اسود بن عبدالاسد مخزومی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۱۲: سطر ۱۲:
 
مفسران گاهی تقابل [[کفر]] و [[ایمان]] را به‌ صورت مقایسه‌اى میان اسود بن عبدالاسد و برادرش [[ابوسلمه مخزومی]] مطرح کرده‌اند:
 
مفسران گاهی تقابل [[کفر]] و [[ایمان]] را به‌ صورت مقایسه‌اى میان اسود بن عبدالاسد و برادرش [[ابوسلمه مخزومی]] مطرح کرده‌اند:
  
*بنا به نقل [[عبدالله بن عباس|ابن عباس]] و ضحاک، آیات {{متن قرآن|«فَأَمَّا مَنْ أُوتِی کتَابَهُ بِیمِینِهِ فَیقُولُ هَاؤُمُ اقْرَءُوا کتَابِیهْ *...* وَأَمَّا مَنْ أُوتِی کتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَیقُولُ یا لَیتَنِی لَمْ أُوتَ کتَابِیهْ»}} ([[سوره الحاقة]]، ۱۹ و ۲۵)<ref>تفسیر سمرقندى، ج‌۳، ص‌۳۹۹؛ تفسیر قرطبى، ج‌۱۸، ص‌۱۷۵.</ref> و آیات {{متن قرآن|«فَأَمَّا مَنْ أُوتِی کتَابَهُ بِیمِینِهِ *... * وَأَمَّا مَنْ أُوتِی کتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ»}} ([[سوره انشقاق]]، ۷ و ۱۰)<ref>تفسیر قرطبى، ج‌۱۹، ص‌۱۷۹.</ref> که از واگذارى [[نامه اعمال]] به مؤمنان و کافران سخن مى‌گوید در شأن ابوسلمه و برادرش اسود است.
+
*بنا به نقل [[عبدالله بن عباس|ابن عباس]] و ضحاک، آیات {{متن قرآن|«{{آیه|69|19}}»}}<ref>[[آیه 19 سوره حاقه|سوره حاقه، آیه ۱۹.]]</ref> و {{متن قرآن|«{{آیه|69|25}}»}}<ref>[[آیه 25 سوره حاقه|همان، آیه ۲۵.]]</ref><ref>تفسیر سمرقندى، ج‌۳، ص‌۳۹۹؛ تفسیر قرطبى، ج‌۱۸، ص‌۱۷۵.</ref> و آیات {{متن قرآن|«{{آیه|84|7}}»}}<ref>[[آیه 7 سوره انشقاق|سوره انشقاق، آیه ۷.]]</ref> و {{متن قرآن|«{{آیه|84|10}}»}}<ref>[[آیه 10 سوره انشقاق|همان، آیه ۱۰.]]</ref><ref>تفسیر قرطبى، ج‌۱۹، ص‌۱۷۹.</ref> که از واگذارى [[نامه اعمال]] به مؤمنان و کافران سخن مى‌گوید در شأن ابوسلمه و برادرش اسود است.
*بنا به نقل کلبى، آیه ۳۲ [[سوره کهف]]: {{متن قرآن|«وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا رَّجُلَینِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَینِ مِنْ أَعْنَابٍ...»}}؛ برایشان داستان دو مردى را بیان کن که به یکى از آن دو، دو بوستان از انگورها دادیم‌...» درباره او و برادرش ابوسلمه نازل شده است<ref> تفسیر قرطبى، ج‌۱۰، ص‌۲۵۹؛ تفسیر سمرقندى، ج‌۲، ص‌۲۹۸؛ کشف‌الاسرار، ج‌۵، ص‌۶۸۸‌.</ref>، در حالى‌ که منابع، اطلاعاتى درباره باغ هاى انگورِ اسود ارائه نمى‌دهد. بنا به روایت ابن‌ عباس این [[آیه]] درباره عیینه و [[سلمان فارسی|سلمان]] نازل شده و خداوند این دو را به برادرانى از [[بنی اسرائیل|بنى‌اسرائیل]] تشبیه کرده که یکى از آنها بر اثر ثروت اندوزى، نسبت به خدا کفر ورزید. در برخى منابع نیز مراد از «رَجُلین» [[پیامبر اسلام|پیامبر]] و اهل [[مکه]] یا هر مؤمن و کافرى دانسته شده<ref>تفسیر قرطبى، ج‌۱۰، ص‌۲۵۹.</ref> که در این صورت آیه نمادین خواهد بود.
+
*بنا به نقل کلبى، آیه «{{متن قرآن|{{آیه|18|32}}}}<ref>[[آیه 32 سوره کهف|سوره کهف، آیه ۳۲.]]</ref>؛ برایشان داستان دو مردى را بیان کن که به یکى از آن دو، دو بوستان از انگورها دادیم‌...»، درباره او و برادرش ابوسلمه نازل شده است<ref> تفسیر قرطبى، ج‌۱۰، ص‌۲۵۹؛ تفسیر سمرقندى، ج‌۲، ص‌۲۹۸؛ کشف‌الاسرار، ج‌۵، ص‌۶۸۸‌.</ref>، در حالى‌ که منابع، اطلاعاتى درباره باغ هاى انگورِ اسود ارائه نمى‌دهد. بنا به روایت ابن‌ عباس این [[آیه]] درباره عیینه و [[سلمان فارسی|سلمان]] نازل شده و خداوند این دو را به برادرانى از [[بنی اسرائیل|بنى‌اسرائیل]] تشبیه کرده که یکى از آنها بر اثر ثروت اندوزى، نسبت به خدا کفر ورزید. در برخى منابع نیز مراد از «رَجُلین» [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلی الله علیه وآله و اهل [[مکه]] یا هر مؤمن و کافرى دانسته شده<ref>تفسیر قرطبى، ج‌۱۰، ص‌۲۵۹.</ref> که در این صورت آیه نمادین خواهد بود.
*قرطبى مى‌نویسد: «قائل» و «قرین» در آیه ۵۱ [[سوره صافات]] {{متن قرآن|«قالَ قائلٌ مِنهم اِنّى کانَ لى قََرین * یقُولُ أَإِنَّک لَمِنَ الْمُصَدِّقِینَ»}} نیز همین دو برادر هستند. هر یک از این دو برادر، چهار هزار دینار به ارث برده بود. یکى از آن دو همه دارایى‌اش را در راه خدا [[انفاق]] کرد و آنگاه از برادرش خیرى خواست و او در مقابل درخواست برادرش به توبیخ وى و این‌ که چرا از تصدیق‌کنندگان و ایمان دارندگان به [[معاد]] است، پرداخت.<ref>تفسیر قرطبى، ج‌۱۰، ص‌۲۵۹.</ref>
+
*قرطبى مى‌نویسد: «قائل» و «قرین» در آیه {{متن قرآن|«{{آیه|37|51}} 💠<ref>[[آیه 51 سوره صافات|سوره صافات، آیه ۵۱.]]</ref> {{آیه|37|52}}<ref>[[آیه 52 سوره صافات|همان، آیه ۵۲.]]</ref>»}} نیز همین دو برادر هستند. هر یک از این دو برادر، چهار هزار دینار به ارث برده بود. یکى از آن دو همه دارایى‌اش را در راه خدا [[انفاق]] کرد و آنگاه از برادرش خیرى خواست و او در مقابل درخواست برادرش به توبیخ وى و این‌ که چرا از تصدیق‌کنندگان و ایمان دارندگان به [[معاد]] است، پرداخت.<ref>تفسیر قرطبى، ج‌۱۰، ص‌۲۵۹.</ref>
*بنا به روایت مُقاتل بن سلیمان، آیه ۴۰ [[سوره نبأ]]: {{متن قرآن|«و‌یقولُ الکافِرُ یالَیتَنى کنتُ تُرابًا»}} درباره اسود نازل شده‌ است.<ref>همان، ص‌۱۲۳.</ref>
+
*بنا به روایت مُقاتل بن سلیمان، آیه {{متن قرآن|«{{آیه|78|40}}»}}<ref>[[آیه 40 سوره نبأ|سوره نبأ، آیه ۴۰.]]</ref>، درباره اسود نازل شده‌ است.<ref>همان، ص‌۱۲۳.</ref>
*بنا به روایتى از ابن‌عباس، مراد از انسان در آیات {{متن قرآن|«وَ قالَ الاِنسانُ ما لَها»}} ([[سوره زلزال]]/۹۹، ۳) و {{متن قرآن|«اِنّ‌ الاِنسانَ لَکفور»}} ([[سوره حج]]/۲۲، ۶۶) اسود است<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۲۳، ص‌۶۳‌؛ تفسیر قرطبى، ج‌۱۲، ص‌۶۲‌؛ ج‌۲۰، ص‌۱۰۱.</ref> که نسبت به نعمت هاى الهى [[کفران نعمت|کفران]] کرد و با مشاهده [[قیامت]]، نگرانى و تحیر خود را ابراز خواهد کرد.
+
*بنا به روایتى از ابن‌عباس، مراد از انسان در آیات {{متن قرآن|«{{آیه|99|3}}»}}<ref>[[آیه 3 سوره زلزال|سوره زلزال، آیه ۳.]]</ref> و {{متن قرآن|«{{آیه|22|66}}»}}<ref>[[آیه 66 سوره حج|سوره حج، آیه ۶۶.]]</ref>، اسود است<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۲۳، ص‌۶۳‌؛ تفسیر قرطبى، ج‌۱۲، ص‌۶۲‌؛ ج‌۲۰، ص‌۱۰۱.</ref> که نسبت به نعمت هاى الهى [[کفران نعمت|کفران]] کرد و با مشاهده [[قیامت]]، نگرانى و تحیر خود را ابراز خواهد کرد.
*برخى او را از مصادیق «مُقتسِمین» در آیه {{متن قرآن|«کمَا أَنْزَلْنَا عَلَى الْمُقْتَسِمِینَ»}} ([[سوره حجر]]، ۹۰) دانسته‌اند؛ یعنى آنان که مسیر ورودى مکه را براى جلوگیرى از ارتباط دیگران با [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلى الله علیه وآله، بین خود قسمت کرده بودند که در این آیه خداوند درباره کیفر آنان سخن دارد.<ref>المحبر، ص‌۱۶۰.</ref>
+
*برخى او را از مصادیق «مُقتسِمین» در آیه {{متن قرآن|«{{آیه|15|90}}»}}<ref>[[آیه 90 سوره حجر|سوره حجر، آیه ۹۰.]]</ref> دانسته‌اند؛ یعنى آنان که مسیر ورودى مکه را براى جلوگیرى از ارتباط دیگران با [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلى الله علیه وآله، بین خود قسمت کرده بودند که در این آیه خداوند درباره کیفر آنان سخن دارد.<ref>المحبر، ص‌۱۶۰.</ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۱۶

Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

«أسوَد بن عبدالاسد بن هلال» از قبیله قریش، تیره بنى‌ مخزوم و برادر «ابوسلمه مخزومی»[۱] است که در شأن نزول برخی آیات قرآن، به نام آن دو اشاره شده است.

دشمنی با رسول خدا

اسود مردى تندخو و بداخلاق بود[۲] و بر‌خلاف ابوسلمه که مادرش از بنى‌هاشم بود،[۳] نه تنها به پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) ایمان نیاورد، بلکه در مخالفت با او کوشید. نام وى در شمار استهزاء کنندگان پیامبر اکرم به ثبت رسیده است.[۴] در ایام حج، اسود با دیگر مخالفانِ پیامبر در مبادى ورودى مکه مى‌ایستادند تا از ارتباط دیگران با آن حضرت مانع شوند.[۵]

اسود در جنگ‌ بدر اولین کشته از سپاه مشرکان بوده است. چون نگاه او به حوض آب ذخیره مسلمانان افتاد، سوگند یاد کرد که یا از آن بنوشد یا آن را ویران کند. بدین‌ منظور کوشید؛ اما حمزه در برابر وى قرار گرفت و پاى او را مجروح کرد. اسود همچنان در پى تحقق عهد خویش، به پیش رفت و دیوار حوض را با پاى دیگر خود ویران کرد و در نهایت در درون حوض بدست حمزه کشته شد.[۶] مرگ او، غیرت و شجاعت عتبه و برادرش شیبه و فرزندش ولید را برانگیخت و از لشکر جدا شده، مبارز‌ه طلبیدند.[۷]

بر پایه روایتى، زنى که در مدینه مرتکب دزدى شد و پیامبر به‌ رغم شفاعت برخى اصحاب دست او را قطع کرد، فاطمه دختر اسود بوده‌ است.[۸]

اسود در شأن نزول آیات

مفسران گاهی تقابل کفر و ایمان را به‌ صورت مقایسه‌اى میان اسود بن عبدالاسد و برادرش ابوسلمه مخزومی مطرح کرده‌اند:

  • بنا به نقل ابن عباس و ضحاک، آیات «فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ»[۹] و «وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيَهْ»[۱۰][۱۱] و آیات «فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ»[۱۲] و «وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ»[۱۳][۱۴] که از واگذارى نامه اعمال به مؤمنان و کافران سخن مى‌گوید در شأن ابوسلمه و برادرش اسود است.
  • بنا به نقل کلبى، آیه «وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا[۱۵]؛ برایشان داستان دو مردى را بیان کن که به یکى از آن دو، دو بوستان از انگورها دادیم‌...»، درباره او و برادرش ابوسلمه نازل شده است[۱۶]، در حالى‌ که منابع، اطلاعاتى درباره باغ هاى انگورِ اسود ارائه نمى‌دهد. بنا به روایت ابن‌ عباس این آیه درباره عیینه و سلمان نازل شده و خداوند این دو را به برادرانى از بنى‌اسرائیل تشبیه کرده که یکى از آنها بر اثر ثروت اندوزى، نسبت به خدا کفر ورزید. در برخى منابع نیز مراد از «رَجُلین» پیامبر صلی الله علیه وآله و اهل مکه یا هر مؤمن و کافرى دانسته شده[۱۷] که در این صورت آیه نمادین خواهد بود.
  • قرطبى مى‌نویسد: «قائل» و «قرین» در آیه «قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌ 💠[۱۸] يَقُولُ أَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ[۱۹]» نیز همین دو برادر هستند. هر یک از این دو برادر، چهار هزار دینار به ارث برده بود. یکى از آن دو همه دارایى‌اش را در راه خدا انفاق کرد و آنگاه از برادرش خیرى خواست و او در مقابل درخواست برادرش به توبیخ وى و این‌ که چرا از تصدیق‌کنندگان و ایمان دارندگان به معاد است، پرداخت.[۲۰]
  • بنا به روایت مُقاتل بن سلیمان، آیه «إِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا»[۲۱]، درباره اسود نازل شده‌ است.[۲۲]
  • بنا به روایتى از ابن‌عباس، مراد از انسان در آیات «وَقَالَ الْإِنْسَانُ مَا لَهَا»[۲۳] و «وَهُوَ الَّذِي أَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ۗ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَكَفُورٌ»[۲۴]، اسود است[۲۵] که نسبت به نعمت هاى الهى کفران کرد و با مشاهده قیامت، نگرانى و تحیر خود را ابراز خواهد کرد.
  • برخى او را از مصادیق «مُقتسِمین» در آیه «كَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ»[۲۶] دانسته‌اند؛ یعنى آنان که مسیر ورودى مکه را براى جلوگیرى از ارتباط دیگران با پیامبر صلى الله علیه وآله، بین خود قسمت کرده بودند که در این آیه خداوند درباره کیفر آنان سخن دارد.[۲۷]

پانویس

  1. انساب الاشراف، ج‌۱۰، ص‌۴۳۰۸.
  2. الثقات، ج‌۱، ص‌۱۶۶؛ البدایة والنهایه، ج‌۳، ص‌۲۱۴؛ السیرة‌النبویه، ج‌۲، ص‌۶۲۴.
  3. الاستیعاب، ج‌۴، ص‌۲۴۴.
  4. جمهرة انساب العرب، ص‌۱۴۴.
  5. المحبر، ص‌۱۶۰.
  6. المغازى، ج‌۱، ص‌۶۸‌؛ البدایة والنهایه، ج‌۳، ص‌۲۱۴؛ الدرالمنثور، ج‌۴، ص‌۲۴.
  7. البدایة والنهایه، ج‌۳، ص‌۲۱۴.
  8. جمهرة انساب العرب، ص‌۱۴۴؛ الطبقات الکبرى، ج‌۸‌، ص‌۲۰۶.
  9. سوره حاقه، آیه ۱۹.
  10. همان، آیه ۲۵.
  11. تفسیر سمرقندى، ج‌۳، ص‌۳۹۹؛ تفسیر قرطبى، ج‌۱۸، ص‌۱۷۵.
  12. سوره انشقاق، آیه ۷.
  13. همان، آیه ۱۰.
  14. تفسیر قرطبى، ج‌۱۹، ص‌۱۷۹.
  15. سوره کهف، آیه ۳۲.
  16. تفسیر قرطبى، ج‌۱۰، ص‌۲۵۹؛ تفسیر سمرقندى، ج‌۲، ص‌۲۹۸؛ کشف‌الاسرار، ج‌۵، ص‌۶۸۸‌.
  17. تفسیر قرطبى، ج‌۱۰، ص‌۲۵۹.
  18. سوره صافات، آیه ۵۱.
  19. همان، آیه ۵۲.
  20. تفسیر قرطبى، ج‌۱۰، ص‌۲۵۹.
  21. سوره نبأ، آیه ۴۰.
  22. همان، ص‌۱۲۳.
  23. سوره زلزال، آیه ۳.
  24. سوره حج، آیه ۶۶.
  25. التفسیر الکبیر، ج‌۲۳، ص‌۶۳‌؛ تفسیر قرطبى، ج‌۱۲، ص‌۶۲‌؛ ج‌۲۰، ص‌۱۰۱.
  26. سوره حجر، آیه ۹۰.
  27. المحبر، ص‌۱۶۰.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه