شهاب الدین سهروردی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۵ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
شهاب‌الدین یحیی بن حَبَش بن امیرک سهروردی (۵۴۹–۵۸۷ق) فیلسوف ایرانی و بنیان‌گذار مکتب «حکمت اشراق» است. در دستگاه فکری او «نور» اصل بنیادین هستی است و تبیین مراتب موجودات بر پایهٔ شدّت و ضعفِ نور سامان می‌یابد؛ خداوند «نورالأنوار» است و دیگر موجودات مراتب نازل‌تر نورند.<ref>سهروردی، حکمة‌الاشراق، ج۳، ص۲۷۶.</ref> این تلقی در شرح‌های اشراقی پس از او نیز بسط یافته و جایگاه او را در سنت حکمت اسلامی تثبیت کرده است.<ref>قطب‌الدین شیرازی، شرح حکمة‌الاشراق، ج۱، ص۳۴۰.</ref>
+
{{شناسنامه عالم
 +
||نام کامل = شهاب‌الدین یحیی سهروردی  
 +
|تصویر=
 +
||زادروز = ۵۴۹ قمری
 +
|زادگاه =  سهرورد، زنجان
 +
|وفات = ۵۸۷ قمری
 +
|مدفن =  حلب، [[سوریه]]
 +
|اساتید = مجدالدين عبدالرزاق جيلى، ظهیرالدین بیهقی فارسی، فخرالدین ماردینی،... 
 +
|شاگردان = شمس‌الدين شهرزورى،...
 +
|آثار = [[حکمة الإشراق (کتاب)|حکمة‌ الإشراق]]، التلويحات اللوحية و العرشية، المقاومات، المطارحات، شرح [[الإشارات و التنبیهات (کتاب)|اشارات و تنبیهات]]، رسالة فی حقیقة العشق، الواردات و التقديسات، هياكل النور،...
 +
}}
 +
'''«شهاب‌الدین یحیی سهروردی»''' (۵۴۹–۵۸۷ ق)، حکیم، عارف و فیلسوف نامدار [[ایران|ایرانی]] مسلمان و بنیان‌گذار مکتب [[فلسفه|فلسفی]] «[[حکمت اشراق]]» است. سهروردی با وارد کردن کشف و شهود به وادی [[حکمت]] [[اسلام|اسلامی]] و ناکافی دانستن استدلال و [[برهان]] عقلی، [[فلسفه]] را به [[عرفان]] نزدیک کرد؛ مکتبی فلسفی او سیر حکمت در جهان اسلام را تحت تأثیر جدی خود قرار داد. سهروردی آثار مهمی در حوزه فلسفه و عرفان -مانند «[[حکمة الإشراق (کتاب)|حکمة‌ الإشراق]]»- از خود بجای گذاشت.  
  
 
==زندگی‌نامه==
 
==زندگی‌نامه==
  
سهروردی در روستای سَهْرَوَرد از نواحی زنجان به دنیا آمد و از سنين كم در طلب علم و حكمت شروع به سفر کردن نمود و پس از تحصیل در مراغه و اصفهان، به شام و آسیای صغیر سفر کرد و سرانجام به حلب رفت و در مدرسهٔ حَلاویه به تدریس و مباحثه پرداخت.<ref>قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۱، ص۴۵.</ref> از استادان او مجدالدین عبدالرزاق جیلی و ظهیرالدین بیهقی فارسی و فخرالدین ماردینی را نام برده‌اند.<ref>دانشنامه جهان اسلام، مدخل "سهروردی، شهاب الدین" از انسیه برخواه</ref>
+
شهاب‌الدین یحیی بن حَبَش بن امیرک سهروردی، در سال ۵۴۹ قمری در روستای سَهْرَوَرد از نواحی زنجان به دنیا آمد.  
  
نفوذ سهروردی در حلب خشم گروهی از فقها را برانگیخت. تا اینکه سرانجام آنان او را به بدعت و الحاد متهم کردند و به صلاح‌الدین ایوبی نامه نوشتند. صلاح‌الدین فرمان داد و ملک ظاهر، فرزندش، در حلب حکم را اجرا کرد. بدین‌سان سهروردی در سال ۵۸۷ق در زندان حلب کشته شد و به «شیخ شهید» شهرت یافت.<ref>یافعی، مرآة الجنان و عبرة الیقظان، ج۵، ص۳۱۰.</ref>
+
سهروردی از سنين كم در طلب علم و [[حكمت]] شروع به سفر کردن نمود و پس از تحصیل در مراغه و [[اصفهان]]، به [[شام]] و آسیای صغیر سفر کرد و سرانجام به حلب رفت.<ref>سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۴، ص۳.</ref>  
  
==شیوه فلسفی سهروردی==
+
در مراغه نزد مجدالدين عبدالرزاق جيلى به تحصيل پرداخت و [[اصول فقه]] را آموخت. در همين شهر و در محضر همين استاد، با [[فخر رازى]] همدرس بود. در  شهر اصفهان نیز با افكار و آراى شيخ الرئيس [[ابن سينا]] كه در آن زمان در كمال شهرت بود، آشنايى كامل يافت. از دیگر استادان او، ظهیرالدین بیهقی فارسی و فخرالدین ماردینی را نام برده‌اند.<ref>دانشنامه جهان اسلام، مدخل "سهروردی، شهاب الدین" از انسیه برخواه.</ref>
  
سهروردی فلسفهٔ مشّاء را برای رسیدن به حقیقت کافی نمی‌دانست و بر ضرورتِ «اشراق» و «کشف و شهود» در کنار برهان عقلی تأکید داشت.<ref>سهروردی، حکمة‌الاشراق، ج۳، ص۲۷۶.</ref> سهروردی در معرفت‌شناسی بر «علم حضوری» تأکید کرد. به نظر او، آگاهی حقیقی به اشیاء تنها از راه حضور آنها نزد نفس و اشراق نوری حاصل می‌شود، نه صرفاً از طریق مفاهیم ذهنی (علم حصولی). این نوع معرفت بی‌واسطه و یقینی است و اساس فلسفهٔ اشراق را تشکیل می‌دهد.<ref>سهروردی، المطارحات، ج۲، ص۱۵۶.</ref>
+
سهروردی در بيان مسائل، بى‌باک بود و صراحت لهجه او گاهى به فاش شدن اسرار سير و سلوک و رموز [[عرفان]] منجر مى‌شد. سرانجام، فقهاى قشرى [[عامه]] كه تنها به ظواهر [[شريعت]] توجه داشتند، عليه او شوريدند و او را به [[بدعت]] و الحاد متهم کردند و سخنانش را خلاف [[اصول دين]] پنداشتند؛ تا جايى كه «ملک ظاهر» را به قتل او تشويق كردند. ملک كه در باطن به شيخ ارادت مى‌ورزيد، به خواسته فقها وقعى ننهاد و از قتل او ابا كرد. فقها هم بيكار ننشستند و شكوائيه‌ها نزد «صلاح‌الدين ايوبى» فرستادند و انجام اين كار را از او خواستند. صلاح‌الدين، به ملك ظاهر نامه‌اى نوشت و به بهانه برخى ملاحظات سياسى، دستور قتل او را داد. فقها هم به اصرار خود ادامه دادند؛ تا اینکه ملک ظاهر برخلاف ميل باطنى خود، وى را در حلب زندانى كرد. سهروردی سرانجام در زندان در سن ۳۸ سالگى، در سال ۵۸۷ قمری، به‌نحو مرموزى بدرود حيات گفت.<ref>یافعی، مرآة الجنان و عبرة الیقظان، ج۳، ص۳۳۱.</ref>
  
در دستگاه فلسفی سهروردی، «نور» حقیقت نخستین و بنیادی هستی است. خداوند «نورالأنوار» است که همهٔ انوار و موجودات دیگر از او صادر می‌شوند. هر موجودی بهره‌ای از نور دارد، و تفاوت مراتب وجود ناشی از شدت و ضعف نور است.<ref>سهروردی، حکمة‌الاشراق، ج۳، ص۲۸۰.</ref>
+
اكثر [[تذكره]] نويسان اسلامى، توجه زيادى به دقايق حيات وى نداشته اند. فقط شاگرد و مريد او، شمس‌الدين شهرزورى است كه در «نزهة الارواح و روضة الافراح»، فصل مفصل و بسيار مهمى را درباره استاد خود نگاشته است، اما حتى اين شرح كه خواننده را با بسيارى از خصوصيات اخلاقى و فكرى وى آشنا مى‌سازد، درباره چگونگى تحولات دوره آخر حيات او مطالب كافى در دسترس قرار نمى‌دهد؛ فقط خواننده را با نابغه‌اى بزرگ آشنا مى‌سازد كه به علت حدّت ذهن توأم با نوعى گستاخى و بى‌سياستى، دائما با علماى زمان خود در ستيز و مجادله بود و سرانجام، به‌نحوى كه آشكار نيست، قربانى اين امر شد.
  
سهروردی برای تبیین هستی، مراتبی از نور را مطرح کرد:
+
==شیوه فلسفی سهروردی==
 +
سهروردی با وارد کردن کشف و شهود به وادی [[حکمت]] [[اسلام|اسلامی]] و ناکافی دانستن استدلال و [[برهان]] عقلی و با بهره گیری از حکمای [[ایران]] باستان و حکمای الهی یونان، [[فلسفه]] را به [[عرفان]] نزدیک کرد و مؤسس مکتبی فلسفی شد که سیر حکمت در جهان اسلام را تحت تأثیر جدی خود قرار داد، به طوری که «[[حکمت متعالیه]]»، تلفیق «[[حکمت مشاء]]» و «[[حکمت اشراق]]» می باشد.<ref> ناصر کاظم خانلو و علی آزادی، "تحلیل عرفانی کشف و شهود در فلسفه سهروردی"، عرفان اسلامی، پاییز۱۳۹۶، شماره۵۳.</ref>
  
'''نورالأنوار:''' واجب‌الوجود و منبع همهٔ انوار. این مرتبه بسیط و بی‌نیاز است.
+
سهروردی در معرفت‌شناسی بر «علم حضوری» تأکید کرد. به نظر او علم [[نفس]] به خود و قوایش و حقایق مجرّد، به نحو حضوری است.<ref>فنائی اشکوری، محمد، "سهروردی و مسئله معرفت"، معرفت فلسفی، پاییز ۱۳۸۴، شماره ۹.</ref>
  
'''انوار قاهرهٔ طولی:''' عقول برتر که به صورت طولی از نورالأنوار صادر می‌شوند. این مرتبه در فلسفهٔ مشّاء با عقول ده‌گانه مقایسه می‌شود، اما سهروردی آن را به تعداد محدود منحصر نکرد.<ref>سهروردی، المطارحات، ج۲، ص۱۵۴.</ref>
+
در دستگاه فلسفی سهروردی، «نور» حقیقت نخستین و بنیادی هستی است. [[خداوند]] «نورالأنوار» است که همهٔ انوار و موجودات دیگر از او صادر می‌شوند. هر موجودی بهره‌ای از نور دارد، و تفاوت مراتب وجود ناشی از شدت و ضعف نور است.<ref>رجوع کنید: سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۲، ص۱۴۰.</ref> این تلقی در شرح‌های اشراقی پس از او نیز بسط یافته و جایگاه او را در سنت حکمت اسلامی تثبیت کرده است.<ref>قطب‌الدین شیرازی، شرح حکمة‌الاشراق، ص۳۴۰.</ref>
  
'''انوار متکافئه:''' انوار هم‌عرض که سهروردی آنها را با مُثُل افلاطونی تطبیق داد. این انوار واسطهٔ میان عقول طولی و موجودات مادی‌اند و هر نوع مادی، مثالی نورانی در این مرتبه دارد.
+
سهروردی برای تبیین هستی، مراتبی از نور را مطرح کرد:
 
 
'''عالم اشباح مجرّده:''' مرتبه‌ای که در آن موجودات مثالی وجود دارند. سهروردی از این عالم برای تبیین رؤیا و معاد جسمانی بهره برد؛ زیرا صور مثالی می‌توانند در خواب یا پس از مرگ برای نفس آشکار شوند.<ref>سهروردی، حکمة‌الاشراق، ج۳، ص۲۸۱.</ref>
 
 
 
==آثار و نوشته‌ها==
 
  
مجموعه آثار سهروردی در چهار جلد با عنوان مجموعه مصنفات شیخ اشراق تصحیح شده است.<ref>سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۱، ص۴۹۴.</ref>
+
*'''نورالأنوار:''' [[واجب الوجود]] و منبع همهٔ انوار؛ این مرتبه بسیط و بی‌نیاز است.
  
از آثار مهم او:
+
*'''انوار قاهرهٔ طولی:''' عقول برتر که به صورت طولی از نورالأنوار صادر می‌شوند. این مرتبه در فلسفهٔ مشّاء با عقول ده‌گانه مقایسه می‌شود، اما سهروردی آن را به تعداد محدود منحصر نکرد.<ref>سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۲، ص۱۴۲-۱۴۵.</ref>
  
حکمة‌الاشراق، که نظام کامل فلسفه اشراق را بیان می‌کند.<ref>سهروردی، حکمة‌الاشراق، ج۳، ص۲۷۶.</ref>
+
*'''انوار متکافئه:''' انوار هم‌عرض که سهروردی آنها را با مُثُل افلاطونی تطبیق داد. این انوار واسطهٔ میان عقول طولی و موجودات مادی‌اند و هر نوع مادی، مثالی نورانی در این مرتبه دارد.
  
تلویحات، مقاومات و المطارحات به زبان عربی.
+
*'''عالم اشباح مجرّده:''' مرتبه‌ای که در آن موجودات مثالی وجود دارند. سهروردی از این عالم برای تبیین رؤیا و [[معاد جسمانی]] بهره برد؛ زیرا صور مثالی می‌توانند در خواب یا پس از [[مرگ]] برای نفس آشکار شوند.<ref>رجوع کنید: سهروردی، مجموعه مصنفات، ۱۳۹۶ق، ج۲، ص۲۳۰-۲۴۱.</ref>
  
رساله‌های رمزی فارسی مانند عقل سرخ، صفیر سیمرغ و الغربة الغربیة.<ref>بدیع‌الزمان فروزانفر، سخن و سخنوران، ج۴، ص۸۹.</ref>
+
==آثار و تألیفات==
 +
آثار مهم سهروردی را می توان به سه دسته تقسیم نمود:
  
رساله‌های کوتاه مانند هیاکل النور و الواح عمادی.<ref>سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۲، ص۱۰.</ref>
+
الف) كتاب‌هاى صرفا [[فلسفه|فلسفى]] كه به زبان عربى نوشته شده است:
  
رساله‌هایی در شرح یا اقتباس از ابن‌سینا مانند رسالة فی حقیقة العشق.<ref>سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۲، ص۲۱۷.</ref>
+
* [[حکمة الإشراق (کتاب)|حکمة‌ الإشراق]]، که نظام کامل [[حکمت اشراق]] را بیان می‌کند.
 +
*التلويحات اللوحية و العرشية؛ که به شیوه‌ی [[حکمت مشاء|مشّائی]] نوشته شده است.
 +
*المقاومات؛
 +
*المطارحات.
  
نوشته‌هایی در ادعیه و اذکار که آن‌ها را «واردات و تقدیسات» نامید.<ref>سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۴، ص۴۹.</ref>
+
ب) رساله‌هاى کوتاه رمزی و [[عرفان|عرفانى]] كه به زبان پارسى و عربى تأليف شده، که برخی از آنها از نظر مبادی اعتقادی اهمیت دارند، اما باید آنها را به عنوان توضیحاتی بیشتر بر مقالات اعتقادی بزرگتر او به شمار آورد. این کتابها عبارتند از :
  
==بازتاب و تأثیر اندیشه==
+
*عقل سرخ؛
 +
*آواز پر جبرئيل؛
 +
*لغت موران؛
 +
*صفير سيمرغ؛
 +
*هياكل النور؛
 +
*الواح عمادى؛
 +
*كلمة التصوف؛
 +
*پرتو نامه؛
 +
*فی اعتقادالحکماء؛
 +
*لمحات؛
 +
*یزدان‌شناخت؛
 +
*الغربة الغربیة؛
 +
*بستان قلوب.
  
پس از مرگ سهروردی، شارحانی چون شمس‌الدین شهرزوری در نزهة الأرواح زندگی و فلسفهٔ او را شرح دادند.<ref>شهرزوری، نزهة الأرواح و روضة الأفراح، ج۲، ص۴۶۲.</ref> قطب‌الدین شیرازی در شرح حکمة‌الاشراق او را «شهاب ملت و دین» و «سلطان متألّهین» نامید.<ref>قطب‌الدین شیرازی، شرح حکمة‌الاشراق، ج۱، ص۱.</ref> در دورهٔ صفویه، ملاصدرا در حکمت متعالیه آموزه‌های اشراقی، به‌ویژه علم حضوری و مراتب نور، را در دستگاه خود ادغام کرد.<ref>قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۱، ص۴۷.</ref>
+
ج) ترجمه‌ها و شروحى كه وى بر كتب پيشينيان خود و نیز [[قرآن مجيد]] و [[احاديث]] نوشته است:
  
 +
*تفاسيرى بر چند [[سوره]] قرآن و برخى احاديث؛
 +
*شرح «[[الإشارات و التنبیهات (کتاب)|اشارات و تنبیهات]]» [[ابن سينا]]؛
 +
*ترجمه و شرح «رسالة الطير» ابن سينا؛
 +
*رسالة فی حقیقة العشق یا مونس العشاق، اقتباس از «رسالة فی العشق» ابن سینا؛
 +
*الواردات و التقديسات، كه [[دعا|دعاها]] و مناجات‌نامه‌هايى به زبان عربى است.<ref>امين رضوی، مهدی؛ سهروردی و مکتب اشراق، ترجمه مجدالدين کيوانی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۷ش، چاپ ششم.</ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
 
<references />
 
<references />
 
 
[[رده:علمای قرن ششم|سهروردی، شهاب الدین]]
 
[[رده:علمای قرن ششم|سهروردی، شهاب الدین]]
 
[[رده:علماء شیعه]]
 
[[رده:علماء شیعه]]
[[رده:فیلسوفان|سهروردی، شهاب الدین]]
+
[[رده:فیلسوفان|سهروردی، شهاب الدین]] [[رده:عارفان]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۳۴

نام کامل شهاب‌الدین یحیی سهروردی
زادروز ۵۴۹ قمری
زادگاه سهرورد، زنجان
وفات ۵۸۷ قمری
مدفن حلب، سوریه

Line.png

اساتید

مجدالدين عبدالرزاق جيلى، ظهیرالدین بیهقی فارسی، فخرالدین ماردینی،...

شاگردان

شمس‌الدين شهرزورى،...

آثار

حکمة‌ الإشراق، التلويحات اللوحية و العرشية، المقاومات، المطارحات، شرح اشارات و تنبیهات، رسالة فی حقیقة العشق، الواردات و التقديسات، هياكل النور،...

«شهاب‌الدین یحیی سهروردی» (۵۴۹–۵۸۷ ق)، حکیم، عارف و فیلسوف نامدار ایرانی مسلمان و بنیان‌گذار مکتب فلسفی «حکمت اشراق» است. سهروردی با وارد کردن کشف و شهود به وادی حکمت اسلامی و ناکافی دانستن استدلال و برهان عقلی، فلسفه را به عرفان نزدیک کرد؛ مکتبی فلسفی او سیر حکمت در جهان اسلام را تحت تأثیر جدی خود قرار داد. سهروردی آثار مهمی در حوزه فلسفه و عرفان -مانند «حکمة‌ الإشراق»- از خود بجای گذاشت.

زندگی‌نامه

شهاب‌الدین یحیی بن حَبَش بن امیرک سهروردی، در سال ۵۴۹ قمری در روستای سَهْرَوَرد از نواحی زنجان به دنیا آمد.

سهروردی از سنين كم در طلب علم و حكمت شروع به سفر کردن نمود و پس از تحصیل در مراغه و اصفهان، به شام و آسیای صغیر سفر کرد و سرانجام به حلب رفت.[۱]

در مراغه نزد مجدالدين عبدالرزاق جيلى به تحصيل پرداخت و اصول فقه را آموخت. در همين شهر و در محضر همين استاد، با فخر رازى همدرس بود. در شهر اصفهان نیز با افكار و آراى شيخ الرئيس ابن سينا كه در آن زمان در كمال شهرت بود، آشنايى كامل يافت. از دیگر استادان او، ظهیرالدین بیهقی فارسی و فخرالدین ماردینی را نام برده‌اند.[۲]

سهروردی در بيان مسائل، بى‌باک بود و صراحت لهجه او گاهى به فاش شدن اسرار سير و سلوک و رموز عرفان منجر مى‌شد. سرانجام، فقهاى قشرى عامه كه تنها به ظواهر شريعت توجه داشتند، عليه او شوريدند و او را به بدعت و الحاد متهم کردند و سخنانش را خلاف اصول دين پنداشتند؛ تا جايى كه «ملک ظاهر» را به قتل او تشويق كردند. ملک كه در باطن به شيخ ارادت مى‌ورزيد، به خواسته فقها وقعى ننهاد و از قتل او ابا كرد. فقها هم بيكار ننشستند و شكوائيه‌ها نزد «صلاح‌الدين ايوبى» فرستادند و انجام اين كار را از او خواستند. صلاح‌الدين، به ملك ظاهر نامه‌اى نوشت و به بهانه برخى ملاحظات سياسى، دستور قتل او را داد. فقها هم به اصرار خود ادامه دادند؛ تا اینکه ملک ظاهر برخلاف ميل باطنى خود، وى را در حلب زندانى كرد. سهروردی سرانجام در زندان در سن ۳۸ سالگى، در سال ۵۸۷ قمری، به‌نحو مرموزى بدرود حيات گفت.[۳]

اكثر تذكره نويسان اسلامى، توجه زيادى به دقايق حيات وى نداشته اند. فقط شاگرد و مريد او، شمس‌الدين شهرزورى است كه در «نزهة الارواح و روضة الافراح»، فصل مفصل و بسيار مهمى را درباره استاد خود نگاشته است، اما حتى اين شرح كه خواننده را با بسيارى از خصوصيات اخلاقى و فكرى وى آشنا مى‌سازد، درباره چگونگى تحولات دوره آخر حيات او مطالب كافى در دسترس قرار نمى‌دهد؛ فقط خواننده را با نابغه‌اى بزرگ آشنا مى‌سازد كه به علت حدّت ذهن توأم با نوعى گستاخى و بى‌سياستى، دائما با علماى زمان خود در ستيز و مجادله بود و سرانجام، به‌نحوى كه آشكار نيست، قربانى اين امر شد.

شیوه فلسفی سهروردی

سهروردی با وارد کردن کشف و شهود به وادی حکمت اسلامی و ناکافی دانستن استدلال و برهان عقلی و با بهره گیری از حکمای ایران باستان و حکمای الهی یونان، فلسفه را به عرفان نزدیک کرد و مؤسس مکتبی فلسفی شد که سیر حکمت در جهان اسلام را تحت تأثیر جدی خود قرار داد، به طوری که «حکمت متعالیه»، تلفیق «حکمت مشاء» و «حکمت اشراق» می باشد.[۴]

سهروردی در معرفت‌شناسی بر «علم حضوری» تأکید کرد. به نظر او علم نفس به خود و قوایش و حقایق مجرّد، به نحو حضوری است.[۵]

در دستگاه فلسفی سهروردی، «نور» حقیقت نخستین و بنیادی هستی است. خداوند «نورالأنوار» است که همهٔ انوار و موجودات دیگر از او صادر می‌شوند. هر موجودی بهره‌ای از نور دارد، و تفاوت مراتب وجود ناشی از شدت و ضعف نور است.[۶] این تلقی در شرح‌های اشراقی پس از او نیز بسط یافته و جایگاه او را در سنت حکمت اسلامی تثبیت کرده است.[۷]

سهروردی برای تبیین هستی، مراتبی از نور را مطرح کرد:

  • نورالأنوار: واجب الوجود و منبع همهٔ انوار؛ این مرتبه بسیط و بی‌نیاز است.
  • انوار قاهرهٔ طولی: عقول برتر که به صورت طولی از نورالأنوار صادر می‌شوند. این مرتبه در فلسفهٔ مشّاء با عقول ده‌گانه مقایسه می‌شود، اما سهروردی آن را به تعداد محدود منحصر نکرد.[۸]
  • انوار متکافئه: انوار هم‌عرض که سهروردی آنها را با مُثُل افلاطونی تطبیق داد. این انوار واسطهٔ میان عقول طولی و موجودات مادی‌اند و هر نوع مادی، مثالی نورانی در این مرتبه دارد.
  • عالم اشباح مجرّده: مرتبه‌ای که در آن موجودات مثالی وجود دارند. سهروردی از این عالم برای تبیین رؤیا و معاد جسمانی بهره برد؛ زیرا صور مثالی می‌توانند در خواب یا پس از مرگ برای نفس آشکار شوند.[۹]

آثار و تألیفات

آثار مهم سهروردی را می توان به سه دسته تقسیم نمود:

الف) كتاب‌هاى صرفا فلسفى كه به زبان عربى نوشته شده است:

ب) رساله‌هاى کوتاه رمزی و عرفانى كه به زبان پارسى و عربى تأليف شده، که برخی از آنها از نظر مبادی اعتقادی اهمیت دارند، اما باید آنها را به عنوان توضیحاتی بیشتر بر مقالات اعتقادی بزرگتر او به شمار آورد. این کتابها عبارتند از :

  • عقل سرخ؛
  • آواز پر جبرئيل؛
  • لغت موران؛
  • صفير سيمرغ؛
  • هياكل النور؛
  • الواح عمادى؛
  • كلمة التصوف؛
  • پرتو نامه؛
  • فی اعتقادالحکماء؛
  • لمحات؛
  • یزدان‌شناخت؛
  • الغربة الغربیة؛
  • بستان قلوب.

ج) ترجمه‌ها و شروحى كه وى بر كتب پيشينيان خود و نیز قرآن مجيد و احاديث نوشته است:

  • تفاسيرى بر چند سوره قرآن و برخى احاديث؛
  • شرح «اشارات و تنبیهات» ابن سينا؛
  • ترجمه و شرح «رسالة الطير» ابن سينا؛
  • رسالة فی حقیقة العشق یا مونس العشاق، اقتباس از «رسالة فی العشق» ابن سینا؛
  • الواردات و التقديسات، كه دعاها و مناجات‌نامه‌هايى به زبان عربى است.[۱۰]

پانویس

  1. سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۴، ص۳.
  2. دانشنامه جهان اسلام، مدخل "سهروردی، شهاب الدین" از انسیه برخواه.
  3. یافعی، مرآة الجنان و عبرة الیقظان، ج۳، ص۳۳۱.
  4. ناصر کاظم خانلو و علی آزادی، "تحلیل عرفانی کشف و شهود در فلسفه سهروردی"، عرفان اسلامی، پاییز۱۳۹۶، شماره۵۳.
  5. فنائی اشکوری، محمد، "سهروردی و مسئله معرفت"، معرفت فلسفی، پاییز ۱۳۸۴، شماره ۹.
  6. رجوع کنید: سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۲، ص۱۴۰.
  7. قطب‌الدین شیرازی، شرح حکمة‌الاشراق، ص۳۴۰.
  8. سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۲، ص۱۴۲-۱۴۵.
  9. رجوع کنید: سهروردی، مجموعه مصنفات، ۱۳۹۶ق، ج۲، ص۲۳۰-۲۴۱.
  10. امين رضوی، مهدی؛ سهروردی و مکتب اشراق، ترجمه مجدالدين کيوانی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۷ش، چاپ ششم.
مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه