|
|
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده) |
| سطر ۴۱: |
سطر ۴۱: |
| | </tabber> | | </tabber> |
| | ==معانی کلمات آیه== | | ==معانی کلمات آیه== |
| − | «الْمُخَلَّفُونَ»: واپسماندگان. برجای نشستگان. «مَقْعَد»: نشستن. مصدر میمی است. «خِلافَ»: خلف. بعد، در این صورت ظرف است. به معنی مخالفت هم آمده است که در این صورت مفعولله است، و یا مصدر است و به معنی مُخالِفینَ بوده و حال است. «الْحَرِّ»: گرما.
| + | المخلفون: مخلف (به صيغه مفعول): كسى كه از پس رفتگان ترك شده و مانده است. |
| − | ==نزول==
| + | جمع آن مخلفون است. آن از خلف، به معنى جانشينى است. |
| | + | |
| | + | مقعدهم: مقعد مصدر ميمى است، به معنى قعود و نشستن. |
| | + | |
| | + | خلاف: خلاف: مخالفت يا به معنى «بعد» است. «خلاف رسول اللَّه»: براى مخالفت رسول خدا، يا بعد از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله. |
| | | | |
| − | این آیه درباره حر بن قیس و یاران او نازل گردید، آن هم در هنگامى که [[رسول خدا]] صلى الله علیه و آله و سلم با عده زیادى از [[مدینه]] به قصد جنگ کوچ نموده و على بن ابىطالب علیهالسلام را در مدینه جانشین خود قرار داده بود.
| + | تنفروا: نفر: كوچ كردن و خارج شدن. «لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ» در اين گرما خارج نشويد. «حر»: گرما و حرارت.<ref>تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی</ref> |
| | | | |
| − | منافقین فوقالذکر زبان به طعنه گشوده و جانشینى على را به جاى پیامبر در مدینه به فال شوم و بدیمنى تلقى کردند. وقتى خبر این تلقینات سوء به على بن ابىطالب رسید. شمشیر و اسلحه خود را برداشت و به [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله در جرف ملحق گردید.
| + | ==نزول== |
| | | | |
| − | پیامبر به على فرمود: مگر تو را به جانشینى خودم در [[مدینه]] قرار ندادم؟ على گفت: بلى یا رسول اللّه ولى منافقین این جانشینى را به فال شوم و بدى تلقى کردند و زبان به طعنه گشودند.
| + | این آیه درباره حر بن قیس و یاران او نازل گردید، آن هم در هنگامى که [[رسول خدا]] صلى الله علیه و آله و سلم با عده زیادى از [[مدینه]] به قصد [[غزوه تبوک|جنگ تبوک]] کوچ نموده و [[امام علی علیه السلام|على بن ابىطالب]] علیهالسلام را در مدینه جانشین خود قرار داده بود. |
| | | | |
| − | پیامبر فرمود: منافقین از دروغگویانند و تو برادر من و خلیفه بعد از من و وصى و وزیر من در امت من مى باشى و آیا به این موضوع خشنود نیستى؟ سپس على بن ابىطالب علیهالسلام براى جانشینى پیامبر در غیاب وى به مدینه مراجعت نمود.<ref> تفاسیر على بن ابراهیم و برهان.</ref> | + | [[نفاق|منافقین]] فوقالذکر زبان به طعنه گشوده و جانشینى على را به جاى پیامبر در مدینه به فال شوم و بدیمنى تلقى کردند. وقتى خبر این تلقینات سوء به على بن ابىطالب رسید. شمشیر و اسلحه خود را برداشت و به [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله در جرف ملحق گردید. پیامبر به على فرمود: مگر تو را به جانشینى خودم در [[مدینه]] قرار ندادم؟ على گفت: بلى یا رسول اللّه ولى منافقین این جانشینى را به فال شوم و بدى تلقى کردند و زبان به طعنه گشودند. پیامبر فرمود: منافقین از دروغگویانند و تو برادر من و خلیفه بعد از من و وصى و وزیر من در امت من مى باشى و آیا به این موضوع خشنود نیستى؟ سپس على بن ابىطالب علیهالسلام براى جانشینى پیامبر در غیاب وى به مدینه مراجعت نمود.<ref> تفاسیر على بن ابراهیم و برهان.</ref> |
| | | | |
| | ابن عباس گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم دستور داد که عده اى با وى براى شرکت در جنگ بیرون آیند و این دستور در هنگام تابستان بود. اینان گفتند: یا رسول الله گرماى شدیدى است، ما قادر نیستیم که در این گرما با تو براى جنگ آماده شویم سپس این قسمت از آیه «قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا» نازل گردید. | | ابن عباس گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم دستور داد که عده اى با وى براى شرکت در جنگ بیرون آیند و این دستور در هنگام تابستان بود. اینان گفتند: یا رسول الله گرماى شدیدى است، ما قادر نیستیم که در این گرما با تو براى جنگ آماده شویم سپس این قسمت از آیه «قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا» نازل گردید. |
| سطر ۵۶: |
سطر ۶۰: |
| | و نیز محمد بن کعب القرظى گوید: [[رسول خدا]] صلى الله علیه و آله و سلم در گرماى شدید تابستان دستور جنگ با دولت روم (تبوک) را صادر فرمود و خود نیز کوچ نمود مردى از طائفه بنى سلمه گفت: در اوقات گرما کوچ نکنید و بیرون نروید سپس این آیه نازل گردید.<ref> تفسیر جامع البیان.</ref> | | و نیز محمد بن کعب القرظى گوید: [[رسول خدا]] صلى الله علیه و آله و سلم در گرماى شدید تابستان دستور جنگ با دولت روم (تبوک) را صادر فرمود و خود نیز کوچ نمود مردى از طائفه بنى سلمه گفت: در اوقات گرما کوچ نکنید و بیرون نروید سپس این آیه نازل گردید.<ref> تفسیر جامع البیان.</ref> |
| | | | |
| − | از طریق ابن اسحق از عاصم بن عمرو بن قتادة و عبدالله بن ابىبکر بن حزم روایت شده که مردى از منافقین در قبال دستور پیامبر گفته بود. گرماى تابستان است از براى جنگ کوچ نکنید سپس این آیه نازل گردید.<ref> کتاب دلائل از بیهقى.</ref> | + | از طریق ابن اسحق از عاصم بن عمرو بن قتادة و عبدالله بن ابىبکر بن حزم روایت شده که مردى از منافقین در قبال دستور پیامبر گفته بود گرماى تابستان است از براى جنگ کوچ نکنید، سپس این آیه نازل گردید<ref> کتاب دلائل از بیهقى.</ref>.<ref>محمدباقر محقق، [[نمونه بينات در شأن نزول آيات]] از نظر [[شیخ طوسی]] و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص428.</ref> |
| | == تفسیر آیه == | | == تفسیر آیه == |
| − | <tabber> | + | <tafsir sura="9" ayeh="81" /> |
| − | تفسیر نور=
| |
| − | | |
| − | ===تفسیر نور (محسن قرائتی)=== | |
| − | | |
| − | {{ نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ «81»
| |
| − | | |
| − | به كسانىكه بر خلاف (فرمانِ) رسول خدا، از جنگ سر باززدند واز خانهنشستن خود (به هنگام جنگ تبوك) شادمان شدند واز اينكه با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كنند، كراهت داشتند و (به ديگران نيز) گفتند در اين گرما (براى جنگ) بيرون نرويد! بگو: آتش دوزخ، سوزانتر است اگر مىفهميدند.
| |
| − | | |
| − | ===نکته ها===
| |
| − | | |
| − | شأن نزول اين آيه در مورد جنگ تبوك است. اين آيه، سه نشانه براى منافقان ذكر كرده است: الف: از جبهه نرفتن به جاى پشيمانى شادند. ب: جهاد با مال و جان بر ايشان سنگين است. ج: ديگران را از جبهه رفتن منع مىكنند.
| |
| − | | |
| − | طبق آيات گذشته، منافقان مانع كمك مالى ديگران مىشدند، مطابق اين آيه نيز از حضور در جبهه، تخلّف مىكنند و ديگران را هم دلسرد مىكنند.
| |
| | | | |
| − | جلد 3 - صفحه 475
| |
| | | | |
| − | ===پیام ها===
| |
| | | | |
| − | 1- شادى به خاطر نرفتن به جبهه و تخلّف از فرمان پيامبر، نشانهى نفاق است.
| |
| − |
| |
| − | «فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ»
| |
| − |
| |
| − | 2- بدتر از جبهه نرفتن، شكستن قداستِ رهبرى و تخلّف از فرمان اوست.
| |
| − |
| |
| − | «بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ»، نفرمود: «بمقعدهم عن الجهاد»
| |
| − |
| |
| − | 3- اطاعت بىچون و چرا از رسول خدا لازم است. «بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ»
| |
| − |
| |
| − | 4- مؤمنِ ترسو، از منافق جداست. ترسو كمك مالى مىكند، ميل قلبى براى جهاد هم دارد. امّا منافقان، نه كمك مىكنند و نه ميل كمك دارند. «كَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا»
| |
| − |
| |
| − | 5- منافقان براى باز داشتن مردم از جهاد، با تبليغ دلسرد كننده و اخلالگرى، مشكلاتى چون گرم بودن هوا را بهانه قرار مىدهند. «قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ»
| |
| − |
| |
| − | 6- در آستانهى جنگ بايد آماده باشيم تا شايعات و سخنان دلسرد كنندهى منافقان را به سرعت خنثى كنيم. «قالُوا، قُلْ»
| |
| − |
| |
| − | 7- در پاسخگويى به تبليغات دشمن، از اصطلاحاتِ خودش استفاده كنيم. «الْحَرِّ، أَشَدُّ حَرًّا»
| |
| − |
| |
| − | 8- ياد معاد، عامل حركت به سوى جبهه است، «قُلْ نارُ جَهَنَّمَ» مؤمنان واقعى هرگز گرمى هوا را مانع جهاد نمىدانند.
| |
| − |
| |
| − | 9- منافقان، ظاهربيناند و شناخت عميق ندارند. «لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ»
| |
| − | }}
| |
| − |
| |
| − | |-|
| |
| − | اثنی عشری=
| |
| − |
| |
| − | ===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
| |
| − |
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − |
| |
| − |
| |
| − | فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ (81)
| |
| − |
| |
| − | بعد از آن نوع ديگر از قبايح اعمال منافقين، يعنى فرح به قعود و كراهت به خروج براى جهاد را بيان فرمايد:
| |
| − |
| |
| − | ج5، ص 160
| |
| − |
| |
| − | فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ: شاد و خوشحال گشتند باز ايستادگان از جهاد به نشستن ايشان از جنگ. حاصل آنكه متقاعد شدند از غزوه تبوك. خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ: به جهت مخالفت پيغمبر خدا. يا در حالتى كه خلاف كننده بودند با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله. وَ كَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا: و كراهت داشتند به سبب سوء عقيده كه جهاد كنند. بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ: به مالهاى خود و نفسهاى خود در راه خداى تعالى، بلكه فراغت و تن آسائى طلبيدند. در اين آيه شريفه تعريض است نسبت به مؤمنان كه تحصيل رضاى الهى نمودند به بذل مال و جان، كربت و غربت را بر فراغت و راحت اختيار كردند، لا جرم فايز شدند.
| |
| − |
| |
| − | وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ: و گفتند منافقان، مؤمنان را كه بيرون نرويد از اين غزوه در گرماى هوا، يعنى خود نرفتند و خواستند كه مؤمنان را نيز متنفر سازند. يا آنكه اين مقوله را با هم گفتند و قرار دادند كه از خروج به غزوه تبوك متقاعد شوند. قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا: بگو اى پيغمبر به آنها كه آتش جهنم شديدتر و سختتر است از حيث گرمى، يعنى حرارت آتش سوزان آن از اين گرماى دنيا به نهايت شديدتر است و شما به سبب مخالفت امر الهى، خود را مبتلا به عذاب آتش مىنمائيد. لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ: اگر مىبودند كه مىدانستند كه مرجع و مآل ايشان به آن راجع است، هر آينه اختيار مخالفت را بر متابعت نمىكردند، و البته مىدانند به حكم عقل، كه ثواب و عقاب بر اعمال مترتب است، لكن دانستن خود را اعمال نمىكردند به متابعت و به جهت فرط غوايت و جهالت و عناد و لجاج، خود را به آتش ابدى و غضب الهى گرفتار نمودند كه خلاصى از آن نخواهد بود.
| |
| − |
| |
| − | نكته- قوله تعالى «خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ» نصب خلاف، بنابر علت يا حاليت باشد.
| |
| − |
| |
| − |
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | روان جاوید=
| |
| − | ===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ (81) فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلاً وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ (82)
| |
| − |
| |
| − | ترجمه
| |
| − |
| |
| − | شاد شدند بازماندگان بتقاعدشان بر خلاف پيغمبر خدا و ناخوش داشتند كه جهاد كنند بمالهاشان و جانهاشان در راه خدا و گفتند بيرون مرويد در گرما بگو آتش جهنّم شديدتر است در گرمى اگر باشند كه بفهمند
| |
| − |
| |
| − | پس بايد بخندند اندك و بايد بگريند بسيار بپاداش آنچه بودند كه كسب ميكردند.
| |
| − |
| |
| − | جلد 2 صفحه 607
| |
| − |
| |
| − | تفسير
| |
| − |
| |
| − | فرح شادىاى است كه اثرش در قلب ظاهر شود و مخلّف جاى گذارده شده است و مقعد مصدر ميمى است بمعنى قعود و خلاف يا مصدر است بمعنى مخالفت و منصوب است بعنوان مفعول له بودن يا ظرف است بمعنى بعد گفته ميشود اقام خلاف القوم يعنى اقامت نمود بعد از آنها و بنابر اين منصوب است بظرفيّت و خلاصه ظاهر آيه شريفه آنستكه خوشحال شدند منافقان باقى ماندگان در مدينه بآنكه تقاعد نمودند از جهاد بعد از خروج پيغمبر (ص) يا براى مخالفت با آنحضرت و كراهت داشتند از جهاد در راه خدا باموال و نفوس خودشان با آنكه بايد با ميل و رغبت حاضر براى ادراك اين سعادت باشند و در صورت عدم تمكن از آن بايد محزون شوند از عدم توفيق خودشان اگر واقعا مسلمان و فهميده باشند پس معلوم ميشود نيستند و دليل ديگر بر نفاق و جهالت آنها آنستكه گفتند به اتباع و رفقاى خودشان يا مسلمانان كه بيرون نرويد در اين شدّت گرما كه خوف و خطر هلاكت است و جواب آنها آنستكه بگوئى اگر شما از گرما باك داريد مخالفت امر خدا و پيغمبر موجب دخول در آتش جهنم است كه قابل مقايسه نيست حرارت آن آتش با حرارت هواى تابستان و موجب هلاكت دائمى است و قصّه جدّ بن قيس در ضمن تفسير آيه شريفه و منهم من يقول ائذن لى و لا تفتنى گذشت پس معلوم ميشود آنها منافق و نفهمند كه ترجيح دادند دفع حرارت دنيا را بر كسب آتش جهنم پس بايد بخندند و خوشحال باشند مدت كمى تا خداوند و پيغمبرش آنها را بسزاى كردارشان برسانند و بگريند و محزون باشند مدت زيادى در دنيا و آخرت يا آخرت فقط بپاداش كفر و نفاق و تخلّف از جهاد كه مكتسب خودشان است و صيغه امر براى افاده حتميّت است.
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | اطیب البیان=
| |
| − | ===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | فَرِحَ المُخَلَّفُونَ بِمَقعَدِهِم خِلافَ رَسُولِ اللّهِ وَ كَرِهُوا أَن يُجاهِدُوا بِأَموالِهِم وَ أَنفُسِهِم فِي سَبِيلِ اللّهِ وَ قالُوا لا تَنفِرُوا فِي الحَرِّ قُل نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَو كانُوا يَفقَهُونَ (81)
| |
| − |
| |
| − | خوشحال شدند كساني که تخلف كردند و قعود نمودند و تخلف كردند فرمايش رسول اكرم صلّي اللّه عليه و آله و سلّم را و خارج نشدند براي جهاد و مايل نبودند اينكه جهاد كنند بمال و جان خود در راه الهي و گفتند كوچ نكنيد و نفر نكنيد در هواي گرم بفرما بآنها که آتش جهنم اشدّ است حرارت او اگر بودند ميفهميدند فَرِحَ المُخَلَّفُونَ همان منافقين که مأمور شده بودند براي جهاد و خروج از مدينه و تخلف كردند و خارج نشدند و خشنود بودند از اينکه عدم خروج بِمَقعَدِهِم يعني بقعود در مدينه زير سايه در خانههاي خود خِلافَ رَسُولِ اللّهِ خلاف دستور حضرت رسالت صلّي اللّه عليه و آله و سلّم با آن تأكيدات شديده مع ذلک اعتناء نكردند و اطاعت
| |
| − |
| |
| − | جلد 8 - صفحه 280
| |
| − |
| |
| − | ننمودند وَ كَرِهُوا اينکه معني كراهت مقابل حرمت نيست بلكه كراهت مقابل اراده است چون انسان در فعل بسا اراده ميكند که آخرين مقدمات فعل است اول تصور، بعد تصديق بفائده، بعد عزم، بعد اراده که محرك عضلات است و منفك از فعل نيست و بسا بعد از تصور تصديق بضرر و عزم و جزم بر ترك و جلوگيري نفس ميشود و اينکه را كراهت ميگويند و بسا ضرر و نفعي در آن نميبيند نه اراده دارد و نه كراهت.
| |
| − |
| |
| − | أَن يُجاهِدُوا بِأَموالِهِم وَ أَنفُسِهِم فِي سَبِيلِ اللّهِ بذل مال و جان را در راه خدا ضرر پنداشتند لذا عازم بر ترك شدند حتي ديگران را هم منع از خروج كردند وَ قالُوا لا تَنفِرُوا فِي الحَرِّ هوا گرم است و علاوه از اينكه مال شما تلف ميشود و جان شما در معرض خطر قتل است از گرمي هوا هم اذيت ميكشيد.
| |
| − |
| |
| − | قُل نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا که حرارتش تا پانصد سال راه تأثير ميكند زيرا افروخته شده از غضب و انتقام و سخط الهي است لَو كانُوا يَفقَهُونَ تعبير بلو امتناعيه اشاره باينست که اينها هرگز تفقه نميكنند و باور ندارند و معتقد نيستند زيرا كافر و منافق هستند.
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | برگزیده تفسیر نمونه=
| |
| − |
| |
| − | ===برگزیده تفسیر نمونه===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | (آیه 81)- باز هم کارشکنی منافقان: در این آیه نیز سخن همچنان پیرامون معرفی منافقان، به وسیله اعمال و رفتار و افکار آنهاست.
| |
| − |
| |
| − | نخست میفرماید: «آنها که در (تبوک) از شرکت در جهاد تخلف جستند، و با عذرهای واهی در خانههای خود نشستند (و به گمان خود سلامت را بر خطرات میدان جنگ ترجیح دادند) از این عملی که بر ضد رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله مرتکب شدند، خوشحالند» (فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ).
| |
| − |
| |
| − | «و از این که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کنند (و به افتخارات بزرگ مجاهدان نائل گردند) کراهت داشتند» (وَ کَرِهُوا أَنْ یُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ).
| |
| − |
| |
| − | آنها به تخلف خودشان از شرکت در میدان جهاد قناعت نکردند، بلکه با وسوسههای شیطانی کوشش داشتند، دیگران را نیز دلسرد یا منصرف سازند «و به آنها گفتند: در این گرمای سوزان تابستان به سوی میدان نبرد حرکت نکنید» (وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ).
| |
| − |
| |
| − | سپس قرآن روی سخن را به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله کرده و با لحن قاطع و کوبندهای به آنها چنین پاسخ میگوید: «به آنها بگو: آتش سوزان دوزخ از این هم گرمتر و سوزانتر است اگر بفهمند»! (قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ کانُوا یَفْقَهُونَ).
| |
| − |
| |
| − | ولی افسوس که بر اثر ضعف ایمان، و عدم درک کافی، توجه ندارند که چه آتش سوزانی در انتظار آنهاست، آتشی که یک جرقه کوچکش از آتشهای دنیا سوزندهتر است.
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − |
| |
| − | سایر تفاسیر=
| |
| − | سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:
| |
| − |
| |
| − | ==تفسیر های فارسی==
| |
| − | ==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=9 |آیه=81}}===
| |
| − | ==={{تفسیر خسروی|سوره=9 |آیه=81}}===
| |
| − | ==={{تفسیر عاملی|سوره=9 |آیه=81}}===
| |
| − | ==={{تفسیر جامع|سوره=9 |آیه=81}}===
| |
| − |
| |
| − | ==تفسیر های عربی==
| |
| − | ==={{تفسیر المیزان|سوره=9 |آیه=81}}===
| |
| − | ==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=9 |آیه=81}}===
| |
| − | ==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=9 |آیه=81}}===
| |
| − | ==={{تفسیر الصافی|سوره=9 |آیه=81}}===
| |
| − | ==={{تفسیر الکاشف|سوره=9 |آیه=81}}===
| |
| − | </tabber>
| |
| | | | |
| | ==پانویس== | | ==پانویس== |
| − | <div style="font-size:smaller"><references/></div> | + | <div style="font-size:smaller"><references /></div> |
| | | | |
| | ==منابع== | | ==منابع== |
| − | * [[تفسیر نور]]، [[محسن قرائتی]]، [[تهران]]:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
| |
| − | * [[اطیب البیان فی تفسیر القرآن]]، [[سید عبدالحسین طیب]]، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
| |
| − | * [[تفسیر اثنی عشری]]، [[حسین حسینی شاه عبدالعظیمی]]، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
| |
| − | * [[تفسیر روان جاوید]]، [[محمد ثقفی تهرانی]]، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
| |
| − | * [[برگزیده تفسیر نمونه]]، [[ناصر مکارم شیرازی]] و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
| |
| − | * [[تفسیر راهنما]]، [[علی اکبر هاشمی رفسنجانی]]، [[قم]]:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
| |
| − | * محمدباقر محقق، [[نمونه بینات در شأن نزول آیات]] از نظر [[شیخ طوسی]] و سایر مفسرین خاصه و عامه.
| |
| − |
| |
| | | | |
| | + | *[[تفسیر نور]]، [[محسن قرائتی]]، [[تهران]]:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم |
| | + | *[[اطیب البیان فی تفسیر القرآن]]، [[سید عبدالحسین طیب]]، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم |
| | + | *[[تفسیر اثنی عشری]]، [[حسین حسینی شاه عبدالعظیمی]]، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول |
| | + | *[[تفسیر روان جاوید]]، [[محمد ثقفی تهرانی]]، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم |
| | + | *[[برگزیده تفسیر نمونه]]، [[ناصر مکارم شیرازی]] و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش |
| | + | *[[تفسیر راهنما]]، [[علی اکبر هاشمی رفسنجانی]]، [[قم]]:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم |
| | + | *محمدباقر محقق، [[نمونه بینات در شأن نزول آیات]] از نظر [[شیخ طوسی]] و سایر مفسرین خاصه و عامه. |
| | | | |
| | [[رده:آیات سوره توبه]] | | [[رده:آیات سوره توبه]] |
| | [[رده:ترجمه و تفسیر آیات قرآن]] | | [[رده:ترجمه و تفسیر آیات قرآن]] |
| | [[رده:آیات دارای شان نزول]] | | [[رده:آیات دارای شان نزول]] |
فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُوا أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ ۗ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا ۚ لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ
ترجمه های فارسی
آنهایی که از جهاد در رکاب رسول خدا باز نهاده شدند از این بازماندنشان خوشحالند و مجاهده به مال و جانشان در راه خدا را خوش نداشتند و (مؤمنان را هم از جهاد منع کرده و به آنها) گفتند: شما در این هوای سوزان از وطن خود بیرون نروید! آنان را بگو: آتش دوزخ بسیار سوزانتر است، اگر میفهمیدند.
بر جای ماندگان [از جنگ تبوک] از خانه نشستن خود به سبب مخالفت با پیامبر خدا خوشحال شدند و خوش نداشتند که با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد کنند، و [به مؤمنان] گفتند: در این گرما [برای جهاد] بیرون نروید. بگو: آتش دوزخ در حرارت و گرمی، بسیار سخت تر است، اگر می فهمیدید.
بر جاىماندگان، به [خانه] نشستن خود، پس از رسول خدا، شادمان شدند، و از اينكه با مال و جان خود در راه خدا جهاد كنند، كراهت داشتند، و گفتند: «در اين گرما بيرون نرويد.» بگو: «-اگر دريابند- آتش جهنّم سوزانتر است.»
آنان كه در خانه نشستهاند و از همراهى با رسول خدا تخلف ورزيدهاند خوشحالند. جهاد با مال و جان خويش را، در راه خدا، ناخوش شمردند و گفتند: در هواى گرم به جنگ نرويد. اگر مىفهمند بگو: گرماى آتش جهنم بيشتر است.
تخلّفجویان (از جنگ تبوک،) از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند؛ و کراهت داشتند که با اموال و جانهای خود، در راه خدا جهاد کنند؛ و (به یکدیگر و به مؤمنان) گفتند: «در این گرما، (بسوی میدان) حرکت نکنید!» (به آنان) بگو: «آتش دوزخ از این هم گرمتر است!» اگر میدانستند!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
Those who were left behind boasted for sitting back against [the command of] the Apostle of Allah, and were reluctant to wage jihad with their possessions and persons in the way of Allah, and they said, ‘Do not go forth in this heat.’ Say, The fire of hell is severer in heat, should they understand.
Those who were left behind were glad on account of their sitting behind Allah's Apostle and they were averse from striving in Allah's way with their property and their persons, and said: Do not go forth in the heat. Say: The fire of hell is much severe in heat. Would that they understood (it).
Those who were left behind rejoiced at sitting still behind the messenger of Allah, and were averse to striving with their wealth and their lives in Allah's way. And they said: Go not forth in the heat! Say: The fire of hell is more intense of heat, if they but understood.
Those who were left behind (in the Tabuk expedition) rejoiced in their inaction behind the back of the Messenger of Allah: they hated to strive and fight, with their goods and their persons, in the cause of Allah: they said, "Go not forth in the heat." Say, "The fire of Hell is fiercer in heat." If only they could understand!
معانی کلمات آیه
المخلفون: مخلف (به صيغه مفعول): كسى كه از پس رفتگان ترك شده و مانده است.
جمع آن مخلفون است. آن از خلف، به معنى جانشينى است.
مقعدهم: مقعد مصدر ميمى است، به معنى قعود و نشستن.
خلاف: خلاف: مخالفت يا به معنى «بعد» است. «خلاف رسول اللَّه»: براى مخالفت رسول خدا، يا بعد از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله.
تنفروا: نفر: كوچ كردن و خارج شدن. «لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ» در اين گرما خارج نشويد. «حر»: گرما و حرارت.[۱]
نزول
این آیه درباره حر بن قیس و یاران او نازل گردید، آن هم در هنگامى که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم با عده زیادى از مدینه به قصد جنگ تبوک کوچ نموده و على بن ابىطالب علیهالسلام را در مدینه جانشین خود قرار داده بود.
منافقین فوقالذکر زبان به طعنه گشوده و جانشینى على را به جاى پیامبر در مدینه به فال شوم و بدیمنى تلقى کردند. وقتى خبر این تلقینات سوء به على بن ابىطالب رسید. شمشیر و اسلحه خود را برداشت و به رسول خدا صلی الله علیه و آله در جرف ملحق گردید. پیامبر به على فرمود: مگر تو را به جانشینى خودم در مدینه قرار ندادم؟ على گفت: بلى یا رسول اللّه ولى منافقین این جانشینى را به فال شوم و بدى تلقى کردند و زبان به طعنه گشودند. پیامبر فرمود: منافقین از دروغگویانند و تو برادر من و خلیفه بعد از من و وصى و وزیر من در امت من مى باشى و آیا به این موضوع خشنود نیستى؟ سپس على بن ابىطالب علیهالسلام براى جانشینى پیامبر در غیاب وى به مدینه مراجعت نمود.[۲]
ابن عباس گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم دستور داد که عده اى با وى براى شرکت در جنگ بیرون آیند و این دستور در هنگام تابستان بود. اینان گفتند: یا رسول الله گرماى شدیدى است، ما قادر نیستیم که در این گرما با تو براى جنگ آماده شویم سپس این قسمت از آیه «قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا» نازل گردید.
و نیز محمد بن کعب القرظى گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در گرماى شدید تابستان دستور جنگ با دولت روم (تبوک) را صادر فرمود و خود نیز کوچ نمود مردى از طائفه بنى سلمه گفت: در اوقات گرما کوچ نکنید و بیرون نروید سپس این آیه نازل گردید.[۳]
از طریق ابن اسحق از عاصم بن عمرو بن قتادة و عبدالله بن ابىبکر بن حزم روایت شده که مردى از منافقین در قبال دستور پیامبر گفته بود گرماى تابستان است از براى جنگ کوچ نکنید، سپس این آیه نازل گردید[۴].[۵]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ «81»
به كسانىكه بر خلاف (فرمانِ) رسول خدا، از جنگ سر باززدند واز خانهنشستن خود (به هنگام جنگ تبوك) شادمان شدند واز اينكه با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كنند، كراهت داشتند و (به ديگران نيز) گفتند در اين گرما (براى جنگ) بيرون نرويد! بگو: آتش دوزخ، سوزانتر است اگر مىفهميدند.
نکته ها
شأن نزول اين آيه در مورد جنگ تبوك است. اين آيه، سه نشانه براى منافقان ذكر كرده است: الف: از جبهه نرفتن به جاى پشيمانى شادند. ب: جهاد با مال و جان بر ايشان سنگين است. ج: ديگران را از جبهه رفتن منع مىكنند.
طبق آيات گذشته، منافقان مانع كمك مالى ديگران مىشدند، مطابق اين آيه نيز از حضور در جبهه، تخلّف مىكنند و ديگران را هم دلسرد مىكنند.
جلد 3 - صفحه 475
پیام ها
1- شادى به خاطر نرفتن به جبهه و تخلّف از فرمان پيامبر، نشانهى نفاق است.
«فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ»
2- بدتر از جبهه نرفتن، شكستن قداستِ رهبرى و تخلّف از فرمان اوست.
«بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ»، نفرمود: «بمقعدهم عن الجهاد»
3- اطاعت بىچون و چرا از رسول خدا لازم است. «بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ»
4- مؤمنِ ترسو، از منافق جداست. ترسو كمك مالى مىكند، ميل قلبى براى جهاد هم دارد. امّا منافقان، نه كمك مىكنند و نه ميل كمك دارند. «كَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا»
5- منافقان براى باز داشتن مردم از جهاد، با تبليغ دلسرد كننده و اخلالگرى، مشكلاتى چون گرم بودن هوا را بهانه قرار مىدهند. «قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ»
6- در آستانهى جنگ بايد آماده باشيم تا شايعات و سخنان دلسرد كنندهى منافقان را به سرعت خنثى كنيم. «قالُوا، قُلْ»
7- در پاسخگويى به تبليغات دشمن، از اصطلاحاتِ خودش استفاده كنيم. «الْحَرِّ، أَشَدُّ حَرًّا»
8- ياد معاد، عامل حركت به سوى جبهه است، «قُلْ نارُ جَهَنَّمَ» مؤمنان واقعى هرگز گرمى هوا را مانع جهاد نمىدانند.
9- منافقان، ظاهربيناند و شناخت عميق ندارند. «لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ»
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
- ↑ تفاسیر على بن ابراهیم و برهان.
- ↑ تفسیر جامع البیان.
- ↑ کتاب دلائل از بیهقى.
- ↑ محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص428.
منابع