|
|
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده) |
| سطر ۴۱: |
سطر ۴۱: |
| | </tabber> | | </tabber> |
| | ==معانی کلمات آیه== | | ==معانی کلمات آیه== |
| − | «حَتّی»: حرف ابتدائیّه بوده و کلام بعد از آن غایت و هدف است. «فُتِحَتْ»: گشوده میشوند. مراد از میان رفتن سدّ سر راه ایشان، یا گشایش ابواب فتنه و فساد توسّط آنان است. «یَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ»: (نگا: کهف / ). «هُمْ»: مراد قبائل بیبند و بار یأجوج و ماجوج است. یا این که ضمیر (هُمْ) به مردم برمیگردد و معنی چنین میشود که: از نشانههای فرا رسیدن قیامت یکی شکسته شدن سدّ ذوالقرنین و طغیان یأجوج و مأجوج است، و دوم روان شدن مردمان از فراز و بلندیهای زمین به سوی محشر است (نگا: تفسیر المراغی). «حَدَبٍ»: زمین بلند و مرتفع. «یَنسِلُونَ»: شتاب میگیرند. تند رهسپار میشوند.
| + | يأجوج: يأجوج و مأجوج نام اقوامى است كه شايد در مغولستان فعلى چنين زندگى مى كرده اند. اين دو نام دو بار در [[قرآن|قرآن مجيد]] آمده است: [[سوره انبیاء|انبياء]]/ 96، [[سوره كهف|كهف]]/ 94. |
| | | | |
| − | == تفسیر آیه ==
| + | حدب: تپه و محل مرتفع . در صحاح گويد: «الحدب: ما ارتفع من الارض». |
| − | <tabber>
| |
| − | تفسیر نور=
| |
| | | | |
| − | ===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
| + | ينسلون: نسل در اصل به معنى انفصال از شىء است، فرزندان آدمى را نسل گويند كه از وى انفصال يافته اند. |
| | + | ايضا به معنى به سرعت رفتن آيد: «نسل الماشى فى مشيه: السرع». ينسلون در آيه «به سرعت پائين آمدن» است.<ref>تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی</ref> |
| | | | |
| − | {{ نمایش فشرده تفسیر|
| + | == تفسیر آیه == |
| − | حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ «96»
| + | <tafsir sura="21" ayeh="96" /> |
| − | | |
| − | تا آن زمان كه (راه بر) يأجوج ومأجوج گشوده شود وآنان از هر بلندى بتازند و به سرعت عبور كنند.
| |
| − | | |
| − | ===نکته ها===
| |
| − | | |
| − | در اينكه مراد از عدم بازگشت كفّار چيست، از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمودهاند: براى افرادى كه (به قهر الهى) در دنيا هلاك شدهاند، ديگر رجعت دنيوى ممكن نيست، ولى براى كفّارى كه هلاك نشدهاند (و به مرگ طبيعى از دنيا رفتهاند) اين رجعت به دنيا امكان پذير است. «1» بنابراين، منظور عدم بازگشت به دنياست و بديهى است كه در آخرت، همه باز خواهند گشت.
| |
| − | | |
| − | چنانكه در آيات 93 تا 98 سوره كهف گذشت، يأجوج و مأجوج اقوامى بودند كه با حملات خود به مناطق همجوار، موجب فساد در زمين و خرابى و نابودى مىشدند، تا آنكه به دستِ ذوالقرنين سدّى ساخته شد و راه نفوذ آنان به ديگر مناطق بسته شد.
| |
| − | | |
| − | ولى يكى از نشانههاى قيامت و پايان عمر زمين، خراب شدن اين سدّ و هجوم مجدّد اين اقوام است. چنانكه در آنجا فرمود: «فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ» «2» و در اينجا در آيه بعد مىفرمايد: «وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ».
| |
| − | | |
| − | به هر حال اين آيات، نوعى پيشگويى در مورد يورش تجاوزكاران و سرازير شدن آنان به همهى مناطق زمين است.
| |
| − | | |
| − | «1». تفسير اطيبالبيان و قمى، ج 1، ص 24.
| |
| − | | |
| − | «2». كهف، 98.
| |
| − | | |
| − | جلد 5 - صفحه 495
| |
| − | | |
| − | ===پیام ها===
| |
| − | | |
| − | 1- رجعت و آرزوى بازگشت اقوام هلاك شده تنها در زمان ظهور يأجوج و مأجوج محقّق خواهد شد. لا يَرْجِعُونَ حَتَّى ...
| |
| − | | |
| − | 2- دنيا، جولانگاه طغيانگران خواهد شد. «حَتَّى إِذا فُتِحَتْ»
| |
| − | | |
| − | 3- در آيندهى تاريخ نيز مفسدان تاخت و تاز خواهند كرد. «مِنْ كُلِّ حَدَبٍ»
| |
| − | }}
| |
| − | | |
| − | |-|
| |
| − | اثنی عشری=
| |
| − | | |
| − | ===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
| |
| − | | |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | | |
| − | | |
| − | حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ (96)
| |
| − | | |
| − | حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ: هلاك شدگان ممتنع است كه بازگردند تا وقتى كه گشاده شود سد يأجوج و مأجوج، يعنى آن سد را بگشايند و بيرون آيند. وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ: و ايشان از هر بلندى و پستى مىشتابند و مىدوند. مراد آنكه در تمام زمين متفرق شوند و هيچ مكانى نباشد مگر آنكه در آنجا روند.
| |
| − | | |
| − | «1» از جمله به كتب زير مراجعه شود:
| |
| − | | |
| − | 1) اثبات رجعت- مرحوم آية اللّه سيد ابو الحسن رفيعى قزوينى.
| |
| − | | |
| − | 2) الايقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة- شيخ حرّ عاملى.
| |
| − | | |
| − | 3) الشيعة و الرجعة- مرحوم آية اللّه شيخ محمدرضا طبسى نجفى.
| |
| − | | |
| − | 4) بحار الانوار، ج 53- علامه مجلسى.
| |
| − | | |
| − | 5) العبقرى الحسان، ج 2- مرحوم آية اللّه شيخ على اكبر نهاوندى.
| |
| − | | |
| − | 6) بيان الفرقان، ج 5- مرحوم شيخ مجتبى قزوينى.
| |
| − | | |
| − | 7) تحفة الشيعة- مرحوم سيد حسن عرب باغى.
| |
| − | | |
| − | جلد 8 - صفحه 443
| |
| − | | |
| − | على ابن ابراهيم از ابى بصير در ذيل خبر ذى القرنين: وقتى پيش از قيامت شود در آخر الزمان، منهدم شود آن سد و بيرون آيند يأجوج و مأجوج به دنيا و مىخورند مردمان را «1».
| |
| − | | |
| − | مفسرين از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله روايت نمودهاند كه: آنها سه طايفهاند: صنفى قامت هر يك مانند درختهاى بلند، و صنفى طول و عرضشان مساوى است، و اين دو صنفند كه هيچ كوهى در مقابل ايشان نمىايستد. و صنف ديگر يك گوش خود را فرش و ديگرى را لحاف مىنمايند و نمىگذرند بر هيچ درنده و جانورى مگر آنكه آن را مىخورند. و هر كه از آنها مىميرد، مىخورند. مقدمه آنها در شام، و ساقه آنها در خراسان خواهد بود.
| |
| − | | |
| − | نزد بعضى ضمير «هم» راجع به جميع مردمان است، يعنى همه آدميان از قبرها بيرون آمده مىشتابند تا به حسابگاه خود و كريمه «فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ» «2» مؤيد اينست و قرائت «حدث» به ثاى مثلثه به معنى «قبر» نيز شاهد اين است.
| |
| − | | |
| − | | |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | روان جاوید=
| |
| − | ===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)=== | |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | وَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا وَ جَعَلْناها وَ ابْنَها آيَةً لِلْعالَمِينَ (91) إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ (92) وَ تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنا راجِعُونَ (93) فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ وَ إِنَّا لَهُ كاتِبُونَ (94) وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ (95)
| |
| − | | |
| − | حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ (96)
| |
| − | | |
| − | ترجمه
| |
| − | | |
| − | - و ياد كن آنزن را كه نگهداشت عورت خود را پس دميديم در او از روح خود و گردانيديم او و پسرش را آيتى براى جهانيان
| |
| − | | |
| − | همانا اين ملّت شما است با آنكه ملّت يگانه است و من پروردگار شمايم پس بپرستيد مرا
| |
| − | | |
| − | و جدا نمودند كار دينشان را ميانشان تمامى باشند بسوى ما بازگشت كنندگان
| |
| − | | |
| − | پس كسيكه بجا آورد از كارهاى شايسته با آنكه اهل ايمان باشد پس نيست ناسپاسى مرسعيش را و همانا مائيم مر آنرا نويسندگان
| |
| − | | |
| − | و حرام است بر اهل بلدى كه هلاك نموديم آنها را براى آنكه آنها باز گشت نميكنند
| |
| − | | |
| − | تا وقتى كه باز شود سدّ يأجوج و مأجوج و آنها از هر بلندى ميشتابند.
| |
| − | | |
| − | تفسير
| |
| − | | |
| − | - خداوند در ذيل احوال انبياء مخصوصا خانواده حضرت زكريّا متذكّر حال مريم و فرزند برومندش عيسى عليهما السلام شد چون اين دو خانواده با يكديگر نسبت داشتند و حضرت عيسى پسر خاله حضرت يحيى بود و از اوصاف حضرت مريم ببزرگترين صفت كمال و جمال زن كه حفظ ناموس و عفّت و عصمت است اكتفاء فرمود با اشارهئى بدو آيت و معجزه مشهوره در وجود آن دو چون عيسى عليه السّلام بدون پدر بدنيا آمد و در مهد، شهادت ببرائت ساحت مادرش از تهمت يهود داد و اين واقعه امر فوق العاده و كرامتى بود براى حضرت مريم و فرزندش حضرت عيسى با آنكه يك امر و واقعه مشهورهئى بود لذا حاجت بتعبير از آن بآيتين كه صيغه تثنيه است نداشت و در خاتمه بيان فرمود قدر مشترك ميان دعوت تمام انبياء و اولياء خدا را كه آن توحيد و معاد، اصل دين اسلام و پيروى از سفراء خدا است باين تقريب كه اين ملّت و دين شما است كه يك ملّت و دين است ولى مردم هوا پرست مانند يهود و نصارى و مجوس بدلخواه خودشان امر مشتركى را تجزيه و تقسيم و پاره پاره و متفرّق نمودند و هر دستهئى براى خودشان ملّت و طريقه و كيشى اختيار كردند و خود را بآن معرّفى نمودند و هر يك از آن فرق و ملل و تمامى آنها روز قيامت در پيشگاه ما حاضر خواهند شد و بپاداش اعمال خودشان خواهند رسيد پس هر كس اعمال صالحهئى بجا آورده با آنكه مؤمن بخدا و روز جزا و وسائط فيض الهى باشد خداوند اجر او را ضايع نميكند و نميگذارد سعى و كوشش او هدر رود و از عمل او قدردانى خواهد فرمود و در صحيفه اعمالش نوشته و ثبت
| |
| − | | |
| − | جلد 3 صفحه 577
| |
| | | | |
| − | خواهد شد براى تدارك آن بثواب و نعيم بهشتى ولى آن ثواب و نعيم حرام و ممنوع است بر اهالى بلدى كه هلاك نموديم ما آنها را بعذاب دنيوى براى آنكه آنها ديگر بدنيا بر نميگردند تا احتمال داده شود كه عمل صالحى بجا آورند و مستحق ثواب شوند بلكه بهمين حال بر قرارند تا سدّ يأجوج و مأجوج منهدم شود كه از علائم بر پا شدن قيامت است و البتّه در آنروز خلق اولين و آخرين در پيشگاه الهى حاضر خواهند شد و بمقام لايق خود خواهند رسيد اين معنائى است كه بنظر حقير رسيده براى آيه پنجم كه مناسب با آيه قبل و بعد و خالى از خلل و اشكال است ولى حضرات مفسّرين بعضى گفتهاند حرام است رجوع آنها بدنيا و بعضى گفتهاند حرام است رجوع آنها بتوبه و بر اين دو تقدير لا زائده است و بعضى حرام را بمعناى واجب و حتم گرفتهاند و بعضى گفتهاند حرام است رجوع ننمودن آنها در روز جزا و در هر حال حرام را خبر انّهم لا يرجعون دانستهاند با آنكه زائده بودن لا خلاف اصل است خصوص در مقاميكه مأمون از اشتباه نيست و بودن حرام بمعناى واجب اگر ثابت باشد در لغت با آنكه نيست از زائده بودن لا بعيدتر است و همچنين است حتم اگر چه بهتر است از واجب و مصحّحى ميتوان براى آن فرض نمود ولى اين تركيب فى نفسه و بخودى خود حسنى ندارد چنانچه بر ارباب سليقه و ذوق ادبى پوشيده نيست و معناى اخير كه عبارت از حرمت رجوع ننمودن آنها در روز جزا باشد تخصيص بلا مخصّص و موجب لغويّت حتّى در صدر آيه بعد است چون تمام خلق بايد در روز جزا حاضر شوند اختصاص بآنها ندارد و ديگر تا فتح سدّ يأجوج و مأجوج معنى ندارد علاوه بر آنكه اين معنى مخالف است با اخبار مفسّره اين آيه كه رجوع را بمعناى باز گشت بدنيا و رجعت بآن گرفتهاند و فتح سدّ يأجوج و مأجوج منتهاى اين رجوع ننمودن است نه منتهاى رجوع نمودن در روز جزاء كه مستفاد از حرمت و ممنوعيّت عدم رجوع در آنروز است بنابر معناى اخير و هيچيك از اين اشكالات بر معناى مختار وارد نيست با آنكه منطبق بر مفاد اخبار است و حاجت بتقديرى ندارد جز مبتدا براى حرام كه مستفاد از آيات سابقه و مؤيّد بساير آيات و اخبارى است كه دلالت دارد بر حرمت و ممنوعيّت نعيم بهشت بر كفّار و اضمار لام تعليل قبل از كلمه أنّ بقرائت مشهوره كه رايج است با تأييد آن بقرائت كسر كه
| |
| | | | |
| − | جلد 3 صفحه 578
| |
| | | | |
| − | محتاج باضمار نيست چون بعضى بكسر انّ قرائت نمودهاند ولى مشهو أنّهم بفتح است در فقيه از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه در خطبه روز جمعه فرمود آيا نمىبينيد پيشينيان خود را كه باز گشت نميكنند و باز ماندگان را كه باقى نميمانند خدا فرموده وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ و قمّى ره از صادقين عليهما السلام نقل نموده كه فرمودند هر بلدى كه هلاك كرد خداى عزّ و جلّ اهل آنرا بعذاب رجوع نميكنند در رجعت و در مجمع از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه فرمود هر بلديكه هلاك كرد آنرا خدا بعذاب پس همانا آنها رجوع نميكنند و معلوم است كه مراد دنيا است و شرح انهدام سدّ اسكندر و باز شدن راه يأجوج و مأجوج پيش از صور اسرافيل بدنيا و اختلال امور مردم و بر پا شدن قيامت در سوره كهف گذشت ..
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | اطیب البیان=
| |
| − | ===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | حَتّي إِذا فُتِحَت يَأجُوجُ وَ مَأجُوجُ وَ هُم مِن كُلِّ حَدَبٍ يَنسِلُونَ (96)
| |
| − |
| |
| − | حتّي زماني که فتح كردند يأجوج و مأجوج، و آنها از هر بلندي فرود آيند، قضيّه يأجوج و مأجوج را در سوره كهف بيان كرديم و خلاصه آن اينکه که نتوانستيم بفهميم که اينها كيايند آيا از افراد وحشي انسان هستند، يا از حيوانات وحشي! و كلمات مفسّرين که بعضي ميگفتند:
| |
| − |
| |
| − | که از طوائف اتراك هستند، و بعضي گفتند که: از نطفه آدم که در خاك ريخته شد بوجود آمدند که از پدر با انسان شريك هستند و از مادر جدا،
| |
| − |
| |
| − | جلد 13 - صفحه 243
| |
| − |
| |
| − | بعضي گفتند که: يك نوع حيوان هستند تماما بيمدرك است، و با اكتشاف جديد که از تمام نقاط ارض با خبر هستند سازش ندارد، و با اخبار كمال تنافي را دارد که ميفرمايد:
| |
| − |
| |
| − | «يملأ الارض قسطا و عدلا».
| |
| − |
| |
| − | و بالجمله فتح يأجوج و مأجوج از اشراط ساعت و قيامت شمرده شده چنانچه از همين آيه هم استكشاف ميتوان كرد، و لازم نيست که مقارن با قيامت باشد.
| |
| − |
| |
| − | بلي از اشراط ساعت- و لو هزاران سال قبل از قيامت باشد- شمرده ميشود، و آنچه فعلا در نظر ميآيد اينكه همين بعض دول جديده باشند که متمدّنه و مترقّيه ميشمارند و از حيوانات وحشي وحشيترند که حتّي حيوانات وحشي را ميبلعند و از بين ميبرند و در اينکه آيه شريفه تعبير به فتح فرموده.
| |
| − |
| |
| − | (حَتّي إِذا فُتِحَت يَأجُوجُ وَ مَأجُوجُ) و فتح غير از شكستن سدّ است چنانچه تصوّر كردند، و جمله (وَ هُم مِن كُلِّ حَدَبٍ يَنسِلُونَ) شايد به توسّط هواپيماها و طيّارهها پائين ميآيند و بندهگان خدا را نابود ميكنند که الآن آثارش ظاهر است و مسلّما قبل از ظهور واقع ميشود. و ممكن است ضمير هم راجع به خلق باشد در:
| |
| − |
| |
| − | (وَ هُم مِن كُلِّ حَدَبٍ يَنسِلُونَ): يعني از قبور خارج ميشوند و در صحراي قيامت پراكنده ميشوند، و اللّه العالم.
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | برگزیده تفسیر نمونه=
| |
| − |
| |
| − | ===برگزیده تفسیر نمونه===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | ]
| |
| − |
| |
| − | (آیه 96)- به هر حال این بیخبران دائما در غرور و غفلتند، و این بد بختی تا پایان جهان همچنان ادامه دارد.
| |
| − |
| |
| − | چنانکه قرآن میفرماید: «تا زمانی که راه بر یأجوج و مأجوج گشوده شود و آنها (در سراسر زمین پخش شوند، و) از هر بلندی و ارتفاعی با سرعت بگذرند» (حَتَّی إِذا فُتِحَتْ یَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ کُلِّ حَدَبٍ یَنْسِلُونَ).
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − |
| |
| − | سایر تفاسیر=
| |
| − | سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:
| |
| − |
| |
| − | ==تفسیر های فارسی==
| |
| − | ==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=21 |آیه=96}}===
| |
| − | ==={{تفسیر خسروی|سوره=21 |آیه=96}}===
| |
| − | ==={{تفسیر عاملی|سوره=21 |آیه=96}}===
| |
| − | ==={{تفسیر جامع|سوره=21 |آیه=96}}===
| |
| − |
| |
| − | ==تفسیر های عربی==
| |
| − | ==={{تفسیر المیزان|سوره=21 |آیه=96}}===
| |
| − | ==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=21 |آیه=96}}===
| |
| − | ==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=21 |آیه=96}}===
| |
| − | ==={{تفسیر الصافی|سوره=21 |آیه=96}}===
| |
| − | ==={{تفسیر الکاشف|سوره=21 |آیه=96}}===
| |
| − | </tabber>
| |
| | | | |
| | ==پانویس== | | ==پانویس== |
| − | <div style="font-size:smaller"><references/></div> | + | <div style="font-size:smaller"><references /></div> |
| | | | |
| | ==منابع== | | ==منابع== |
| − | * [[تفسیر نور]]، [[محسن قرائتی]]، [[تهران]]:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم | + | |
| − | * [[اطیب البیان فی تفسیر القرآن]]، [[سید عبدالحسین طیب]]، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم | + | *[[تفسیر نور]]، [[محسن قرائتی]]، [[تهران]]:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم |
| − | * [[تفسیر اثنی عشری]]، [[حسین حسینی شاه عبدالعظیمی]]، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول | + | *[[اطیب البیان فی تفسیر القرآن]]، [[سید عبدالحسین طیب]]، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم |
| − | * [[تفسیر روان جاوید]]، [[محمد ثقفی تهرانی]]، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم | + | *[[تفسیر اثنی عشری]]، [[حسین حسینی شاه عبدالعظیمی]]، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول |
| − | * [[برگزیده تفسیر نمونه]]، [[ناصر مکارم شیرازی]] و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش | + | *[[تفسیر روان جاوید]]، [[محمد ثقفی تهرانی]]، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم |
| − | * [[تفسیر راهنما]]، [[علی اکبر هاشمی رفسنجانی]]، [[قم]]:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم | + | *[[برگزیده تفسیر نمونه]]، [[ناصر مکارم شیرازی]] و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش |
| | + | *[[تفسیر راهنما]]، [[علی اکبر هاشمی رفسنجانی]]، [[قم]]:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم |
| | | | |
| | [[رده:آیات سوره انبیاء]] | | [[رده:آیات سوره انبیاء]] |
| | [[رده:ترجمه و تفسیر آیات قرآن]] | | [[رده:ترجمه و تفسیر آیات قرآن]] |