورانه از پدران و اجداد است؛ در حالى كه تقليد در اعتقادات جايز نيست و عقائد انسان بايد بر استدلال و عقل پايه‌ريزى شود.
 
 
===پیام ها===
 
 
1- تقليد كوركورانه و پيروى از نياكان در افكار و رفتار نادرست، تحت هر عنوان كه باشد، پذيرفتنى نيست. أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ‌ ... عَلى‌ آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ‌
 
 
2- بدترين نوع تقليد آن است كه با علم و آگاهى از انحراف، از منحرفان تقليد كنيم. «أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ»
 
 
3- عقائد باطل نياكان بر نسل آينده اثرگذار است. «آباءَهُمْ ضالِّينَ»
 
 
4- خودباختگى در برابر آداب و رسوم باطل نياكان، ممنوع است. ( «يُهْرَعُونَ» به معناى كشانده شدن قهرى و بدون اختيار است.)
 
 
5- ميراث فرهنگى نياكان، همه جا و هميشه قابل ستايش نيست. «عَلى‌ آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ»
 
 
جلد 8 - صفحه 37
 
 
6- در فضاى انحراف، مهم‌ترين وظيفه هشدار است. خداوند در ميان امت‌هاى گمراه، هشدار دهندگانى فرستاده است. ضَلَّ قَبْلَهُمْ‌ ... أَرْسَلْنا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ‌
 
 
7- خداوند اتمام حجّت مى‌كند. «أَرْسَلْنا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ»
 
 
8- اكثريّت فاسد جامعه، دليل بر رها كردن افراد مستعد هدايت نيست. ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ‌ ... أَرْسَلْنا فِيهِمْ‌
 
 
9- تاريخى را مطالعه كنيم كه مايه‌ى رشد و عبرت باشد. «فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ» ما مأمور به تأمّل و انديشه در سرنوشت كافران لجوج و متعصّب هستيم.
 
 
10- با وجود اكثريّت فاسد، مى‌توان بنده خدا بود و در جامعه‌ى فاسد هضم نشد.
 
«إِلَّا عِبادَ اللَّهِ»
 
 
11- عبادت خدا سبب دريافت الطاف ويژه است. «عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ»
 
 
12- اخلاص در عبادت، مايه‌ى نجات از بدعاقبتى است. «كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ»
 
 
13- تنها بندگان خالص الهى هشدارهاى انبيا را جدّى مى‌گيرند. «فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ»
 
}}
 
 
|-|
 
اثنی عشری=
 
 
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
 
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
 
 
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ (72)
 
 
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا: و هر آينه بتحقيق فرستاديم، فِيهِمْ مُنْذِرِينَ‌: در ميان ايشان ترسانندگان، يعنى پيغمبران كه ايشان را از عذاب و عقاب الهى بترسانيدند و ايشان قول انبياء را قبول نكردند.
 
 
 
}}
 
|-|
 
روان جاوید=
 
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ (71) وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ (72) فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ (73) إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (74) وَ لَقَدْ نادانا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ (75)
 
 
وَ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ (76) وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ (77) وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ (78) سَلامٌ عَلى‌ نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ (79) إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (80)
 
 
إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ (81) ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ (82)
 
 
ترجمه‌
 
 
و بتحقيق گمراه شدند پيش از آنها بيشتر پيشينيان‌
 
 
و بتحقيق فرستاديم در آنها بيم‌دهندگان را
 
 
پس بنگر چگونه بود سر انجام بيم داده‌شدگان‌
 
 
مگر بندگان خدا كه خالص‌شدگانند
 
 
و بتحقيق خواند ما را نوح پس هر آينه خوب اجابت كنندگانيم‌
 
 
و نجات داديم او و اهلش را از اندوه بزرگ‌
 
 
و قرار داديم فرزندان او را آنانكه بازماندگانند
 
 
و باقى گذارديم براى او در آيندگان‌
 
 
ذكر خير سلام بر نوح در جهانيانرا
 
 
همانا ما اينچنين پاداش ميدهيم نيكوكارانرا
 
 
همانا او است از بندگان ما كه گروندگانند
 
 
پس غرق نموديم ديگران را.
 
 
تفسير
 
 
خداوند متعال براى تسليت خاطر مبارك پيغمبر خود از اصرار قومش بر كفر ميفرمايد قسم بخدا پيشتر از اينها بيشتر مردم سابق گمراه شدند و اين دليل است بر آنكه هميشه در دنيا اكثريّت با كفّار و فجّار بوده و بتحقيق فرستاديم در ميان آنها انبياء عظام و اوصياء كرام را كه بيم ميدادند آنانرا از عذاب خدا و بخرج آنها نميرفت پس ملاحظه كن و ببين چگونه شد عاقبت آنها كه بيم داده شدند و متنبّه نشدند و اصرار بر معصيت نمودند چنانچه قوم تو هم ديدند آثار باقيه آنانرا كه معذّب شدند و شنيدند اخبار آنها را و متأثر نشدند با آنكه بايد به بينند و متنبّه شوند بلى در ميان آنانكه بيم داده شدند كسانى بودند كه خداوند موفق فرمود آنها را بقبول ايمان و اعمال صالحه با نيّت خالص كه نجات يافتند از عذاب و از جمله اقوام سابقه كه معذّب بعذاب الهى شدند قوم نوح اول پيغمبر اولو العزم است كه او خواند ما را بعد از آنكه از ايمان آنها مأيوس شد و نفرين فرمود در باره آنان و ما هم قسم بخدا بخوبى اجابت نموديم ملتمس او را و نجات داديم او و خانواده‌اش را از آزار قوم و اندوه غرق و مشاهده معصيت كه براى اولياء خدا اندوه بزرگ است و قرار داديم اولاد او را آنانكه نام و آثار و ذكر خير ايشان در جهان باقى و برقرار خواهد ماند يا قرار داديم اولاد او را فقط باقى در جهان چون گفته‌اند بعد از آنكه نوح عليه السّلام از كشتى فرود آمد تمام كسانيكه با او بودند مردند جز زنان و فرزندان او لذا او را ابو البشر ثانى ناميدند و فعلا تمام مردم از نسل آنحضرتند
 
 
جلد 4 صفحه 436
 
 
ولى قمّى ره از امام باقر عليه السّلام در تفسير اين آيه نقل نموده كه مراد بقاء حقّ و نبوّت و كتاب و ايمان است در اولاد او و تمام اهل زمين از بنى آدم اولاد نوح عليه السّلام نيستند خدا باو فرمود كه حمل كن در آن از هر جفتى دو عدد و اهلت را مگر كسيكه سبقت گرفته است بر او عذاب از آنان و هر كه ايمان آورده و ايمان نيآورده بودند با او مگر كمى و نيز فرموده در احوال امم سابقه ذرّية من حملنا مع نوح و ظاهرا امام عليه السّلام بآيه اوّل استدلال فرموده براى ردّ بعضى كه گفته‌اند غير از اولاد و زنان آنحضرت همه در كشتى مردند چون مناسب نيست كه كشتى براى نجات اهل ايمان باشد و آنجا بميرند و بآيه دوم استدلال فرموده براى ردّ كسانيكه گفته‌اند بعد از فرود آمدن مردند چون ظاهر ذريّة من حملنا مع نوح ذريّه اهل ايمان از غير اولاد او ميباشد و الّا ذريّة نوح بايد گفته شود در هر حال خداوند فرموده و باقى گذارديم بعد از او نام نيك و ذكر خير او را در امم انبياء تا پيغمبر آخر الزّمان و سلامتى از ما براى او بود در دنيا و آخرت و بنابراين مفعول‌تر كنا محذوف است و سلام از جانب خدا است بر او و قويّا محتمل است مراد آن باشد كه ما باقى گذارديم ذكر خيرى را كه آنسلام و تحيّت مردم و دعاى ملائكه است براى او تا روز قيامت و بنابراين مفعول‌تر كنا جمله سلام على نوح فى العالمين است كه عبارت از تسليم ميباشد و همان ذكر خير است كه باحتمال اوّل حذف شده بود و گفته‌اند براى دفع گزند مار و عقرب گفتن اين سلام نافع است و خدا ميفرمايد ما نيكوكارانرا باين نحو جزاى خير ميدهيم در دنيا چه رسد بآخرت كه دار جزا است همانا او از بندگان مؤمن ما بود كه بالاتر از آن مقامى نيست و بعد از اين مطالب بدانيد كه ما كفّار قوم او را تماما غرق نموديم كه عبرت براى جهانيان باشد و شرح اين قضايا در سور سابقه ذكر شده است.
 
 
جلد 4 صفحه 437
 
}}
 
|-|
 
اطیب البیان=
 
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
وَ لَقَد أَرسَلنا فِيهِم‌ مُنذِرِين‌َ (72)
 
 
و ‌هر‌ آينه‌ بتحقيق‌ ‌ما فرستاديم‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ انذار كننده‌گان‌ ‌را‌.
 
 
خداوند تبارك‌ و ‌تعالي‌ هيچ‌ عصريرا خالي‌ ‌از‌ حجت‌ نگذارده‌ انبياء ‌که‌ تقريبا حدود صد و بيست‌ و چهار هزار پيغمبر فرستاده‌ ‌حتي‌ ‌در‌ دوره جاهليت‌ اوصياء ابراهيم‌ و عيسي‌ بودند ‌تا‌ زمان‌ پيغمبر اسلام‌ و ‌بعد‌ ‌از‌ ‌او‌ ‌هم‌ اوصياء ‌او‌ ‌تا‌ قيامت‌ هستند ‌که‌ زمين‌ خالي‌ ‌از‌ حجت‌ نبوده‌ و نميشود
 
 
‌لو‌ خلت‌ الارض‌ ‌عن‌ الحجة لساخت‌ باهلها و لماجت‌ باهلها
 
 
بعلاوه‌ مؤمنين‌ ‌که‌ آمرين‌ بمعروف‌ و ناهين‌ ‌عن‌ المنكر ‌در‌ ‌هر‌ گوشه‌ بودند و علمايي‌ ‌که‌ هدايت‌ و ارشاد كنند و واعظيني‌ ‌که‌ موعظه‌ كنند بودند بعلاوه‌ عقل‌ ‌که‌ ‌رسول‌ باطن‌ ‌است‌ بآنها داده‌ ‌شده‌ و بالجمله‌ حجت‌ ‌از‌ ‌هر‌ جهت‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ تمام‌ ‌شده‌ و راه‌ عذر بسته‌ ‌شده‌.
 
}}
 
|-|
 
برگزیده تفسیر نمونه=
 
 
===برگزیده تفسیر نمونه===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
]
 
 
(آیه 72)- سپس اضافه می‌کند: گمراهی آنها به خاطر نداشتن رهبر و راهنما نبود، «ما در میان آنها انذار کنندگانی فرستادیم» (وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا فِیهِمْ مُنْذِرِینَ).
 
 
پیامبرانی که آنها را از شرک و کفر و ظلم و بیدادگری و تقلید کورکورانه از دیگران بیم می‌دادند، و آنها را به مسؤولیتهایشان آشنا می‌ساختند.
 
 
ج4، ص146
 
}}
 
|-|
 
 
سایر تفاسیر=
 
سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:
 
 
==تفسیر های فارسی==
 
==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=37 |آیه=72}}===
 
==={{تفسیر خسروی|سوره=37 |آیه=72}}===
 
==={{تفسیر عاملی|سوره=37 |آیه=72}}===
 
==={{تفسیر جامع|سوره=37 |آیه=72}}===
 
 
==تفسیر های عربی==
 
==={{تفسیر المیزان|سوره=37 |آیه=72}}===
 
==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=37 |آیه=72}}===
 
==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=37 |آیه=72}}===
 
==={{تفسیر الصافی|سوره=37 |آیه=72}}===
 
==={{تفسیر الکاشف|سوره=37 |آیه=72}}===
 
</tabber>
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۴۱

مشاهده آیه در سوره

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<71 آیه 72 سوره صافات 73>>
سوره : سوره صافات (37)
جزء : 23
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و ما رسولانی برای بیم و پند بر آنها فرستادیم.

و بی‌تردید ما در میان آنان بیم‌دهندگانی فرستادیم.

و حال آنكه مسلماً در ميانشان هشداردهندگانى فرستاديم.

و ما بيم‌دهندگانى به ميانشان فرستاديم.

ما در میان آنها انذارکنندگانی فرستادیم،

ترجمه های انگلیسی(English translations)

and We had certainly sent warners among them.

And certainly We sent among them warners.

And verily We sent among them warners.

But We sent aforetime, among them, (messengers) to admonish them;-

معانی کلمات آیه

«مُنذِرِینَ»: بیم دهندگان. مراد پیغمبرانی است که آنان را به مسؤولیّتهایشان آشنا می‌کردند و ایشان را از فرجام شرک و کفر و بدکرداری و بیدادگری و تقلید کورکورانه از دیگران بیم می‌دادند.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ «69» فَهُمْ عَلى‌ آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ «70»

آنان پدران خويش را گمراه يافتند. امّا با اين حال، در پى آنان شتابان مى‌دوند.

وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ «71» وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ «72»

بى‌گمان قبل از آنان، اكثر پيشينيان (نيز) گمراه شدند. و قطعاً ما در ميانشان بيم‌دهندگانى فرستاديم.

فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ «73» إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ «74»

پس (اينك) بنگر كه سرانجام هشدار داده شدگان چگونه بود. (كه همه آنان هلاك شدند) به استثناى بندگان خالص شده خدا.

نکته ها

«يُهْرَعُونَ» به معناى بردن با شتاب است. در اين آيه خداوند از كسانى كه بى‌تأمّل و با سرعت به سراغ افكار نياكان مى‌روند، انتقاد كرده است.

يكى از ويژگى‌هاى دوزخيان، تقليد كوركورانه از پدران و اجداد است؛ در حالى كه تقليد در اعتقادات جايز نيست و عقائد انسان بايد بر استدلال و عقل پايه‌ريزى شود.

پیام ها

1- تقليد كوركورانه و پيروى از نياكان در افكار و رفتار نادرست، تحت هر عنوان كه باشد، پذيرفتنى نيست. أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ‌ ... عَلى‌ آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ‌

2- بدترين نوع تقليد آن است كه با علم و آگاهى از انحراف، از منحرفان تقليد كنيم. «أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ»

3- عقائد باطل نياكان بر نسل آينده اثرگذار است. «آباءَهُمْ ضالِّينَ»

4- خودباختگى در برابر آداب و رسوم باطل نياكان، ممنوع است. ( «يُهْرَعُونَ» به معناى كشانده شدن قهرى و بدون اختيار است.)

5- ميراث فرهنگى نياكان، همه جا و هميشه قابل ستايش نيست. «عَلى‌ آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ»

جلد 8 - صفحه 37

6- در فضاى انحراف، مهم‌ترين وظيفه هشدار است. خداوند در ميان امت‌هاى گمراه، هشدار دهندگانى فرستاده است. ضَلَّ قَبْلَهُمْ‌ ... أَرْسَلْنا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ‌

7- خداوند اتمام حجّت مى‌كند. «أَرْسَلْنا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ»

8- اكثريّت فاسد جامعه، دليل بر رها كردن افراد مستعد هدايت نيست. ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ‌ ... أَرْسَلْنا فِيهِمْ‌

9- تاريخى را مطالعه كنيم كه مايه‌ى رشد و عبرت باشد. «فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ» ما مأمور به تأمّل و انديشه در سرنوشت كافران لجوج و متعصّب هستيم.

10- با وجود اكثريّت فاسد، مى‌توان بنده خدا بود و در جامعه‌ى فاسد هضم نشد. «إِلَّا عِبادَ اللَّهِ»

11- عبادت خدا سبب دريافت الطاف ويژه است. «عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ»

12- اخلاص در عبادت، مايه‌ى نجات از بدعاقبتى است. «كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ»

13- تنها بندگان خالص الهى هشدارهاى انبيا را جدّى مى‌گيرند. «فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه