آیه 51 سوره صافات: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ترجمه های فارسی)
(جایگزینی تفاسیر)
 
سطر ۴۵: سطر ۴۵:
  
 
== تفسیر آیه ==
 
== تفسیر آیه ==
<tabber>
+
<tafsir sura="37" ayeh="51" />
تفسیر نور=
 
  
===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
 
  
{{ نمایش فشرده تفسیر|
 
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ «50» قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كانَ لِي قَرِينٌ «51» يَقُولُ أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ «52»
 
  
پس بعضى از آنان بر بعضى روى كرده و از يكديگر سؤال مى‌كنند. يكى از آنان گويد: مرا در دنيا همنشينى بود. كه پيوسته مى‌گفت: آيا تو از باوردارندگان (قيامت) هستى؟
 
 
«1». تفسير راهنما.
 
 
تفسير نور(10جلدى)، ج‌8، ص: 31
 
 
أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَدِينُونَ «53»
 
 
آيا هرگاه مرديم و خاك و استخوان شديم (دوباره زنده شده و) جزا داده خواهيم شد؟
 
 
===نکته ها===
 
 
يكى از نام‌هاى قيامت، «يَوْمِ الدِّينِ»* است و «لَمَدِينُونَ» از دين به معناى جزاست.
 
 
===پیام ها===
 
 
1- در بهشت خاطرات دنيا فراموش نمى‌شود. «كانَ لِي قَرِينٌ»
 
 
2- در بزم‌هاى بهشتى كه بر تخت‌ها و روياروى يكديگر قرار گرفته‌اند به پرسش و گفتگو از هم‌نشينان دنيوى مى‌پردازند. «كانَ لِي قَرِينٌ»
 
 
3- همنشينى در دنيا با كفّار، با حفظ معتقدات دينى جايز است. «كانَ لِي قَرِينٌ»
 
 
4- نقل انكارها و سرزنش‌هاى مخالفان، جزء گفتگوهاى بهشتيان است. فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ‌ ... يَقُولُ أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ‌
 
 
5- كفّار هيچ گونه دليلى بر نبود معاد ندارند، آنچه دارند استبعاد و تعجب است.
 
أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً ...
 
}}
 
 
|-|
 
اثنی عشری=
 
 
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
 
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
 
 
قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كانَ لِي قَرِينٌ (51)
 
 
قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ‌: گويد قائلى از ايشان مر ياران خود را، إِنِّي كانَ لِي قَرِينٌ‌: بدرستى كه من وقتى در دنيا بودم، بود مرا همنشينى كه منكر بعث بود.
 
 
مراد شيطان انسى است كه منكر قيامت بوده. نزد بعضى دو برادرند كه در سوره كهف بيان شده.
 
 
 
}}
 
|-|
 
روان جاوید=
 
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كانَ لِي قَرِينٌ (51) يَقُولُ أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ (52) أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَدِينُونَ (53) قالَ هَلْ أَنْتُمْ مُطَّلِعُونَ (54) فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَواءِ الْجَحِيمِ (55)
 
 
قالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدْتَ لَتُرْدِينِ (56) وَ لَوْ لا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ (57) أَ فَما نَحْنُ بِمَيِّتِينَ (58) إِلاَّ مَوْتَتَنَا الْأُولى‌ وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ (59) إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (60)
 
 
ترجمه‌
 
 
گفت گوينده‌اى از آنان همانا بود براى من همنشينى‌
 
 
ميگفت آيا همانا تو از تصديق كنندگانى‌
 
 
كه آيا چون مرديم و گشتيم خاكى و استخوانهائى‌
 
 
جلد 4 صفحه 432
 
 
آيا هر آينه ما جزا داده شدگانيم‌
 
 
گفت آيا شما از او اطلاع دارندگانيد
 
 
پس مطّلع شد پس ديد او را در وسط جهنم‌
 
 
گفت بخدا قسم همانا نزديك بود كه هلاك گردانى مرا
 
 
و اگر نبود نعمت پروردگارم هر آينه بودم از احضار شدگان‌
 
 
آيا پس نيستيم ما ديگر مردگان‌
 
 
جز مردن اوّل بارمان و نيستيم ما عذاب‌شدگان‌
 
 
همانا اينست آن كاميابى بزرگ.
 
 
تفسير
 
 
در ذيل آيات سابقه ذكر شد كه اهل بهشت با يكديگر صحبت ميكنند و خداوند در اين آيات شمه‌اى از آنرا بيان فرموده باين تقريب كه يكى از ايشان گويد من در دنيا همنشين بدى داشتم كه بر سبيل انكار بمن ميگفت واقعا تو باور كردى كه وقتى ما مرديم و خاك شديم دو مرتبه زنده ميشويم براى پاداش اعمال بد و خوب چنين امرى محال است آيا شما رفقاى من در بهشت جائى را كه مشرف باشد بآن شخص داريد كه بتوانيم از حال او باخبر شويم آنها گويند بلى ما هر چه بخواهيم بحكم خدا آماده ميگردد پس بخواست خدا مشرف ميشود آن گوينده بهمنشين خود و ميبيند او را در وسط جهنّم و بعضى گفته‌اند بعد از آنكه گوينده گفت من يك همنشينى در دنيا داشتم كه چنين ميگفت خدايا ملكى باو و رفقايش در بهشت ميفرمايد شما مطّلع بر او هستيد و آنها ميگويند خير و خدا مشرف ميفرمايد آنها را باو در جهنّم چون اصل اطّلاع مشرف شدن بچيزى است براى ديدن آن و در هر حال پس از ديدن او رفيقش را در وسط جهنّم باو ميگويد قسم بخدا نزديك بود مرا مانند خودت بقعر جهنّم افكنى و هلاك كنى و اگر حفظ الهى نبود هر آينه مرا هم مانند تو در اينجا ملك دوزخ احضار مينمود و بعدا رفقاى بهشتى از نهايت فرح و خوشحالى با يكديگر ميگويند از روى تعجّب از موفقيّت خودشان بنعيم ابدى كه آيا ما ديگر نميميريم همان مردن اوّلى فقط براى ما بود در دنيا و ديگر هرگز معذّب نخواهيم شد بعذابى با آنكه يقين دارند چنين خواهند بود و اخيرا تصديق مينمايند و ميگويند كه حقّا كاميابى بزرگ اين بود كه بتوفيق الهى نصيب ما شد و براى چنين نتيجه‌اى بايد كار كنند كاركنان قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه چون اهل بهشت داخل بهشت شوند و اهل آتش داخل آتش مرگ را بصورت قوچى بياورند و ذبح نمايند بين بهشت و دوزخ پس‌
 
 
جلد 4 صفحه 433
 
 
منادى ندا كند كه ديگر خلود است و مرگ هرگز نخواهد بود و اهل بهشت باين آيات فلمثل هذا فليعمل العاملون مترنّم شوند و كلمه ان در ان كدت مخفّفه از مثقّله است بدلالت مصاحبت لام ابتدا با آن و گفته‌اند احضار بطور اطلاق استعمال نميشود مگر در شرّ و اينجا مراد احضار در جهنّم است.
 
}}
 
|-|
 
اطیب البیان=
 
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
قال‌َ قائِل‌ٌ مِنهُم‌ إِنِّي‌ كان‌َ لِي‌ قَرِين‌ٌ (51)
 
 
ميگويد گوينده‌اي‌ ‌از‌ ‌آنها‌ ‌که‌ بدرستي‌ ‌که‌ ‌بود‌ ‌براي‌ ‌من‌ قريني‌.
 
 
‌که‌ معاشرت‌ داشت‌ و ‌با‌ ‌من‌ ‌در‌ امر دين‌ بحث‌ ميكرد و كافر ‌بود‌ و منكر معاد دوست‌ ميداشتم‌ ‌که‌ ‌از‌ حال‌ ‌او‌ خبردار شوم‌ و ببينم‌ ‌در‌ چه‌ حاليست‌ و بچه‌ عذابي‌ گرفتار ‌شده‌ و يكي‌ ‌از‌ لذائذ روحي‌ بهشت‌ همين‌ ‌است‌ ‌که‌ اهل‌ جهنم‌ ‌را‌ مشاهده‌ كنند ‌که‌ ‌در‌ چه‌ عذابي‌ هستند و خداوند چه‌ تفضلي‌ فرموده‌ ‌که‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ بهشت‌ متنعم‌ ساخته‌ و يكي‌ ‌از‌ آلام‌ روحي‌ اهل‌ عذاب‌ اينست‌ ‌که‌ اهل‌ بهشت‌ ‌را‌ مي‌بينند ‌در‌ چه‌ نعمتي‌ هستند و اينها محروم‌ شده‌اند.
 
}}
 
|-|
 
برگزیده تفسیر نمونه=
 
 
===برگزیده تفسیر نمونه===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
]
 
 
(آیه 51)- ناگهان «یکی از آنها (خاطراتی در نظرش مجسم می‌شود رو به سوی دیگران کرده و) می‌گوید: من همنشینی (در دنیا) داشتم ...»! (قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّی کانَ لِی قَرِینٌ).
 
}}
 
|-|
 
 
سایر تفاسیر=
 
سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:
 
 
==تفسیر های فارسی==
 
==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=37 |آیه=51}}===
 
==={{تفسیر خسروی|سوره=37 |آیه=51}}===
 
==={{تفسیر عاملی|سوره=37 |آیه=51}}===
 
==={{تفسیر جامع|سوره=37 |آیه=51}}===
 
 
==تفسیر های عربی==
 
==={{تفسیر المیزان|سوره=37 |آیه=51}}===
 
==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=37 |آیه=51}}===
 
==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=37 |آیه=51}}===
 
==={{تفسیر الصافی|سوره=37 |آیه=51}}===
 
==={{تفسیر الکاشف|سوره=37 |آیه=51}}===
 
</tabber>
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۴۰

مشاهده آیه در سوره

قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌ

مشاهده آیه در سوره


<<50 آیه 51 سوره صافات 52>>
سوره : سوره صافات (37)
جزء : 23
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

یکی از آنها گوید: (ای رفیقان بهشتی) مرا (در دنیا) همنشینی (کافر) بود.

گوینده‌ای از آنان می گوید: همانا من [در دنیا] همنشینی داشتم.

گوينده‌اى از آنان مى‌گويد: «راستى من [در دنيا] همنشينى داشتم،

يكى از آنها گويد: مرا همنشينى بود،

کسی از آنها می‌گوید: «من همنشینی داشتم...

ترجمه های انگلیسی(English translations)

One of them will say, ‘Indeed I had a companion

A speaker from among them shall say: Surely I had a comrade of mine,

A speaker of them saith: Lo! I had a comrade

One of them will start the talk and say: "I had an intimate companion (on the earth),

معانی کلمات آیه

«قَرِینٌ»: همنشین. دوست.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ «50» قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كانَ لِي قَرِينٌ «51» يَقُولُ أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ «52»

پس بعضى از آنان بر بعضى روى كرده و از يكديگر سؤال مى‌كنند. يكى از آنان گويد: مرا در دنيا همنشينى بود. كه پيوسته مى‌گفت: آيا تو از باوردارندگان (قيامت) هستى؟

«1». تفسير راهنما.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌8، ص: 31

أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَدِينُونَ «53»

آيا هرگاه مرديم و خاك و استخوان شديم (دوباره زنده شده و) جزا داده خواهيم شد؟

نکته ها

يكى از نام‌هاى قيامت، «يَوْمِ الدِّينِ»* است و «لَمَدِينُونَ» از دين به معناى جزاست.

پیام ها

1- در بهشت خاطرات دنيا فراموش نمى‌شود. «كانَ لِي قَرِينٌ»

2- در بزم‌هاى بهشتى كه بر تخت‌ها و روياروى يكديگر قرار گرفته‌اند به پرسش و گفتگو از هم‌نشينان دنيوى مى‌پردازند. «كانَ لِي قَرِينٌ»

3- همنشينى در دنيا با كفّار، با حفظ معتقدات دينى جايز است. «كانَ لِي قَرِينٌ»

4- نقل انكارها و سرزنش‌هاى مخالفان، جزء گفتگوهاى بهشتيان است. فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ‌ ... يَقُولُ أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ‌

5- كفّار هيچ گونه دليلى بر نبود معاد ندارند، آنچه دارند استبعاد و تعجب است.

أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً ...



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه