شهید حسین غفاری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (مهدی موسوی صفحهٔ شهید آیت الله حسین غفاری را به شهید حسین غفاری منتقل کرد)
 
(۱۲ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
شهید آیت الله غفاری از روحانیون مبارز دوران انقلاب اسلامی بودند که به دست ساواک به شهادت رسیدند.
+
'''«شهید آیت‌الله حسین غفاری»''' (۱۲۹۳-۱۳۵۳ ش)، از فقهای [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[امام خمینی]] و [[علامه طباطبایی]] بود. وی از روحانیون مجاهد و مبارز دوران انقلاب اسلامی بود که توسط [[ساواک]] در حکومت استبدادی پهلوی به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید. از جمله آثار علمی آیت‌الله غفاری، [[حاشیه]] مفصلی بر «[[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقی]]» است.
 +
{{شناسنامه عالم
 +
||نام کامل = آیت‌الله حسین غفاری
 +
||تصویر= [[پرونده:Ghafari.jpg|230px]]
 +
||زادروز =  ۱۲۹۳ شمسی
 +
|زادگاه = آذرشهر، [[تبریز]]
 +
|وفات =  ۱۳۵۳ شمسی
 +
|مدفن = [[قم]]، قبرستان دارالسلام
 +
|اساتید =  [[آیت الله بروجردی]]، [[امام خمینی]]، [[سید محمد حجت کوه کمره ای|سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای]]، [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب‌الدین نجفی مرعشی]]، [[علامه طباطبایی]]
 +
|شاگردان =
 +
|آثار = حاشیه بر [[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقی]]،...
 +
}}
 +
==ولادت و خاندان==
  
==ولادت و خانواده آیت الله غفاری==
+
حسین غفاری تابستان سال ۱۳۳۵ قمری (برابر با ۱۲۹۳ ش) در آذرشهر دیده به جهان گشود. وی در نوجوانی به [[تبریز]] رفته و در آنجا در کنار کارکردن، به تحصیل علوم دینی نیز پرداخت.
  
تابستان سال 1335 ق. برابر با 1293 ش. نوزادی در خانه محقر حاج عباس در آذرشهر دیده به جهان گشود. پدر نوزاد به خاطر ارادت قلبی كه به حضرت [[امام حسین]] علیه السلام داشت، نام او را حسین نهاد. حسین در فضای كاملاً معنوی و با تربیت مادری مهربان و عاشق ولایت و دوستدار [[حضرت فاطمه]] زهرا علیهاالسلام رشد كرد. پدر و مادر حسین آینده‌های روشن و سرافرازانه‌ای را در پیشانی فرزندنشان مشاهده می‌‌كردند. حسین در کودکی پدر خود را از دست داد؛ به همین جهت از همان کودکی به کشاورزی و کارگری پرداخت. دایی وی میرزا محسن غفاری از علمای روستا بود که حسین را تشویق نمود که به دروس حوزه بپردازد؛ به همین جهت در نوجوانی وی به تبریز رفته و در آنجا در کنار کارکردن، به تحصیل علوم دینی نیز پرداخت.
+
حسین غفاری فرزند حاج عباس و از نوادگان حاج ملامحسن است. حاج ملامحسن از شخصیت‌های برجسته منطقه و روحانی عالی مقامی بود که در مبارزه با استعمارگران، سر مبارکش توسط روس‌ها از بدن جدا شد و شهید گردید. هفت نفر از اجداد مادری شیخ حسین غفاری در مبارزه با اجانب و بیگانگان به شهادت رسیده و [[مسجد]] حسنلوی آذرشهر مدفن و مضجع آنها و زیارتگاه مردم است.
  
==نیاكان شهید غفاری==
+
==تحصیلات و استادان==
  
تاریخ یكصد ساله اخیر آذرشهر در خود رمز و رازها دارد. در میان این همه رمز و رازها شخصیت های بزرگواری را می‌‌توان یافت كه هر یك به نوبه خود تاریخ‌ساز و حركت آفرین بوده‌اند. نیاكان شهید والامقام آیت الله غفاری نیز از این تبار بودند. استعمارگران و سردمداران تجاوزگر، واهمه و هراس عجیبی از این انسان‌های اسوه و مقاوم داشتند و بسیاری از مواقع آنان را ناجوانمردانه به شهادت می‌‌رساندند.
+
حسین غفاری از شش سالگی تحصیل را آغاز نمود. مقدمات دروس را در زادگاهش آذرشهر در محضر حجت الاسلام میرزا محمدحسن منطقی دهخوارقانی فراگرفت، آن گاه وارد [[حوزه علمیه]] تبریز شد و در این حوزه از جلسه درس بزرگان، کسب دانش نمود و تلاش و کوشش فراوان برای فراگیری علوم دینی از خود نشان می‌‌داد و بعضی مواقع شب‌ها تا صبح مطالعه می‌‌کرد. او در حوزه علمیه [[تبریز]] برجستگی خاصی از خود نشان داد، تا آن جا که زبانزد همدرسان و هم بحث‌هایش شده بود و اساتید وی نیز از تلاش و فعالیت او اظهار رضایت می‌‌کردند.
  
شهید غفاری فرزند حاج عباس و از نوادگان حاج ملامحسن است. حاج ملامحسن از شخصیت‌های برجسته منطقه و روحانی عالی مقام و [[نجف]] رفته‌ای بود كه در مبارزه با استعمارگران، سر مباركش توسط روس‌ها از بدن جدا شد و شهید گردید. هفت نفر از اجداد مادری شیخ حسین غفاری در مبارزه با اجانب و بیگانگان به شهادت رسیده و مسجد حسنلوی آذرشهر مدفن و مضجع آنها و زیارتگاه اهل دل است.
+
شیخ حسین غفاری سپس برای بهره‌گیری از جلسات درسی اساتید بزرگوار [[قم]]، از تبریز به قم مشرف شد و در این حوزه [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و مراحل عالی را از محضر اساتید بزرگ زیر فراگرفت:
  
حاج ملا احمد امین العلماء از دیگر نیاكان شهید غفاری است. حسین 5/1 سال بیشتر نداشت كه پدرش حاج عباس را از دست داد و سرپرستی‌اش را برادرش حاج حسن آقا عباسپور به عهده گرفت. حاج حسن آقا سرپرست شهید غفاری نقل كرده است: كه روزی در آذرشهر به اتفاق آیت الله حاج ملا احمد امین‌العلماء از باغ به منزل برمی‌‌گشتیم وقتی جلو مسجد محله قاضی رسیدیم مشاهده كردیم شیخ ‌حسین - كه چند سال بیش نداشت - در ایوان مسجد رو به قبله ایستاده، دست به [[دعا]] برداشته در حالی كه گریه و زاری می‌‌كرد با خدای خود راز و نیاز داشت.
+
#[[آیت الله بروجردی]]
 +
#[[امام خمینی]]
 +
#[[سید محمد حجت کوه کمره ای|سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای]]
 +
#[[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب‌الدین نجفی مرعشی]]
 +
#[[علامه طباطبایی]] صاحب [[تفسیر المیزان]]
 +
#[[سيد احمد خوانسارى|سید احمد خوانساری]]
 +
#سید محسن میرغفاری آذرشهری
 +
#میرزا علی مقدس (مشهور به حاج مقدس آقا)
 +
#شیخ علی پیشنماز دهخوارقانی (مشهور به توتونچیان)
  
مرحوم حاج ملا احمد امین العلماء تا این صحنه را دید گفت: اوضاع عجیبی است؛ در [[نجف]] اشرف همین صحنه‌ها را در خواب دیدم او در زندان پادشاه شهید خواهد شد.
+
==آثار و تألیفات==
  
==تحصیلات آیت الله غفاری==
+
آیت الله غفاری همواره همراه با مبارزه پیگیر با [[طاغوت]]، فعالیت‌ها و تلاش‌های علمی‌‌ و عملی و ادبی و قلمی ‌‌نیز داشت. از جمله آثار قلمی ‌‌آن بزرگوار، [[حاشیه]] مفصلی بر «[[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقی]]» است.
  
دوره مقدمات و سطح را وی در تبریز و همچنین در دهخوارقان نزد دایی بزرگوارشان فراگرفت و سپس در جوانی برای ادامه تحصیلات خود به قم مسافرت نمود.
+
نوشته‌ها و آثار خطی گوناگون دیگری معظم‌له داشته که در هجوم [[ساواک]] به منزلشان در چندین نوبت از بین رفته است. بعضی نوارهای سخنرانی و دست نوشته‌هایی نیز از آن بزرگوار مانده است.  
  
وی در [[قم]] از اساتید بزرگ آن زمان شهر قم نظیر آیت ­الله العظمی بروجردی، آیت­الله سید محمدتقی خوانساری، آیت­الله فیض، آیت­الله قمی، و همچنین آیت­الله العظمی حجت کوه کمره­ای «رحمهم الله جمیعا» استفاده نمود. همچنین مدتی در درس مکاسب امام خمینی حضور داشت و از محضر آن عالم بزرگوار نیز استفاده نمود.
+
از جمله آثار ادبی، قطعات جذاب و شیوایی است که منتسب به شهید آیت الله غفاری است و از مصادیق آن ها سروده ذیل می‌‌باشد.
 +
{{بیت|عاشق چو رو به کعبه صدق و صفا کند|احرام خود ز کسوت صبر و رضا کند}}
 +
{{بیت|در پیش راه بادیه‌گیر غریب‌وار|ترک عشیره و بلد و اقربا کند}}
 +
{{بیت|از صدق چون قدم بنهند در فنای عشق|اول به پای دوست سر و جان را فدا کند}}
 +
{{بیت|آنجا که موقف عرفات محبت است|برجای سنگریزه سر از کف رها کند}}
 +
{{بیت|آنگاه دست و روی نشوید ز خون خویش|برخیزد و نماز شهادت ادا کند}}
  
==ازدواج آیت الله غفاری==
+
لازم به ذکر است که اشعار و سروده‌های فوق از میان نوشته‌جات دوران زندان آیت الله غفاری بدست آمده است.
  
آیت­ الله غفاری در هنگام تحصیل با آیت­الله میرزا علی مقدس تبریزی آشنا شدند و با صبیه ایشان ازدواج نمودند.
+
==فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی==
  
آیت­ الله مقدس تبریزی از علمای سیاسی تبریز بود که کتاب «الدین والسیاسه توأمان» را نوشته بود که درباره همراهی و ارتباط کامل دین و سیاست نگارش یافته است؛ همچنین ایشان صاحب امتیاز هفته ­نامه «الدین والحیات» بود که مقاله­هایی درباره نهضت­ها و قیام­های دینی در برابر استبداد در آن نشریه چاپ و نشر می­یافت که پس از هشت ماه انتشار توقیف شد.
+
آیت الله غفاری چون نیاکان شهیدش با هر نوع استبداد مبارزه می‌‌کرد. وی در جبهه مبارزه با [[طاغوت]] پیشتاز بود و زندان‌های مخوف شاه او را از حرکت و شتاب بازنمی‌‌داشت و هر روز پرشورتر از روز قبل به مبارزه بی‌امان ادامه می‌‌داد. زبان حق‌گوی او در اوج خفقان رژیم شاهی، رسواگر و افشاگر [[باطل]] بود. وی زمانی به مبارزات خود شدت بخشید و بر رژیم خودکامه و مستبد و خونخوار شاه حمله برد که روشنفکران خودفروخته و کمونیست‌های ملحد از رژیم منحوس شاه تجلیل می‌‌کردند.
  
آیت ­الله غفاری در آن زمان فقیر و تنگدست بودند و همین فقر و تنگدستی مانعی برای اظهار خواستگاری ایشان از دختر آیت­الله مقدس تبریزی بود. ولی میل و علاقه آیت­الله مقدس تبریزی به ایشان موجب شد که خود آیت­الله مقدس تبریزی پیشنهاد، ازدواج را به ایشان بدهند و زمینه ازدواج آنها را فراهم سازند.
+
این مجاهد نستوه، بی‌اعتنا به یاوه‌سرایی‌های گروهک های چپ و راست، [[ابوذر غفاری|ابوذر]] گونه به شاه ظالم می‌‌تاخت. همزمان با قیام تاریخی حضرت [[امام خمینی]] در سال ۱۳۴۲ ش. آیت الله غفاری پشت سر امام از آرمان‌های والای او پشتیبانی نمود و دوران رنج و محنت و زندان و حبس را سپری نمود. در طول تحصیل در [[قم]] نیز هرگاه فرصتی می‌‌یافت به روستاها و شهرهای اطراف می‌‌رفت و به مبارزات پیگیر با استبداد همچنین به اشاعه فرهنگی غنی [[اسلام]] می‌‌پرداخت و اذهان پاک روستائیان را از غبار نیرنگ‌های رژیم مستبد شاه می‌‌زدود.
  
بدین صورت زمینه ازدواج ایشان با دختر آیت ­الله مقدس تبریزی فراهم شده و این ازدواج صورت گرفت. پس از ازدواج ایشان به همراه خانواده­شان به [[قم]] آمدند و در محله فقیرنشین باغ پنبه ساکن شدند.
+
آیت الله غفاری رژیم شاه را غاصب می‌‌دانست و اعتقاد داشت رژیم پهلوی با کودتا بر سرکار آمده و [[باطل]] است؛ لذا با اصل رژیم مخالف می‌‌کرد. آن بزرگوار پس از مهاجرت به [[تهران]] در سال ۱۳۳۹ ش. رسماً در جریان کار مبارزات سیاسی کشور قرار گرفت. البته آن زمان طبیعی بود که مبارزه با رژیم مستبد محمدرضا خانی روحیه‌ای خاص را طلب می‌‌کرد و آیت الله غفاری این روحیه والای مبارزه با استبداد را داشت و از هر لحظه و هر زمان و مکانی نهایت بهره‌برداری را می‌‌کرد و علیه رژیم ستمشاهی سخن می‌‌گفت. عوامل استبداد نیز از او ترس و واهمه ای فوق‌العاده داشتند.
  
==تحصیلات آیت الله غفاری==
+
تمام دوران زندگی آیت الله غفاری، با حکومت پهلوی و همراه با رنج و محنت بود. مشاهده اوضاع نابسامان، مخالفت رژیم با روحانیت اصیل، محدود کردن مبارزان مسلمان، ترغیب و تشویق مردم به بی‌دینی و کشف [[حجاب]]، آزادی عمل فرقه ضاله [[بهائیت]] و ریشه‌های افکار انحرافی، همه و همه موجب می‌‌شد که او لب به اعتراض گشاید و در هر موقعیتی افشاگری نماید.
  
شهید آیت الله شیخ حسین غفاری از شش سالگی تحصیل را آغاز نمود. مقدمات دروس را در زادگاهش آذرشهر در محضر حجت الاسلام والمسلمین میرزا محمدحسن منطقی دهخوارقانی فراگرفت آن گاه وارد [[حوزه علمیه]] تبریز شد و در این حوزه از جلسه درس بزرگان، كسب دانش نمود و تلاش و كوشش فراوان برای فراگیری علوم دینی از خود نشان می‌‌داد و بعضی مواقع شب‌ها تا صبح مطالعه می‌‌كرد. او در حوزه علمیه تبریز برجستگی خاصی از خود نشان داد تا آن جا كه زبانزد همدرسان و هم بحث‌هایش شده بود. و اساتید وی نیز از تلاش و فعالیت او اظهار رضایت می‌‌كردند.
+
آیت الله غفاری خودش بارها دستگیر و زندانی شد، اما دستگیری و حبس فرزندانش، همسرش و برادرش رنج و درد او را مضاعف می‌‌کرد. لکن همانند مولای خودش حضرت [[امام کاظم]] علیه السلام چون کوه استوار و با صلابت ایستادگی می‌‌کرد و آن چه که عوامل [[طاغوت]] و [[ساواک]] را آزار می‌‌داد روحیه مقاوم و استوار ایشان بود. به طور کلی حبس‌های شهید غفاری از سال ۱۳۴۰ آغاز و تا دی ماه ۱۳۵۳ ش. ادامه داشت. ۱۳ سال آخر عمر شریفش سراسر مبارزه و جانفشانی در راه آرمان‌های مقدس امام خمینی بود. در سال ۱۳۴۱ سخنرانی‌هایش عموما به افشارگری مواضع غیراسلامی ‌‌رژیم اختصاص داشت و چندین بار مستقیما با دستگاه رژیم پهلوی درگیر شد.
  
شهید غفاری آن گاه مصمم شد تحصیلات خود را در كنار بارگاه [[حضرت معصومه]] علیهاالسلام كریمه اهل بیت عصمت و طهارت ادامه دهند. لذا برای بهره‌گیری از جلسات درسی اساتید بزرگوار [[قم]] از تبریز به قم مشرف شد و در این حوزه [[فقه]] و اصول و مراحل عالی را از محضر بزرگان فرزانه‌ای چون آیات عظام فیض قمی‌‌، بروجردی و خوانساری فراگرفت.
+
در شب ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ ش. مامورین شاه به خانه‌اش هجوم آوردند و با لباس منزل او را به کمیته شهربانی بردند. در طول مدت بازداشت و در بازجویی‌ها اراده قاطع و [[شجاعت]] بی‌نظیر آیت الله غفاری تمامی ‌‌ماموران را به حیرت واداشته بود. چرا که بازداشت‌ها، بازجویی‌ها و حبس‌ها و شکنجه‌های بی‌رحمانه تنها کوچکترین اثر منفی در [[روح]] بزرگ و مقاوم او نداشت، بلکه پس از هر بار زندانی شدن با روحیه‌ای قوی‌تر و شجاعتی بیشتر به مبارزه ادامه می‌‌داد. موقعی که زجر و شکنجه به سختی آزارش می‌‌داد نام مبارک امام [[امام موسی کاظم علیه السلام|موسی بن جعفر]] علیه السلام را بر زبان می‌‌راند و دیگر زندانیان را به استقامت و پایداری و [[صبر]] دعوت می‌‌کرد.
  
==اساتید آیت الله غفاری==
+
اما اندیشه ناب سیاسی آیت الله غفاری را در بازجویی و متن بازجویی ساواک می‌‌توان دریافت، وقتی که از وی سوال شد: نظر شما نسبت به (آیت الله) خمینی چیست؟ جواب داد: «من فکر می‌‌کنم تنها کسی که می‌‌تواند [[ایران]] را نجات دهد آیت الله خمینی است» و جمله شجاعانه و قهرمانانه او که فرمود: «دشمن خمینی کافر است»، کمر استبداد شاهی را شکست.
  
شهید غفاری در طول حیات طیبه خود از استادان فرزانه‌ای بهره گرفت با ذكر نام تنی چند از آنان این اوراق را متبرك می‌‌نماییم:
+
متن آخرین بازجویی که عینا در روزنامه جمهوری اسلامی ‌‌چهارشنبه ۷ دی ۱۳۶۲ ش. نیز به چاپ رسیده و توسط ساواک انجام شده بود، به شرح زیر است:
  
# [[امام خمینی]]
+
*س: چرا به زندان آورده شدید؟
# آیت الله آقا سید محمد حجت كوه‌كمره‌ای
+
*ج: نمی‌‌دانم.
# آیت الله العظمی ‌‌سید شهاب‌الدین نجفی مرعشی
+
*س: آیا قبلا به زندان آمده‌اید؟
# [[علامه طباطبایی]] صاحب [[تفسیر المیزان]]
+
*ج: نیامده‌ام؛ آورده‌اند.
# آیت الله آقا سید احمد خوانساری
+
*س: نظر شما راجع به شاهنشاه آریامهر چیست؟
# آیت الله آقا سید محسن میرغفاری آذرشهری
+
*ج: ایشان با کودتای پدرشان سرکار آمده‌اند و غاصبند؟
# آیت الله حاج میرزا علی مقدس (مشهور به حاج مقدس آقا)
+
*س: نظر شما راجع به حزب رستاخیز چیست؟
# آیت الله حاج شیخ علی پیشنماز دهخوارقانی مشهور به (توتونچیان)
+
*ج: این حزب را شاه ساخته است و به مردم هیچ ربطی ندارد.
# آیت الله میرزا محمدحسن منطقی دهخوارقانی و دهها استاد فرزانه دیگر
 
  
==مقام علمی آیت الله غفاری==
+
و در پایان بازجویی این روایت معروف -درباره [[فقها]]- را نوشت: «والرادّ علیهم کَالرادّ علینا والرادّ علینا کالرادّ علی الله و هو فی حدّ الشرک بالله؛ هُم حجّتی علیکم و أنا حجّة الله علیهم».
  
آیت الله مجاهد شیخ حسین غفاری از بعد علمی ‌‌نیز دارای ویژگی‌هایی بود. آن بزرگوار از همان اوایل طلبگی با جدیت تمام در حوزه‌های درسی اساتید حاضر می‌‌شد و با تلاش و مطالعه مضاعف یافته‌های خود را به سایر دوستان و همدرسانش انتقال می‌‌داد.
+
'''خدمات اجتماعی:'''
  
آیت الله زاده سید علی میرغفاری در این باره می‌‌فرمایند: ایشان (شهید غفاری) در جلسات درسی [[فقه]] و [[اصول]] حضرت والدم مرحوم آیت الله سید محسن غفاری شركت می‌‌كردند و با آمادگی قبلی در درس حضور می‌‌یافتند و خیلی وقت‌ها از استاد جلو بودند. شهید غفاری رسائل و مكاسب را نزد پدرم فراگرفتند.
+
شهید آیت الله غفاری منشاء خیرات و خدمات بسیاری در زمینه‌های اجتماعی بود و در سه دوره متفاوت در طول زندگی از جمله نوجوانی در آذرشهر بین سال‌های ۳۰ تا ۳۵ در [[قم]] و از سال ۳۵ تا ۵۳ در [[تهران]] اقدامات فراوان و مفیدی به حال جامعه داشت از جمله:
  
در محضر اساتید بزرگواری چون امام راحل و حضرت آیت الله العظمی ‌‌نجفی مرعشی و سایر اساتید عظیم القدر؛ بیانگر مقام عالی آن شهید فرزانه است. مقام علمی ‌‌ایشان عاملی بود تا استاد گرانقدر حضرت آیت الله حاج میرزا علی مقدس تبریزی - كه از فقهای بزرگوار و نامدار آذربایجان بود - صبیه خود را به عقد این شخصیت بزرگوار دربیاورد.
+
*احداث و تکمیل [[مسجد]] خاتم الاوصیاء در تهران.
 +
*رسیدگی به محرومان و مستضعفان در تبریز، تهران و آذرشهر و...
 +
*برپایی مجالس بحث و گفتگو در موضوعات علمی ‌‌و فقهی.  
  
ولذا به سال 1351 ق. شهید غفاری با صبیه معظم‌له [[ازدواج]] و ثمره این وصلت دو پسر و یك دختر شد كه فرزند ارشد ایشان حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای هادی غفاری از مفاخر انقلابیون كشورمان است.
+
او عاشق خدمت به خلق خدا بود و از هر فرصت ممکن و بدست آمده بهره‌ها می‌‌برد و در راه رضای معبود قدم برمی‌‌داشت. مجالس وعظ و سخنرانی او نیز حال و هوایی دیگر داشت و چه بسیار از طبقات مختلف جامعه مخصوصاً روشنفکران مذهبی، دانشجویان و طلاب جوان دورش حلقه می‌‌زدند و از انوار نورانی و دانش و تربیت وی بهره‌ها می‌‌بردند. امروز نتیجه تلاش و کوشش آیت الله غفاری را در شکوه و عظمت مسجد بزرگ [[شیخ فضل الله نوری]] در تهران و پایگاه و حوزه علمیه مسجد بزرگ خاتم الاوصیاء می‌‌توان دید؛ اماکن مقدسی که روزگاری مرکز هجوم و حمله به رژیم ستمشاهی و مأوی و پناهگاه مظلومان و انقلابیون و مستضعفان بود و همه آن ها در سایه خدمات صادقانه و تلاش‌های خالصانه آن شهید والامقام است.
  
==مبارزه و اندیشه‌های سیاسی==
+
==ویژگی‌های اخلاقی==
  
آیت الله غفاری چون نیاكان شهیدش با هر نوع استبداد مبارزه می‌‌كرد. زبان حق‌گوی او در اوج خفقان رژیم شاهی رسواگر و افشاگر باطل بود. وی زمانی به مبارزات خود شدت بخشید و بر رژیم خودكامه و مستبد و خونخوار شاه حمله برد كه روشنفكران خودفروخته و كمونیست‌های ملحد از رژیم منحوس شاه تجلیل می‌‌كردند.
+
آن شهید سعید، مظهر بسیاری از جلوه‌های زیبای معنویت و [[اخلاق]] حسنه بود. به راستی او متخلّق به [[اخلاق]] الهی شده بود. [[روح]] خداترسی بر او حاکم بود و عشق سرشاری به حضرت سبحان داشت. حتی در شب‌های سخت زندان با دست و پای مجروح و تن تب‌دار، با زحمت زیاد [[وضو]] می‌‌گرفت و [[نماز شب]] را با حالی خاص اقامه می‌‌کرد.
  
این مجاهد نستوه بی‌اعتنا به یاوه‌سرایی‌های گروهك های چپ و راست ابوذرگونه به شاه ظالم می‌‌تاخت. همزمان با قیام تاریخی حضرت [[امام خمینی]] در سال 1342 ش. آیت الله غفاری پشت سر امام از آرمان‌های والای او پشتیبانی نمود و دوران رنج و محنت و زندان و حبس را سپری نمود. در طول تحصیل در [[قم]] نیز هرگاه فرصتی می‌‌یافت به روستاها و شهرهای اطراف می‌‌رفت و به مبارزات پیگیر با استبداد همچنین به اشاعه فرهنگی غنی اسلام می‌‌پرداخت و اذهان پاك روستائیان را از غبار نیرنگ‌های رژیم مستبد شاه می‌‌زدود.
+
وی در سنین کودکی در مسجد محراب (قاضی) آذرشهر به [[نماز]] می‌‌ایستاد و با خدایش راز و نیاز می‌‌کرد.  
  
آیت الله غفاری رژیم شاه را غاصب می‌‌دانست و اعتقاد داشت رژیم پهلوی با كودتا بر سركار آمده و باطل است. لذا با اصل رژیم مخالف می‌‌كرد. آن بزرگوار پس از مهاجرت به تهران در سال 1339 ش. رسماً در جریان كار مبارزات سیاسی كشور قرار گرفت. البته آن زمان طبیعی بود كه مبارزه با رژیم مستبد محمدرضا خانی روحیه‌ای خاص را طلب می‌‌كرد و آیت الله مجاهد غفاری این روحیه والای مبارزه بااستبداد را داشت و از هر لحظه و هر زمان و مكانی نهایت بهره‌برداری را می‌‌كرد و علیه رژیم ستم شاهی سخن می‌‌گفت عوامل استبداد نیز از او ترس و واهمه ای فوق‌العاده داشتند.
+
[[قناعت]] پیشه، مهمان نواز و اهل بخشش بود. از این که مردم در حضورش باشند و وقتش را بگیرند خسته نمی‌‌شد. برای جوانان ارزش و احترامی ‌‌خاص قایل بود.  
  
===زندان و شكنجه===
+
در خانه با بچه‌ها بازی می‌‌کرد. علی‌‌‌رغم روح پرخاشگری در مقابل ظالمان، عاطفه‌ای حساس و روحی لطیف نسبت به همسر و فرزندانش داشت او عارف انقلابی و زاهد جوانمرد و بالاخره نمونه و الگویی برای عاشقان شهادت بود.
  
تمام دوران زندگی آیت الله غفاری با حكومت پهلوی و همراه با رنج و محنت بود. مشاهده اوضاع نابسامان، مخالفت رژیم با روحانیت اصیل، محدود كردن مبارزان مسلمان، ترغیب و تشویق مردم به بی‌دینی و كشف حجاب، آزادی عمل فرقه ضاله [[بهائیت]]، و ریشه‌های افكار انحرافی همه و همه موجب می‌‌شد كه او لب به اعتراض گشاید و در هر موقعیتی افشاگری نماید و چه رنج‌ها و دردها كه در این راه متحمل نشد.
+
==شهادت==
  
آیت الله غفاری خودش بارها دستگیر و زندانی اما دستگیری و حبس فرزندانش، همسرش و برادرش رنج و درد او را مضاعف بلكه چند برابر می‌‌كرد. لكن همانند مولای خودش حضرت [[امام كاظم]] علیه السلام چون كوه استوار و با صلابت ایستادگی می‌‌كرد و آن چه كه عوامل طاغوت و ساواك را آزار می‌‌داد روحیه مقاوم و استوار ایشان بود. به طور كلی حبس‌های شهید غفاری از سال 1340 آغاز و تا دی ماه 1353 ش. ادامه داشت. 13 سال آخر عمر شریفش سراسر مبارزه و جانفشانی در راه آرمان‌های مقدس امام خمینی بود. در سال 1341 سخنرانی‌هایش عموما به افشارگری مواضع غیراسلامی ‌‌رژیم اختصاص داشت. و چندین بار مستقیما با دستگاه رژیم پهلوی درگیر شد.
+
آیت الله شهید حسین غفاری آن مبارز نستوه و شهید همیشه زنده تاریخ اعتقاد داشت که: «شهادت تحفه‌ای است از جانب خداوند متعال که به بندگانش هدیه می‌‌شود.» این عاشق عارف و مجاهد پس از سال‌ها تلاش، مجاهدت، استقامت و پایداری زندان و شکنجه، عاقبت دعایش مستجاب شد و در غروب ششم دی ماه سال ۱۳۵۳ ش. در اوج مظلومیت اما سرافرازانه چون سرو سهی در محبس تنگ و تاریک و ظلمانی شاهی با دست و پای شکسته و دندان‌های خرد شده و محاسن ‌‌خونین، به دیار ابدیت شتافت و روح بلندش پس از ۱۳ سال تحمل زجر شکنجه به ملکوت اعلی پیوست.
  
در شب 15 خرداد سال 1342 ش. مامورین شاه به خانه‌اش هجوم آوردند و با لباس منزل او را به كمیته شهربانی بردند. در طول مدت بازداشت و در بازجویی‌ها اراده قاطع و شجاعت بی‌نظیر آیت الله غفاری تمامی ‌‌ماموران را به حیرت واداشته بود. چرا كه بازداشت‌ها بازجویی‌ها و حبس‌ها و شكنجه‌های بی‌رحمانه تنها كوچكترین اثر منفی در [[روح]] بزرگ و مقاوم او نداشت بلكه پس از هر باز زندانی شدن با روحیه‌ای قوی‌تر و شجاعتی بیشتر به مبارزه ادامه می‌‌داد موقعی كه زجر و شكنجه به سختی آزارش می‌‌داد نام مبارك امام موسی بن جعفر علیه السلام را بر زبان می‌‌راند. و دیگر زندانیان را به استقامت و پایداری و صبر دعوت می‌‌كرد.
+
ساواک شبانه پیکر مطهر او را به [[قم]] فرستاد تا مظلومانه دفن شود؛ ولی طلاب و مردم قم از موضوع باخبر شدند و در صبح روز ۷ دی ماه ۱۳۵۳ ش. پیکر مطهر این اسوه مقاومت را از حرم [[حضرت معصومه]] علیهاالسلام تا قبرستان دارالسلام قم [[تشییع جنازه|تشییع]] کردند و به خاک سپردند.
  
حجت السلام هادی غفاری در مصاحبه اش با روزنامه اطلاعات در 7 دی سال 1361 گفت: پس از جریان دستگیری پدرم آیت الله غفاری نوشته‌ای را به ما مرقوم فرمودند كه بدین قرار است: علت این همه گرفتاری‌ها، زندانی شدن‌ها، مبارزات با دولت جنایتكار خائن به دین [[اسلام]] و دخالت بی‌مورد او در مقدسات مذهبی و اجرای برنامه‌های ضددینی دستگاه حاكمه است.
+
==منابع==
 
 
اما اندیشه ناب سیاسی آیت الله غفاری را در بازجویی و متن بازجویی ساواك می‌‌توان دریافت وقتی كه از وی سوال شد: نظر شما نسبت به (آیت الله) خمینی چیست؟ جواب داد:
 
 
 
«من فكر می‌‌كنم تنها كسی كه می‌‌تواند ایران را نجات دهد آیت الله خمینی است» و جمله شجاعانه و قهرمانانه او كه فرمود: «دشمن خمینی كافر است». كمر استبداد شاهی را شكست.
 
 
 
متن آخرین بازجویی كه عینا در روزنامه جمهوری اسلامی ‌‌چهارشنبه 7 دی 1362 ش. نیز به چاپ رسیده و توسط ساواك انجام شده بود. به شرح زیر است:
 
 
 
* س: چرا به زندان آورده شدید؟
 
* ج: نمی‌‌دانم.
 
* س: آیا قبلا به زندان آمده‌اید؟
 
* ج: نیامده‌ام؛ آورده‌اند.
 
* س: نظر شما راجع به شاهنشاه آریامهر چیست؟
 
* ج: ایشان با كودتای پدرشان سركار آمده‌اند و غاصبند؟
 
* س: نظر شما راجع به حزب رستاخیز چیست؟
 
* ج: این حزب را شاه ساخته است و به مردم هیچ ربطی ندارد.
 
 
 
و در پایان بازجویی این جمله را نوشت: «والراد علیهم كالراد علینا والراد علینا كالراد علی الله و هو فی حدالشرك. هم حجتی علیكم و انا حجه الله علیهم».
 
 
 
===همسنگران شهید غفاری===
 
  
# آیت الله العظمی ‌‌سید احمد خوانساری
+
*حمید صبری آذرشهری، تلخیص از کتاب [[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، جلد۲، صفحه ۷۵۷.
# آیت الله ربانی شیرازی
+
*مرتضی حسنی نسب، آیت الله غفاری، [http://www.pajoohe.ir دانشنامه پژوهه]، بازیابی: ۶ اسفند ۱۳۹۲.
# آیت الله سید محمود طالقانی
 
# شهید محراب آیت الله قاضی طباطبایی
 
# شهید محراب آیت الله سید اسدالله مدنی
 
# آیت الله سید محمدصادق لواسانی
 
# شهید آیت الله قدوسی
 
# شهید آیت الله مرتضی مطهری
 
# آیت الله آخوند ملا علی معصومی ‌‌همدانی
 
  
==خدمات اجتماعی و عمرانی مذهبی==
+
==آرشیو عکس و تصویر==
 
+
<gallery mode="packed" heights="170">
شهید آیت الله غفاری منشاء خیرات و خدمات بسیاری در زمینه‌های اجتماعی بود و در سه دوره متفاوت در طول زندگی از جمله نوجوانی در آذرشهر بین سال‌های 30-35 در [[قم]] و از سال 35 تا 53 در تهران اقدامات فراوان و مفیدی به حال جامعه داشت از جمله:
+
پرونده:غفاری (2).jpg|شهید حسین غفاری
 
+
پرونده:علامه00.jpg|alt=علامه طباطبایی و شهید محراب قاضی طباطبایی و داماد شهیدش، حسین غفاری|از راست: ناشناسان، [[شهید آیت الله حسین غفاری|شهید حسین غفاری]]، [[علامه طباطبايى|سید محمدحسین طباطبایی]]، [[سید محمدعلی قاضی طباطبائی|شهید سید محمدعلی قاضی طباطبایی]] و ناشناسان
الف: احداث و تكمیل مساجد خاتم الاوصیاء - الهادی - شیخ فضل الله نوری در تهران.
+
پرونده:غفاری (4).jpg|شهید حسین غفاری
 
+
پرونده:غفاری (5).jpg|شهید حسین غفاری در زندان ساواک
ب: رسیدگی به محرومان و مستضعفان در تبریز - تهران و آذرشهر و...
+
پرونده:غفاری (3).jpg|مزار شهید حسین غفاری در قبرستان دارالسلام [[قم]]
 
+
پرونده:غفاری.jpg|آرامگاه شهید حسین غفاری
ج: برپایی مجالس بحث و گفتگو در موضوعات علمی ‌‌و فقهی. او عاشق خدمت به خلق خدا بود و از هر فرصت ممكن و بدست آمده بهره‌ها می‌‌برد و در راه رضای معبود قدم برمی‌‌داشت.
+
پرونده:غفاری (1).jpg|قبر شهید حسین غفاری
 
+
</gallery>
مجالس وعظ و سخنرانی او نیز حال و هوایی دیگر داشت و چه بسیار از طبقات مختلف جامعه مخصوصاً روشنفكران مذهبی، دانشجویان و طلاب جوان دورش حلقه می‌‌زدند و از انوار نورانی و دانش و تربیت وی بهره‌ها می‌‌بردند. امروز نتیجه تلاش و كوشش آیت الله غفاری را در شكوه و عظمت مسجد بزرگ شیخ فضل الله نوری در تهران و پایگاه و حوزه علمیه مسجد بزرگ خاتم الاوصیاء می‌‌توان دید؛ اماكن مقدسی كه روزگاری مركز هجوم و حمله به رژیم ستم شاهی و ماوی و پناهگاه مظلومان و انقلابیون و مستضعفان بود. و همه آن ها در سایه خدمات صادقانه و تلاش‌های خالصانه آن شهید والامقام است.
 
 
 
==ویژگی‌های اخلاقی و جلوه‌های معنوی آیت الله غفاری==
 
 
 
آن شهید سعید مظفر بسیاری از جلوه‌های زیبای معنویت و [[اخلاق]] حسنه بود. به راستی او متخلق به اخلاق الهی شده بودند. [[روح]] خداترسی بر او حاكم بود و عشق سرشاری به حضرت سبحان داشت حتی در شب‌های سخت زندان با دست و پای مجروح و تن تب‌دار با زحمت زیاد [[وضو]] می‌‌گرفت و [[نماز شب]] را با حالی خاص اقامه می‌‌كرد.
 
 
 
وی در سنین كودكی در مسجد محراب (قاضی) آذرشهر به [[نماز]] می‌‌ایستاد و با خدایش راز و نیاز می‌‌كرد. قناعت پیشه، مهمان نواز، اهل بخشش بود. از این كه مردم در حضورش باشند. و وقتشان را بگیرند خسته نمی‌‌شد. برای جوانان ارزش و احترامی ‌‌خاص قایل بود در خانه با بچه‌ها بازی می‌‌كرد. علیرغم روح پرخاشگری در مقابل ظالمان، عاطفه‌ای حساس و روحی لطیف نسبت به همسر و فرزندانش داشت او عارف انقلابی و زاهد جوانمرد بود و بالاخره نمونه و الگویی برای عاشقان شهادت.
 
 
 
==آثار و تألیفات آیت الله غفاری==
 
 
 
آیت الله غفاری نه تنها در جبهه مبارزه با طاغوت پیشتاز بود و زندان‌های مخوف شاه او را از حركت و شتاب بازنمی‌‌داشت بلكه هر روز پرشورتر از روز قبل به مبارزه بی‌امان ادامه می‌‌داد، بلكه همواره همراه با مبارزه پیگیر با طاغوت؛ فعالیت‌ها و تلاش‌های علمی‌‌ و عملی و ادبی و قلمی ‌‌نیز داشت. از جمله آثار قلمی ‌‌آن بزرگوار، حاشیه مفصلی بر عروه الوثقی نوشته است. نوشته‌ها و آثار خطی گوناگون دیگری معظم‌له داشته كه در هجوم ساواك به منزلشان در چندین نوبت از بین رفته است بعضی نوارهای سخنرانی و دست نوشته‌هایی نیز از آن بزرگوار مانده است. و از جمله آثار علمی ‌‌و ادبی قطعات جذاب و شیوایی است كه منتسب به شهید آیت الله غفاری است و از مصادیق آن ها سروده ذیل می‌‌باشد.
 
 
 
{{بیت|عاشق چو رو به [[كعبه]] صدق و صفا كند|احرام خود ز كسوت صبر و رضا كند}}
 
{{بیت|در پیش راه بادیه‌گیر غریب وار|ترك عشیره و بلد و اقربا كند}}
 
{{بیت|از صدق چون قدم بنهند در فنای عشق|اول به پای دوست سر و جان را فدا كند}}
 
{{بیت|آنجا كه موقف [[عرفات]] محبت است|برجای سنگریزه سر از كف رها كند}}
 
{{بیت|آنگاه دست و روی نشوید ز خون خویش|برخیزد و [[نماز]] شهادت ادا كند}}
 
 
 
لازم به یادآوری است كه اشعار و سروده‌های فوق از میان نوشته‌جات دوران زندان بدست آمده است.
 
 
 
==شهادت آیت الله غفاری==
 
 
 
انقلاب اسلامی ‌‌ما به رهبری [[امام خمینی]] ثمره از جان گذشتگی فرزانگانی است كه در اوج خفقان، فریاد آزادی و آزادگی سر دادند. و در راه تحقق حكومت [[عدل اسلامی]] ‌‌ایثارگرانه و با تحمل سختی‌ها، زندان‌ها و شكنجه‌ها عاشقانه دعوت حق را لبیك گفتند و شهید غفاری آن مبارز نستوه و شهید همیشه زنده تاریخ اعتقاد داشت كه: «شهادت تحفه‌ای است از جانب خداوند متعال كه به بندگانش هدیه می‌‌شود.» و انصافاً به عقیده صاحب نظران ما شهادت آیت الله حسین غفاری در زندان مخوف ساواك ضربه‌ای كمرشكن بر رژیم فساد شاهنشاهی بود.
 
 
 
این عاشق و عارف مجاهد پس از سال‌ها تلاش، مجاهدات، استقامت صبر و پایداری زندان و شكنجه عاقبت دعایش مستجاب شد و در غروب ششم دی ماه سال 1353 ش. آیت الله غفاری در اوج مظلومیت اما سرافرازانه چون سرو سهی در محبس تنگ و تاریك و ظلماتی شاهی با دست و پای شكسته و دندان‌های خرد شده و محاسن زخمی ‌‌خونین به دیار ابدیت شتافت و روح بلندش پس از 13 سال تحمل زجر شكنجه به ملكوت اعلی پیوست.
 
 
 
ساواك شبانه پیكر مطهر او را به [[قم]] فرستاد تا مظلومانه دفن شود؛ ولی طلاب و مردم قم از موضوع باخبر شدند و در تشیع جنازه باشكوه ایشان در صبح روز 7 دی ماه 1353 ش. شركت كردند و با فریاد غفاری ما كشته شد به خون خود آغشته شد پیكر مطهر این اسوه مقاومت را از حرم [[حضرت معصومه]] علیهاالسلام تا قبرستان دارالسلام قم تشییع كردند و در مراسم تدفین این شهید بزرگوار، همرزمش شهید آیت الله قدوسی حاضر شد و تلقین خواندند. لازم به تذكر است كه در جریان تشییع، تعدادی از تشییع كنندگان و فامیل شهید غفاری دستگیر و زندانی شدند.
 
 
 
===پیام‌ها و اعلامیه‌ها پس از شهادت آیت الله غفاری===
 
 
 
همزمان با شهادت شهید غفاری در زندان ستم شاهی و دفن ایشان در [[قم]] پیام‌ها و اطلاعیه‌های مختلفی از طرف گروه‌های انقلابی در داخل و خارج از كشور منتشر شد از جمله:
 
 
 
دانشجویان مسلمان خارج از كشور با پخش تصاویر - پوستر و صدور اعلامیه‌هایی شهادت این شهید والامقام را به ملت ایران و امام بزرگوار امت تسلیت گفتند و جنایات شاه و دار و دسته او را محكوم كردند.
 
 
 
پس از پیروزی انقلابی اسلامی‌‌ و در سالگرد شهادت شهید غفاری جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - جامعه روحانیت مبارز تهران - حزب جمهوری اسلامی‌‌ - سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی‌‌ - جمعیت موتلف اسلامی‌‌ - فداییان اسلام دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران و شخصیت های مختلف كشوری و سیاسی پیام‌های جداگانه‌ای منتشر نمودند.
 
 
 
==منابع==
 
* حميد صبري آذرشهري، تلخيص از كتاب گلشن ابرار، جلد2، صفحه 757.
 
* مرتضي حسني نسب، آيت الله غفاري، [http://www.pajoohe.ir  دانشنامه پژوهه]، بازیابی: 6 اسفند 1392.
 
  
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]
+
[[رده:علمای معاصر]][[رده:علماء شیعه]][[رده:فقیهان]][[رده:علمای شهید]]
[[رده:علمای شهید]]
+
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]]
 +
[[رده:مدفونین در قم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۵۷

«شهید آیت‌الله حسین غفاری» (۱۲۹۳-۱۳۵۳ ش)، از فقهای شیعه معاصر و از شاگردان امام خمینی و علامه طباطبایی بود. وی از روحانیون مجاهد و مبارز دوران انقلاب اسلامی بود که توسط ساواک در حکومت استبدادی پهلوی به شهادت رسید. از جمله آثار علمی آیت‌الله غفاری، حاشیه مفصلی بر «عروة الوثقی» است.

Ghafari.jpg
نام کامل آیت‌الله حسین غفاری
زادروز ۱۲۹۳ شمسی
زادگاه آذرشهر، تبریز
وفات ۱۳۵۳ شمسی
مدفن قم، قبرستان دارالسلام

Line.png

اساتید

آیت الله بروجردی، امام خمینی، سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای، سید شهاب‌الدین نجفی مرعشی، علامه طباطبایی


آثار

حاشیه بر عروة الوثقی،...

ولادت و خاندان

حسین غفاری تابستان سال ۱۳۳۵ قمری (برابر با ۱۲۹۳ ش) در آذرشهر دیده به جهان گشود. وی در نوجوانی به تبریز رفته و در آنجا در کنار کارکردن، به تحصیل علوم دینی نیز پرداخت.

حسین غفاری فرزند حاج عباس و از نوادگان حاج ملامحسن است. حاج ملامحسن از شخصیت‌های برجسته منطقه و روحانی عالی مقامی بود که در مبارزه با استعمارگران، سر مبارکش توسط روس‌ها از بدن جدا شد و شهید گردید. هفت نفر از اجداد مادری شیخ حسین غفاری در مبارزه با اجانب و بیگانگان به شهادت رسیده و مسجد حسنلوی آذرشهر مدفن و مضجع آنها و زیارتگاه مردم است.

تحصیلات و استادان

حسین غفاری از شش سالگی تحصیل را آغاز نمود. مقدمات دروس را در زادگاهش آذرشهر در محضر حجت الاسلام میرزا محمدحسن منطقی دهخوارقانی فراگرفت، آن گاه وارد حوزه علمیه تبریز شد و در این حوزه از جلسه درس بزرگان، کسب دانش نمود و تلاش و کوشش فراوان برای فراگیری علوم دینی از خود نشان می‌‌داد و بعضی مواقع شب‌ها تا صبح مطالعه می‌‌کرد. او در حوزه علمیه تبریز برجستگی خاصی از خود نشان داد، تا آن جا که زبانزد همدرسان و هم بحث‌هایش شده بود و اساتید وی نیز از تلاش و فعالیت او اظهار رضایت می‌‌کردند.

شیخ حسین غفاری سپس برای بهره‌گیری از جلسات درسی اساتید بزرگوار قم، از تبریز به قم مشرف شد و در این حوزه فقه و اصول و مراحل عالی را از محضر اساتید بزرگ زیر فراگرفت:

  1. آیت الله بروجردی
  2. امام خمینی
  3. سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای
  4. سید شهاب‌الدین نجفی مرعشی
  5. علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان
  6. سید احمد خوانساری
  7. سید محسن میرغفاری آذرشهری
  8. میرزا علی مقدس (مشهور به حاج مقدس آقا)
  9. شیخ علی پیشنماز دهخوارقانی (مشهور به توتونچیان)

آثار و تألیفات

آیت الله غفاری همواره همراه با مبارزه پیگیر با طاغوت، فعالیت‌ها و تلاش‌های علمی‌‌ و عملی و ادبی و قلمی ‌‌نیز داشت. از جمله آثار قلمی ‌‌آن بزرگوار، حاشیه مفصلی بر «عروة الوثقی» است.

نوشته‌ها و آثار خطی گوناگون دیگری معظم‌له داشته که در هجوم ساواک به منزلشان در چندین نوبت از بین رفته است. بعضی نوارهای سخنرانی و دست نوشته‌هایی نیز از آن بزرگوار مانده است.

از جمله آثار ادبی، قطعات جذاب و شیوایی است که منتسب به شهید آیت الله غفاری است و از مصادیق آن ها سروده ذیل می‌‌باشد.

عاشق چو رو به کعبه صدق و صفا کند احرام خود ز کسوت صبر و رضا کند

در پیش راه بادیه‌گیر غریب‌وار ترک عشیره و بلد و اقربا کند

از صدق چون قدم بنهند در فنای عشق اول به پای دوست سر و جان را فدا کند

آنجا که موقف عرفات محبت است برجای سنگریزه سر از کف رها کند

آنگاه دست و روی نشوید ز خون خویش برخیزد و نماز شهادت ادا کند

لازم به ذکر است که اشعار و سروده‌های فوق از میان نوشته‌جات دوران زندان آیت الله غفاری بدست آمده است.

فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی

آیت الله غفاری چون نیاکان شهیدش با هر نوع استبداد مبارزه می‌‌کرد. وی در جبهه مبارزه با طاغوت پیشتاز بود و زندان‌های مخوف شاه او را از حرکت و شتاب بازنمی‌‌داشت و هر روز پرشورتر از روز قبل به مبارزه بی‌امان ادامه می‌‌داد. زبان حق‌گوی او در اوج خفقان رژیم شاهی، رسواگر و افشاگر باطل بود. وی زمانی به مبارزات خود شدت بخشید و بر رژیم خودکامه و مستبد و خونخوار شاه حمله برد که روشنفکران خودفروخته و کمونیست‌های ملحد از رژیم منحوس شاه تجلیل می‌‌کردند.

این مجاهد نستوه، بی‌اعتنا به یاوه‌سرایی‌های گروهک های چپ و راست، ابوذر گونه به شاه ظالم می‌‌تاخت. همزمان با قیام تاریخی حضرت امام خمینی در سال ۱۳۴۲ ش. آیت الله غفاری پشت سر امام از آرمان‌های والای او پشتیبانی نمود و دوران رنج و محنت و زندان و حبس را سپری نمود. در طول تحصیل در قم نیز هرگاه فرصتی می‌‌یافت به روستاها و شهرهای اطراف می‌‌رفت و به مبارزات پیگیر با استبداد همچنین به اشاعه فرهنگی غنی اسلام می‌‌پرداخت و اذهان پاک روستائیان را از غبار نیرنگ‌های رژیم مستبد شاه می‌‌زدود.

آیت الله غفاری رژیم شاه را غاصب می‌‌دانست و اعتقاد داشت رژیم پهلوی با کودتا بر سرکار آمده و باطل است؛ لذا با اصل رژیم مخالف می‌‌کرد. آن بزرگوار پس از مهاجرت به تهران در سال ۱۳۳۹ ش. رسماً در جریان کار مبارزات سیاسی کشور قرار گرفت. البته آن زمان طبیعی بود که مبارزه با رژیم مستبد محمدرضا خانی روحیه‌ای خاص را طلب می‌‌کرد و آیت الله غفاری این روحیه والای مبارزه با استبداد را داشت و از هر لحظه و هر زمان و مکانی نهایت بهره‌برداری را می‌‌کرد و علیه رژیم ستمشاهی سخن می‌‌گفت. عوامل استبداد نیز از او ترس و واهمه ای فوق‌العاده داشتند.

تمام دوران زندگی آیت الله غفاری، با حکومت پهلوی و همراه با رنج و محنت بود. مشاهده اوضاع نابسامان، مخالفت رژیم با روحانیت اصیل، محدود کردن مبارزان مسلمان، ترغیب و تشویق مردم به بی‌دینی و کشف حجاب، آزادی عمل فرقه ضاله بهائیت و ریشه‌های افکار انحرافی، همه و همه موجب می‌‌شد که او لب به اعتراض گشاید و در هر موقعیتی افشاگری نماید.

آیت الله غفاری خودش بارها دستگیر و زندانی شد، اما دستگیری و حبس فرزندانش، همسرش و برادرش رنج و درد او را مضاعف می‌‌کرد. لکن همانند مولای خودش حضرت امام کاظم علیه السلام چون کوه استوار و با صلابت ایستادگی می‌‌کرد و آن چه که عوامل طاغوت و ساواک را آزار می‌‌داد روحیه مقاوم و استوار ایشان بود. به طور کلی حبس‌های شهید غفاری از سال ۱۳۴۰ آغاز و تا دی ماه ۱۳۵۳ ش. ادامه داشت. ۱۳ سال آخر عمر شریفش سراسر مبارزه و جانفشانی در راه آرمان‌های مقدس امام خمینی بود. در سال ۱۳۴۱ سخنرانی‌هایش عموما به افشارگری مواضع غیراسلامی ‌‌رژیم اختصاص داشت و چندین بار مستقیما با دستگاه رژیم پهلوی درگیر شد.

در شب ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ ش. مامورین شاه به خانه‌اش هجوم آوردند و با لباس منزل او را به کمیته شهربانی بردند. در طول مدت بازداشت و در بازجویی‌ها اراده قاطع و شجاعت بی‌نظیر آیت الله غفاری تمامی ‌‌ماموران را به حیرت واداشته بود. چرا که بازداشت‌ها، بازجویی‌ها و حبس‌ها و شکنجه‌های بی‌رحمانه تنها کوچکترین اثر منفی در روح بزرگ و مقاوم او نداشت، بلکه پس از هر بار زندانی شدن با روحیه‌ای قوی‌تر و شجاعتی بیشتر به مبارزه ادامه می‌‌داد. موقعی که زجر و شکنجه به سختی آزارش می‌‌داد نام مبارک امام موسی بن جعفر علیه السلام را بر زبان می‌‌راند و دیگر زندانیان را به استقامت و پایداری و صبر دعوت می‌‌کرد.

اما اندیشه ناب سیاسی آیت الله غفاری را در بازجویی و متن بازجویی ساواک می‌‌توان دریافت، وقتی که از وی سوال شد: نظر شما نسبت به (آیت الله) خمینی چیست؟ جواب داد: «من فکر می‌‌کنم تنها کسی که می‌‌تواند ایران را نجات دهد آیت الله خمینی است» و جمله شجاعانه و قهرمانانه او که فرمود: «دشمن خمینی کافر است»، کمر استبداد شاهی را شکست.

متن آخرین بازجویی که عینا در روزنامه جمهوری اسلامی ‌‌چهارشنبه ۷ دی ۱۳۶۲ ش. نیز به چاپ رسیده و توسط ساواک انجام شده بود، به شرح زیر است:

  • س: چرا به زندان آورده شدید؟
  • ج: نمی‌‌دانم.
  • س: آیا قبلا به زندان آمده‌اید؟
  • ج: نیامده‌ام؛ آورده‌اند.
  • س: نظر شما راجع به شاهنشاه آریامهر چیست؟
  • ج: ایشان با کودتای پدرشان سرکار آمده‌اند و غاصبند؟
  • س: نظر شما راجع به حزب رستاخیز چیست؟
  • ج: این حزب را شاه ساخته است و به مردم هیچ ربطی ندارد.

و در پایان بازجویی این روایت معروف -درباره فقها- را نوشت: «والرادّ علیهم کَالرادّ علینا والرادّ علینا کالرادّ علی الله و هو فی حدّ الشرک بالله؛ هُم حجّتی علیکم و أنا حجّة الله علیهم».

خدمات اجتماعی:

شهید آیت الله غفاری منشاء خیرات و خدمات بسیاری در زمینه‌های اجتماعی بود و در سه دوره متفاوت در طول زندگی از جمله نوجوانی در آذرشهر بین سال‌های ۳۰ تا ۳۵ در قم و از سال ۳۵ تا ۵۳ در تهران اقدامات فراوان و مفیدی به حال جامعه داشت از جمله:

  • احداث و تکمیل مسجد خاتم الاوصیاء در تهران.
  • رسیدگی به محرومان و مستضعفان در تبریز، تهران و آذرشهر و...
  • برپایی مجالس بحث و گفتگو در موضوعات علمی ‌‌و فقهی.

او عاشق خدمت به خلق خدا بود و از هر فرصت ممکن و بدست آمده بهره‌ها می‌‌برد و در راه رضای معبود قدم برمی‌‌داشت. مجالس وعظ و سخنرانی او نیز حال و هوایی دیگر داشت و چه بسیار از طبقات مختلف جامعه مخصوصاً روشنفکران مذهبی، دانشجویان و طلاب جوان دورش حلقه می‌‌زدند و از انوار نورانی و دانش و تربیت وی بهره‌ها می‌‌بردند. امروز نتیجه تلاش و کوشش آیت الله غفاری را در شکوه و عظمت مسجد بزرگ شیخ فضل الله نوری در تهران و پایگاه و حوزه علمیه مسجد بزرگ خاتم الاوصیاء می‌‌توان دید؛ اماکن مقدسی که روزگاری مرکز هجوم و حمله به رژیم ستمشاهی و مأوی و پناهگاه مظلومان و انقلابیون و مستضعفان بود و همه آن ها در سایه خدمات صادقانه و تلاش‌های خالصانه آن شهید والامقام است.

ویژگی‌های اخلاقی

آن شهید سعید، مظهر بسیاری از جلوه‌های زیبای معنویت و اخلاق حسنه بود. به راستی او متخلّق به اخلاق الهی شده بود. روح خداترسی بر او حاکم بود و عشق سرشاری به حضرت سبحان داشت. حتی در شب‌های سخت زندان با دست و پای مجروح و تن تب‌دار، با زحمت زیاد وضو می‌‌گرفت و نماز شب را با حالی خاص اقامه می‌‌کرد.

وی در سنین کودکی در مسجد محراب (قاضی) آذرشهر به نماز می‌‌ایستاد و با خدایش راز و نیاز می‌‌کرد.

قناعت پیشه، مهمان نواز و اهل بخشش بود. از این که مردم در حضورش باشند و وقتش را بگیرند خسته نمی‌‌شد. برای جوانان ارزش و احترامی ‌‌خاص قایل بود.

در خانه با بچه‌ها بازی می‌‌کرد. علی‌‌‌رغم روح پرخاشگری در مقابل ظالمان، عاطفه‌ای حساس و روحی لطیف نسبت به همسر و فرزندانش داشت او عارف انقلابی و زاهد جوانمرد و بالاخره نمونه و الگویی برای عاشقان شهادت بود.

شهادت

آیت الله شهید حسین غفاری آن مبارز نستوه و شهید همیشه زنده تاریخ اعتقاد داشت که: «شهادت تحفه‌ای است از جانب خداوند متعال که به بندگانش هدیه می‌‌شود.» این عاشق عارف و مجاهد پس از سال‌ها تلاش، مجاهدت، استقامت و پایداری زندان و شکنجه، عاقبت دعایش مستجاب شد و در غروب ششم دی ماه سال ۱۳۵۳ ش. در اوج مظلومیت اما سرافرازانه چون سرو سهی در محبس تنگ و تاریک و ظلمانی شاهی با دست و پای شکسته و دندان‌های خرد شده و محاسن ‌‌خونین، به دیار ابدیت شتافت و روح بلندش پس از ۱۳ سال تحمل زجر شکنجه به ملکوت اعلی پیوست.

ساواک شبانه پیکر مطهر او را به قم فرستاد تا مظلومانه دفن شود؛ ولی طلاب و مردم قم از موضوع باخبر شدند و در صبح روز ۷ دی ماه ۱۳۵۳ ش. پیکر مطهر این اسوه مقاومت را از حرم حضرت معصومه علیهاالسلام تا قبرستان دارالسلام قم تشییع کردند و به خاک سپردند.

منابع

  • حمید صبری آذرشهری، تلخیص از کتاب گلشن ابرار، جلد۲، صفحه ۷۵۷.
  • مرتضی حسنی نسب، آیت الله غفاری، دانشنامه پژوهه، بازیابی: ۶ اسفند ۱۳۹۲.

آرشیو عکس و تصویر

مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه