آیه 43 سوره کهف: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) (←تفسیر آیه) |
(←معانی کلمات آیه) |
||
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده) | |||
سطر ۴۱: | سطر ۴۱: | ||
</tabber> | </tabber> | ||
==معانی کلمات آیه== | ==معانی کلمات آیه== | ||
− | + | منتصرا: نصر: يارى كردن «منتصر»: انتقام گيرنده، گويند: «انتصر منه: انتقم».<ref>تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی</ref> | |
== تفسیر آیه == | == تفسیر آیه == | ||
سطر ۸۶: | سطر ۸۶: | ||
7- ملاك ارزشها، عاقبت و پاداش خوب است. «خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً» | 7- ملاك ارزشها، عاقبت و پاداش خوب است. «خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً» | ||
}} | }} | ||
+ | |||
+ | |||
|-| | |-| | ||
سطر ۹۴: | سطر ۹۶: | ||
{{نمایش فشرده تفسیر| | {{نمایش فشرده تفسیر| | ||
− | |||
− | |||
− | |||
− | |||
− | |||
− | + | وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِراً (43) | |
− | تعالى | + | وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ: و نبودند مر او را گروهى كه يارى دهند او را در دفع عذاب از باغ او. مِنْ دُونِ اللَّهِ: از غير خداى تعالى، يعنى بجز حق تعالى كه بر آن قادر بود و بس. وَ ما كانَ مُنْتَصِراً: و نبود فطرس يارى كننده مر خود را و انتقام كشنده از خدا. |
سطر ۱۴۸: | سطر ۱۴۵: | ||
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)=== | ===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)=== | ||
{{نمایش فشرده تفسیر| | {{نمایش فشرده تفسیر| | ||
− | + | وَ لَم تَكُن لَهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللّهِ وَ ما كانَ مُنتَصِراً (43) | |
+ | |||
+ | پس از زوال اموالش و خرابي بستانش آن عدّه و عدّة که اطرافش بودند | ||
+ | |||
+ | جلد 12 - صفحه 359 | ||
− | + | رفتند و نيست از براي او فئه و كساني که ياري كنند او را غير خداوند متعال و نيست او ياري شده بقول عوام (تا پول داري رفيقتم) اهل دنيا البته توجه آنها بجائيست که محبوب آنها آنجا است هر جا که مال و منال باشد رو باو ميروند چنانچه اهل آخرت و ايمان و دين هم توجه آنها بخداوند متعال است زيرا جميع خيرات دنيوي و اخروي آنجا است و بدست قدرت او است و كساني که محبوب آنها ذات مقدّس اوست تمام توجّه آنها باوست چنانچه در حديث است | |
− | + | اذا اشتغل اهل الجنة بالجنة اشتغل اهل اللّه باللّه. | |
− | + | (گر بشكافند سر و پاي من || جز تو نجويند در اعضاي من) | |
− | + | وَ لَم تَكُن لَهُ فِئَةٌ فئة جمعي از اشخاصي که جند و بسته باو هستند ديگر حتّي برادر و اولاد از او دوري ميكنند و در هيچ امري او را ياري نميكنند يَنصُرُونَهُ حتي نزد زن خود هم مهجور ميشود وَ ما كانَ مُنتَصِراً كيست بتواند از بليّات دنيوي و عقوبات اخروي او را نجات دهد چنانچه تمام كفار و مشركين و ضالّين چنين هستند نه مشمول شفاعت هستند و نه قابليت رحمت دارند صريحا ميفرمايد: | |
− | + | فَسَأَكتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِينَ هُم بِآياتِنا يُؤمِنُونَ اعراف آيه 156. | |
}} | }} | ||
|-| | |-| | ||
سطر ۱۶۵: | سطر ۱۶۶: | ||
===برگزیده تفسیر نمونه=== | ===برگزیده تفسیر نمونه=== | ||
{{نمایش فشرده تفسیر| | {{نمایش فشرده تفسیر| | ||
− | (آیه | + | (آیه 43)- اسفانگیزتر این که او در برابر این همه مصیبت و بلا، تنهای تنها بود «کسانی را جز خدا نداشت که او را (در برابر این بلای عظیم و خسارت بزرگ) یاری دهند» (وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ فِئَةٌ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ) و دوستانی که به عشق بهره گیری مادی دور او جمع شده بودند همگی او را رها کردند. |
− | + | و از آنجا که تمام سرمایه او همین بود چیز دیگری نداشت که به جای آن بنشاند، «و نمیتوانست از خویشتن یاری گیرد» (وَ ما کانَ مُنْتَصِراً). | |
− | + | ج3، ص45 | |
− | + | ولی هر چه بود دیر شده بود، و این گونه بیداری اضطراری که به هنگام نزول بلاهای سنگین، حتی برای فرعونها و نمرودها پیدا میشود، بیارزش است، و به همین دلیل نتیجهای به حال او نداشت. | |
}} | }} | ||
|-| | |-| | ||
سطر ۱۷۹: | سطر ۱۸۰: | ||
==تفسیر های فارسی== | ==تفسیر های فارسی== | ||
− | ==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=18 |آیه= | + | ==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=18 |آیه=43}}=== |
− | ==={{تفسیر خسروی|سوره=18 |آیه= | + | ==={{تفسیر خسروی|سوره=18 |آیه=43}}=== |
− | ==={{تفسیر عاملی|سوره=18 |آیه= | + | ==={{تفسیر عاملی|سوره=18 |آیه=43}}=== |
− | ==={{تفسیر جامع|سوره=18 |آیه= | + | ==={{تفسیر جامع|سوره=18 |آیه=43}}=== |
==تفسیر های عربی== | ==تفسیر های عربی== | ||
− | ==={{تفسیر المیزان|سوره=18 |آیه= | + | ==={{تفسیر المیزان|سوره=18 |آیه=43}}=== |
− | ==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=18 |آیه= | + | ==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=18 |آیه=43}}=== |
− | ==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=18 |آیه= | + | ==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=18 |آیه=43}}=== |
− | ==={{تفسیر الصافی|سوره=18 |آیه= | + | ==={{تفسیر الصافی|سوره=18 |آیه=43}}=== |
− | ==={{تفسیر الکاشف|سوره=18 |آیه= | + | ==={{تفسیر الکاشف|سوره=18 |آیه=43}}=== |
</tabber> | </tabber> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۳ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۴:۱۱
<<42 | آیه 43 سوره کهف | 44>> | |||||||||||||
|
محتویات
ترجمه های فارسی
و ابدا جز خدا هیچ گروهی نبود که آن گنهکار کافر را از قهر و خشم خدا یاری و حمایت کند و نه خود مدافع خویش بود.
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
منتصرا: نصر: يارى كردن «منتصر»: انتقام گيرنده، گويند: «انتصر منه: انتقم».[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِراً «43»
و هيچ گروهى نداشت كه او را در برابر (قهر) خدا يارى كنند و نمىتوانست خودش را يارى كند.
هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً «44»
آنجا (ثابت شد كه) ولايت و قدرت تنها از آنِ خداى حقّ است و (نزد) اوست بهترين پاداش و نيكوترين فرجام.
نکته ها
قرآن بارها تأكيد كرده كه انسان، هنگام مواجهه با خطر و گسستن وسايل مادّى، رو به خدا مىآورد و او را از عمق جان صدا مىزند، در دريا وقتى گرفتار امواج مىشود يا وقتى عذاب مىآيد، اظهار ايمان مىكند.
اينجا نيز وقتى آن شخص با باغ سوختهاش روبرو شد و فريادرسى نداشت، فهميد كه ولايت حقّ، مخصوص خداى يكتاست. «هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ»
كلمهى «ولايت» در اين آيه، به معناى قدرت و نصرت مىباشد.
پیام ها
1- عاقبتِ اعتماد به غير خدا، ناكامى است. «لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ»
2- هنگام فرارسيدن قهر خدا، مال و فرزند هر چند بسيار باشد به كار نمىآيد.
«وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ» (از ياران دوران رفاه به هنگام خطر خبرى نيست.)
3- قطعنامهى همهى حوادث تلخ، تنها يك جمله است و آن اينكه قدرت تنها از آنِ خداست. «هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ»
4- ولايتهاى غير الهى ناپايدار و باطل است، وتنها ولايت خدا ثابت و حقّ است. «الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ»
جلد 5 - صفحه 177
5- چه محاسبهگر باشيم، چه دورانديش، بايد به سراغ خدا برويم. «هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً»
6- نصرت الهى و حقانيّت خداوند، ضامن پرداخت بهترين پاداش و فرجام است. «هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً»
7- ملاك ارزشها، عاقبت و پاداش خوب است. «خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً»
پانویس
- پرش به بالا ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم