جرجیس: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سطر ۱۲: سطر ۱۲:
 
پادشاه بت‌پرست آنجا، داذیانه یا رازانه مسیحیان را شکنجه می‌کرد و می‌کشت. جرجیس او را به یکتاپرستی فراخواند و با براهین روشن به بطلان بت‌پرستی پرداخت؛ ولی دعوت او به نتیجه‌ای نرسید و شاه از او خواست که بر بت او افلون سجده کند اما جرجیس از این کار سرباز زد.<ref>ثعلبی، قصص الانبیاء، 386-387؛ابن اثیر، الکامل، ج1، ص239؛ مجمل التواریخ و القصص، ص223؛ دینوری، الاخبارالطوال، ص45؛ مجلسی، بحارالانوار، ج14، ص445.</ref>
 
پادشاه بت‌پرست آنجا، داذیانه یا رازانه مسیحیان را شکنجه می‌کرد و می‌کشت. جرجیس او را به یکتاپرستی فراخواند و با براهین روشن به بطلان بت‌پرستی پرداخت؛ ولی دعوت او به نتیجه‌ای نرسید و شاه از او خواست که بر بت او افلون سجده کند اما جرجیس از این کار سرباز زد.<ref>ثعلبی، قصص الانبیاء، 386-387؛ابن اثیر، الکامل، ج1، ص239؛ مجمل التواریخ و القصص، ص223؛ دینوری، الاخبارالطوال، ص45؛ مجلسی، بحارالانوار، ج14، ص445.</ref>
  
−
از این‌رو، شاه فرمان داد که او را به زندان افکنند و بارها شکنجه کنند. با این‌ همه جرجیس هربار شکنجه‌ها را تحمل می‌کرد و زنده می‌ماند تا این که از جانب خداوند به او [[وحی]] شد که: «نترس و صبور باش که خداوند با تو ست. آنها 4 بار تو را می‌کشند و من روانت را بازمی‌گردانم و بار چهارم جانت را می‌پذیرم و پاداشت می‌دهم».<ref>طبری، تاریخ، ج1(2)، ص49-50؛ ثعلبی، قصص الانبیاء، ص387-388؛ جزایری، النورالمبین فی قصص الانبیاء و المرسلین، ص506-507.</ref> بنابر قولی دیگر: «در چهارمین بار تو را بر وی مسلط می‌کنم، آنگاه شاه را می‌کشی و دین حق را آشکار می‌کنی».<ref>ترجمه تفسیر طبری، ج3، ص698-699؛ سورآبادی، عتیق، 56؛ نیشابوری، قصص الانبیاء، ص471؛ حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، ص61.</ref>
+
از این‌رو، شاه فرمان داد که او را به زندان افکنند و بارها شکنجه کنند. با این‌ همه جرجیس هربار شکنجه‌ها را تحمل می‌کرد و زنده می‌ماند تا این که از جانب خداوند به او [[وحی]] شد که: «نترس و صبور باش که خداوند با تو ست. آنها 4 بار تو را می‌کشند و من روانت را بازمی‌گردانم و بار چهارم جانت را می‌پذیرم و پاداشت می‌دهم».<ref>طبری، تاریخ، ج1(2)، ص49-50؛ ثعلبی، قصص الانبیاء، ص387-388؛ جزایری، النورالمبین فی قصص الانبیاء و المرسلین، ص506-507.</ref> بنابر قولی دیگر: «در چهارمین بار تو را بر وی مسلط می‌کنم، آنگاه شاه را می‌کشی و دین حق را آشکار می‌کنی».<ref>ترجمه تفسیر طبری، ج3، ص698-699؛ سورآبادی، عتیق، ص56؛ نیشابوری، قصص الانبیاء، ص471؛ حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، ص61.</ref>
  
−
در این دوره ــ که ظاهراً 7 سال طول کشید ــ جرجیس به انواع گوناگون مانند پاره پاره کردن اندامها، سوزاندن و خاکستر شدن و... شکنجه می‌شد و می‌مرد، اما هربار به اراده خداوند زنده می‌گشت. چگونگی این شکنجه‌ها به تفصیل در منابع اسلامی آمده است.<ref>نک‌: طبری، 1(2)/50-54.</ref> شمار ایمان‌آورندگان به او در این دوران را 4 هزار <ref>نیشابوری، 473.</ref> و برخی دیگر 34 هزار تن گفته‌اند.<ref>طبری، 1(2)/55.</ref> <ref>سورآبادی، همانجا.</ref> <ref>ابن اثیر، 1/243.</ref> همسر پادشاه، اسکندره نیز از گروندگان بود و مانند بسیاری دیگر از مؤمنان شکنجه و شهید شد.<ref>طبری، 1(2)/54-55.</ref> <ref>نیشابوری، 477.</ref> <ref>ثعلبی، 392.</ref> سرانجام وعده خداوند تحقق یافت و جرجیس پس از مرگ چهارم دیگر زنده نشد و کافران نیز با نفرین وی و عذاب الٰهی نابود شدند.<ref>طبری، 1(2)/55.</ref>
+
در این دوره ــ که ظاهراً 7 سال طول کشید ــ جرجیس به انواع گوناگون مانند پاره پاره کردن اندامها، سوزاندن و خاکستر شدن و... شکنجه می‌شد و می‌مرد، اما هربار به اراده خداوند زنده می‌گشت. چگونگی این شکنجه‌ها به تفصیل در منابع اسلامی آمده است.<ref>نک‌: طبری، تاریخ، ج1(2)، ص50-54.</ref> شمار ایمان‌آورندگان به او در این دوران را 4 هزار <ref>نیشابوری، الٰهی‌نامه، ص473.</ref> و برخی دیگر 34 هزار تن گفته‌اند.<ref>طبری، تاریخ، ج1(2)، ص55؛ سورآبادی، عتیق، ص56؛ابن اثیر، الکامل، ج1، ص243.</ref> همسر پادشاه، اسکندره نیز از گروندگان بود و مانند بسیاری دیگر از مؤمنان شکنجه و شهید شد.<ref>طبری، تاریخ، ج1(2)، ص54-55؛ نیشابوری، قصص الانبیاء، 477؛ ثعلبی، قصص الانبیاء، ص392.</ref> سرانجام وعده خداوند تحقق یافت و جرجیس پس از مرگ چهارم دیگر زنده نشد و کافران نیز با نفرین وی و عذاب الٰهی نابود شدند.<ref>طبری، تاریخ، ج1(2)، ص55.</ref>
  
 
==معجزات جرجیس==
 
==معجزات جرجیس==
  
−
معجزات متعددی به جرجیس نبی منسوب است که از میان آنها می‌توان به زنده کردن مردگان، سبز کردن چوب خشک و بینایی بخشیدن به کوران اشاره کرد.<ref>نک‌ : طبری، 1(2)/51-53.</ref> مدفن جرجیس نامعلوم است. برخی آن را در شهر شوشتر <ref>اقتداری، 1/819.</ref> <ref>غروی، 45.</ref> <ref>پاپلی یزدی، 628.</ref> و برخی دیگر در موصل عراق <ref>هروی، 69.</ref> EI2, II/553 دانسته‌اند.
+
معجزات متعددی به جرجیس نبی منسوب است که از میان آنها می‌توان به زنده کردن مردگان، سبز کردن چوب خشک و بینایی بخشیدن به کوران اشاره کرد.<ref>نک‌ : طبری، تاریخ، ج1(2)، ص51-53.</ref> مدفن جرجیس نامعلوم است. برخی آن را در شهر شوشتر <ref>اقتداری، دیار شهریاران، ج1، ص819؛ غروی، آرامگاه در گسترۀ فرهنگ ایرانی، ص45؛ پاپلی یزدی، فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، ص628.</ref> و برخی دیگر در موصل عراق <ref>هروی، الاشارات الى معرفة الزیارات، ص69.</ref> EI2, New Catholic Encyclopedia, VII,P553 دانسته‌اند.
  
−
جرجیس همانند ایوب نماد بردباری و استقامت در راه حق است و نکته برجسته در داستان زندگی او مقاومت باور ـ نکردنی‌اش در برابر شکنجه کافران و چندین‌ بار کشته و دوباره زنده شدن اوست و از این‌ رو از وی به عنوان نماد رستاخیز هم یاد شده است.<ref>پورنامداریان، 265، 267؛ EI2، همانجا.</ref>
+
جرجیس همانند ایوب نماد بردباری و استقامت در راه حق است و نکته برجسته در داستان زندگی او مقاومت باور ـ نکردنی‌اش در برابر شکنجه کافران و چندین‌ بار کشته و دوباره زنده شدن اوست و از این‌ رو از وی به عنوان نماد رستاخیز هم یاد شده است.<ref>پورنامداریان، داستان پیامبران در کلیات شمس، ص265، 267؛ EI2، New Catholic Encyclopedia, VII,P553</ref>
  
−
جرجیس در فرهنگ و ادب فارسی و بیش از همه در اشعار عرفانی عطار و مولانا حضور چشمگیری دارد. او نماد عاشقان وفاداری است که مرگ در راه معشوق را زندگی می‌دانند و آرزو می‌کنند که در این راه بارها بمیرند و زنده شوند.<ref>عطار، 365.</ref> <ref>مولوی، مثنوی...، دفتر 6، بیت 1541.</ref><ref>پورخالقی، 143.</ref> به باور مولانا، خداوند هم از عاشقان خود انتظار دارد که مانند جرجیس در آزمون عشق او شهامت صدها بار کشته شدن را داشته باشند.<ref>مولوی، کلیات...، 310.</ref>
+
جرجیس در فرهنگ و ادب فارسی و بیش از همه در اشعار عرفانی عطار و مولانا حضور چشمگیری دارد. او نماد عاشقان وفاداری است که مرگ در راه معشوق را زندگی می‌دانند و آرزو می‌کنند که در این راه بارها بمیرند و زنده شوند.<ref>عطار، الٰهی‌نامه، ص365؛ مولوی، مثنوی معنوی، دفتر 6، بیت 1541؛ پورخالقی، فرهنگ قصه‌های پیامبران، ص143.</ref> به باور مولانا، خداوند هم از عاشقان خود انتظار دارد که مانند جرجیس در آزمون عشق او شهامت صدها بار کشته شدن را داشته باشند.<ref>مولوی، کلیات شمس، ص310.</ref>
  
 
==جرجیس در دین مسیح==
 
==جرجیس در دین مسیح==
  
−
باید اشاره کرد که در تاریخ و فرهنگ مسیحی قدیس شهیدی به نام جرج یا جرجیوس وجود دارد که نام و سرگذشت او شباهت زیادی با احوال جرجیس نبی دارد و واقعیت تاریخی او درگذر تحولات کلیساهای شرقی با افسانه درآمیخته است. بنابر روایات سنتی، جرج مسیحی دلاوری بود که به سبب ایستادگی بر سر ایمانش چندین بار کشته و دوباره زنده شد و مرگهای او هر بار همراه با شکنجه‌های طاقت‌فرسا بود. وی ظاهراً معجزاتی نیز داشته است که بسیار شبیه به معجزات جرجیس است. بنابر روایت های مسیحی، در نتیجه بردباری و پایداری جرج، مسیحیت به گستردگی جایگزین کفر گردید و حتى کسانی چون ملکه الکساندرا نیز به او [[ایمان]] آوردند و همانند او شکنجه و کشته شدند.<ref>نک‌: تورستن، npn.</ref> به این ترتیب، مهم‌ترین عنصر تاریخی که از ابتدا با نام و شخصیت جرج آمیخته و همراه شده است، شهادت اوست.<ref>هوید، 354.</ref>
+
باید اشاره کرد که در تاریخ و فرهنگ مسیحی قدیس شهیدی به نام جرج یا جرجیوس وجود دارد که نام و سرگذشت او شباهت زیادی با احوال جرجیس نبی دارد و واقعیت تاریخی او درگذر تحولات کلیساهای شرقی با افسانه درآمیخته است. بنابر روایات سنتی، جرج مسیحی دلاوری بود که به سبب ایستادگی بر سر ایمانش چندین بار کشته و دوباره زنده شد و مرگهای او هر بار همراه با شکنجه‌های طاقت‌فرسا بود. وی ظاهراً معجزاتی نیز داشته است که بسیار شبیه به معجزات جرجیس است. بنابر روایت های مسیحی، در نتیجه بردباری و پایداری جرج، مسیحیت به گستردگی جایگزین کفر گردید و حتى کسانی چون ملکه الکساندرا نیز به او [[ایمان]] آوردند و همانند او شکنجه و کشته شدند.<ref>نک‌: تورستن، Catholic Encyclopedianpn.</ref> به این ترتیب، مهم‌ترین عنصر تاریخی که از ابتدا با نام و شخصیت جرج آمیخته و همراه شده است، شهادت اوست.<ref>هوید، New Catholic Encyclopedia, P354.</ref>
  
−
از جمله محققانی که به شباهت میان جرج و جرجیس توجه کرده‌اند، نویسنده مقاله جرجیس در دائرةالمعارف اسلام است که داستان کامل جرجیس در نسخه فارسی طبری را آورده است.<ref> EI2، همانجا.</ref> با این همه، افسانه‌زدایی از شخصیت جرج و جست‌وجو برای کشف حقیقت تاریخی او توسط محققان غربی نتیجه چندانی نداشته و تنها به طرح نظریات مختلفی انجامیده است.<ref>نک‌: استوکس، 390.</ref> بنابر یافته‌های این محققان، زائران اولیه مسیحی دیوسپولیس در لیدیای فلسطین را محل دفن بقایای پیکر او و نیز محل بزرگداشت وی دانسته‌اند و شواهدی از کتیبه‌های موجود در برخی کلیساهای کهن در سوریه نیز مبنی بر تقدیم این بناها ــ که روزگاری معابد بت‌پرستان بوده‌اند ــ به جرج قدیس و تبدیل آنها به کلیسا در دست است.<ref>تورستن، نیز کالینز، npn.</ref> <ref> هوید، همانجا.</ref> <ref>استوکس، 388.</ref> به این ترتیب، می‌توان گفت که چنین شواهدی وجود تاریخی جرج را اثبات می‌کند، اما درباره جزئیات زندگی و سرنوشت دردناک وی مطلبی دربر ندارد. چنین به نظر می‌رسد که از سده 6 م به بعد، افسانه‌پردازی درباره شخصیت جرج قدیس به تدریج افزایش یافت و در قرون وسطى به اوج خود رسید، چندان‌که از وی چهره‌ای کاملاً افسانه‌ای ساخت.<ref>همو، 389.</ref><ref> تورستن، npn. </ref> وی به عنوان قدیس حامی انگلستان و برخی دیگر از کشورهای اروپایی شناخته می‌شود و 23 آوریل روز یادبود اوست.<ref>کالینز، npn.</ref> <ref> کاکرین، 38.</ref>
+
از جمله محققانی که به شباهت میان جرج و جرجیس توجه کرده‌اند، نویسنده مقاله جرجیس در دائرةالمعارف اسلام است که داستان کامل جرجیس در نسخه فارسی طبری را آورده است.<ref> EI2, New Catholic Encyclopedia</ref> با این همه، افسانه‌زدایی از شخصیت جرج و جست‌وجو برای کشف حقیقت تاریخی او توسط محققان غربی نتیجه چندانی نداشته و تنها به طرح نظریات مختلفی انجامیده است.<ref>نک‌: استوکس، A Dictionary of Christian Biography and Literature, ed, p390.</ref> بنابر یافته‌های این محققان، زائران اولیه مسیحی دیوسپولیس در لیدیای فلسطین را محل دفن بقایای پیکر او و نیز محل بزرگداشت وی دانسته‌اند و شواهدی از کتیبه‌های موجود در برخی کلیساهای کهن در سوریه نیز مبنی بر تقدیم این بناها ــ که روزگاری معابد بت‌پرستان بوده‌اند ــ به جرج قدیس و تبدیل آنها به کلیسا در دست است.<ref>تورستن، Catholic Encyclopedia, نیز کالینز، Britannia Internet Magazinnpn؛ هوید، New Catholic Encyclopedia؛ استوکس، p388.</ref> به این ترتیب، می‌توان گفت که چنین شواهدی وجود تاریخی جرج را اثبات می‌کند، اما درباره جزئیات زندگی و سرنوشت دردناک وی مطلبی دربر ندارد. چنین به نظر می‌رسد که از سده 6 م به بعد، افسانه‌پردازی درباره شخصیت جرج قدیس به تدریج افزایش یافت و در قرون وسطى به اوج خود رسید، چندان‌که از وی چهره‌ای کاملاً افسانه‌ای ساخت.<ref>استوکس، p389.؛ تورستن، Catholic Encyclopedia, npn. </ref> وی به عنوان قدیس حامی انگلستان و برخی دیگر از کشورهای اروپایی شناخته می‌شود و 23 آوریل روز یادبود اوست.<ref>کالینز، Britannia Internet Magazin, npn.؛ کاکرین، A Book of Saints, p38.</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references/>
 
<references/>
 
==منابع مقاله==
 
==منابع مقاله==
−
 
+
* ابن اثیر، علی، الکامل، به کوشش علی شیری، بیروت، 1408ق؛
 +
* اقتداری، احمد، دیار شهریاران، تهران، 1353ش؛
 +
* بلعمی، محمد، تاریخ، به کوشش محمد پروین گنابادی، تهران، 1380ش؛
 +
* پاپلی یزدی، محمدحسین، فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، مشهد، 1368ش؛
 +
* پورخالقی چترودی، مه‌دخت، فرهنگ قصه‌های پیامبران، تجلی شاعرانۀ اشارات داستانی در مثنوی، مشهد، 1371ش؛
 +
* پورنامداریان، تقی، داستان پیامبران در کلیات شمس، تهران، 1364ش؛
 +
* ترجمۀ تفسیر طبری، به کوشش حبیب یغمایی، تهران، 1367ش؛
 +
* ثعلبی، احمد، قصص الانبیاء، بیروت، 1401ق/1981م؛
 +
* جزایری، نعمت‌الله، النورالمبین فی قصص الانبیاء و المرسلین، قم، 1965م؛
 +
* حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، 1339ش؛
 +
* دینوری، احمد، الاخبارالطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر و جمال‌الدین شیال، قم، 1368ش؛
 +
* راوندی، سعید، قصص الانبیاء، به کوشش غلامرضا عرفانیان یزدی، مشهد، 1409ق؛
 +
* سورآبادی، عتیق، قصص قرآن مجید، تهران، 1347ش؛
 +
* طبری، تاریخ، قاهره، 1323ق؛
 +
* عطار نیشابوری، فریدالدین، الٰهی‌نامه، به کوشش محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، 1387ش؛
 +
* غروی، مهدی، آرامگاه در گسترۀ فرهنگ ایرانی، تهران، 1376ش؛
 +
* مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، 1403ق؛
 +
* همو، حیوة القلوب، تهران، 1376ش؛
 +
* مجمل التواریخ و القصص، به کوشش محمدتقی بهار، تهران، 1318ش؛
 +
* مقدسی، مطهر، البدء و التاریخ، تهران، 1341ش/1962م؛
 +
* مولوی، کلیات شمس، به کوشش بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران، 1373ش؛
 +
* همو، مثنوی معنوی، به کوشش نیکلسن، تهران، 1353ش؛
 +
* میرخواند، محمد، روضةالصفا، تهران، 1339ش؛
 +
* نیشابوری، ابراهیم، قصص الانبیاء، به کوشش حبیب یغمایی، تهران، 1359ش؛
 +
* هروی، علی، الاشارات الى معرفة الزیارات، دمشق، 1953م؛
 +
* نیز:
 +
*
 +
* Cochrane, J., A Book of Saints, Cambridge, 2001;
 +
*  Collins, M., »St. George«, Britannia Internet Magazin, http://www.britannia.com.history/ stgeorge.htm; EI2; Hoade. E., »St. George«, New Catholic Encyclopedia, Sanfrancisco, 1967;
 +
*  Stokes, G. T., »Georgius«, A Dictionary of Christian Biography and Literature, ed. H. Wace, London, 1911;
 +
*  Thurston, H., »St. George«, Catholic Encyclopedia, New York, 1909, www.newadvant.org/cathen/06453a.htm.
 +
*
 
==منابع==
 
==منابع==
−
* دائرة المعارف بزرگ اسلامی، جلد17، صفحه6497، مدخل "جرجیس" از آمنه صادقی شهمیرزادی، در دسترس در [http://lib.eshia.ir/23022/17/6497 کتابخانه مدرسه فقاهت].
+
* آمنه صادقی شهمیرزادی، مدخل«جرجیس» در دائرة المعارف بزرگ اسلامی، جلد 17.
 
{{پیامبران}}
 
{{پیامبران}}
 
[[رده:پیامبران]]
 
[[رده:پیامبران]]

نسخهٔ ‏۲۸ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۲۶

Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از دائرة المعارف بزرگ اسلامی است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

جرجیس یکی از پیامبران الهی است که بنابر اخبار و روایات در فاصله زمانی میان حضرت عیسى علیه السلام و حضرت محمد صلی الله علیه و آله می‌زیست. نام او در قرآن کریم نیامده است، اما در برخی از تفاسیر، روایات و قصص اسلامی از نام و سرگذشت او به عنوان یکی از پیامبران الٰهی پس از عیسى علیه السلام یاد شده است. جرجیس همانند ایوب نماد بردباری و استقامت در راه حق است و نکته برجسته در داستان زندگی او مقاومت باور ـ نکردنی‌اش در برابر شکنجه کافران و چندین‌ بار کشته و دوباره زنده شدن اوست و از این‌ رو از وی به عنوان نماد رستاخیز هم یاد شده است.

زمان حیات جرجیس

جرجیس بنابر اخبار و روایات در فاصله زمانی میان حضرت عیسى علیه السلام و حضرت محمد صلی الله علیه و آله می‌زیست. نام او در قرآن کریم نیامده است، اما در برخی از تفاسیر، روایات و قصص اسلامی از نام و سرگذشت او به عنوان یکی از پیامبران الٰهی پس از عیسى علیه السلام یاد شده است.[۱]

سرگذشت جرجیس

آنچه در منابع مختلف اسلامی درباره سرگذشت او آمده، با اختلافاتی جزئی در شکل، سرانجام و نحوه روایت به اختصار چنین است: جرجیس در فلسطین بازماندگان حواریون مسیح را یافت و آیین صحیح مسیحیت را از آنان فراگرفت[۲] و پس از آن به سبب اوضاع نامساعد سیاسی و اجتماعی فلسطین به موصل یا شام مهاجرت کرد.[۳]

پادشاه بت‌پرست آنجا، داذیانه یا رازانه مسیحیان را شکنجه می‌کرد و می‌کشت. جرجیس او را به یکتاپرستی فراخواند و با براهین روشن به بطلان بت‌پرستی پرداخت؛ ولی دعوت او به نتیجه‌ای نرسید و شاه از او خواست که بر بت او افلون سجده کند اما جرجیس از این کار سرباز زد.[۴]

از این‌رو، شاه فرمان داد که او را به زندان افکنند و بارها شکنجه کنند. با این‌ همه جرجیس هربار شکنجه‌ها را تحمل می‌کرد و زنده می‌ماند تا این که از جانب خداوند به او وحی شد که: «نترس و صبور باش که خداوند با تو ست. آنها 4 بار تو را می‌کشند و من روانت را بازمی‌گردانم و بار چهارم جانت را می‌پذیرم و پاداشت می‌دهم».[۵] بنابر قولی دیگر: «در چهارمین بار تو را بر وی مسلط می‌کنم، آنگاه شاه را می‌کشی و دین حق را آشکار می‌کنی».[۶]

در این دوره ــ که ظاهراً 7 سال طول کشید ــ جرجیس به انواع گوناگون مانند پاره پاره کردن اندامها، سوزاندن و خاکستر شدن و... شکنجه می‌شد و می‌مرد، اما هربار به اراده خداوند زنده می‌گشت. چگونگی این شکنجه‌ها به تفصیل در منابع اسلامی آمده است.[۷] شمار ایمان‌آورندگان به او در این دوران را 4 هزار [۸] و برخی دیگر 34 هزار تن گفته‌اند.[۹] همسر پادشاه، اسکندره نیز از گروندگان بود و مانند بسیاری دیگر از مؤمنان شکنجه و شهید شد.[۱۰] سرانجام وعده خداوند تحقق یافت و جرجیس پس از مرگ چهارم دیگر زنده نشد و کافران نیز با نفرین وی و عذاب الٰهی نابود شدند.[۱۱]

معجزات جرجیس

معجزات متعددی به جرجیس نبی منسوب است که از میان آنها می‌توان به زنده کردن مردگان، سبز کردن چوب خشک و بینایی بخشیدن به کوران اشاره کرد.[۱۲] مدفن جرجیس نامعلوم است. برخی آن را در شهر شوشتر [۱۳] و برخی دیگر در موصل عراق [۱۴] EI2, New Catholic Encyclopedia, VII,P553 دانسته‌اند.

جرجیس همانند ایوب نماد بردباری و استقامت در راه حق است و نکته برجسته در داستان زندگی او مقاومت باور ـ نکردنی‌اش در برابر شکنجه کافران و چندین‌ بار کشته و دوباره زنده شدن اوست و از این‌ رو از وی به عنوان نماد رستاخیز هم یاد شده است.[۱۵]

جرجیس در فرهنگ و ادب فارسی و بیش از همه در اشعار عرفانی عطار و مولانا حضور چشمگیری دارد. او نماد عاشقان وفاداری است که مرگ در راه معشوق را زندگی می‌دانند و آرزو می‌کنند که در این راه بارها بمیرند و زنده شوند.[۱۶] به باور مولانا، خداوند هم از عاشقان خود انتظار دارد که مانند جرجیس در آزمون عشق او شهامت صدها بار کشته شدن را داشته باشند.[۱۷]

جرجیس در دین مسیح

باید اشاره کرد که در تاریخ و فرهنگ مسیحی قدیس شهیدی به نام جرج یا جرجیوس وجود دارد که نام و سرگذشت او شباهت زیادی با احوال جرجیس نبی دارد و واقعیت تاریخی او درگذر تحولات کلیساهای شرقی با افسانه درآمیخته است. بنابر روایات سنتی، جرج مسیحی دلاوری بود که به سبب ایستادگی بر سر ایمانش چندین بار کشته و دوباره زنده شد و مرگهای او هر بار همراه با شکنجه‌های طاقت‌فرسا بود. وی ظاهراً معجزاتی نیز داشته است که بسیار شبیه به معجزات جرجیس است. بنابر روایت های مسیحی، در نتیجه بردباری و پایداری جرج، مسیحیت به گستردگی جایگزین کفر گردید و حتى کسانی چون ملکه الکساندرا نیز به او ایمان آوردند و همانند او شکنجه و کشته شدند.[۱۸] به این ترتیب، مهم‌ترین عنصر تاریخی که از ابتدا با نام و شخصیت جرج آمیخته و همراه شده است، شهادت اوست.[۱۹]

از جمله محققانی که به شباهت میان جرج و جرجیس توجه کرده‌اند، نویسنده مقاله جرجیس در دائرةالمعارف اسلام است که داستان کامل جرجیس در نسخه فارسی طبری را آورده است.[۲۰] با این همه، افسانه‌زدایی از شخصیت جرج و جست‌وجو برای کشف حقیقت تاریخی او توسط محققان غربی نتیجه چندانی نداشته و تنها به طرح نظریات مختلفی انجامیده است.[۲۱] بنابر یافته‌های این محققان، زائران اولیه مسیحی دیوسپولیس در لیدیای فلسطین را محل دفن بقایای پیکر او و نیز محل بزرگداشت وی دانسته‌اند و شواهدی از کتیبه‌های موجود در برخی کلیساهای کهن در سوریه نیز مبنی بر تقدیم این بناها ــ که روزگاری معابد بت‌پرستان بوده‌اند ــ به جرج قدیس و تبدیل آنها به کلیسا در دست است.[۲۲] به این ترتیب، می‌توان گفت که چنین شواهدی وجود تاریخی جرج را اثبات می‌کند، اما درباره جزئیات زندگی و سرنوشت دردناک وی مطلبی دربر ندارد. چنین به نظر می‌رسد که از سده 6 م به بعد، افسانه‌پردازی درباره شخصیت جرج قدیس به تدریج افزایش یافت و در قرون وسطى به اوج خود رسید، چندان‌که از وی چهره‌ای کاملاً افسانه‌ای ساخت.[۲۳] وی به عنوان قدیس حامی انگلستان و برخی دیگر از کشورهای اروپایی شناخته می‌شود و 23 آوریل روز یادبود اوست.[۲۴]

پانویس

  1. ↑ ترجمه تفسیر طبری، ج3، ص695؛ بلعمی، تاریخ، ص599؛ مجلسی، حیوةالقلوب، ج2، ص1293.
  2. ↑ طبری، تاریخ، ج1(2)، 48؛ بلعمی، تاریخ، ص599؛ میرخواند، روضةالصفا، ج1، ص479.
  3. ↑ طبری، تاریخ، ج1(2)، 48؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ص134؛ راوندی، قصص الانبیاء، ص238؛ جزایری، النورالمبین فی قصص الانبیاء و المرسلین، ص505-506.
  4. ↑ ثعلبی، قصص الانبیاء، 386-387؛ابن اثیر، الکامل، ج1، ص239؛ مجمل التواریخ و القصص، ص223؛ دینوری، الاخبارالطوال، ص45؛ مجلسی، بحارالانوار، ج14، ص445.
  5. ↑ طبری، تاریخ، ج1(2)، ص49-50؛ ثعلبی، قصص الانبیاء، ص387-388؛ جزایری، النورالمبین فی قصص الانبیاء و المرسلین، ص506-507.
  6. ↑ ترجمه تفسیر طبری، ج3، ص698-699؛ سورآبادی، عتیق، ص56؛ نیشابوری، قصص الانبیاء، ص471؛ حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، ص61.
  7. ↑ نک‌: طبری، تاریخ، ج1(2)، ص50-54.
  8. ↑ نیشابوری، الٰهی‌نامه، ص473.
  9. ↑ طبری، تاریخ، ج1(2)، ص55؛ سورآبادی، عتیق، ص56؛ابن اثیر، الکامل، ج1، ص243.
  10. ↑ طبری، تاریخ، ج1(2)، ص54-55؛ نیشابوری، قصص الانبیاء، 477؛ ثعلبی، قصص الانبیاء، ص392.
  11. ↑ طبری، تاریخ، ج1(2)، ص55.
  12. ↑ نک‌ : طبری، تاریخ، ج1(2)، ص51-53.
  13. ↑ اقتداری، دیار شهریاران، ج1، ص819؛ غروی، آرامگاه در گسترۀ فرهنگ ایرانی، ص45؛ پاپلی یزدی، فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، ص628.
  14. ↑ هروی، الاشارات الى معرفة الزیارات، ص69.
  15. ↑ پورنامداریان، داستان پیامبران در کلیات شمس، ص265، 267؛ EI2، New Catholic Encyclopedia, VII,P553
  16. ↑ عطار، الٰهی‌نامه، ص365؛ مولوی، مثنوی معنوی، دفتر 6، بیت 1541؛ پورخالقی، فرهنگ قصه‌های پیامبران، ص143.
  17. ↑ مولوی، کلیات شمس، ص310.
  18. ↑ نک‌: تورستن، Catholic Encyclopedianpn.
  19. ↑ هوید، New Catholic Encyclopedia, P354.
  20. ↑ EI2, New Catholic Encyclopedia
  21. ↑ نک‌: استوکس، A Dictionary of Christian Biography and Literature, ed, p390.
  22. ↑ تورستن، Catholic Encyclopedia, نیز کالینز، Britannia Internet Magazinnpn؛ هوید، New Catholic Encyclopedia؛ استوکس، p388.
  23. ↑ استوکس، p389.؛ تورستن، Catholic Encyclopedia, npn.
  24. ↑ کالینز، Britannia Internet Magazin, npn.؛ کاکرین، A Book of Saints, p38.

منابع مقاله

  • ابن اثیر، علی، الکامل، به کوشش علی شیری، بیروت، 1408ق؛
  • اقتداری، احمد، دیار شهریاران، تهران، 1353ش؛
  • بلعمی، محمد، تاریخ، به کوشش محمد پروین گنابادی، تهران، 1380ش؛
  • پاپلی یزدی، محمدحسین، فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، مشهد، 1368ش؛
  • پورخالقی چترودی، مه‌دخت، فرهنگ قصه‌های پیامبران، تجلی شاعرانۀ اشارات داستانی در مثنوی، مشهد، 1371ش؛
  • پورنامداریان، تقی، داستان پیامبران در کلیات شمس، تهران، 1364ش؛
  • ترجمۀ تفسیر طبری، به کوشش حبیب یغمایی، تهران، 1367ش؛
  • ثعلبی، احمد، قصص الانبیاء، بیروت، 1401ق/1981م؛
  • جزایری، نعمت‌الله، النورالمبین فی قصص الانبیاء و المرسلین، قم، 1965م؛
  • حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، 1339ش؛
  • دینوری، احمد، الاخبارالطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر و جمال‌الدین شیال، قم، 1368ش؛
  • راوندی، سعید، قصص الانبیاء، به کوشش غلامرضا عرفانیان یزدی، مشهد، 1409ق؛
  • سورآبادی، عتیق، قصص قرآن مجید، تهران، 1347ش؛
  • طبری، تاریخ، قاهره، 1323ق؛
  • عطار نیشابوری، فریدالدین، الٰهی‌نامه، به کوشش محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، 1387ش؛
  • غروی، مهدی، آرامگاه در گسترۀ فرهنگ ایرانی، تهران، 1376ش؛
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، 1403ق؛
  • همو، حیوة القلوب، تهران، 1376ش؛
  • مجمل التواریخ و القصص، به کوشش محمدتقی بهار، تهران، 1318ش؛
  • مقدسی، مطهر، البدء و التاریخ، تهران، 1341ش/1962م؛
  • مولوی، کلیات شمس، به کوشش بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران، 1373ش؛
  • همو، مثنوی معنوی، به کوشش نیکلسن، تهران، 1353ش؛
  • میرخواند، محمد، روضةالصفا، تهران، 1339ش؛
  • نیشابوری، ابراهیم، قصص الانبیاء، به کوشش حبیب یغمایی، تهران، 1359ش؛
  • هروی، علی، الاشارات الى معرفة الزیارات، دمشق، 1953م؛
  • نیز:
  • Cochrane, J., A Book of Saints, Cambridge, 2001;
  • Collins, M., »St. George«, Britannia Internet Magazin, http://www.britannia.com.history/ stgeorge.htm; EI2; Hoade. E., »St. George«, New Catholic Encyclopedia, Sanfrancisco, 1967;
  • Stokes, G. T., »Georgius«, A Dictionary of Christian Biography and Literature, ed. H. Wace, London, 1911;
  • Thurston, H., »St. George«, Catholic Encyclopedia, New York, 1909, www.newadvant.org/cathen/06453a.htm.

منابع

  • آمنه صادقی شهمیرزادی، مدخل«جرجیس» در دائرة المعارف بزرگ اسلامی، جلد 17.
پیامبران
پیامبران اولوالعزم
محمد (ص) * عیسی * موسی * نوح * ابراهیم
سایر پیامبران
آدم * ادریس * یعقوب * یوسف * یونس * اسحاق * اسماعیل * الیاس * ایوب * خضر * داوود * سلیمان * ذوالکفل * زکریا * شعیب * صالح * لوط * هارون * هود * یحیی * یسع * شعیا * اِرميا * جرجیس * حبقوق * يوشع بن نون
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه