جمال الدین محمد عبدالرزاق اصفهانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
−
'''جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی''' (م، ۵۸۸ ق)، از علمای بزرگ [[اصفهان]] و سرآمد [[قصیده]] سرایان [[ایران]] در عهد سلطان خوارزمشاه در قرن ششم هجری است. وی علاوه بر ظرافت و مهارت در وادی [[شعر]]، دارای مراتب علمی‌ و حکمی‌ نیز بوده است. جمال الدین عبدالرزاق، [[شرع]] و [[شعر]] را به یکدیگر آمیخته و بر استحکام شعر فارسی افزوده است.
+
'''«جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی»''' (م، ۵۸۸ ق)، از علمای بزرگ [[اصفهان]] و سرآمد [[قصیده]] سرایان [[ایران]] در عهد سلطان خوارزمشاه در قرن ششم هجری است. وی علاوه بر ظرافت و مهارت در وادی [[شعر]]، دارای مراتب علمی‌ و حکمی‌ نیز بوده است. جمال‌الدین عبدالرزاق، [[شرع]] و [[شعر]] را به یکدیگر آمیخته و بر استحکام شعر فارسی افزوده است.
 
{{شناسنامه عالم
 
{{شناسنامه عالم
 
|نام کامل = جمال الدین محمد عبدالرزاق اصفهانی
 
|نام کامل = جمال الدین محمد عبدالرزاق اصفهانی
سطر ۱۳: سطر ۱۳:
 
==شرح حال==
 
==شرح حال==
  
−
در تذکره ها سخنی از تاریخ ولادت جمال الدین محمد عبدالرزاق اصفهانی نشده است. نام وی محمد، لقبش جمال الدین و اسم پدرش عبدالرزاق بوده است.
+
در [[تذکره]] ها سخنی از تاریخ ولادت جمال الدین محمد عبدالرزاق اصفهانی نشده است. نام وی محمد، لقبش جمال الدین و اسم پدرش عبدالرزاق بوده است.
  
−
زاد بوم وی شهر [[اصفهان]] است و عشق وطن و حب زاد بوم بیش از آنچه تصور شود او را درنهاده بوده، چنانچه در مدح اصفهان می‌فرماید:
+
زاد بوم وی شهر [[اصفهان]] است و عشق وطن و حبّ زاد بوم بیش از آنچه تصور شود او را درنهاده بوده، چنانچه در مدح اصفهان می‌گوید:
−
{{بیت|...دیدی تو اصفهان را آن شهر خلد پیکر|آن سوره مقدس آن عدن روح پرور}}
+
{{بیت|دیدی تو اصفهان را آن شهر خلد پیکر|آن سوره مقدس آن عدن روح پرور}}
−
به گفته ی دکتر شفق، جمال الدین اصفهان را هم مدح می‌کرد و هم قدح، ولی در مقابل تعریض دیگران مانند مجیرالدین نسبت به اصفهان و مردم آن بس زود رنج بود و سخت دفاع می‌کرد.<ref>رضازاده شفق، تاریخ ادبیات ایران، چاپ اول ۱۳۶۹، انتشارات فرهنگ.</ref>  
+
به گفته‌ی دکتر شفق، جمال الدین هم اصفهان را مدح می‌کرد و هم قدح، ولی در مقابل تعریض دیگران مانند مجیرالدین نسبت به اصفهان و مردم آن، بس زود رنج بود و سخت دفاع می‌کرد.<ref>رضازاده شفق، تاریخ ادبیات ایران، چاپ اول ۱۳۶۹، انتشارات فرهنگ.</ref>  
  
 
خاندان جمال الدین از طبقه فضلا و شعرا نبوده اند و چناچه از اشعار وی و اشارات بعضی تذکره نویسان مستفاد است، او با خاندانش به شغل زرگری می‌پرداخته اند و به گفته کمال الدین، پسرش از دکان رخت زی مدرسه آورد.<ref>فروزانفر، بدیع الزمان، سخن و سخن وران، چاپ چهارم، تهران، ۱۳۶۹، انتشارات فرهنگ، ص ۵۴۷.</ref>
 
خاندان جمال الدین از طبقه فضلا و شعرا نبوده اند و چناچه از اشعار وی و اشارات بعضی تذکره نویسان مستفاد است، او با خاندانش به شغل زرگری می‌پرداخته اند و به گفته کمال الدین، پسرش از دکان رخت زی مدرسه آورد.<ref>فروزانفر، بدیع الزمان، سخن و سخن وران، چاپ چهارم، تهران، ۱۳۶۹، انتشارات فرهنگ، ص ۵۴۷.</ref>
سطر ۲۵: سطر ۲۵:
 
{{بیت|خدای عزوجل بر زمین دو شاخ نهاد|زیک نهان برون آخته حسین و حسن...<ref>همان.</ref>}}
 
{{بیت|خدای عزوجل بر زمین دو شاخ نهاد|زیک نهان برون آخته حسین و حسن...<ref>همان.</ref>}}
  
−
بخش دیگری از [[دیوان (شعر)|دیوان]] شاعر، اختصاص به [[ترکیب بند]] شاعر در نعت [[حضرت محمد]] صلی الله علیه وآله از غرر اشعار اوست و نشان دهنده علاقه وافر او به حضرت ختمی‌ مرتبت، دانش مذهبی و دینی، لطافت و روانی روح و زبان شاعر است.<ref>اسکندری، همان، ص ۲۴.</ref>
+
بخش دیگری از [[دیوان (شعر)|دیوان]] شاعر، اختصاص به [[ترکیب بند]] او در نعت [[حضرت محمد]] صلی الله علیه وآله از غرر اشعار اوست و نشان دهنده علاقه وافر او به حضرت ختمی‌ مرتبت، دانش مذهبی و دینی، لطافت و روانی روح و زبان شاعر است.<ref>اسکندری، همان، ص ۲۴.</ref>
−
==مقام شعری و علمی‌ ==
+
==مقام شعری و علمی‌==
  
−
به نقل از امین احمد رازی در تذکره هفت اقلیم، جمال الدین عبدالرزاق از اکابر طبقه شعرا بوده و نظم و نثرش عزوبت سلسبیل و جودت فرات و نیل داشته، جزالت با سلامت آمیخته و لطافت با متانت جمع آمده و به غیرنظم و نثر صفات نیکو بسیار داشته.<ref>رازی، امین احمد، تذکره هفت اقلیم، تصحیح محمدرضا طاهری، تهران، انتشارات صدا و سیما، جلد ۲، ص ۹۱۵.</ref> در لطف طبع یگانه و در فضل و هنر نشانه زرگری در صفت صیاغت شاگرد خردکاری او بودی و ماه فلک نور از پرتو ضمیر او ربودی، چمن فضایل بزهرات مکارم اخلاق آراسته و از خاشاک رذایل پیراسته.<ref>عوفی، محمد، تذکره لباب الالباب به اهتمام ادوارد براون، ترجمه محمد عباسی، چاپ اول ۱۳۶۱، ج ۲، باب یازدهم، ص ۴۰۲.</ref> مرحوم دستگردی می‌نویسد: استاد علاوه بر مراتب علمی، حکمی‌ و [[ریاضی]]، دارای صنعت زرگری و نقاشی هر دو بوده چناچه گوید:
+
به نقل از امین احمد رازی در [[تذکره]] «هفت اقلیم»، جمال الدین عبدالرزاق از اکابر طبقه شعرا بوده و نظم و نثرش عزوبت سلسبیل و جودت [[فرات]] و نیل داشته، جزالت با سلامت آمیخته و لطافت با متانت جمع آمده و به غیرنظم و نثر صفات نیکو بسیار داشته.<ref>رازی، امین احمد، تذکره هفت اقلیم، تصحیح محمدرضا طاهری، تهران، انتشارات صدا و سیما، جلد ۲، ص ۹۱۵.</ref> در لطف طبع یگانه و در فضل و هنر نشانه زرگری در صفت صیاغت شاگرد خردکاری او بودی و ماه فلک نور از پرتو ضمیر او ربودی، چمن فضایل بزهرات مکارم اخلاق آراسته و از خاشاک رذایل پیراسته.<ref>عوفی، محمد، تذکره لباب الالباب به اهتمام ادوارد براون، ترجمه محمد عباسی، چاپ اول ۱۳۶۱، ج ۲، باب یازدهم، ص ۴۰۲.</ref> مرحوم دستگردی می‌نویسد: استاد علاوه بر مراتب علمی و [[حکمت|حکمی‌]] و [[ریاضی]]، دارای صنعت زرگری و نقاشی هر دو بوده چناچه گوید:
 
{{بیت|تا چون من باشد ابر و باد دایم درد و فصل|در ربیع این نقشبندی در خزان آن زرگری}}
 
{{بیت|تا چون من باشد ابر و باد دایم درد و فصل|در ربیع این نقشبندی در خزان آن زرگری}}
  
−
و دستگردی اضافه می‌کند: جمال نقاش جز او کسی نیست و کسانی که در عصر ما یک جمال نقاش هم بر شعرای باستان [[اصفهان]] افزوده، راه اشتباه پیموده اند.<ref> جمال الدین محمد بن عبدالرزاق، همان.</ref>
+
دستگردی اضافه می‌کند: جمال نقاش جز او کسی نیست و کسانی که در عصر ما یک جمال نقاش هم بر شعرای باستان [[اصفهان]] افزوده، راه اشتباه پیموده اند.<ref> جمال الدین محمد بن عبدالرزاق، همان.</ref>
  
−
جمال الدین [[قصیده|قصاید]] چندی در [[حکمت]] و موعظت سروده، [[دیوان (شعر)|دیوان]] او گنجینه سرشار از تجارب علمی‌ارزنده و حاصل تأمل ژرف او در [[احکام شرعی|احکام شرع]] و براهین [[عقل]] و موازین عرفی افراد نوع انسانی است.  
+
جمال الدین [[قصیده|قصاید]] چندی در [[حکمت]] و موعظت سروده، [[دیوان (شعر)|دیوان]] او گنجینه سرشار از تجارب علمی‌ ارزنده و حاصل تأمل ژرف او در [[احکام شرعی|احکام شرع]] و براهین [[عقل]] و موازین عرفی افراد نوع انسانی است.  
  
−
برخی از قصاید او از بهترین نمونه های شعر تعلیمی‌ در زبان فارسی است و می‌توان گفت از اشعار جمال آنچه مطلوب است، قصاید [[اخلاق|اخلاقی]]، [[عرفان|عرفانی]]، مرامی‌ و عبرت آموز اوست که به لحاظ حسن تأثیر به شرط وجود محل قابل و آن گه نصیحت قایل در میان قدما با قصاید اخلاقی [[ناصر خسرو]]، [[سنائی|سنایی]] و [[سعدی]] پهلو می‌زند.<ref>سید محمد دامادی، شرح بر ترکیب بند جمال الدین عبدالرزاق در ستایش رسول اکرم صلی الله علیه و آله، ص ۱۰۰.</ref>  
+
برخی از قصاید او از بهترین نمونه های [[شعر]] تعلیمی‌ در زبان فارسی است و می‌توان گفت از اشعار جمال آنچه مطلوب است، قصاید [[اخلاق|اخلاقی]]، [[عرفان|عرفانی]]، مرامی‌ و [[عبرت]] آموز اوست که به لحاظ حسن تأثیر به شرط وجود محل قابل و آن گه نصیحت قایل، در میان قدما با قصاید اخلاقی [[ناصر خسرو]]، [[سنائی|سنایی]] و [[سعدی]] پهلو می‌زند.<ref>سید محمد دامادی، شرح بر ترکیب بند جمال الدین عبدالرزاق در ستایش رسول اکرم صلی الله علیه و آله، ص ۱۰۰.</ref>  
  
−
سبک او در مدح، تغزل، تشبیهات و مضامین به طور کلی شبیه سبک استادان پیشین است. مگر این که نسبت به [[سبک خراسانی]] به زبان و شیوه معمول عصر ما نزدیکتر است و نسبت به برخی از معاصرین خودش مانند [[انوری]] و [[خاقانی]]، سخن او ساده تر و از تعقید لفظی و پیچیدگی معنوی آزاده تر است و مانند اشعار آنها احتیاج به فکر زیاد نمی‌افتد.<ref>رضازاده، همان، ص ۱۸۴.</ref> [[غزل|غزلیات]] او در مرحله ای از کمال است که می‌توان آنها را مقدمه غزلهای قرن هفتم مخصوصاً سعدی دانست.<ref>اسکندری، محبوبه، صحیفه مینا، شیراز، انتشارات راهگشا ۱۳۸۶، ص ۲۶.</ref>
+
سبک او در مدح، [[تغزل (شعر)|تغزّل]]، تشبیهات و مضامین به طور کلی شبیه سبک استادان پیشین است. مگر این که نسبت به [[سبک خراسانی]] به زبان و شیوه معمول عصر ما نزدیکتر است و نسبت به برخی از معاصرین خودش مانند [[انوری]] و [[خاقانی]]، سخن او ساده تر و از تعقید لفظی و پیچیدگی معنوی آزاده تر است و مانند اشعار آنها احتیاج به فکر زیاد نمی‌افتد.<ref>رضازاده، همان، ص ۱۸۴.</ref> [[غزل|غزلیات]] او در مرحله ای از کمال است که می‌توان آنها را مقدمه غزلهای قرن هفتم مخصوصاً سعدی دانست.<ref>اسکندری، محبوبه، صحیفه مینا، شیراز، انتشارات راهگشا ۱۳۸۶، ص ۲۶.</ref>
  
−
اشعارش جمله در موعظه و تنبیهات است. مگر چند قصیده که در مدح صاعدیان گفته.<ref>رازی، همان.</ref> در ضمن مطالعه اشعار اخلاقی از باریکی فکر و لطافت مضمون و ابتکار در تشبیه نباید غافل بود و ارزش ادبی یک قصیده از لحاظ فنی همانست.<ref>رضازاده، همان.</ref>
+
اشعارش جمله در موعظه و تنبیهات است؛ مگر چند قصیده که در مدح صاعدیان گفته.<ref>رازی، همان.</ref> در ضمن مطالعه اشعار اخلاقی از باریکی فکر و لطافت مضمون و ابتکار در تشبیه نباید غافل بود و ارزش ادبی یک قصیده از لحاظ فنی همانست.<ref>رضازاده، همان.</ref>
  
 
وی در علوم شرعیه هم کامل بوده، چناچه دامادی می‌نویسد: جمال الدین عبدالرزاق، [[شرع]] و [[شعر]] را به یکدیگر آمیخته و بر استحکام شعر فارسی افزوده است. بر احکام شرع و براهین عقل، استیلا دارد. از ترکیب آیات [[قرآن|قرآنی]] و [[احادیث]] نبوی و امثال پارسی و تازی، به شیوه ای خطابی و منطبق با سنن رایج اسلامی‌ در روزگار خویش، اشعار فصیح و هموار و یک دست به صورتی سروده است که از خطای لفظی و معنوی خالی و از نارسایی و بی اندامی‌ عاری است.
 
وی در علوم شرعیه هم کامل بوده، چناچه دامادی می‌نویسد: جمال الدین عبدالرزاق، [[شرع]] و [[شعر]] را به یکدیگر آمیخته و بر استحکام شعر فارسی افزوده است. بر احکام شرع و براهین عقل، استیلا دارد. از ترکیب آیات [[قرآن|قرآنی]] و [[احادیث]] نبوی و امثال پارسی و تازی، به شیوه ای خطابی و منطبق با سنن رایج اسلامی‌ در روزگار خویش، اشعار فصیح و هموار و یک دست به صورتی سروده است که از خطای لفظی و معنوی خالی و از نارسایی و بی اندامی‌ عاری است.
  
−
احاطه او بر علوم عقلی و نقلی علاوه بر ذوق شاعرانه، شعر جمال الدین را به زیور علمی‌ و پرداخت لفظی خاصّی آراسته است.<ref>دامادی، همان، صص ۷۰–۶۹.</ref> همچنین در حکمت و نجوم هم کامل نصیب بوده.
+
احاطه او بر علوم عقلی و نقلی علاوه بر ذوق شاعرانه، شعر جمال الدین را به زیور علمی‌ و پرداخت لفظی خاصّی آراسته است.<ref>دامادی، همان، صص ۷۰–۶۹.</ref> همچنین در [[حکمت]] و [[علم هیئت|نجوم]] هم کامل نصیب بوده است.
  
−
جمال الدین از معاصرین خاقانی و نظامی‌ است و در سبک و شیوه از آنان متأثر می‌شد. خود نیز حکیم انوری، سید حسن غزنوی و رشید وطواط را پیشوای خود خوانده و گفته: {{بیت|اشرف و وطواط و انوری سه حکیمند|کز سخن هر سه شد شکفته بهارم<ref>رضازاده، همان، ص ۱۸۲.</ref>}}
+
جمال الدین از معاصرین [[خاقانی]] و [[نظامی گنجوی|نظامی‌]] است و در سبک و شیوه از آنان متأثر می‌شد. خود نیز حکیم [[انوری]]، سید حسن غزنوی و رشید وطواط را پیشوای خود خوانده و گفته است: {{بیت|اشرف و وطواط و انوری سه حکیمند|کز سخن هر سه شد شکفته بهارم<ref>رضازاده، همان، ص ۱۸۲.</ref>}}
  
 
==وفات و مدفن==
 
==وفات و مدفن==
  
−
وفات جمال الدین اصفهانی را ۵۸۸ ه.ق نوشته اند. مرحوم وحید دستگردی در مورد محل دفن وی می‌نویسد: محل قبر استاد جمال الدین در اصفهان هنوز پیدا نشده و اینجانب با همه جستجو و کوشش بسیار از قبر وی خبری بدست نیاوردم.<ref>جمال الدین محمد بن عبدالرزاق، همان.</ref> ولی مرحوم مهدوی بنا به قول یکی از کهنسالان، قبر جمال الدین محمد عبدالرزاق را در مقبره درب امام احتمال داده است.<ref>مهدوی، سید مصلح الدین، فرارات اصفهان، تصحیح اصغر منتظرالقائم، دانشگاه اصفهان ۱۳۸۱، ص ۲۰۹.</ref>
+
وفات جمال‌الدین محمد عبدالرزاق اصفهانی را سال ۵۸۸ قمری نوشته‌اند. مرحوم وحید دستگردی در مورد محل [[دفن]] وی می‌نویسد: محل [[قبر]] استاد جمال‌الدین در [[اصفهان]] هنوز پیدا نشده و اینجانب با همه جستجو و کوشش بسیار از قبر وی خبری بدست نیاوردم.<ref>جمال الدین محمد بن عبدالرزاق، همان.</ref> ولی مرحوم مهدوی بنا به قول یکی از کهنسالان، قبر جمال‌الدین عبدالرزاق را در مقبره درب امام احتمال داده است.<ref>مهدوی، سید مصلح الدین، فرارات اصفهان، تصحیح اصغر منتظرالقائم، دانشگاه اصفهان ۱۳۸۱، ص ۲۰۹.</ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
  
 
[[رده:علمای قرن ششم]]
 
[[رده:علمای قرن ششم]]
 +
[[رده:شعرای پارسی گو]]
 
[[رده:شعرای پارسی گوی قرن ششم]]
 
[[رده:شعرای پارسی گوی قرن ششم]]
−
[[رده:خطیبان]]
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۸ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۳۸

«جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی» (م، ۵۸۸ ق)، از علمای بزرگ اصفهان و سرآمد قصیده سرایان ایران در عهد سلطان خوارزمشاه در قرن ششم هجری است. وی علاوه بر ظرافت و مهارت در وادی شعر، دارای مراتب علمی‌ و حکمی‌ نیز بوده است. جمال‌الدین عبدالرزاق، شرع و شعر را به یکدیگر آمیخته و بر استحکام شعر فارسی افزوده است.

Abdolrazagh-isfahani1.jpg
نام کامل جمال الدین محمد عبدالرزاق اصفهانی
زادگاه اصفهان
وفات ۵۸۸ قمری
مدفن اصفهان

Line.png


آثار

دیوان اشعار به دو زبان فارسی و عربی

شرح حال

در تذکره ها سخنی از تاریخ ولادت جمال الدین محمد عبدالرزاق اصفهانی نشده است. نام وی محمد، لقبش جمال الدین و اسم پدرش عبدالرزاق بوده است.

زاد بوم وی شهر اصفهان است و عشق وطن و حبّ زاد بوم بیش از آنچه تصور شود او را درنهاده بوده، چنانچه در مدح اصفهان می‌گوید:

دیدی تو اصفهان را آن شهر خلد پیکر آن سوره مقدس آن عدن روح پرور

به گفته‌ی دکتر شفق، جمال الدین هم اصفهان را مدح می‌کرد و هم قدح، ولی در مقابل تعریض دیگران مانند مجیرالدین نسبت به اصفهان و مردم آن، بس زود رنج بود و سخت دفاع می‌کرد.[۱]

خاندان جمال الدین از طبقه فضلا و شعرا نبوده اند و چناچه از اشعار وی و اشارات بعضی تذکره نویسان مستفاد است، او با خاندانش به شغل زرگری می‌پرداخته اند و به گفته کمال الدین، پسرش از دکان رخت زی مدرسه آورد.[۲]

می‌توان گفت: جمال الدین با این که از اهل سنت بوده، ولی اظهار تمایل به تشیع کرده است، چنانکه در چند جا به مدح اهل بیت و واقعه کربلا پرداخته و می‌گوید:

...ببین چه کرد با اهل بیت مصطفوی حدیث رستم بگذار و قصه بهمن...

خدای عزوجل بر زمین دو شاخ نهاد زیک نهان برون آخته حسین و حسن...[۳]

بخش دیگری از دیوان شاعر، اختصاص به ترکیب بند او در نعت حضرت محمد صلی الله علیه وآله از غرر اشعار اوست و نشان دهنده علاقه وافر او به حضرت ختمی‌ مرتبت، دانش مذهبی و دینی، لطافت و روانی روح و زبان شاعر است.[۴]

مقام شعری و علمی‌

به نقل از امین احمد رازی در تذکره «هفت اقلیم»، جمال الدین عبدالرزاق از اکابر طبقه شعرا بوده و نظم و نثرش عزوبت سلسبیل و جودت فرات و نیل داشته، جزالت با سلامت آمیخته و لطافت با متانت جمع آمده و به غیرنظم و نثر صفات نیکو بسیار داشته.[۵] در لطف طبع یگانه و در فضل و هنر نشانه زرگری در صفت صیاغت شاگرد خردکاری او بودی و ماه فلک نور از پرتو ضمیر او ربودی، چمن فضایل بزهرات مکارم اخلاق آراسته و از خاشاک رذایل پیراسته.[۶] مرحوم دستگردی می‌نویسد: استاد علاوه بر مراتب علمی و حکمی‌ و ریاضی، دارای صنعت زرگری و نقاشی هر دو بوده چناچه گوید:

تا چون من باشد ابر و باد دایم درد و فصل در ربیع این نقشبندی در خزان آن زرگری

دستگردی اضافه می‌کند: جمال نقاش جز او کسی نیست و کسانی که در عصر ما یک جمال نقاش هم بر شعرای باستان اصفهان افزوده، راه اشتباه پیموده اند.[۷]

جمال الدین قصاید چندی در حکمت و موعظت سروده، دیوان او گنجینه سرشار از تجارب علمی‌ ارزنده و حاصل تأمل ژرف او در احکام شرع و براهین عقل و موازین عرفی افراد نوع انسانی است.

برخی از قصاید او از بهترین نمونه های شعر تعلیمی‌ در زبان فارسی است و می‌توان گفت از اشعار جمال آنچه مطلوب است، قصاید اخلاقی، عرفانی، مرامی‌ و عبرت آموز اوست که به لحاظ حسن تأثیر به شرط وجود محل قابل و آن گه نصیحت قایل، در میان قدما با قصاید اخلاقی ناصر خسرو، سنایی و سعدی پهلو می‌زند.[۸]

سبک او در مدح، تغزّل، تشبیهات و مضامین به طور کلی شبیه سبک استادان پیشین است. مگر این که نسبت به سبک خراسانی به زبان و شیوه معمول عصر ما نزدیکتر است و نسبت به برخی از معاصرین خودش مانند انوری و خاقانی، سخن او ساده تر و از تعقید لفظی و پیچیدگی معنوی آزاده تر است و مانند اشعار آنها احتیاج به فکر زیاد نمی‌افتد.[۹] غزلیات او در مرحله ای از کمال است که می‌توان آنها را مقدمه غزلهای قرن هفتم مخصوصاً سعدی دانست.[۱۰]

اشعارش جمله در موعظه و تنبیهات است؛ مگر چند قصیده که در مدح صاعدیان گفته.[۱۱] در ضمن مطالعه اشعار اخلاقی از باریکی فکر و لطافت مضمون و ابتکار در تشبیه نباید غافل بود و ارزش ادبی یک قصیده از لحاظ فنی همانست.[۱۲]

وی در علوم شرعیه هم کامل بوده، چناچه دامادی می‌نویسد: جمال الدین عبدالرزاق، شرع و شعر را به یکدیگر آمیخته و بر استحکام شعر فارسی افزوده است. بر احکام شرع و براهین عقل، استیلا دارد. از ترکیب آیات قرآنی و احادیث نبوی و امثال پارسی و تازی، به شیوه ای خطابی و منطبق با سنن رایج اسلامی‌ در روزگار خویش، اشعار فصیح و هموار و یک دست به صورتی سروده است که از خطای لفظی و معنوی خالی و از نارسایی و بی اندامی‌ عاری است.

احاطه او بر علوم عقلی و نقلی علاوه بر ذوق شاعرانه، شعر جمال الدین را به زیور علمی‌ و پرداخت لفظی خاصّی آراسته است.[۱۳] همچنین در حکمت و نجوم هم کامل نصیب بوده است.

جمال الدین از معاصرین خاقانی و نظامی‌ است و در سبک و شیوه از آنان متأثر می‌شد. خود نیز حکیم انوری، سید حسن غزنوی و رشید وطواط را پیشوای خود خوانده و گفته است:

اشرف و وطواط و انوری سه حکیمند کز سخن هر سه شد شکفته بهارم[۱۴]

وفات و مدفن

وفات جمال‌الدین محمد عبدالرزاق اصفهانی را سال ۵۸۸ قمری نوشته‌اند. مرحوم وحید دستگردی در مورد محل دفن وی می‌نویسد: محل قبر استاد جمال‌الدین در اصفهان هنوز پیدا نشده و اینجانب با همه جستجو و کوشش بسیار از قبر وی خبری بدست نیاوردم.[۱۵] ولی مرحوم مهدوی بنا به قول یکی از کهنسالان، قبر جمال‌الدین عبدالرزاق را در مقبره درب امام احتمال داده است.[۱۶]

پانویس

  1. ↑ رضازاده شفق، تاریخ ادبیات ایران، چاپ اول ۱۳۶۹، انتشارات فرهنگ.
  2. ↑ فروزانفر، بدیع الزمان، سخن و سخن وران، چاپ چهارم، تهران، ۱۳۶۹، انتشارات فرهنگ، ص ۵۴۷.
  3. ↑ همان.
  4. ↑ اسکندری، همان، ص ۲۴.
  5. ↑ رازی، امین احمد، تذکره هفت اقلیم، تصحیح محمدرضا طاهری، تهران، انتشارات صدا و سیما، جلد ۲، ص ۹۱۵.
  6. ↑ عوفی، محمد، تذکره لباب الالباب به اهتمام ادوارد براون، ترجمه محمد عباسی، چاپ اول ۱۳۶۱، ج ۲، باب یازدهم، ص ۴۰۲.
  7. ↑ جمال الدین محمد بن عبدالرزاق، همان.
  8. ↑ سید محمد دامادی، شرح بر ترکیب بند جمال الدین عبدالرزاق در ستایش رسول اکرم صلی الله علیه و آله، ص ۱۰۰.
  9. ↑ رضازاده، همان، ص ۱۸۴.
  10. ↑ اسکندری، محبوبه، صحیفه مینا، شیراز، انتشارات راهگشا ۱۳۸۶، ص ۲۶.
  11. ↑ رازی، همان.
  12. ↑ رضازاده، همان.
  13. ↑ دامادی، همان، صص ۷۰–۶۹.
  14. ↑ رضازاده، همان، ص ۱۸۲.
  15. ↑ جمال الدین محمد بن عبدالرزاق، همان.
  16. ↑ مهدوی، سید مصلح الدین، فرارات اصفهان، تصحیح اصغر منتظرالقائم، دانشگاه اصفهان ۱۳۸۱، ص ۲۰۹.
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه