آیه 43 سوره کهف: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(تفسیر آیه)
(معانی کلمات آیه)
 
(۳ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۴۱: سطر ۴۱:
 
</tabber>
 
</tabber>
 
==معانی کلمات آیه==
 
==معانی کلمات آیه==
«مِن دُونِ اللهِ»: بجز خدا. در مقابل خدا. «مُنتَصِراً»: دفع کننده و بازدارنده. انتقام گیرنده. غالب و چیره. یادآوری: معنی آیه می‌تواند چنین هم باشد: صاحب باغ کسانی را نداشت که در برابر خشم خدا او را کمک کنند، و وی هم قادر به دفع بلا نبود.
+
منتصرا: نصر: يارى كردن «منتصر»: انتقام گيرنده، گويند: «انتصر منه: انتقم».<ref>تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی</ref>
  
 
== تفسیر آیه ==
 
== تفسیر آیه ==
سطر ۸۶: سطر ۸۶:
 
7- ملاك ارزشها، عاقبت و پاداش خوب است. «خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً»
 
7- ملاك ارزشها، عاقبت و پاداش خوب است. «خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً»
 
}}
 
}}
 +
 +
  
 
|-|
 
|-|
سطر ۹۴: سطر ۹۶:
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
  
هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً (44)
 
 
هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِ‌: به وقت زوال آن نعمت نصرت دادن و يارى كردن خاصه خداى حق است كه راستگو و درست كردار مى‌باشد، يعنى در آن وقت هيچكس به نصرت قادر نبود مگر ذات سبحانى فقط. اين تقرير فرمايش پيش است. يا ولايت روز قيامت خاصه خدا باشد و يارى فرمايد دوستان خود را بر كفّار، چنانچه يارى فرمود يهودا برادر مؤمن را بر برادر كافرش. و مؤيد اين معنى است فرمايش: هُوَ خَيْرٌ ثَواباً: ذات احديت بهتر است از جهت پاداش دادن مر دوستان خود را از هر كه اميد ثواب از او توان داشتن، اگر به حسب فرض، غيرى بتواند ثواب دهد. وَ خَيْرٌ عُقْباً: و بهتر است از جهت عاقبت طاعت مر بندگان ترس كار را، يعنى حق سبحانه بهترين همه است در عقب طاعت بنده كه جزاى آن را كاملا بدو رساند.
 
 
تبصره: گزارشات اين دو برادر مؤمن و كافر، محقّق و مسلّم گرداند به آنكه سرمايه نجات و رستگارى و رسيدن به ثواب و نعيم ابدى، منوط است به دوستى خدا، و دوستى دوستان خدا، دوستى خدا باشد. چنانچه در تفسير برهان ابو حمزه ثمالى گويد: خدمت حضرت باقر عليه السلام عرض كردم: فرمايش خداى‌
 
  
جلد 8 - صفحه 61
+
وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِراً (43)
  
تعالى را «هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً» فرمود: آن ولايت على عليه السلام است از جهت ثواب، و بهتر است از جهت عاقبت‌ «1».
+
وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ‌: و نبودند مر او را گروهى كه يارى دهند او را در دفع عذاب از باغ او. مِنْ دُونِ اللَّهِ‌: از غير خداى تعالى، يعنى بجز حق تعالى كه بر آن قادر بود و بس. وَ ما كانَ مُنْتَصِراً: و نبود فطرس يارى كننده مر خود را و انتقام كشنده از خدا.
  
  
سطر ۱۴۸: سطر ۱۴۵:
 
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
 
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
هُنالِك‌َ الوَلايَةُ لِلّه‌ِ الحَق‌ِّ هُوَ خَيرٌ ثَواباً وَ خَيرٌ عُقباً (44)
+
وَ لَم‌ تَكُن‌ لَه‌ُ فِئَةٌ يَنصُرُونَه‌ُ مِن‌ دُون‌ِ اللّه‌ِ وَ ما كان‌َ مُنتَصِراً (43)
 +
 
 +
‌پس‌ ‌از‌ زوال‌ اموالش‌ و خرابي‌ بستانش‌ ‌آن‌ عدّه‌ و عدّة ‌که‌ اطرافش‌ بودند
 +
 
 +
جلد 12 - صفحه 359
  
‌در‌ ‌اينکه‌ موقع‌ ولاية مختص‌ بخداوند متعال‌ ‌است‌ ولاية حقّه‌ حقيقيّة مختص‌ بذات‌ اقدس‌ حق‌ تبارك‌ و ‌تعالي‌ ‌است‌ و ‌او‌ بهتر ثواب‌ و اجر عنايت‌ مي‌كند و بهترين‌ عاقبت‌ ‌است‌.
+
رفتند و نيست‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌او‌ فئه‌ و كساني‌ ‌که‌ ياري‌ كنند ‌او‌ ‌را‌ ‌غير‌ خداوند متعال‌ و نيست‌ ‌او‌ ياري‌ ‌شده‌ بقول‌ عوام‌ (‌تا‌ پول‌ داري‌ رفيقتم‌) اهل‌ دنيا البته‌ توجه‌ ‌آنها‌ بجائيست‌ ‌که‌ محبوب‌ ‌آنها‌ آنجا ‌است‌ ‌هر‌ جا ‌که‌ مال‌ و منال‌ ‌باشد‌ رو باو ميروند چنانچه‌ اهل‌ آخرت‌ و ايمان‌ و دين‌ ‌هم‌ توجه‌ ‌آنها‌ بخداوند متعال‌ ‌است‌ زيرا جميع‌ خيرات‌ دنيوي‌ و اخروي‌ آنجا ‌است‌ و بدست‌ قدرت‌ ‌او‌ ‌است‌ و كساني‌ ‌که‌ محبوب‌ ‌آنها‌ ذات‌ مقدّس‌ اوست‌ تمام‌ توجّه‌ ‌آنها‌ باوست‌ چنانچه‌ ‌در‌ حديث‌ ‌است‌
  
هنالك‌ اشاره‌ باين‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌هر‌ حالي‌ چه‌ ‌در‌ نعمت‌ باشي‌ و چه‌ ‌در‌ بلا ‌در‌ تحت‌ قدرت‌ ‌او‌ هستي‌ الولاية ولي‌ّ اطلاقاتي‌ دارد ‌بر‌ دوست‌ ‌بر‌ ناصر ‌بر‌ صاحب‌ اختيار و ‌غير‌ اينها اطلاق‌ مي‌شود و ولاية كلّيه ذاتيّه‌ مختص‌ ‌است‌ (للّه‌) و ساير ولايات‌ مثل‌
+
اذا اشتغل‌ اهل‌ الجنة بالجنة اشتغل‌ اهل‌ اللّه‌ باللّه‌.
  
جلد 12 - صفحه 360
+
(گر بشكافند سر و پاي‌ ‌من‌ ||  جز تو نجويند ‌در‌ اعضاي‌ ‌من‌)
  
ولاية نبي‌ و امام‌ و اب‌ و جدّ و حاكم‌ شرع‌ و قيّم‌ جعليست‌ بجعل‌ الهي‌ (الحق‌) ممكن‌ ‌است‌ حق‌ صفت‌ للّه‌ ‌باشد‌ ‌که‌ يكي‌ ‌از‌ اسامي‌ الهيه‌ حق‌ ‌است‌ بمعني‌ ثبات‌ و بقاء و اشاره‌ بمقام‌ واجب‌ الوجوديست‌ و ممكن‌ ‌است‌ صفة ولايت‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ولاية حقّه‌ حقيقيّة مختص‌ باو ‌است‌ ‌در‌ مقابل‌ ولايات‌ باطله‌ ظالمانه‌ ‌که‌ سلاطين‌ و جبابره‌ و متكبران‌ ‌بر‌ زير دستان‌ ‌خود‌ دارند هُوَ خَيرٌ ثَواباً.
+
وَ لَم‌ تَكُن‌ لَه‌ُ فِئَةٌ فئة جمعي‌ ‌از‌ اشخاصي‌ ‌که‌ جند و بسته‌ باو هستند ديگر حتّي‌ برادر و اولاد ‌از‌ ‌او‌ دوري‌ مي‌كنند و ‌در‌ هيچ‌ امري‌ ‌او‌ ‌را‌ ياري‌ نمي‌كنند يَنصُرُونَه‌ُ ‌حتي‌ نزد زن‌ ‌خود‌ ‌هم‌ مهجور مي‌شود وَ ما كان‌َ مُنتَصِراً كيست‌ بتواند ‌از‌ بليّات‌ دنيوي‌ و عقوبات‌ اخروي‌ ‌او‌ ‌را‌ نجات‌ دهد چنانچه‌ تمام‌ كفار و مشركين‌ و ضالّين‌ چنين‌ هستند نه‌ مشمول‌ شفاعت‌ هستند و نه‌ قابليت‌ رحمت‌ دارند صريحا ميفرمايد:
  
مثوبات‌ الهي‌ بهتر ‌است‌ ‌از‌ زخارف‌ دنيوي‌ و مشتهيات‌ نفساني‌ چه‌ ‌در‌ دنيا ‌هر‌ نعمتي‌ افاضه‌ فرمايد ‌از‌ روي‌ حكمت‌ و مصلحت‌ و بجا و بموقع‌ ‌است‌ و چه‌ ‌در‌ آخرت‌ ‌آن‌ تفضلات‌ و عنايات‌ و مثوباتي‌ ‌که‌ باهل‌ ايمان‌ افاضه‌ ميشود وَ خَيرٌ عُقباً ‌آن‌ بهتر ‌است‌ چون‌ دوام‌ و ثبات‌ دارد بخلاف‌ ‌اينکه‌ زخارف‌ و مشتهيات‌ نفساني‌ ‌که‌ فنا و زوال‌ مقرون‌ باو ‌است‌ ‌ يا ‌ ‌از‌ دست‌ مي‌رود ‌ يا ‌ انسان‌ ميگذارد و ميرود.
+
فَسَأَكتُبُها لِلَّذِين‌َ يَتَّقُون‌َ وَ يُؤتُون‌َ الزَّكاةَ وَ الَّذِين‌َ هُم‌ بِآياتِنا يُؤمِنُون‌َ اعراف‌ ‌آيه‌ 156.
 
}}
 
}}
 
|-|
 
|-|
سطر ۱۶۵: سطر ۱۶۶:
 
===برگزیده تفسیر نمونه===
 
===برگزیده تفسیر نمونه===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
(آیه 44)- «و در این هنگام (بود که این حقیقت بار دیگر به ثبوت پیوست که) ولایت و سر پرستی و قدرت از آن خداست خداوندی که عین حق است» (هُنالِکَ الْوَلایَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ).
+
(آیه 43)- اسف‌انگیزتر این که او در برابر این همه مصیبت و بلا، تنهای تنها بود «کسانی را جز خدا نداشت که او را (در برابر این بلای عظیم و خسارت بزرگ) یاری دهند» (وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ فِئَةٌ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ) و دوستانی که به عشق بهره گیری مادی دور او جمع شده بودند همگی او را رها کردند.
  
آری! در اینجا کاملا روشن گشت که همه نعمتها از اوست و هر چه اراده او باشد همان می‌شود، و جز به اتکاء لطف او کاری ساخته نیست.
+
و از آنجا که تمام سرمایه او همین بود چیز دیگری نداشت که به جای آن بنشاند، «و نمی‌توانست از خویشتن یاری گیرد» (وَ ما کانَ مُنْتَصِراً).  
  
آری! «اوست که برترین ثواب و بهترین عاقبت را (برای مطیعان) دارد» (هُوَ خَیْرٌ ثَواباً وَ خَیْرٌ عُقْباً).
+
ج3، ص45
  
پس اگر انسان می‌خواهد به کسی دل ببندد و بر چیزی تکیه کند و امید به پاداش کسی داشته باشد چه بهتر که تکیه‌گاهش خدا و دلبستگی، و امیدش به لطف و احسان پروردگار باشد.
+
ولی هر چه بود دیر شده بود، و این گونه بیداری اضطراری که به هنگام نزول بلاهای سنگین، حتی برای فرعونها و نمرودها پیدا می‌شود، بی‌ارزش است، و به همین دلیل نتیجه‌ای به حال او نداشت.
 
}}
 
}}
 
|-|
 
|-|
سطر ۱۷۹: سطر ۱۸۰:
  
 
==تفسیر های فارسی==
 
==تفسیر های فارسی==
==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=18 |آیه=44}}===
+
==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=18 |آیه=43}}===
==={{تفسیر خسروی|سوره=18 |آیه=44}}===
+
==={{تفسیر خسروی|سوره=18 |آیه=43}}===
==={{تفسیر عاملی|سوره=18 |آیه=44}}===
+
==={{تفسیر عاملی|سوره=18 |آیه=43}}===
==={{تفسیر جامع|سوره=18 |آیه=44}}===
+
==={{تفسیر جامع|سوره=18 |آیه=43}}===
  
 
==تفسیر های عربی==
 
==تفسیر های عربی==
==={{تفسیر المیزان|سوره=18 |آیه=44}}===
+
==={{تفسیر المیزان|سوره=18 |آیه=43}}===
==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=18 |آیه=44}}===
+
==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=18 |آیه=43}}===
==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=18 |آیه=44}}===
+
==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=18 |آیه=43}}===
==={{تفسیر الصافی|سوره=18 |آیه=44}}===
+
==={{تفسیر الصافی|سوره=18 |آیه=43}}===
==={{تفسیر الکاشف|سوره=18 |آیه=44}}===
+
==={{تفسیر الکاشف|سوره=18 |آیه=43}}===
 
</tabber>
 
</tabber>
  

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۴:۱۱

مشاهده آیه در سوره

وَلَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مُنْتَصِرًا

مشاهده آیه در سوره


<<42 آیه 43 سوره کهف 44>>
سوره : سوره کهف (18)
جزء : 15
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و ابدا جز خدا هیچ گروهی نبود که آن گنهکار کافر را از قهر و خشم خدا یاری و حمایت کند و نه خود مدافع خویش بود.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

He had no party to help him, besides Allah, nor could he help himself.

معانی کلمات آیه

منتصرا: نصر: يارى كردن «منتصر»: انتقام گيرنده، گويند: «انتصر منه: انتقم».[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِراً «43»

و هيچ گروهى نداشت كه او را در برابر (قهر) خدا يارى كنند و نمى‌توانست خودش را يارى كند.

هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً «44»

آنجا (ثابت شد كه) ولايت و قدرت تنها از آنِ خداى حقّ است و (نزد) اوست بهترين پاداش و نيكوترين فرجام.

نکته ها

قرآن بارها تأكيد كرده كه انسان، هنگام مواجهه با خطر و گسستن وسايل مادّى، رو به خدا مى‌آورد و او را از عمق جان صدا مى‌زند، در دريا وقتى گرفتار امواج مى‌شود يا وقتى عذاب مى‌آيد، اظهار ايمان مى‌كند.

اينجا نيز وقتى آن شخص با باغ سوخته‌اش روبرو شد و فريادرسى نداشت، فهميد كه ولايت حقّ، مخصوص خداى يكتاست. «هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ»

كلمه‌ى «ولايت» در اين آيه، به معناى قدرت و نصرت مى‌باشد.

پیام ها

1- عاقبتِ اعتماد به غير خدا، ناكامى است. «لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ»

2- هنگام فرارسيدن قهر خدا، مال و فرزند هر چند بسيار باشد به كار نمى‌آيد.

«وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ» (از ياران دوران رفاه به هنگام خطر خبرى نيست.)

3- قطعنامه‌ى همه‌ى حوادث تلخ، تنها يك جمله است و آن اينكه قدرت تنها از آنِ خداست. «هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ»

4- ولايت‌هاى غير الهى ناپايدار و باطل است، وتنها ولايت خدا ثابت و حقّ‌ است. «الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ»

جلد 5 - صفحه 177

5- چه محاسبه‌گر باشيم، چه دورانديش، بايد به سراغ خدا برويم. «هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً»

6- نصرت الهى و حقانيّت خداوند، ضامن پرداخت بهترين پاداش و فرجام است. «هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً»

7- ملاك ارزشها، عاقبت و پاداش خوب است. «خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً»

پانویس

  1. پرش به بالا تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع