ظلم: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۲ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۲: سطر ۲:
 
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
 
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
  
 +
'''«ظُلم»''' در مقابل «[[عدل]]»، معمولا به معنای ستم کردن به دیگران است و منشأ آن خودخواهی و [[جاه طلبی|جاه‌طلبی]] می‌باشد. ظلم که از [[گناهان]] و رذایل اخلاقی بشمار می‌رود، دارای مصادیق متعددی است و در [[قرآن]] و [[احادیث]] مورد نکوهش قرار گرفته و موجب [[عذاب]] دنیوی و اخروی است.
  
==ظلم در لغت==
+
==مفهوم‌شناسی ظلم==
  
ظلم (مصدر عربی) در لغت به معنای وضع شیء در غير موضع خود، ستم، ستم کردن و بیداد آمده است.<ref>سياح، احمد؛ فرهنگ جامع، تهران، کتابفروشی اسلام، 1330 ه.ش، ج 3 و ص 55.</ref> ابن فارس گفته است:<ref>قريب، محمد، فرهنگ لغات قرآن، تهران، انتشارات بنیاد، 1366، ج 1، ص 713.</ref> ظا و لام و ميم دارای دو معنی اصولی است:
+
«ظلم» (مصدر عربی) در لغت به معنای وضع شیء در غیر موضع خود، ستم، ستم کردن و بیداد آمده است.<ref>سیاح، احمد؛ فرهنگ جامع، تهران، کتابفروشی اسلام، ۱۳۳۰ ه.ش، ج ۳ و ۴، ص ۵۵.</ref> [[ابن فارس]] گفته است: ظا و لام و میم دارای دو معنی اصولی است: ۱. تاریکی و سیاهی ۲. چیزی را از روی ستم در غیر موضوع خود نهادن.<ref>قریب، محمد، فرهنگ لغات قرآن، تهران، انتشارات بنیاد، ۱۳۶۶، ج ۱، ص ۷۱۳.</ref>
# تاريکی و سیاهی  
 
# چیزی را از ستم در غيرموضوع خود نهادن.
 
  
همان طور که شخص در تاریکى چیزی را نمی‌بیند در حال ستم کردن هم مثل این که در تاریکى فرو رفته نمی‌تواند درک حقیقت کند و به طور کلی می‌توان گفت ظلم به معنای ستم و گذاشتن چیزی در غیر محل آن است.<ref>رامپوری، غياث الدین محمد بن جلال الدين بن شرف الدین؛ غياث اللغات، تهران، انتشارات اميرکبير، 1363، چ اول،‌ ص 569.</ref> اما آنچه در اصطلاح و عرف مردم از ظلم ذکر می‌شود بیشتر مصادیق آن می‌باشد که ظلم به معنای اخص است که به آن‌ها اشاره خواهد شد.
+
همان طور که شخص در تاریکى چیزی را نمی‌بیند، در حال ستم کردن هم -مثل این که در تاریکى فرو رفته- نمی‌تواند درک حقیقت کند و به طور کلی می‌توان گفت ظلم به معنای ستم و گذاشتن چیزی در غیر محل آن است.<ref>رامپوری، غیاث الدین محمد؛ غیاث اللغات، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۳، چ اول،‌ ص ۵۶۹.</ref> اما آنچه در اصطلاح و عرف مردم از ظلم ذکر می‌شود، بیشتر مصادیق آن می‌باشد که ظلم به معنای اخص است که به آن‌ها اشاره خواهد شد.
  
==انواع ظلم در قرآن==
+
اما ظالمین، کسانی هستند که مردم را با انواع وسایل از راه [[الله|خداوند]] باز می‌دارند و این کار از طریق القای شبهه و زمانی از طریق تهدید و گاهی تطمیع و مانند آن صورت می‌گیرد و هدف همه آنها یکی است؛ یعنی بازداشتن از راه [[خداوند]] متعال. در سخنان [[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] علیه السلام برای ستمگر سه نشانه و علامت بیان شده است:<ref>دشتی، محمد؛ ترجمه نهج البلاغه، قم، امیرامومنین، ۱۳۷۸، حکمت ۳۵۰.</ref> الف. نسبت به کسی که برتر از اوست نافرمانی می‌کند. ب. بر آن که فروتر از اوست به چیرگی ستم می‌کند، که این شیوه بسیاری از حاکمان ظالم است. ج. ستمگران را یاری و پشتیبانی می‌دهد.
  
قرآن کريم در حدود 290 آيه در مورد پیکار با ستم و ستمکاری و دفاع از ستمديدگان با صراحت قاطعانه بیان فرموده است، اما وجوهی را که [[قرآن]] در باب ظلم بیان کرده می‌توان در چند وجه خلاصه کرد:<ref>دامغانی، حسین بن محمد، قاموس قرآن، تهران، بنیاد علوم اسلامی، 1361، چ اول، ج 2، ص 78.</ref>
+
==ظلم در قرآن==
  
'''ظلم به معنای شرک'''
+
[[قرآن|قرآن کریم]] در حدود ۲۹۰ [[آیه|آیه]] در مورد پیکار با ظلم و ستمکاری و دفاع از مظلومان با صراحت قاطعانه بیان فرموده است، اما وجوهی را که قرآن در باب ظلم بیان کرده، می‌توان در چند وجه خلاصه کرد:<ref>دامغانی، حسین بن محمد، قاموس قرآن، تهران، بنیاد علوم اسلامی، ۱۳۶۱، چ اول، ج ۲، ص ۷۸.</ref>
  
«(آری) آنها که ايمان آوردند و [[ایمان]] خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست و آنها هدایت یافتگانند».<ref> ترجمه مکارم شیرازی، [[سوره انعام]]، 82.</ref>
+
*'''ظلم به معنای شرک:''' {{متن قرآن|«الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ»}}؛ «(آری) آنها که ایمان آوردند و [[ایمان]] خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست و آنها هدایت یافتگانند».<ref>[[سوره انعام]]، ۸۲، ترجمه مکارم شیرازی.</ref>
'''
 
گناهی که آلوده به شرک نباشد'''
 
  
«هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده؛ تو نمی‌دانی...».<ref>[[سوره طلاق]]، 1.</ref>
+
*'''گناه و تعدی از حدود الهی:''' {{متن قرآن|«وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ»}}؛ «هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده؛ ...».<ref>[[سوره طلاق]]، ۱.</ref>
  
'''به معنی کشتار ناحق است.'''
+
*'''کشتار به ناحق:''' {{متن قرآن|«وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ۗ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا...»}}؛ «و کسی را که خداوند خونش را [[حرام]] شمرده، نکشید جز بحق. و آن کس که مظلوم کشته شده، برای ولیش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم...».<ref>[[سوره اسراء]]،‌ ۳۳.</ref>
  
چنان که خداوند متعال می‌فرماید: «و کسی را که خداوند خونش را [[حرام]] شمرده، نکشید جز بحق. و آن کس که مظلوم کشته شده، برای ولیش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم؛ اما در قتل اسراف نکند، چرا که او مورد حمایت است».<ref>[[سوره اسراء]]،‌ 33.</ref>
+
*'''زیان زدن''': {{متن قرآن|«... وَمَا ظَلَمُونَا وَلَٰكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ»}}؛ «... و آنان [در تجاوز و طغیانشان وناسپاسی وکفرانشان] بر ما ستم نکردند، بلکه همواره بر خود ستم می ورزیدند».<ref>[[سوره بقره]]، ۵۷.</ref>
  
'''زیان زدن'''<ref>[[سوره بقره]]، 57.</ref>
+
*'''بی­ انصافی''': {{متن قرآن|«وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَٰكِنْ كَانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ»}}؛ و ما بر آنان ستم نکردیم، ولی آنان خود ستمکار بودند».<ref>[[سوره زخرف]]، ۷۶.</ref>
  
'''بی­ انصافی'''<ref>[[سوره زخرف]]، 76.</ref>
+
*'''انکار آیات قرآن''': {{متن قرآن|«وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَٰئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ»}}؛ «و کسانی که اعمال وزن شده آنان سبک و بی ارزش باشد، به سبب اینکه همواره به آیات ما ستم می ورزیدند، به خود زیان زده [و سرمایه وجودشان را تباه کرده]‌اند».<ref>[[سوره اعراف]]، ۹.</ref>
  
'''انکار آیات قرآن'''<ref>[[سوره اعراف]]، 9.</ref>
+
*'''دزدیدن''': {{متن قرآن|«قَالُوا جَزَاؤُهُ مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ»}}؛ «گفتند: کسی که آبخوری در بار و بنه اش پیدا شود، کیفرش خود اوست [که به غلامی گرفته شود]. ما ستمکاران را [در کنعان] به همین صورت کیفر می دهیم».<ref>[[سوره یوسف]]، ۷۵.</ref>
 
 
'''دزدیدن'''<ref>[[سوره یوسف]]، 75.</ref>
 
  
 
==ظلم در روایات==
 
==ظلم در روایات==
  
در اخبار متواتره که از ائمه معصومین علیهم السلام به ما رسیده است هر جا سخن از ظلم به میان آمده، ذمّ عظيم و تهدید بر آن وجود دارد؛ چرا که واژة ظلم، مذمت و عقوبت را به همراه خود دارد.
+
در اخبار [[خبر متواتر|متواتره]] که از [[ائمه اطهار|ائمه معصومین]] علیهم السلام به ما رسیده است هر جا سخن از ظلم به میان آمده، نکوهش عظیم و تهدید بر آن وجود دارد؛ چرا که ظلم، مذمت و عقوبت را به همراه خود دارد.
  
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «پست‌ترین و ذلیل‌ترین خلق در نزد خدا کسی است که امر مسلمانان در دست او باشد و میان ایشان به راستی رفتار نکند».<ref>مجلسی،‌ محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت – لبنان، مؤسسه العرفاء، 1403 هـ.ق، ج 75، ص 352.</ref>
+
*[[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «پست‌ترین و ذلیل‌ترین خلق در نزد خدا کسی است که امر مسلمانان در دست او باشد و میان ایشان به راستی رفتار نکند».<ref>مجلسی،‌ محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت – لبنان، مؤسسه العرفاء، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج ۷۵، ص ۳۵۲.</ref>
  
و نیز در حديثی دیگر فرمودند: «هر کس از انتقام و مکافات بترسد، البته از ظلم و جور کردن باز می‌ایستد».<ref>کلينی، محمد بن يعقوب؛ اصول کافی، ترجمه: محمدباقر کمره‌ای، قم، اسوه، 1372، ج2، ص 331.</ref>
+
*و نیز در حدیثی دیگر فرمودند: «هر کس از انتقام و مکافات بترسد، البته از ظلم و جور کردن باز می‌ایستد».<ref>کلینی، محمد بن یعقوب؛ اصول کافی، ترجمه: محمدباقر کمره‌ای، قم، اسوه، ۱۳۷۲، ج۲، ص ۳۳۱.</ref>
  
و در حديثی حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‌فرماید: «به سبب ظلم، نعمت ها زایل می‌گردد و به نکبت مبدل می‌شود».<ref>عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، قم، دارالکتاب، بی­تا، ج ص 331.</ref>
+
*و در حدیثی [[امام علی علیه السلام|امیرالمؤمنین علی]] علیه السلام می‌فرماید: «به سبب ظلم، نعمت ها زایل می‌گردد و به نکبت مبدل می‌شود».<ref>عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، قم، دارالکتاب، بی­تا، ج ۱، ص ۳۳۱.</ref>
  
[[امام سجاد]] علیه السلام هنگام وفات به [[امام باقر]] علیه السلام فرمود که: «زنهار، ای فرزند! که ظلم کنی بر کسی که دادرسی به غیر از خدا نداشته باشد. زیرا که او کسی دیگر را ندارد و دو دست به درگاه مالک الملوک برمی‌دارد و منتقم حقیقی را بر سر انتقام می‌آورد».<ref>بحارالانوار، همان، ج 75، ص 308.</ref>
+
*[[امام سجاد]] علیه السلام هنگام وفات به [[امام باقر]] علیه السلام فرمود که: «زنهار، ای فرزند! که ظلم کنی بر کسی که دادرسی به غیر از خدا نداشته باشد. زیرا که او کسی دیگر را ندارد و دو دست به درگاه مالک الملوک برمی‌دارد و منتقم حقیقی را بر سر انتقام می‌آورد».<ref>بحارالانوار، همان، ج ۷۵، ص ۳۰۸.</ref>
  
 
==اقسام ظلم==
 
==اقسام ظلم==
  
از جمله معانی ظلم این است که چیزی در غیر محل و جایگاهش قرار گیرد و به همین جهت برای آن مصادیق فراوانی است. از جمله:
+
چنانکه گفته شد، از جمله معانی ظلم این است که چیزی در غیر محل و جایگاهش قرار گیرد و به همین جهت برای آن مصادیق فراوانی است. از جمله:
 
 
'''ظلم به خداوند'''
 
 
 
به راستی ظلمی بالاتر از این نمی‌شود که انسان، جماد بی­ارزش و یا انسان ناتوانی را همتای وجود نامحدودی قرار دهد که بر سراسر جهان هستی حکومت می‌کند.
 
 
 
'''ظلم به نفس'''
 
  
این قسم از ظلم شامل ارتکاب گناهان می‌شود که البته ساده‌ترین و نزدیک‌ترین راه به مغفرت الهی همان [[توبه]] می‌باشد و خداوند هم در [[قرآن کريم]] وعده مغفرت بر ظلم به نفس را داده است.<ref>ر.ک: آيه 53/ [[سوره زمر]].</ref>
+
*'''ظلم به خداوند:''' به راستی ظلمی بالاتر از این نمی‌شود که انسان، جماد بی ­ارزش و یا انسان ناتوانی را همتای وجود نامحدودی قرار دهد که بر سراسر جهان هستی حکومت می‌کند.
  
'''ظلم به دیگران'''
+
*'''ظلم به نفس:''' این قسم از ظلم شامل ارتکاب [[گناه|گناهان]] می‌شود که البته ساده‌ترین و نزدیک‌ترین راه به مغفرت الهی همان [[توبه]] می‌باشد و خداوند هم در [[قرآن کریم]] وعده مغفرت بر ظلم به نفس را داده است.<ref>ر.ک: [[سوره زمر]]، ۵۳.</ref>
  
این قسم نیز دارای مصادقی فراوانی است. از جمله: ظلم مالی، که شامل پایمال کردن حق مالی یک انسان یا یک جامعه می‌باشد و یا ظلم جانی که این ­گونه تجاوز و ستمکاری از وارد کردن یک جراحت کوچک بر بدن تا کشتن یک یا چند انسان را شامل می‌شود و یا ظلم اعتباری که همان تجاوز به حقوق اعتباری انسانهاست و نیز مصادیق دیگر ظلم ها.
+
*'''ظلم به دیگران:''' این قسم نیز دارای مصادق فراوانی است. از جمله: ظلم مالی، که شامل پایمال کردن حق مالی یک انسان یا یک جامعه می‌باشد و یا ظلم جانی که این ­گونه تجاوز و ستمکاری از وارد کردن یک جراحت کوچک بر بدن تا کشتن یک یا چند انسان را شامل می‌شود و یا ظلم اعتباری که همان تجاوز به حقوق اعتباری انسانهاست و نیز مصادیق دیگر ظلم ها.
 
 
==اشخاص ظالم==
 
 
 
حال که با اقسام ظلم آشنا شدیم سزاوار است که اشخاص ظالم را نیز بشناسیم. ظالمين، کسانی هستند که مردم را با انواع وسایل از راه خداوند باز می‌دارند و این کار از طریق القای شبهه و زمانی از طریق تهدید و گاهی تطمیع و مانند آن صورت می‌گیرد و هدف همه آنها یکی است؛ یعنی بازداشتن از راه خداوند متعال.
 
 
 
در سخنان حضرت علی علیه السلام برای ستمگر سه نشانه و علامت بیان شده است:<ref>دشتی، محمد؛ ترجمه نهج البلاغه، قم، امیرامومنین، 1378، حکمت 350.</ref>
 
 
 
* الف- نسبت به کسی برتر از اوست نافرمانی می‌کند.
 
* ب- بر آن که فروتر از اوست به چیرگی ستم می‌کند که این شیوة بسیاری از حاکمان لاابالی بوده و می­باشد.
 
* ج- ستمگران را یاری و پشتيبانی می‌دهد.
 
  
 
==منشأ و عوامل ظلم==
 
==منشأ و عوامل ظلم==
  
هر پدیده‌ای نیاز به یک علتی دارد و برای این رذیله اخلاقی علت‌ها و عوامل زیادی ذکر شده است که ممکن است گاهی علت بیرونی و گاهی منشأ درونی داشته باشد، که به طور مختصر به برخی عوامل اشاره می‌شود:
+
برای این رذیله اخلاقی، علت‌ها و عوامل زیادی ذکر شده است که ممکن است گاهی علت بیرونی و گاهی منشأ درونی داشته باشد، که به طور مختصر به برخی عوامل اشاره می‌شود:
 
 
'''خشونت و کینه توزی'''
 
 
 
گاهی انسان ستمکار چنان در خباثت و وقاهت غوطه‌ور است که گویی از تعدی و تجاوز به حقوق دیگران مخصوصاً به حقوق ضعفا و بینوايان لذت می‌برد و هر چه که در تعدی و تجاوز به دیگران بیشتر خشونت انجام می‌دهد بر لذت و شقاوت او می‌افزاید.
 
 
 
'''خودکامگی'''
 
 
 
گاهی منشأ ظلم و تعدی، سودجویی و خودخواهی و خودکامگی است، اگر چه وقاحت این نوع ظلم به شدت قسم اول نیست ولی در عین حال با نظر به عظمت حقی که پایمال می‌گردد، یا بی­یار و یاور بودن شخصی که مورد تعدی و ظلم قرار می‌گیرد، دارای درجات شدید و ضعیف می‌باشد.
 
  
'''جاه طلبی'''
+
*'''خشونت و [[کینه توزی]]:''' گاهی انسان ستمکار چنان در خباثت و شقاوت غوطه‌ور است که گویی از تعدی و تجاوز به حقوق دیگران مخصوصاً به حقوق ضعفا و بینوایان لذت می‌برد.
  
بعضی از افراد به دنبال جایگاه و موقعیتی که پیدا می‌کنند و می‌خواهند به مقامی برسند راه ستم را بیش می‌گیرند و از این راه سعی می‌کنند به موقعیتشان برسند.
+
*'''خودکامگی و خودخواهی:''' گاهی منشأ ظلم و تعدی، سودجویی و خودخواهی و خودکامگی است، اگر چه وقاحت این نوع ظلم به شدت قسم اول نیست، ولی در عین حال با نظر به عظمت حقی که پایمال می‌گردد، یا بی ­یار و یاور بودن شخصی که مورد تعدی و ظلم قرار می‌گیرد، دارای درجات شدید و ضعیف می‌باشد. [[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] علیه السلام در یکی از خطبه‌هایشان، عوامل ظلم و ستم را به خود افراد نسبت می‌دهد و چنین می‌فرماید: «هیهات که با شما بتوانم تاریکی را از چهره [[عدالت]] بزدایم و کجی‌ها را که در [[حق]] راه یافته است، راست نمایم».<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱.</ref> حضرت علی علیه السلام در این سخنشان، علت ظلم را به خود افراد برمی‌گردانند، چرا که آنها بر روی عدل، ظلمت و تاریکی انداخته و مسیر حق را منحرف کرده‌اند.
  
'''خودخواهی'''
+
*'''[[جاه طلبی]]:''' بعضی از افراد به دنبال جایگاه و موقعیتی که پیدا می‌کنند و می‌خواهند به مقامی برسند، راه ستم را بیش می‌گیرند و از این راه سعی می‌کنند به موقعیتشان برسند.
 
 
حضرت علی علیه السلام در یکی از خطبه‌هایشان، عوامل ظلم و ستم را به خود افراد نسبت می‌دهد و چنین می‌فرماید: «هيهات که با شما بتوانم تاریکی را از چهره عدالت بزدایم و کجی‌ها را که در حق راه یافته است، راست نمایم».<ref>همان، خطبه 131.</ref> حضرت علی علیه السلام در این سخنشان، علت ظلم را به خود افراد برمی‌گردانند چرا که آنها بر روی عدل، ظلمت و تاریکی انداخته و مسیر حق را منحرف کرده‌اند.
 
  
 
==آثار و پیامدهای ظلم==
 
==آثار و پیامدهای ظلم==
  
ظلم و ستم، همانند سایر صفات رذيله و ناپسند، آثار و پیامدهای منفی به همراه دارد که به طور مختصر در دو بخش بیان می‌شود:
+
ظلم و ستم، همانند سایر صفات رذیله و ناپسند، آثار و پیامدهای منفی به همراه دارد که به طور مختصر در دو بخش بیان می‌شود:
 
 
===آثار ظلم در حوزه فردی===
 
  
که شامل ظلم فرد به خودش و ظلم فرد به دیگران می‌شود.
+
=== آثار ظلم در حوزه فردی ===
 +
که شامل ظلم فرد به خودش و ظلم فرد به دیگران می‌شود:
  
'''آثار دنیوی ظلم در حوزه فردی:'''
+
'''آثار دنیوی ظلم در حوزه فردی:'''  
  
الف- عذاب وجدان: ظالم همیشه اعصاب خود را ناراحت کرده و وجدان او، ناخودآگاه آزارش می‌دهد، چرا که انسان فطرتاً خداجو است و به خداوند گرایش دارد و او را در همه جا می‌جوید، اما با ظلم و جوری که مرتکب می‌شود پرده­ای روی فطرت خویش می‌کشد و شیطان او را از معرفت خدا باز می‌دارد.<ref>ر.ک: نهج البلاغه، خطبه 1.</ref>
+
*الف. عذاب وجدان: ظالم همیشه اعصاب خود را ناراحت کرده و وجدان او، ناخودآگاه آزارش می‌دهد، چرا که انسان فطرتاً خداجو است و به خداوند گرایش دارد و او را در همه جا می‌جوید، اما با ظلمی که مرتکب می‌شود پرده ­ای روی [[فطرت]] خویش می‌کشد و [[شیطان]] او را از [[معرفت]] خدا باز می‌دارد.<ref>ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ۱.</ref>
  
ب- قصاص در دنیا: ظالم علاوه بر عقوبات اخروی به انتقام دنیایی هم مبتلا خواهد شد و همیشه منفور مردم و جامعه خواهد بود و مورد لعن مردم قرار مي‌گیرد.<ref>ر.ک: جعفری، علامه محمدتقی؛ شرح نهج البلاغه، تهران، 1358، چ اول، ج 10، خطبة 47، ص 51.</ref>
+
*ب. [[قصاص]] در دنیا: ظالم علاوه بر عقوبات اخروی، به انتقام دنیایی هم مبتلا خواهد شد و همیشه منفور مردم و جامعه خواهد بود و مورد [[لعن]] مردم قرار می‌گیرد.<ref>ر.ک: جعفری، علامه محمدتقی؛ شرح نهج البلاغه، تهران، ۱۳۵۸، چ اول، ج ۱۰، خطبة ۴۷، ص ۵۱.</ref>
  
 
'''آثار اخروی ظلم در حوزه فردی:'''
 
'''آثار اخروی ظلم در حوزه فردی:'''
  
الف- عقوبت و عذاب آخرت: از آنجا که ظلم جزو گناهان بزرگ محسوب می‌شود لذا در آخرت عذاب‌های بسیار سخت و سنگینی برای فرد ظالم مهیا است. چنان که حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «روز انتقام گرفتن از ظالم سخت‌تر از ستمکاری بر مظلوم است».<ref>نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت،‌ 241.</ref>
+
*الف. عقوبت و [[عذاب]] آخرت: از آنجا که ظلم جزو [[گناهان]] بزرگ محسوب می‌شود، لذا در [[آخرت]] عذاب‌های بسیار سخت و سنگینی برای فرد ظالم مهیا است. چنان که [[امام علی]] علیه السلام می‌فرماید: «روز انتقام گرفتن از ظالم سخت‌تر از روز ستمکاری او بر مظلوم است».<ref>نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت،‌ ۲۴۱.</ref>
  
ب- لعن خداوند و محروم از بخشایش او: هر کسی ممکن است که نسبت به احوال خود، ظالم شود. خداوند در جاهای مختلفی، ظالمین را مورد لعن خود قرار داده است و در آيات گوناگون به جهت تنبیه ظالمان، عذاب هایی را یادآوری کرده است که شاید درس عبرتی برای آنان باشد.<ref>ر.ک: [[سوره نساء]]/ 10- [[سوره شعراء]]/ 227- [[سوره نساء]]/ 168- [[سوره زخرف]]/ 65.</ref>
+
*ب. لعن خداوند و محروم از بخشایش او: هر کسی ممکن است که نسبت به احوال خود، ظالم شود. خداوند در جاهای مختلفی، ظالمین را مورد لعن خود قرار داده است و در آیات گوناگون به جهت تنبیه ظالمان، عذاب هایی را یادآوری کرده است که شاید درس عبرتی برای آنان باشد.<ref>ر.ک: [[سوره نساء]]/ ۱۰؛ [[سوره شعراء]]/ ۲۲۷؛ [[سوره نساء]]/ ۱۶۸؛ [[سوره زخرف]]/ ۶۵.</ref>
  
 
===آثار ظلم در اجتماع===
 
===آثار ظلم در اجتماع===
سطر ۱۱۷: سطر ۸۵:
 
'''آثار دنیوی ظلم در اجتماع:'''
 
'''آثار دنیوی ظلم در اجتماع:'''
  
الف- تنگدستی مردم و سلب آرامش از آنها: از جمله آثار و پیامدهای منفی که ظلم در عرصه اجتماع از خود بر جای می‌گذارد این است که عده‌ای که تحت ظلم واقع شده، در سختی زندگی می‌کنند و آسایش و آرامش آنها توسط اشخاص ظالم سلب می‌شود.<ref>خوئی، علامه سید حبیب الله؛ منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه، بنیاد فرهنگی امام مهدی، 1406 ه.ق، ج خطبة 15، ص 214.</ref>
+
*الف. تنگدستی مردم و سلب آرامش از آنها: از جمله آثار و پیامدهای منفی که ظلم در عرصه اجتماع از خود بر جای می‌گذارد این است که عده‌ای که تحت ظلم واقع شده، در سختی زندگی می‌کنند و آسایش و آرامش آنها توسط اشخاص ظالم سلب می‌شود.<ref>خوئی، سید حبیب الله؛ منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه، بنیاد فرهنگی امام مهدی، ۱۴۰۶ ه.ق، ج ۳، خطبة ۱۵، ص ۲۱۴.</ref>
  
ب- ویرانی و زوال حکومت: سقوط تمدن و ویرانى یک اجتماع از زمانی آغاز می‌شود که بیماری ظلم، شروع به گستردن ریشه‌های خود در جامعه می‌نماید و خواسته‌های مردم مورد بی­اعتنایی قرار می‌گیرد. همان طور که [[عدالت]] و رعیت پروری، باعث دوام و پایداری دولت و خلود سلطنت می‌گردد.<ref>ر.ک: [[سوره نمل]]/52 - [[سوره یونس]]/13 - [[سوره کهف]]/59.</ref>
+
*ب. ویرانی و زوال حکومت: سقوط تمدن و ویرانى یک اجتماع از زمانی آغاز می‌شود که بیماری ظلم، شروع به گستردن ریشه‌های خود در جامعه می‌نماید و خواسته‌های مردم مورد بی­ اعتنایی قرار می‌گیرد. همان طور که [[عدالت]] و رعیت پروری، باعث دوام و پایداری دولت و خلود سلطنت می‌گردد.<ref>ر.ک: [[سوره نمل]]/۵۲؛ [[سوره یونس]]/۱۳؛ [[سوره کهف]]/۵۹.</ref>
  
ج- ایجاد تفرقه: یکی دیگر از پیامدهای منفی ظلم، از بین رفتن روح وحدت کلمه میان افراد است. همان طور که حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «اگر زمامدار بر رعیت ستم کند وحدت کلمه از بین می‌رود و هنگامی که وحدت از بین برود، نیکان خوار می‌شوند».<ref>نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه 216.</ref>
+
*ج. ایجاد تفرقه: یکی دیگر از پیامدهای منفی ظلم، از بین رفتن روح وحدت کلمه میان افراد است. همان طور که حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «اگر زمامدار بر رعیت ستم کند وحدت کلمه از بین می‌رود و هنگامی که وحدت از بین برود، نیکان خوار می‌شوند».<ref>نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه ۲۱۶.</ref>
  
 
'''آثار اخروی ظلم در اجتماع:'''
 
'''آثار اخروی ظلم در اجتماع:'''
  
الف- لعن پروردگار: یکی از عذاب هایی که در جهان آخرت متوجه شخص ظالم می‌گردد، لعنت الهی بر این فرد است. در آیات قرآن نیز در جاهای مختلفی، ظالمین مورد لعن و نفرین قرار گرفته‌اند.<ref>ر.ک: [[سوره هود]]/18.</ref>
+
*الف. لعن پروردگار: یکی از عذاب هایی که در جهان آخرت متوجه شخص ظالم می‌گردد، لعنت الهی بر این فرد است. در آیات [[قرآن]] نیز در جاهای مختلفی، ظالمین مورد لعن و نفرین قرار گرفته‌اند.<ref>ر.ک: [[سوره هود]]/۱۸.</ref>
  
ب- عقوبت الهی: فرد ظالم در عالم آخرت دچار عقوبت خداوند قرار می‌گیرد و اسباب بدبختی او فراهم مي‌شود و عذاب اخروی بسی سنگین­تر از عذاب دنیوی است.<ref>ر.ک: [[سوره ابراهیم]]/42 - [[سوره مطففين]]/1.</ref>
+
*ب. عقوبت الهی: فرد ظالم در عالم آخرت دچار عقوبت خداوند قرار می‌گیرد و اسباب بدبختی او فراهم می‌شود و عذاب اخروی بسی سنگین­تر از عذاب دنیوی است.<ref>ر.ک: [[سوره ابراهیم]]/۴۲؛ [[سوره مطففین]]/۱.</ref>
  
==راه‌های مبارزه با ظلم و درمان آن==
+
==مبارزه با ظلم و درمان آن==
  
هر یک از صفات رذيله که انسان در صدد علاج آن برنیاید و پیروی از آن کند، رو به اشتداد می‌گذارد و مراتب شدت رذایل مثل شدت فضایل نامتناهی است. اگر انسان [[نفس اماره]] را به حال خود واگذارد، به واسطة تمایل ذاتی آن به فساد، میل به فساد پیدا می‌کند. تا آن جا که رذيله‌ای که از آن پیروی می‌کرد، به عنوان صورت اصلی و ذاتی نفس آدمی، تجلی پیدا می­کند.<ref>امام خمینی، سید روح الله، چهل حدیث، قم مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1376، چ 14، ح ص 156.</ref>
+
هر یک از صفات رذیله که [[انسان]] در صدد علاج آن برنیاید و پیروی از آن کند، رو به شدت می‌گذارد. اگر انسان [[نفس اماره]] را به حال خود واگذارد، به واسطه تمایل ذاتی آن به [[فساد]]، میل به فساد پیدا می‌کند. تا آن جا که رذیله‌ای که از آن پیروی می‌کرد، به عنوان صورت اصلی و ذاتی نفس آدمی، تجلی پیدا می­ کند.<ref>امام خمینی، سید روح الله، چهل حدیث، قم مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۶، چ ۱۴، ح ۹، ص ۱۵۶.</ref>
  
 
===درمان فردی===
 
===درمان فردی===
  
'''تهذيب نفس:'''
+
*'''[[تهذیب نفس]]:''' از آنجا که معالجه امراض نفسانی، با معجونی مرکب از علم و عمل است، پس دفع صفت رذیله ظلم و کسب فضیلت [[عدالت]] هم علاج علمی و عملی دارد. علاج علمی آن است که در مفاسد دنیوی و اخروی ظلم و فواید عدل، تأمل شود و بداند که ظلم باعث تباهی است و نیز تنفر مردم از شخص ظالم را به یاد آورد. علاج عملی آن است که پیوسته اخبار و آثاری که در ذمّ ظلم و مفاسد آن و مدح عدل و فوائد آن رسیده را مطالعه کند و با اهل علم و فضل مجالست نماید و دادرسی فقرا و مظلومین کند تا لذت عدالت را بیابد.<ref>نراقی، ملا احمد، معراج السعادة، تهران، مؤسسه هجرت، ۱۳۷۴، چ ۲، ص ۵۰۱.</ref>
 
 
از آنجا که معالجة امراض نفسانی، با معجونی مرکب از علم و عمل است، پس دفع صفت رذيلة ظلم و کسب فضيلت عدالت هم علاج علمی و عملی دارد. علاج علمی آن است که در مفاسد دنیوی و اخروی ظلم و فواید عدل، تأمل شود و بداند که ظلم باعث تباهی است و نیز تنفر مردم از شخص ظالم را به یاد آورد.
 
  
علاج عملی آن است که پیوسته اخبار و آثاری که در ذم ظلم و مفاسد آن و مدح عدل و فوائد آن رسیده، را مطالعه کند و با اهل علم و فضل مجالست نماید و دادرسی فقرا و مظلومین کند تا لذت عدالت را بیابد.<ref>نراقی، ملا احمد، معراج السعادة، تهران، مؤسسه هجرت، 1374، چ 2، ص 501.</ref>
+
*'''توجه به معاد و عقوبات:''' محور اصلی در مبارزه با رذایل و خودخواهی که منشأ رذایل و مفاسد است، توجه به [[معاد]] و عذاب‌های اخروی است. روح تمام تعالیم آسمانی این است که انسان در همه حال به حضور پروردگار توجه داشته باشد و از یاد [[مرگ]] و [[آخرت]] غفلت نکند.
 
 
'''توجه به معاد و عقوبات:'''
 
 
 
محور اصلی در مبارزه با رذایل و خودخواهی که منشأ رذایل و مفاسد است، توجه به [[معاد]] و عذاب‌های اخروی است. روح تمام تعالیم آسمانی این است که انسان در همه حال به حضور پروردگار توجه داشته باشد و از یاد [[مرگ]] و آخرت غفلت نکند.
 
  
 
===درمان اجتماعی===
 
===درمان اجتماعی===
  
'''امر به معروف و نهی از منکر:'''
+
*'''امر به معروف و نهی از منکر:''' یکی از جلوه‌های درخشنده معارف اجتماعی [[اسلام]]، دستور «[[امر به معروف و نهی از منکر|امر به معروف و نهی از منکر]]» است. اسلام به ما می‌آموزد که در جامعه، سرنوشت هر مسلمان با مسلمانان دیگر ارتباط دارد. به همین جهت مردم جامعه نباید در برابر زشتی‌ها و ستمگری‌ها بی اعتنا باشند، زیرا یک خلاف اجتماعی که از کسی سر بزند، آثار سوء آن تنها به خود او محدود نمی‌شود بلکه همه جا را فرامی‌گیرد و همه غرق می‌شوند.<ref>ر.ک: نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت ۳۷۴.</ref>
  
یکی از جلوه‌های درخشنده معارف اجتماعی اسلام، دستور «امر به معروف و نهی از منکر» است. اسلام به ما می‌آموزد که در جامعه، سرنوشت هر مسلمان با مسلمانان دیگر ارتباط دارد. به همین جهت مردم جامعه نباید در برابر زشتی‌ها و ستمگری‌ها بی اعتنا باشند زیرا یک خلاف اجتماعی که از کسی سر بزند، آثار سوء آن تنها به خود او محدود نمی‌شود بلکه همه جا را فرامی‌گیرد و همه غرق می‌شوند.<ref>ر.ک: نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت 374.</ref>
+
*'''جهاد با ظالم:''' یکی از راه‌های مبارزه با ظلم، قطع رابطه کردن افراد جامعه با حاکمان ظالم و زورگو است و نیز در هیچ کاری به آنان کمکی نرسانند.<ref>ر.ک: شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، تهران، مکتب الاسلامیة، ۱۳۹۷ هـ.ق، چ ۴، ج ۱۲، ص ۱۳۱.</ref>
 
 
'''جهاد با ظالم:'''
 
 
 
یکی از راه‌های مبارزه با ظلم، قطع رابطه کردن افراد جامعه با حاکمان ظالم و زورگو است و نیز در هیچ کاری به آنان کمکی نرسانند.<ref>ر.ک: الحر العاملی، محمد بن الحسن؛ وسایل الشیعه، تهران، مکتب الاسلامية، 1397 هـ.ق، چ ج 12، ص 131.</ref>
 
 
 
'''قيام:'''
 
 
 
از راههای مؤثر و مهم در مبارزه با ظالمین، قیام کردن است. همان گونه که [[پیامبران]] و امامان علیهم السلام نیز در طول زندگی خود، قیام هایی علیه ظالمین انجام داده‌اند که ذکر آنها در تواریخ آمده است. حضرت علی علیه السلام طی خطبه ای به قیام علیه ظالمین اشاره می‌کند.<ref>ر.ک: نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه 15.</ref>
 
  
 +
*'''قیام علیه ظلم:''' از راههای مؤثر و مهم در مبارزه با ظالمین، قیام کردن است. همان گونه که [[پیامبران]] و [[ائمه اطهار|امامان]] علیهم السلام نیز در طول زندگی خود، قیام هایی علیه ظالمین انجام داده‌اند که ذکر آنها در تواریخ آمده است. [[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] علیه السلام طی خطبه ای به قیام علیه ظالمین اشاره می‌کند.<ref>ر.ک: نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه ۱۵.</ref> همچنین نهضت [[امام حسین]] علیه السلام علیه حکومت ظالم و فاسد [[یزید]]، از مصادیق بارز قیام علیه ظلم است.
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references/>
+
<references />
  
 
==منابع==
 
==منابع==
  
زینب برجی نژاد، ظلم، [http://www.pajoohe.ir دانشنامه پژوهه]، تاریخ بازیابی: 24 آبان 1391.
+
* [http://www.pajoohe.ir "ظلم"، زینب برجی‌نژاد، دانشنامه پژوهه]، تاریخ بازیابی: ۲۴ آبان ۱۳۹۱.
 
+
[[رده:واژگان قرآنی]]
 
[[رده:صفات ناپسند]]
 
[[رده:صفات ناپسند]]
 
[[رده:اخلاق اجتماعی]]
 
[[رده:اخلاق اجتماعی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۴۲


این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


«ظُلم» در مقابل «عدل»، معمولا به معنای ستم کردن به دیگران است و منشأ آن خودخواهی و جاه‌طلبی می‌باشد. ظلم که از گناهان و رذایل اخلاقی بشمار می‌رود، دارای مصادیق متعددی است و در قرآن و احادیث مورد نکوهش قرار گرفته و موجب عذاب دنیوی و اخروی است.

مفهوم‌شناسی ظلم

«ظلم» (مصدر عربی) در لغت به معنای وضع شیء در غیر موضع خود، ستم، ستم کردن و بیداد آمده است.[۱] ابن فارس گفته است: ظا و لام و میم دارای دو معنی اصولی است: ۱. تاریکی و سیاهی ۲. چیزی را از روی ستم در غیر موضوع خود نهادن.[۲]

همان طور که شخص در تاریکى چیزی را نمی‌بیند، در حال ستم کردن هم -مثل این که در تاریکى فرو رفته- نمی‌تواند درک حقیقت کند و به طور کلی می‌توان گفت ظلم به معنای ستم و گذاشتن چیزی در غیر محل آن است.[۳] اما آنچه در اصطلاح و عرف مردم از ظلم ذکر می‌شود، بیشتر مصادیق آن می‌باشد که ظلم به معنای اخص است که به آن‌ها اشاره خواهد شد.

اما ظالمین، کسانی هستند که مردم را با انواع وسایل از راه خداوند باز می‌دارند و این کار از طریق القای شبهه و زمانی از طریق تهدید و گاهی تطمیع و مانند آن صورت می‌گیرد و هدف همه آنها یکی است؛ یعنی بازداشتن از راه خداوند متعال. در سخنان حضرت علی علیه السلام برای ستمگر سه نشانه و علامت بیان شده است:[۴] الف. نسبت به کسی که برتر از اوست نافرمانی می‌کند. ب. بر آن که فروتر از اوست به چیرگی ستم می‌کند، که این شیوه بسیاری از حاکمان ظالم است. ج. ستمگران را یاری و پشتیبانی می‌دهد.

ظلم در قرآن

قرآن کریم در حدود ۲۹۰ آیه در مورد پیکار با ظلم و ستمکاری و دفاع از مظلومان با صراحت قاطعانه بیان فرموده است، اما وجوهی را که قرآن در باب ظلم بیان کرده، می‌توان در چند وجه خلاصه کرد:[۵]

  • ظلم به معنای شرک: «الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ»؛ «(آری) آنها که ایمان آوردند و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست و آنها هدایت یافتگانند».[۶]
  • گناه و تعدی از حدود الهی: «وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ»؛ «هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده؛ ...».[۷]
  • کشتار به ناحق: «وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ۗ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا...»؛ «و کسی را که خداوند خونش را حرام شمرده، نکشید جز بحق. و آن کس که مظلوم کشته شده، برای ولیش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم...».[۸]
  • زیان زدن: «... وَمَا ظَلَمُونَا وَلَٰكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ»؛ «... و آنان [در تجاوز و طغیانشان وناسپاسی وکفرانشان] بر ما ستم نکردند، بلکه همواره بر خود ستم می ورزیدند».[۹]
  • بی­ انصافی: «وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَٰكِنْ كَانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ»؛ و ما بر آنان ستم نکردیم، ولی آنان خود ستمکار بودند».[۱۰]
  • انکار آیات قرآن: «وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَٰئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ»؛ «و کسانی که اعمال وزن شده آنان سبک و بی ارزش باشد، به سبب اینکه همواره به آیات ما ستم می ورزیدند، به خود زیان زده [و سرمایه وجودشان را تباه کرده]‌اند».[۱۱]
  • دزدیدن: «قَالُوا جَزَاؤُهُ مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ»؛ «گفتند: کسی که آبخوری در بار و بنه اش پیدا شود، کیفرش خود اوست [که به غلامی گرفته شود]. ما ستمکاران را [در کنعان] به همین صورت کیفر می دهیم».[۱۲]

ظلم در روایات

در اخبار متواتره که از ائمه معصومین علیهم السلام به ما رسیده است هر جا سخن از ظلم به میان آمده، نکوهش عظیم و تهدید بر آن وجود دارد؛ چرا که ظلم، مذمت و عقوبت را به همراه خود دارد.

  • پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «پست‌ترین و ذلیل‌ترین خلق در نزد خدا کسی است که امر مسلمانان در دست او باشد و میان ایشان به راستی رفتار نکند».[۱۳]
  • و نیز در حدیثی دیگر فرمودند: «هر کس از انتقام و مکافات بترسد، البته از ظلم و جور کردن باز می‌ایستد».[۱۴]
  • و در حدیثی امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‌فرماید: «به سبب ظلم، نعمت ها زایل می‌گردد و به نکبت مبدل می‌شود».[۱۵]
  • امام سجاد علیه السلام هنگام وفات به امام باقر علیه السلام فرمود که: «زنهار، ای فرزند! که ظلم کنی بر کسی که دادرسی به غیر از خدا نداشته باشد. زیرا که او کسی دیگر را ندارد و دو دست به درگاه مالک الملوک برمی‌دارد و منتقم حقیقی را بر سر انتقام می‌آورد».[۱۶]

اقسام ظلم

چنانکه گفته شد، از جمله معانی ظلم این است که چیزی در غیر محل و جایگاهش قرار گیرد و به همین جهت برای آن مصادیق فراوانی است. از جمله:

  • ظلم به خداوند: به راستی ظلمی بالاتر از این نمی‌شود که انسان، جماد بی ­ارزش و یا انسان ناتوانی را همتای وجود نامحدودی قرار دهد که بر سراسر جهان هستی حکومت می‌کند.
  • ظلم به نفس: این قسم از ظلم شامل ارتکاب گناهان می‌شود که البته ساده‌ترین و نزدیک‌ترین راه به مغفرت الهی همان توبه می‌باشد و خداوند هم در قرآن کریم وعده مغفرت بر ظلم به نفس را داده است.[۱۷]
  • ظلم به دیگران: این قسم نیز دارای مصادق فراوانی است. از جمله: ظلم مالی، که شامل پایمال کردن حق مالی یک انسان یا یک جامعه می‌باشد و یا ظلم جانی که این ­گونه تجاوز و ستمکاری از وارد کردن یک جراحت کوچک بر بدن تا کشتن یک یا چند انسان را شامل می‌شود و یا ظلم اعتباری که همان تجاوز به حقوق اعتباری انسانهاست و نیز مصادیق دیگر ظلم ها.

منشأ و عوامل ظلم

برای این رذیله اخلاقی، علت‌ها و عوامل زیادی ذکر شده است که ممکن است گاهی علت بیرونی و گاهی منشأ درونی داشته باشد، که به طور مختصر به برخی عوامل اشاره می‌شود:

  • خشونت و کینه توزی: گاهی انسان ستمکار چنان در خباثت و شقاوت غوطه‌ور است که گویی از تعدی و تجاوز به حقوق دیگران مخصوصاً به حقوق ضعفا و بینوایان لذت می‌برد.
  • خودکامگی و خودخواهی: گاهی منشأ ظلم و تعدی، سودجویی و خودخواهی و خودکامگی است، اگر چه وقاحت این نوع ظلم به شدت قسم اول نیست، ولی در عین حال با نظر به عظمت حقی که پایمال می‌گردد، یا بی ­یار و یاور بودن شخصی که مورد تعدی و ظلم قرار می‌گیرد، دارای درجات شدید و ضعیف می‌باشد. حضرت علی علیه السلام در یکی از خطبه‌هایشان، عوامل ظلم و ستم را به خود افراد نسبت می‌دهد و چنین می‌فرماید: «هیهات که با شما بتوانم تاریکی را از چهره عدالت بزدایم و کجی‌ها را که در حق راه یافته است، راست نمایم».[۱۸] حضرت علی علیه السلام در این سخنشان، علت ظلم را به خود افراد برمی‌گردانند، چرا که آنها بر روی عدل، ظلمت و تاریکی انداخته و مسیر حق را منحرف کرده‌اند.
  • جاه طلبی: بعضی از افراد به دنبال جایگاه و موقعیتی که پیدا می‌کنند و می‌خواهند به مقامی برسند، راه ستم را بیش می‌گیرند و از این راه سعی می‌کنند به موقعیتشان برسند.

آثار و پیامدهای ظلم

ظلم و ستم، همانند سایر صفات رذیله و ناپسند، آثار و پیامدهای منفی به همراه دارد که به طور مختصر در دو بخش بیان می‌شود:

آثار ظلم در حوزه فردی

که شامل ظلم فرد به خودش و ظلم فرد به دیگران می‌شود:

آثار دنیوی ظلم در حوزه فردی:

  • الف. عذاب وجدان: ظالم همیشه اعصاب خود را ناراحت کرده و وجدان او، ناخودآگاه آزارش می‌دهد، چرا که انسان فطرتاً خداجو است و به خداوند گرایش دارد و او را در همه جا می‌جوید، اما با ظلمی که مرتکب می‌شود پرده ­ای روی فطرت خویش می‌کشد و شیطان او را از معرفت خدا باز می‌دارد.[۱۹]
  • ب. قصاص در دنیا: ظالم علاوه بر عقوبات اخروی، به انتقام دنیایی هم مبتلا خواهد شد و همیشه منفور مردم و جامعه خواهد بود و مورد لعن مردم قرار می‌گیرد.[۲۰]

آثار اخروی ظلم در حوزه فردی:

  • الف. عقوبت و عذاب آخرت: از آنجا که ظلم جزو گناهان بزرگ محسوب می‌شود، لذا در آخرت عذاب‌های بسیار سخت و سنگینی برای فرد ظالم مهیا است. چنان که امام علی علیه السلام می‌فرماید: «روز انتقام گرفتن از ظالم سخت‌تر از روز ستمکاری او بر مظلوم است».[۲۱]
  • ب. لعن خداوند و محروم از بخشایش او: هر کسی ممکن است که نسبت به احوال خود، ظالم شود. خداوند در جاهای مختلفی، ظالمین را مورد لعن خود قرار داده است و در آیات گوناگون به جهت تنبیه ظالمان، عذاب هایی را یادآوری کرده است که شاید درس عبرتی برای آنان باشد.[۲۲]

آثار ظلم در اجتماع

آثار دنیوی ظلم در اجتماع:

  • الف. تنگدستی مردم و سلب آرامش از آنها: از جمله آثار و پیامدهای منفی که ظلم در عرصه اجتماع از خود بر جای می‌گذارد این است که عده‌ای که تحت ظلم واقع شده، در سختی زندگی می‌کنند و آسایش و آرامش آنها توسط اشخاص ظالم سلب می‌شود.[۲۳]
  • ب. ویرانی و زوال حکومت: سقوط تمدن و ویرانى یک اجتماع از زمانی آغاز می‌شود که بیماری ظلم، شروع به گستردن ریشه‌های خود در جامعه می‌نماید و خواسته‌های مردم مورد بی­ اعتنایی قرار می‌گیرد. همان طور که عدالت و رعیت پروری، باعث دوام و پایداری دولت و خلود سلطنت می‌گردد.[۲۴]
  • ج. ایجاد تفرقه: یکی دیگر از پیامدهای منفی ظلم، از بین رفتن روح وحدت کلمه میان افراد است. همان طور که حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «اگر زمامدار بر رعیت ستم کند وحدت کلمه از بین می‌رود و هنگامی که وحدت از بین برود، نیکان خوار می‌شوند».[۲۵]

آثار اخروی ظلم در اجتماع:

  • الف. لعن پروردگار: یکی از عذاب هایی که در جهان آخرت متوجه شخص ظالم می‌گردد، لعنت الهی بر این فرد است. در آیات قرآن نیز در جاهای مختلفی، ظالمین مورد لعن و نفرین قرار گرفته‌اند.[۲۶]
  • ب. عقوبت الهی: فرد ظالم در عالم آخرت دچار عقوبت خداوند قرار می‌گیرد و اسباب بدبختی او فراهم می‌شود و عذاب اخروی بسی سنگین­تر از عذاب دنیوی است.[۲۷]

مبارزه با ظلم و درمان آن

هر یک از صفات رذیله که انسان در صدد علاج آن برنیاید و پیروی از آن کند، رو به شدت می‌گذارد. اگر انسان نفس اماره را به حال خود واگذارد، به واسطه تمایل ذاتی آن به فساد، میل به فساد پیدا می‌کند. تا آن جا که رذیله‌ای که از آن پیروی می‌کرد، به عنوان صورت اصلی و ذاتی نفس آدمی، تجلی پیدا می­ کند.[۲۸]

درمان فردی

  • تهذیب نفس: از آنجا که معالجه امراض نفسانی، با معجونی مرکب از علم و عمل است، پس دفع صفت رذیله ظلم و کسب فضیلت عدالت هم علاج علمی و عملی دارد. علاج علمی آن است که در مفاسد دنیوی و اخروی ظلم و فواید عدل، تأمل شود و بداند که ظلم باعث تباهی است و نیز تنفر مردم از شخص ظالم را به یاد آورد. علاج عملی آن است که پیوسته اخبار و آثاری که در ذمّ ظلم و مفاسد آن و مدح عدل و فوائد آن رسیده را مطالعه کند و با اهل علم و فضل مجالست نماید و دادرسی فقرا و مظلومین کند تا لذت عدالت را بیابد.[۲۹]
  • توجه به معاد و عقوبات: محور اصلی در مبارزه با رذایل و خودخواهی که منشأ رذایل و مفاسد است، توجه به معاد و عذاب‌های اخروی است. روح تمام تعالیم آسمانی این است که انسان در همه حال به حضور پروردگار توجه داشته باشد و از یاد مرگ و آخرت غفلت نکند.

درمان اجتماعی

  • امر به معروف و نهی از منکر: یکی از جلوه‌های درخشنده معارف اجتماعی اسلام، دستور «امر به معروف و نهی از منکر» است. اسلام به ما می‌آموزد که در جامعه، سرنوشت هر مسلمان با مسلمانان دیگر ارتباط دارد. به همین جهت مردم جامعه نباید در برابر زشتی‌ها و ستمگری‌ها بی اعتنا باشند، زیرا یک خلاف اجتماعی که از کسی سر بزند، آثار سوء آن تنها به خود او محدود نمی‌شود بلکه همه جا را فرامی‌گیرد و همه غرق می‌شوند.[۳۰]
  • جهاد با ظالم: یکی از راه‌های مبارزه با ظلم، قطع رابطه کردن افراد جامعه با حاکمان ظالم و زورگو است و نیز در هیچ کاری به آنان کمکی نرسانند.[۳۱]
  • قیام علیه ظلم: از راههای مؤثر و مهم در مبارزه با ظالمین، قیام کردن است. همان گونه که پیامبران و امامان علیهم السلام نیز در طول زندگی خود، قیام هایی علیه ظالمین انجام داده‌اند که ذکر آنها در تواریخ آمده است. حضرت علی علیه السلام طی خطبه ای به قیام علیه ظالمین اشاره می‌کند.[۳۲] همچنین نهضت امام حسین علیه السلام علیه حکومت ظالم و فاسد یزید، از مصادیق بارز قیام علیه ظلم است.

پانویس

  1. سیاح، احمد؛ فرهنگ جامع، تهران، کتابفروشی اسلام، ۱۳۳۰ ه.ش، ج ۳ و ۴، ص ۵۵.
  2. قریب، محمد، فرهنگ لغات قرآن، تهران، انتشارات بنیاد، ۱۳۶۶، ج ۱، ص ۷۱۳.
  3. رامپوری، غیاث الدین محمد؛ غیاث اللغات، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۳، چ اول،‌ ص ۵۶۹.
  4. دشتی، محمد؛ ترجمه نهج البلاغه، قم، امیرامومنین، ۱۳۷۸، حکمت ۳۵۰.
  5. دامغانی، حسین بن محمد، قاموس قرآن، تهران، بنیاد علوم اسلامی، ۱۳۶۱، چ اول، ج ۲، ص ۷۸.
  6. سوره انعام، ۸۲، ترجمه مکارم شیرازی.
  7. سوره طلاق، ۱.
  8. سوره اسراء،‌ ۳۳.
  9. سوره بقره، ۵۷.
  10. سوره زخرف، ۷۶.
  11. سوره اعراف، ۹.
  12. سوره یوسف، ۷۵.
  13. مجلسی،‌ محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت – لبنان، مؤسسه العرفاء، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج ۷۵، ص ۳۵۲.
  14. کلینی، محمد بن یعقوب؛ اصول کافی، ترجمه: محمدباقر کمره‌ای، قم، اسوه، ۱۳۷۲، ج۲، ص ۳۳۱.
  15. عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، قم، دارالکتاب، بی­تا، ج ۱، ص ۳۳۱.
  16. بحارالانوار، همان، ج ۷۵، ص ۳۰۸.
  17. ر.ک: سوره زمر، ۵۳.
  18. نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱.
  19. ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ۱.
  20. ر.ک: جعفری، علامه محمدتقی؛ شرح نهج البلاغه، تهران، ۱۳۵۸، چ اول، ج ۱۰، خطبة ۴۷، ص ۵۱.
  21. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت،‌ ۲۴۱.
  22. ر.ک: سوره نساء/ ۱۰؛ سوره شعراء/ ۲۲۷؛ سوره نساء/ ۱۶۸؛ سوره زخرف/ ۶۵.
  23. خوئی، سید حبیب الله؛ منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه، بنیاد فرهنگی امام مهدی، ۱۴۰۶ ه.ق، ج ۳، خطبة ۱۵، ص ۲۱۴.
  24. ر.ک: سوره نمل/۵۲؛ سوره یونس/۱۳؛ سوره کهف/۵۹.
  25. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه ۲۱۶.
  26. ر.ک: سوره هود/۱۸.
  27. ر.ک: سوره ابراهیم/۴۲؛ سوره مطففین/۱.
  28. امام خمینی، سید روح الله، چهل حدیث، قم مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۶، چ ۱۴، ح ۹، ص ۱۵۶.
  29. نراقی، ملا احمد، معراج السعادة، تهران، مؤسسه هجرت، ۱۳۷۴، چ ۲، ص ۵۰۱.
  30. ر.ک: نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت ۳۷۴.
  31. ر.ک: شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، تهران، مکتب الاسلامیة، ۱۳۹۷ هـ.ق، چ ۴، ج ۱۲، ص ۱۳۱.
  32. ر.ک: نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه ۱۵.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه