آیه 40 سوره آل عمران: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(←‏معانی کلمات آیه)
(جایگزینی تفاسیر)
 
سطر ۴۶: سطر ۴۶:
  
 
== تفسیر آیه ==
 
== تفسیر آیه ==
−
<tabber>
+
<tafsir sura="3" ayeh="40" />
−
تفسیر نور=
 
  
−
===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
 
  
−
{{ نمایش فشرده تفسیر|
 
−
«40» قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ
 
  
−
(زكريّا) گفت: پروردگارا! چگونه براى من پسرى خواهد بود، در حالى كه به پيرىِ رسيده‌ام و همسرم نازاست؟! (خداوند) فرمود: اين چنين خداوند هر چه را بخواهد انجام مى‌دهد.
 
−
 
−
«1». تفسير مجمع‌البيان.
 
−
 
−
جلد 1 - صفحه 509
 
−
 
−
===پیام ها===
 
−
 
−
1- در نوميدى بسى اميد است. «أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ ... كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ»
 
−
 
−
2- در بيان ضعف‌ها از خود شروع كنيم. «بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ»
 
−
 
−
3- اراده‌ى خداوند، فوق وسائل و اسباب طبيعى است. «يَفْعَلُ ما يَشاءُ»
 
−
}}
 
−
 
−
|-|
 
−
اثنی عشری=
 
−
 
−
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
 
−
 
−
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
−
 
−
 
−
قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ (40)
 
−
 
−
چون زكريا عليه السّلام را به چنين فرزندى بشارت دادند، از كيفيت حدوث آن سؤال نمود:
 
−
 
−
قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ‌: گفت زكريا، پروردگارا از كجا باشد مرا پسرى. اين استبعاد است از امر عادت و استعظام و تعجب. يا استفهام از كيفيت حدوث غلام، يعنى به چه وجه مرا پسرى پيدا و حاصل آيد در اين سن، وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ: و حال آنكه بتحقيق فرا رسيده است مرا بزرگ سالى و
 
−
 
−
«1» مكارم الاخلاق، طبرسى، فصل ششم‌
 
−
 
−
«2» مكارم الاخلاق، طبرسى، فصل ششم‌
 
−
 
−
تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 92
 
−
 
−
پيرى در من ظاهر شده، وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ: و زوجه من (ايشاء) عقيم و نازاينده است از ابتداى عمر، به علاوه قوا و قوه به سبب پيرى فانى گشته. ابن عباس گفته: زكريا در آن وقت صد و بيست سال، و زوجه او نود و نه سال داشت.
 
−
 
−
غرض سؤال زكريا براى آن بود كه حق تعالى او و زوجه‌اش را جوان خواهد نمود يا در همين حال پيرى فرزند مرحمت فرمايد.
 
−
 
−
«سيد رضى» فرمايد: با اينكه دعا و طلب فرزند نموده بود، سؤال براى اطمينان به بشارت بود، زيرا آن بر خلاف عادت جاريه در تناسل است از مثل او و زوجه او، يا شكر و اعتراف به نعمت باشد در اجابت دعاى بر خلاف عادت، يعنى زوجه من به مثل اين حال است، از كجا باشد براى من فرزند، اگر قدرت تو و رحمت تو و عنايت خاصه تو نباشد در اجابت دعا به خارق عادتى كه ظهور يابد.
 
−
 
−
قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ: فرمود خداوند، يا جبرئيل به فرمان خدا گفت: همچنين بر همين حال كه هستيد از پيرى، خدا بجا آورد آنچه مى‌خواهد بر وفق عادت يا خلاف عادت، يعنى بجا مى‌آورد خداى تعالى آنچه اراده فرمايد از غرائب و عجائب، مثل ايجاد فرزند از شيخ فانى و عجوزه عاقر.
 
−
 
−
 
−
}}
 
−
|-|
 
−
روان جاوید=
 
−
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
 
−
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
−
قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ (40)
 
−
 
−
ترجمه‌
 
−
 
−
گفت پروردگار من كجا ميباشد براى من پسرى با آنكه رسيده است مرا پيرى و زنم نازاد است گفت همچنين خدا ميكند آنچه را ميخواهد..
 
−
 
−
تفسير
 
−
 
−
حضرت زكريا از اين مژده خداوند استبعاد عادى يا استفهام فرمود و بنظر حقير از شدت وجد و خوشحالى گاه ميشود انسان استبعاد ميكند و مقصودش استبعاد يا استفهام نيست و در اينجا مقصود آن بوده كه اظهار تشكر كند و خداوند هم مژده را تاكيد و قدرت كامله خود را تقرير فرمايد كه از پيرمرد ضعيف و زن نازاده كه به سن يأس رسيده و تاكنون اولاد نياورده چنين اولادى مرحمت مى‌فرمايد كه خارق عادت است و اللّه اعلم‌
 
−
 
−
جلد 1 صفحه 413
 
−
}}
 
−
|-|
 
−
اطیب البیان=
 
−
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
 
−
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
−
قال‌َ رَب‌ِّ أَنّي‌ يَكُون‌ُ لِي‌ غُلام‌ٌ وَ قَد بَلَغَنِي‌َ الكِبَرُ وَ امرَأَتِي‌ عاقِرٌ قال‌َ كَذلِك‌َ اللّه‌ُ يَفعَل‌ُ ما يَشاءُ (40)
 
−
 
−
زكريّا ‌گفت‌ پروردگارا ‌از‌ كجا و چگونه‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌من‌ فرزندي‌ ‌است‌ و حال‌ آنكه‌ پيري‌ مرا فرا گرفته‌ و عيال‌ ‌من‌ ‌هم‌ نازا ‌است‌ ‌گفت‌ خداوند ‌که‌ ‌خدا‌ ‌هم‌ چنان‌ ‌هر‌ چه‌ اراده‌ كند ميكند.
 
−
 
−
قال‌َ رَب‌ِّ أَنّي‌ يَكُون‌ُ لِي‌ غُلام‌ٌ اشكال‌‌-‌ ‌با‌ اينكه‌ زكريّا خودش‌ دعا كرده‌ ‌بود‌ و ملائكه‌ ‌هم‌ باو بشارت‌ داده‌ بودند ‌اينکه‌ سؤال‌ چه‌ موقعيّتي‌ داشت‌!
 
−
 
−
جلد 3 - صفحه 190
 
−
 
−
جواب‌‌-‌ نظير ‌اينکه‌ ‌در‌ قضيّه‌ ابراهيم‌ و ساره‌ عيال‌ ‌او‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ موقع‌ بشارت‌ باسحق‌ ‌گفت‌ ساره‌ يا وَيلَتي‌ أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هذا بَعلِي‌ شَيخاً إِن‌َّ هذا لَشَي‌ءٌ عَجِيب‌ٌ هود ‌آيه‌ 76، و البتّه‌ ‌اينکه‌ قضيّه‌ ‌بر‌ خلاف‌ عادت‌ بوده‌ و مورد تعجّب‌ ‌است‌ و ممكن‌ ‌است‌ سؤال‌ زكريّا ‌از‌ كيفيّت‌ پيدايش‌ ولد بوده‌ ‌که‌ آيا ‌آنها‌ بحالت‌ جواني‌ ‌بر‌ ميگردند ‌ يا ‌ ‌از‌ عيال‌ ديگري‌ ‌که‌ جوان‌ و ولود ‌باشد‌ پيدا ميشود ‌ يا ‌ نحوه‌ ديگري‌.
 
−
 
−
بلكه‌ ميتوان‌ ‌گفت‌ ‌که‌ ‌از‌ فرط خوشحالي‌ و خورسندي‌ ‌اينکه‌ سؤال‌ ‌را‌ كرده‌ ‌باشد‌ مثل‌ اينكه‌ بكسي‌ بشارت‌ سلطنت‌ دهند بگويد ‌من‌ كجا و سلطنت‌ كجا و بچه‌ نحوي‌ بمن‌ ميرسد ‌با‌ اينكه‌ خودش‌ تقاضا كرده‌ ‌باشد‌.
 
−
 
−
وَ قَد بَلَغَنِي‌َ الكِبَرُ الكبر فاعل‌ بلغ‌ و ياء متكلّم‌ ‌در‌ بلغني‌ مفعول‌ ‌يعني‌ پيري‌ و بزرگي‌ مرا رسيده‌ ‌با‌ اينكه‌ انسان‌ بپيري‌ ميرسد و مناسب‌ ‌اينکه‌ ‌بود‌ ‌که‌ بگويد بلغت‌ الكبر لكن‌ ‌اينکه‌ عبارت‌ افصح‌ ‌است‌ زيرا فعل‌ ‌اگر‌ نسبت‌ بانسان‌ داده‌ شود ظهور ‌در‌ فعل‌ اختياري‌ دارد مثل‌ اينكه‌ بگويي‌ (بلغت‌ البلد) ‌ يا ‌ (بلغت‌ الدار) و امثال‌ اينها و بلوغ‌ كبر اختياري‌ انسان‌ نيست‌ خواهي‌ نخواهي‌ قهرا انسان‌ ‌را‌ درمي‌يابد كانّه‌ ميگويد پيري‌ مرا دريافته‌.
 
−
 
−
وَ امرَأَتِي‌ عاقِرٌ عاقر بمعني‌ نزا ‌است‌ ‌ يا ‌ ‌از‌ جهت‌ ياس‌ و پيري‌ ‌ يا ‌ ‌از‌ جهت‌ نزايي‌ ‌از‌ اول‌ و ‌اينکه‌ ‌از‌ صفات‌ مختص‌ بزنان‌ ‌است‌ مثل‌ حائض‌ و اينكه‌ ‌در‌ لغت‌ و ‌در‌ بعض‌ تفاسير دارد ‌که‌ اطلاق‌ ‌بر‌ رجال‌ ‌هم‌ ميشود ‌يعني‌ كسي‌ ‌که‌ اولاد پيدا نميكند درست‌ نيست‌ و الّا بايد زن‌ ‌را‌ عاقرة گويند.
 
−
 
−
قال‌َ كَذلِك‌َ اللّه‌ُ يَفعَل‌ُ ما يَشاءُ ظاهرا فاعل‌ قال‌َ خداوند ‌است‌ بقرينه‌ قول‌ زكريّا ‌در‌ مناجاتش‌ ‌که‌ خطاب‌ بپروردگار ميكند قال‌َ رَب‌ِّ و ‌اينکه‌ جمله‌ جواب‌ ‌او‌ ‌است‌، و ممكن‌ ‌است‌ جبرئيل‌ ‌باشد‌ ‌از‌ جانب‌ ‌خدا‌.
 
−
 
−
كَذلِك‌َ اسم‌ اشاره‌ ‌در‌ خطاب‌ ‌به‌ بعيد ‌است‌ چنانچه‌ ‌در‌ اوّل‌ سوره‌ ‌در‌ ذيل‌ ‌آيه‌
 
−
 
−
جلد 3 - صفحه 191
 
−
 
−
شريفه‌ ذلِك‌َ الكِتاب‌ُ بيان‌ شد، و مراد ‌از‌ ‌بعد‌ ‌در‌ اينجا نه‌ ‌بعد‌ زماني‌ ‌است‌ و نه‌ ‌بعد‌ مكاني‌ بلكه‌ بواسطه‌ عظمت‌ و بزرگي‌ فعل‌ ‌که‌ ‌بر‌ خلاف‌ عادت‌ بشريّه‌ ‌است‌ اللّه‌ُ مبتداء، يَفعَل‌ُ خبر، ما يَشاءُ مفعول‌.
 
−
}}
 
−
|-|
 
−
برگزیده تفسیر نمونه=
 
−
 
−
===برگزیده تفسیر نمونه===
 
−
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
−
]
 
−
 
−
(آیه 40)- زکریا از شنیدن این بشارت، غرق شادی و سرور شد و در عین حال نتوانست شگفتی خود را از چنین موضوعی پنهان کند، «عرض کرد پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندی برای من باشد در حالی که پیری به من رسیده و همسرم ناز است» (قالَ رَبِّ أَنَّی یَکُونُ لِی غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِیَ الْکِبَرُ وَ امْرَأَتِی عاقِرٌ).
 
−
 
−
در اینجا خداوند به او پاسخ داد و «فرمود: این گونه خداوند هر کاری را که بخواهد انجام می‌هد» (قالَ کَذلِکَ اللَّهُ یَفْعَلُ ما یَشاءُ).
 
−
 
−
و با این پاسخ کوتاه که تکیه بر نفوذ اراده و مشیت الهی داشت، زکریا قانع شد.
 
−
}}
 
−
|-|
 
−
 
−
سایر تفاسیر=
 
−
سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:
 
−
 
−
==تفسیر های فارسی==
 
−
==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=3 |آیه=40}}===
 
−
==={{تفسیر خسروی|سوره=3 |آیه=40}}===
 
−
==={{تفسیر عاملی|سوره=3 |آیه=40}}===
 
−
==={{تفسیر جامع|سوره=3 |آیه=40}}===
 
−
 
−
==تفسیر های عربی==
 
−
==={{تفسیر المیزان|سوره=3 |آیه=40}}===
 
−
==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=3 |آیه=40}}===
 
−
==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=3 |آیه=40}}===
 
−
==={{تفسیر الصافی|سوره=3 |آیه=40}}===
 
−
==={{تفسیر الکاشف|سوره=3 |آیه=40}}===
 
−
</tabber>
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۴۶

مشاهده آیه در سوره

قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ ۖ قَالَ كَذَٰلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ

مشاهده آیه در سوره


<<39 آیه 40 سوره آل عمران 41>>
سوره : سوره آل عمران (3)
جزء : 3
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

زکریّا عرض کرد: پروردگارا، چگونه مرا پسری تواند بود در حالی که مرا سن پیری رسیده و عیالم عجوزی نازاست؟ گفت: چنین است، خدا هر آنچه بخواهد می‌کند.

گفت: پروردگارا! چگونه برای من پسری خواهد بود، در حالی که پیری به من رسیده و همسرم نازاست؟ خدا فرمود: چنین است [که می گویی، ولی کار خدا مُقیّد به علل و اسباب نیست] خدا هر چه را بخواهد [با مشیّت مطلقه خود] انجام می دهد.

گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندى خواهد بود؟ در حالى كه پيرىِ من بالا گرفته است و زنم «نازا» است [فرشته‌] گفت: « [كار پروردگار] چنين است. خدا هر چه بخواهد مى‌كند.»

گفت: اى پروردگار من، چگونه مرا پسرى باشد، در حالى كه به پيرى رسيده‌ام و زنم نازاست؟ گفت: بدان سان كه خدا هر چه بخواهد مى كند.

او عرض کرد: «پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندی برای من باشد، در حالی که پیری به سراغ من آمده، و همسرم نازاست؟!» فرمود: «بدین گونه خداوند هر کاری را بخواهد انجام می‌دهد.»

ترجمه های انگلیسی(English translations)

He said, ‘My Lord, how shall I have a son while old age has overtaken me and my wife is barren?’ Said He, ‘So it is that Allah does whatever He wishes.’

He said: My Lord! when shall there be a son (born) to me, and old age has already come upon me, and my wife is barren? He said: even thus does Allah what He pleases.

He said: My Lord! How can I have a son when age hath overtaken me already and my wife is barren? (The angel) answered: So (it will be). Allah doeth what He will.

He said: "O my Lord! How shall I have son, seeing I am very old, and my wife is barren?" "Thus," was the answer, "Doth Allah accomplish what He willeth."

معانی کلمات آیه

الكبر: بر وزن خرد، پيرى (قاموس قرآن).

عاقر: نازا. عقر در اصل بمعنى قطع و بريدن است، گويى زن نطفه مرد را قطع مى كند و بفرزند مبدل نمى شود. عاقر در قرآن سه بار آمده و همه درباره زن زكريا. بزن نازا عقيم نيز گويند، ظاهرا عقيم در اثر پيرى است كه عقم بمعنى خشكيدن مى باشد.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

«40» قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ

(زكريّا) گفت: پروردگارا! چگونه براى من پسرى خواهد بود، در حالى كه به پيرىِ رسيده‌ام و همسرم نازاست؟! (خداوند) فرمود: اين چنين خداوند هر چه را بخواهد انجام مى‌دهد.

«1». تفسير مجمع‌البيان.

جلد 1 - صفحه 509

پیام ها

1- در نوميدى بسى اميد است. «أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ ... كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ»

2- در بيان ضعف‌ها از خود شروع كنيم. «بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ»

3- اراده‌ى خداوند، فوق وسائل و اسباب طبيعى است. «يَفْعَلُ ما يَشاءُ»



پانویس

  1. ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه