سید محمدحسین بهجت تبریزی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سید محمدحسین تبریزی (شهریار)

«سید محمدحسین بهجت تبریزی» متخلّص به «شهریار» (۱۲۸۵-۱۳۶۷ش)، شاعر نامدار ایرانی معاصر بود، که به زبان‌های فارسی و ترکی شعر می‌سرود. شهریار به لحاظ سرودن اشعار کم‌نظیر در مدح ائمه اطهار علیهم‌السلام، به شاعر اهل بیت شهرت یافت. وی در سرودن انواع گونه‌های شعر تبحر داشت، اما بیشتر از دیگر گونه‌ها در غزل شهره بود و از جمله غزل‎های معروف او می‌توان به «علی‌ ای همای رحمت» و «علی آن شیر خدا شاه عرب» اشاره نمود.


زندگی‌نامه

سید محمدحسین بهجت تبریزی -معروف به شهریار-، فرزند آقا سید اسماعیل موسوی، در سال ۱۲۸۳ یا ۱۲۸۵ شمسی در تبریز متولد شد. خانواده شهریار در سال ۱۲۸۸ش به جهت ناآرامی‌های انقلاب مشروطه، به زادگاه آباء و اجدادیشان (خشگناب) مهاجرت می‌کنند. شهریار در ۱۲۹۰ش در مکتب‎خانه دهکده، پیش آقا ملا محمدباقر و ملا ابراهیم تحصیلات ابتدایی را آغاز کرد و با قرآن و دیوان حافظ آشنا شد. پس از بازگشت به تبریز در سال ۱۲۹۱ش زبان عربی را در مدرسه طالبیه و زبان فرانسه را در منزل از معلم خصوصی فرا گرفت.

شهریار پس از اتمام سیکل اول متوسطه در تبریز، در اواخر اسفند ۱۲۹۹ش به تهران عزیمت کرد و در سال ۱۳۰۰ش وارد دارالفنون شد. وی پس از مدتی، سیکل دوم متوسطه را در آنجا به اتمام رساند و سپس بنا به توصیه پدرش، در مدرسه عالی طب نام‌نویسی کرد. او همزمان با تحصیل در دارالفنون، به ادامه تحصیلات علوم دینی می‌‌پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس آیت الله سید حسن مدرس حاضر می‌‌شد.

هم‎زمان با آغاز تحصیل طب، دوران عاشقی و شیفتگی شهریار آغاز شد. او در سال ۱۳۰۸ش به علت جدایی از معشوقش، به بحران شدید روحی دچار شد و درحالی‌که فقط یک‎ ترم مانده که درس طب را تمام کند ترک تحصیل کرد.

شهریار در سال ۱۳۱۰ش به استخدام اداره ثبت املاک درآمد و دو سال به نیشابور رفت. این سفر فرصتی بود تا با کمال‌الملک آشنا شود. مثنوی «زیارت کمال‌الملک» حاصل این سفر است. در سال ۱۳۱۲ش به مشهد منتقل شد و در آنجا با محمود فرخ، گلشن آزادی، میرزا رضاخان عقیلی و برخی دیگر از ادبای آن سامان آشنا گشت و در انجمن ادبی شاهپور شرکت جست. مثنوی «بامداد عید» یادگار همین ایام است.

او در سال ۱۳۱۴ش به تهران بازگشت. ابتدا در شهرداری و بهداری و سرانجام به توصیه حاج اسماعیل امیرخیزی با سمت متصدی حسابداری رسمی در بانک کشاورزی مشغول به کار شد. سه سال بعد به بابل سفری داشت و با امیری فیروزکوهی آشنا گشت و پس‌ازآن در سال ۱۳۲۱ش با نیما دیدار نمود و «دو مرغ بهشتی» تقدیم او نمود. شهریار در سال ۱۳۳۲ش به تبریز رفت و با یکی از اقوام نزدیکش ازدواج کرد.

شهریار در سال ۱۳۳۵ش به علت تنگی معیشت، دوباره به کار در بانک کشاورزی مشغول و در سال ۱۳۴۴ش بازنشست شد. در سال ۱۳۳۷ش به پیشنهاد وزارت فرهنگ، روز ۱۶ اسفند «روز شهریار» نامیده شد و در این سال از مقام شهریار تجلیل به عمل آمد. در سال ۱۳۴۸ش درجه استادی افتخاری دانشگاه تبریز به او اعطا شد. در سال ۱۳۵۱ش به مدت چهار سال مجدداً ساکن تهران گشت و در این سال بود که همسرش را از دست داد.

پس از انقلاب اسلامی ایران، شهریار با مردم هم‎صدا و هم گام شد و اشعاری را به انقلاب تقدیم نمود. او در وصف عظمت رزمندگان جنگ تحمیلی، اشعاری نغز و حماسی سروده است. در سال ۱۳۶۳ش کنگره بزرگداشت استاد سید محمدحسین شهریار به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد او در تالار وحدت دانشگاه تبریز برپا شد.

وفات:

دوران بیماری شهریار از سال ۱۳۶۶ش آغاز شد و برای درمان به تهران انتقال یافت. سید محمدحسین شهریار در نهم مرداد ۱۳۶۷ش به بیمارستان مهر تهران منتقل شد و سرانجام در سحرگاه ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ش، چشم از جهان فروبست. پیکرش روز ۲۸ شهریورماه، در میان انبوه جمعیت به تبریز منتقل و بنا به وصیت خودش در «مقبرة الشعرای» تبریز به خاک سپرده شد.

۲۷ شهریور، روز درگذشت استاد شهریار، «روز شعر و ادب فارسی» نام‎‎‌گذاری شده است.

شعر شهریار

در‎ سال ۱۲۹۴ش نخستین شعر فارسی شهریار، از آینده درخشان او نوید می‌دهد. در سال ۱۳۱۰ش مجموعه‌ای از غزلیاتش توسط کتابخانه خیام با مقدمه ملک الشعراء بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری چاپ شد. بهار در این مقدمه، او را افتخار شرق نامید.

شهریار طی سال ۱۳۲۹ش و ۱۳۳۰ش، بخش نخست شعر «سلام بر حیدربابا» را در تهران سرود. او در اسفند ۱۳۳۲ش، نخستین قطعه «سلام بر حیدربابا» را که مشتمل بر ۷۶ بند می‌باشد، با یک سرآغاز و دو مقدمه به قلم دکتر مهدی روشن ضمیر و عبدالعلی کارنگ منتشر کرد. این اثر از معروف‌ترین آثار ادبیات ترکی آذربایجانی محسوب می‌شود که به بیش از ۸۰ زبان زنده دنیا ترجمه شده‌ است.

در سال ۱۳۴۳ش، شهریار سفری به خشگناب کرده و تأثرات عمیق خود را تحت عنوان جلد دوم «سلام بر حیدربابا» در ۴۹ بند سرود و در سال ۱۳۴۶ش با مقدمه دکتر منوچهری مرتضوی منتشر کرد. در سال ۱۳۴۸ش از طرف دانشگاه تبریز، درجه ‎«استادی» به شهریار اعطا شد و از او تجلیل به عمل آمد.

محمدحسین تبریزی در اوایل شاعری، «بهجت» تخلص می‌کرد، ولی بعدها، با فال حافظ تخلص خواست که بیت زیر، شاهد از دیوان حافظ آمد و تخلص او را «شهریار» تعیین کرد:

غم غریبی و غربت چو بر نمی‌تابم * روم به شهر خود و شهریار خود باشم

شهریار در سرودن گونه‌های مختلف شعر فارسی، مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی چیره‌دست بوده‌ است؛ اما بیشتر از دیگر گونه‌ها در غزل شهره بود. شهریار شاعری است یکه‌تاز در میدان توحید و وادی عرفان که عمق اعتقادات او را در اشعاری همچون صدای خدا، قیام محمد، مناجات، علی‌ ای همای رحمت، علی و شب، هدیه عید غدیر، شریح قاضی، کاروان کربلا، اسلام و خدمت اجتماع، جهاد و... می‌توان دریافت.

لطف سخن شهریار، به چیرگی بی‌نظیر او در سرودن شعر به دو زبان فارسی و آذری بود و این نکته او را در میان اقران و شاعران معاصر ایران، ممتاز کرده بود.

شعر «علی ای همای رحمت» از مشهورترین اشعار استاد شهریار می باشد، که در این غزل معروف خود، به استقبال شعری از «مفتون همدانی» رفته‌ است.

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را * که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین * به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند * چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت، تو بباری اَرنه دوزخ * به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن * که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من * چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب * که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان * چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت * متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت * که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت * چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چو نای هردم ز نوای شوق او دم * که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی * به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب * غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

غزل شهریار و خواب آیت‌الله مرعشی نجفی:

در کتاب «شهریار و انقلاب ملت» اثر اصغر فردی از شاگردان شهریار، رؤیای معروف آیت‌الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی -درباره شعر خواندن شهریار در محضر حضرت علی(ع)- طی نامه ممهور به سجع و مُهر آن مرجع فقید، به این صورت نقل شده است: «آیت‌الله مرعشی نجفی خواب می‌بینند که حضرت امیر(ع) به شعرای شیعه در مسجد کوفه بار می‌دهند، از این میان نام چند شاعر خاطرشان مانده است، از جمله محتشم کاشانی و... که نشسته‌اند و حضرت می‌فرمایند: کجاست شاعر ما؟ شهریار را می‌آورند،‌... شهریار می‌نشیند و حضرت امیر(ع) می‌فرمایند که شعرت را بخوان. استاد نیز شعر می‌خواند، اما نه شعر «علی ای همای رحمت» را، بلکه شعر «علی آن شیر خدا شاه عرب،‌ اُلفتی داشته با این دل شب...» را می‌خواند. آن حضرت به شهریار برات می‌دهند و شهریار را مرخص می‌کنند...». طبق گفته آیت‌الله مرعشی، این خواب همان شبی رخ داد که شهریار این شعر را در شب بیست و یکم ماه رمضان سروده بود. البته جریان فوق به صورتهای دیگری نیز نقل شده است.

منابع

مسابقه از خطبه ۷۶ و ۲۳۰ نهج البلاغه