|
|
| (۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده) |
| سطر ۵۹: |
سطر ۵۹: |
| | اين آيه درباره عده اى از منافقين مانند خلاس بن سويد نازل گرديده كه وقتى كه نزد [[رسول خدا]] صلى الله عليه و آله مى آمد اظهار اخلاص و فرمانبردارى مينمود و هنگامى كه از نزد پيامبر بيرون ميرفت به نفاق و دوروئى مى پرداخت<ref> تفسير كشف الاسرار.</ref>.<ref> محمدباقر محقق، [[نمونه بینات در شأن نزول آیات]] از نظر [[شیخ طوسی]] و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 222.</ref> | | اين آيه درباره عده اى از منافقين مانند خلاس بن سويد نازل گرديده كه وقتى كه نزد [[رسول خدا]] صلى الله عليه و آله مى آمد اظهار اخلاص و فرمانبردارى مينمود و هنگامى كه از نزد پيامبر بيرون ميرفت به نفاق و دوروئى مى پرداخت<ref> تفسير كشف الاسرار.</ref>.<ref> محمدباقر محقق، [[نمونه بینات در شأن نزول آیات]] از نظر [[شیخ طوسی]] و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 222.</ref> |
| | == تفسیر آیه == | | == تفسیر آیه == |
| − | <tabber> | + | <tafsir sura="4" ayeh="81" /> |
| − | تفسیر نور=
| |
| | | | |
| − | ===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
| |
| | | | |
| − | {{ نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا «81»
| |
| | | | |
| − | (منافقان، به هنگام روز و در حضور تو) مىگويند: اطاعت! پس چون از نزد تو بيرون مىروند، گروهى از آنان در جلسات شبانه و بيتوتهها برخلاف گفتهى تو كار مىكنند، ولى خداوند، آنچه را در اين جلسات مىگذرد، مىنويسد. پس از آنان اعراض و بر خداوند توكّل كن، وكافى است كه خداوند، پشتيبان باشد.
| |
| − |
| |
| − | ===پیام ها===
| |
| − |
| |
| − | 1- به هر اظهار وفادارى و ايمانى دلگرم نباشيد، چرا كه منافقان با چرب زبانى خود را مطيع جلوه مىدهند. «يَقُولُونَ طاعَةٌ»
| |
| − |
| |
| − | 2- منافقان، جلسات سرّى شبانه و تشكيلات گروهى دارند. «بَيَّتَ طائِفَةٌ»
| |
| − |
| |
| − | 3- دشمنان از نقاط كور وتاريك استفاده مىكنند، از توطئههاى آنان غافل نباشيد.
| |
| − | «بَيَّتَ»
| |
| − |
| |
| − | 4- قرآن، در انتقاد، همه را يكسان نمىداند. «طائِفَةٌ مِنْهُمْ»
| |
| − |
| |
| − | 5- خداوند، به حساب توطئهها وشيطنتهاى منافقان خواهد رسيد. «يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ»
| |
| − |
| |
| − | 6- در برابر توطئههاى سرى منافقان تنها بر خدا بايد توكّل كرد، توكّل عامل موفقيّت است. «فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ»
| |
| − |
| |
| − | 7- خداوند، حامى مسلمانان و رسول اكرم صلى الله عليه و آله است و پرده از توطئههاى منافقان برداشته و با امدادهاى غيبى آنان را يارى مىكند. «وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا»
| |
| − |
| |
| − | تفسير نور(10جلدى)، ج2، ص: 116
| |
| − | }}
| |
| − |
| |
| − | |-|
| |
| − | اثنی عشری=
| |
| − |
| |
| − | ===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
| |
| − |
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − |
| |
| − |
| |
| − | وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلاً (81)
| |
| − |
| |
| − | بعد از آن احوال منافقان را كه اظهار اطاعت و اضمار خلاف آن مىنمودند، مىفرمايد:
| |
| − |
| |
| − | وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ: و مىگويند منافقان در حضور تو كه امر ما فرمانبردارى است يا از ما فرمان بردن است. فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ: پس چون بيرون روند از نزديك تو؛ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ: مىنشينند شب در محل خلوتى براى تدبير و تمشيت امور طايفه از ايشان و با يكديگر در آن مجلس شب گويند، غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ: غير از آنچه در حضور تو مىگويند، و يا غير آنچه تو با ايشان مىگوئى.
| |
| − |
| |
| − | وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ: و خداوند امر فرمايد ملائكه كرام الكاتبين را تا مينويسند آنچه در شب تدبير مىكنند و مىگويند از مخالفت قول تو تا ايشان را به آن مجازات نمايند در روز قيامت، و يا آنكه انزال فرمايد در كتاب كه قرآن است و تو را اخبار نمايد. چون چنين است، فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ: پس اعراض
| |
| − |
| |
| − | تفسير اثنا عشرى، ج2، ص: 517
| |
| − |
| |
| − | كن و رو بگردان از عتاب ايشان كه به واسطه اظهار اسلام، حكم قتل بر ايشان جايز نيست. و يا آنكه ايشان را به عنوان نفاق نام مبر، بلكه ستر آنها نما تا آنكه امر اسلام استقرارى پيدا كند. وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ: و توكل كن بر خدا در همه امور، خصوصا در كار ايشان. حاصل آنكه همه امور خود را به او واگذار. وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا: و كافى است خداى قائم به امور بندگان، و متصرف در احوال ايشان، و كفايت كننده مهمات متوكلان، پس كفايت معره اذيت ايشان كند از تو، و به جهت تو از ايشان انتقام كشد، يا در دنيا يا در آخرت يا در هر دو.
| |
| − |
| |
| − | تنبيه: يكى از صراط وصول به مقاصد و سعادات و نجات از مهالك و آفات، مقام توكل بر خداست، يعنى اعتماد كردن و مطمئن بودن قلب بنده در جميع امور خود به خدا، و تفويض همه كارها بپروردگار و اعتقاد جازم به اينكه بالاتر از قدرت او قدرتى نيست و فوق علم او علمى نه، و عنايت و مهربانى از عنايت و مهربانى او افزونتر نيست، و غايت رحمت و عطوفت را به هر فردى از بندگان خود دارد. پس كسى كه اين اعتقاد را داشته باشد، البته اعتماد به خدا و به غيرى التفات نمىكند. چون به اين مقام، بنده رسد، خداى تعالى كفايت كل مهمات او نمايد.
| |
| − |
| |
| − | «در جامع الاخبار»:
| |
| − |
| |
| − | 1- قال النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: من احبّ ان يكون اتقى النّاس فليتوكّل على اللّه. «1» 2- قال امير المؤمنين عليه السّلام: من وثق باللّه اراه السّرور و من توكّل عليه كفاه الامور. «2» 3- قال الباقر عليه السّلام: من توكّل على اللّه لا يغلب و من اعتصم باللّه
| |
| − |
| |
| − | «1» بحار الانوار، جلد 71، صفحه 151، نسخه بحار: «اقوى الناس».
| |
| − |
| |
| − | «2» مدرك ياد شده.
| |
| − |
| |
| − | تفسير اثنا عشرى، ج2، ص: 518
| |
| − |
| |
| − | لا يهزم. «1» درجات توكل- بدان كه براى اين صفت در ضعف و قوت، سه درجه است:
| |
| − |
| |
| − | اول- آن كه وثوق و اعتماد و اطمينان او به كفايت خدا، مثل حال او باشد نسبت به كسى كه و كيل او گرديده؛ و اين ضعيفترين درجات توكل است و منافاتى با سعى و تدبير خود ندارد. چنانكه كسى ديگرى را در امرى و كيل مىكند. هر سعى و تدبيرى كه و كيل نمايد از ارتكاب او، منافاتى با توكيل ندارد.
| |
| − |
| |
| − | دوم- آن كه وثوق او به خدا، مثل حال طفل باشد با مادر خود. چه او جز مادرى نمىشناسد و به سوى غير او اعتماد ندارد. و چون او را ببيند، در هر حال به دامن او مىآويزد و در غياب او چون امرى به او رو دهد، اول چيزى كه به زبان آرد مادر است. و صاحب اين مرتبه، چنان غرق توكل است كه از توكل خود نيز غافل است و همه تدبيرات و سعيها، منافى اين مرتبه است، مگر تدبير گريختن به خدا و پناه جستن به او به واسطه دعا و تضرع.
| |
| − |
| |
| − | سيّم- آن كه آدمى در نزد امر الهى مانند ميت بين دست غسال باشد، يعنى خود را در پيش قدرت حق، ميت ببيند و جميع حركات و سكنات خود را از قدرت ازليه داند. و اين بالاترين درجات است. صاحب اين مرتبه بسا باشد ترك دعا و سؤال را كند از راه وثوق به كرم و عنايت حق تعالى. و از اين قسم است توكل حضرت ابراهيم خليل الرحمن در هنگامى كه او را در منجنيق نهادند كه به آتش افكنند. جبرئيل به او گفت: آيا حاجت دارى؟ فرمود: با تو نه. جبرئيل گفت: با آنكه دارى، بخواه و حاجت خود را بطلب. فرمود: حسبى من سؤالى علمه بحالى. يعنى: علم خدا به حال من، كفايت سؤال مرا مىكند.
| |
| − |
| |
| − | فورا خطاب رسيد: يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ. «2» و اين مرتبه بسيار نادر و
| |
| − |
| |
| − | «1» مدرك ياد شده.
| |
| − |
| |
| − | «2» سوره انبياء، آيه 69.
| |
| − |
| |
| − | تفسير اثنا عشرى، ج2، ص: 519
| |
| − |
| |
| − | عزيز الوجود است، و مرتبه يقين است و خاصيه ذوات مقدسه اولياء اللّه مىباشد.
| |
| − |
| |
| − |
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | روان جاوید=
| |
| − | ===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلاً (81)
| |
| − |
| |
| − | ترجمه
| |
| − |
| |
| − | و مىگويند اطاعت پس چون بيرون روند از نزد تو تدبير مىكنند در شب طائفه از آنها غير از آنچه تو مىگوئى و خدا مىنويسد آنچه را تدبير مىكنند در شب پس اعراض كن از آنها و توكل كن بر خدا و بس است خداوند كه باشد قائم بامر..
| |
| − |
| |
| − | تفسير
| |
| − |
| |
| − | منافقين چون فرمان پيغمبر (ص) را مىشنيدند عرض مىكردند اطاعت يعنى شأن ما طاعت و فرمانبردارى است ولى شبانه دور يكديگر جمع ميشدند و تدبير مىنمودند قيام بر مخالفت با اوامر آنحضرت را اين بود كه خداوند آنها را رسوا فرمود و پيغمبر (ص) را بوحى از حال آنها با خبر ساخت و آنحضرت را دلدارى داد كه از مخالفت آنها انديشه بخاطر مبارك راه ندهد و بداند كه تمام تدابير شبانه آنها در نامه اعمالشان براى مجازات ثبت و ضبط خواهد شد و بدون مشيت الهى آنها قادر بر مخالفت نمىشوند و وظيفه پيغمبر (ص) آنستكه بكلى از آنها اعراض نمايد و مستظهر بآنها نباشد و از خلاف آنها باك نداشته باشد و توكل بخدا نمايد و از خدا نصرت اسلام را بخواهد خداوند كافى است كه كفايت شرّ آنها را نموده قيام بامر تاييد دين فرمايد
| |
| − |
| |
| − | جلد 2 صفحه 90
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | اطیب البیان=
| |
| − | ===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزُوا مِن عِندِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنهُم غَيرَ الَّذِي تَقُولُ وَ اللّهُ يَكتُبُ ما يُبَيِّتُونَ فَأَعرِض عَنهُم وَ تَوَكَّل عَلَي اللّهِ وَ كَفي بِاللّهِ وَكِيلاً (81)
| |
| − |
| |
| − | و ميگويند که طاعة است يعني اطاعت ميكنيم پس زماني که از نزد تو بروند شبانه اجتماع ميكنند جماعتي از آنها بر غير آنچه که تو فرمودهاي و خداوند مينويسد آنچه را که شبانه اجتماع كردهاند پس از آنها اعراض و صرف نظر كن و توكل بر خدا كن و خداوند تو را كفايت ميكند در وكالت.
| |
| − |
| |
| − | اينکه آيه در مذمت جماعتي از منافقين است که موقع تشرف خدمت پيغمبر صلّي اللّه عليه و آله و سلّم اظهار اطاعة ميكنند مخصوصا در امر جهاد ولي در خفاي پيغمبر (ص) شبها دور هم مينشينند و بر خلاف دستور حضرت تصميم ميگيرند خداوند از اسرار آنها مطلع است و بر ضمائر آنها آگاه است و در محلش مينويسد و ضبط ميكند.
| |
| − |
| |
| − | وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ كلمه طاعة متعلق بفعل محذوف است يعني نطيع طاعة چنانچه اگر كسي بشما امري كند در جوابش ميگويي سمعا و طاعه.
| |
| − |
| |
| − | جلد 5 - صفحه 148
| |
| − |
| |
| − | فَإِذا بَرَزُوا مِن عِندِكَ بروز بمعني از پرده و غلاف ظاهر شدن است مثل شمشير که از غلاف بيرون آيد و مستور که از ستر خارج شود كانه اينکه منافقين تا مادامي که حضور پيغمبر و مؤمنين هستند عقائد باطني خود را مستور نموده اظهار موافقت ميكنند و ميگويند فرمايشات شما مطاع و متبع است و زماني که از خدمتت خارج ميشوند (بيت طائفة منهم) بيتوته شب بجايي ماندن است يعني شبانه دور هم جمع ميشوند و تصميم بر مخالفت شما ميگيرند (غير الذي تقول) بغير گفته شما عمل ميكنند و بناي مخالفت ميگذارند.
| |
| − |
| |
| − | وَ اللّهُ يَكتُبُ ما يُبَيِّتُونَ يا در نامه عمل آنها نوشته ميشود يا در جاي ديگر ضبط ميشود.
| |
| − |
| |
| − | فَأَعرِض عَنهُم همچه اصحابي بكار شما نميآيد بايد چشم از آنها پوشيد يا در ميدان جنگ حاضر نميشوند يا اگر حاضر شدند فرار ميكنند و باعث شك مسلمين ميشوند چنانچه در احد كردند.
| |
| − |
| |
| − | وَ تَوَكَّل عَلَي اللّهِ تو كار خود بخدا واگذار و خوش دل باش، خداوند تو را ياري خواهد فرمود و نصرت ظفر را نصيب تو خواهد نمود (که رحم اگر نكند مدعي خدا بكند) وَ كَفي بِاللّهِ وَكِيلًا احتياج بديگري نداري وَ مَن يَتَوَكَّل عَلَي اللّهِ فَهُوَ حَسبُهُ إِنَّ اللّهَ بالِغُ أَمرِهِ طلاق آيه 3.
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | برگزیده تفسیر نمونه=
| |
| − |
| |
| − | ===برگزیده تفسیر نمونه===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − |
| |
| − | (آیه 81)
| |
| − |
| |
| − | در این آیه اشاره به وضع جمعی از منافقان و یا افراد ضعیف الایمان کرده و می گوید: آنها به هنگامی که در صف مسلمانان در کنار پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله قرار می گیرند برای حفظ منافع و یا دفع ضرر از خویش با دیگران هم صدا شده و اظهار اطاعت فرمان پیامبر صلّی اللّه علیه و آله می کنند «و می گویند با جان و دل حاضریم از او پیروی کنیم» (وَ یقُولُونَ طاعَةٌ).
| |
| − |
| |
| − | «اما هنگامی که مردم از خدمت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله خارج شدند، آن دسته از منافقان و افراد ضعیف الایمان گفته ها (و پیمانهای خویش را به دست فراموشی می سپارند) و در جلسات شبانه تصمیمهایی بر ضد سخنان پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله می گیرند و خداوند آنچه را در این جلسات می گویند می نویسد» (فَإِذا بَرَزُوا مِن عِندِکَ بَیتَ طائِفَةٌ مِنهُم غَیرَ الَّذِی تَقُولُ وَ اللّهُ یکتُبُ ما یبَیتُونَ).
| |
| − |
| |
| − | ولی خداوند به پیغمبرش دستور می دهد که «از آنها روی بگردان و از نقشه های آنها وحشت نکن و هیچ گاه آنها را تکیهگاه در برنامه های خود قرار مده، تنها بر خدا تکیه کن خدایی که بهترین یار و مددکار و مدافع است» (فَأَعرِض عَنهُم وَ تَوَکل عَلَی اللّهِ وَ کفی بِاللّهِ وَکیلًا).
| |
| − |
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − |
| |
| − | سایر تفاسیر=
| |
| − | سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:
| |
| − |
| |
| − | ==تفسیر های فارسی==
| |
| − | ==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=4 |آیه=81}}===
| |
| − | ==={{تفسیر خسروی|سوره=4 |آیه=81}}===
| |
| − | ==={{تفسیر عاملی|سوره=4 |آیه=81}}===
| |
| − | ==={{تفسیر جامع|سوره=4 |آیه=81}}===
| |
| − |
| |
| − | ==تفسیر های عربی==
| |
| − | ==={{تفسیر المیزان|سوره=4 |آیه=81}}===
| |
| − | ==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=4 |آیه=81}}===
| |
| − | ==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=4 |آیه=81}}===
| |
| − | ==={{تفسیر الصافی|سوره=4 |آیه=81}}===
| |
| − | ==={{تفسیر الکاشف|سوره=4 |آیه=81}}===
| |
| − | </tabber>
| |
| | | | |
| | ==پانویس== | | ==پانویس== |