بت های عرب جاهلی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مردم عرب به خصوص قريش «الله» را خداى بزرگ و خالق آسمان و زمين و مدبر عالم و فرستنده باران مى دانستند، و هنگام بردن نام او مى گفتند: «بسمك اللهم» يعنى به نام تو اى خدا كه در اسلام به جاى آن «بسم الله الرحمن الرحيم» نخستين آيه سوره مباركه قرآن مجيد آمد.

در عين حال قريش بت هائى داشتند كه آن ها را مظاهر خداى واقعى مى دانستند. در حقيقت چون دسترسى به «الله» نداشتند، بت ها را پرستش مى كردند، و از آن ها يارى مى جستند، و مى گفتند: «اين كه ما بت ها را مى پرستيم به خاطر اين است كه اين ها ما را به خداى واقعى نزديك مى كنند».[۱] [۲]

يعقوبى مى نويسد: عرب به واسطه مجاورت با پيروان اديان و آمد و رفت به كشورهاى دور و نزديك، داراى اديان مختلفى بودند. قريش و تمامى اولاد «معد بن عدنان» پاره اى از احكام دين ابراهيم را معمول مى داشتند. بدين گونه كه به حج مى آمدند و خانه كعبه را زيارت مى كردند و مناسك و ديگر مراسم حج يادگار حضرت ابراهيم را انجام مى دادند. مهمان نواز بودند، و ماه هاى حرام را محترم مى شمردند. اعمال نامشروع و قطع پيوند خويشى و ستمگرى را زشت مى داشتند، و هر كس را كه مرتكب جرم مى شد، كيفر مى دادند.

آن ها همچنان متصديان خانه خدا بودند تا اين كه قبيله «خزاعه» پرده دارى كعبه را تصاحب كردند و بعضى از احكام و مناسك حج را تغيير دادند، از جمله اين كه پيش از غروب آفتاب از «عرفات» بيرون مى آمدند، و بعضى از آن ها بعد از طلوع آفتاب روز دهم ذى الحجه كوچ مى كردند.

قريش بر اين عقايد بود تا اين كه عمرو بن لحى خزاعى به شام رفت و در آن جا ديد كه مردمى از عمالقه بت ها را پرستش مى كنند. عمرو بن لحى پرسيد: اين بت ها چيستند كه مى بينم مى پرستيد؟ عمالقه گفتند: ما اين ها را پرستش مى كنيم، و به وسيله آن ها يارى مى جوئيم، و طلب باران مى كنيم.

عمرو بن لحى گفت: آيا ممكن است يكى از اين بت ها را به من بدهيد تا آن را به سرزمين عرب ببرم، و در كنار خانه خدا كه قبائل عرب به زيارت آن مى آيند قرار دهم؟ عمالقه بتى به نام «هبل» به وى دادند و عمرو بن لحى آن را آورد و در كنار خانه كعبه گذاشت، و اين نخستين بتى بود كه در مكه استقرار يافت. [۳] [عمرو بن لحى] قریش را به پرستش بت هبل فراخواند، و به دنبال آن قريش و ساير قبائل عرب بت ها ساختند، و هر قبيله بتى را پرستيد و بسيارى از آن ها را در درون و بالاى كعبه قرار داده بودند.

قريش براى بتان خود نذر مى كردند، و در مقابل آن ها كرنش و قربانى مى نمودند، و در جنگ و صلح آن ها يارى مى جستند. حتى گاهى بعضى از آن ها را بر استرى يا شترى سوار كرده، به ميدان جنگ مى آوردند، تا حضور آن ها باعث پيروزى شان شود!

«الله» را يكتا و يگانه نمى دانستند، بلكه داراى زن و فرزند و دختران مى پنداشتند.

از جمله بتان آن ها «لات» و «منات» و «عزّی» بود كه آن ها را دختران خدا مى دانستند. به همين جهت نسبت به آن ها توجه مخصوصى داشتند. «لات» خداى آفتاب و از سنگى سفيد بود و معبد آن در طائف واقع در دوازده فرسخى مكه بود.

منات سنگى سياه و خداى سرنوشت و مرگ بود، و معبد آن در محلى به نام «قديد» ميان مكه و مدينه نزديك بحر احمر قرار داشت. «عزى» خداى زهره و معبدش در «وادى نخله» بين طائف و مكه بود. اين خدايان اختصاص به قريش نداشتند، بلكه مورد پرستش همه قبايل بودند، ولى قريش در بزرگداشت آن ها اهتمام خاصى داشت. اين احترام به خصوص نسبت به عزى بيشتر بود. در مقابل بت عزى بود كه قربانى انسان انجام مى گرفت.

نقل مى كنند كه «ابواحيحه سعد بن عاص» مردى از بنى اميه هنگام مرگ سخت مى گريست، ابوجهل كه براى عيادتش آمده بود، پرسيد: علت گريه چيست؟ آيا از مرگ مى ترسى كه هيچ كس را از آن گريزى نيست؟ گفت: نه، ولى از آن مى ترسم كه مبادا بعد از من مردم عزى را پرستش نكنند! ابوجهل گفت: مردم عزى را به خاطر تو نمى پرستند كه با مرگ تو از پرستش آن دست بردارند. (الاصنام،كلبى، ص 23 به نقل از تاريخ اسلام دكتر عبدالحسين زرين كوب)

«هبل» نخستين بت عرب از عقيق سرخ و به شكل انسان بود. دست راستش شكسته بود، و قريش دست ديگرى از طلا برايش ساخته بودند!

اين بت را قريش در درون كعبه جا داده، و سخت به وى دل بسته بودند.

غير از هبل بت هاى ديگرى هم در كعبه از آن قريش و ساير قبايل عرب وجود داشت، تا 360 بت به عدد روزهاى سال كه نسبت به آن ها مراسم طواف و مسح و قربانى معمول مى شد. علاوه بر اين بت ها كه نام برديم و مى بريم، اعراب بت پرست در خانه هاى خود نيز بتانى از جنس هاى مختلف داشتند كه چون وارد خانه مى شدند به دور آن طواف مى كردند، و در موقع مسافرت با آن وداع نموده، و براى سلامتى و بازگشت خود يارى مى جستند يا با خود به سفر مى بردند! گذشته از بت «هبل» كه عمرو بن لحى در جنب كعبه قرار داده بود، پس از آن نيز قريش بت هاى «اسافه» و «نائله» در كنار كعبه گذاشتند، و براى آن ها احترام خاصى قائل بودند.

غير از بت هاى ياد شده كه در خانه كعبه يا در كنار كعبه قرار داشت، قريش بت «مجاور الريح» را در كوه صفا و بت «مطعم الطير» را در كوه مروه مقابل كعبه قرار داده و به پرستش آن ها مى پرداختند. علاوه بر قبايل عرب در نقاط مختلف هم بت هاى مهمى داشتند كه بعضى خصوصى و بعضى ديگر تعلق به همه قبايل داشت.

و بت قبيله بنى كلب و قضاعه، در محلى به نام «دومة الجندل» واقع در سر راه مدينه به اردن، و نسر بت قبيله حمير و همدان در صنعا پايتخت يمن، سواع بت قبيله كنانه، عزى بت قبيله غطفان، ذوالحفله بت قبيله بجيله و خثعم، و فلق بت قبيله طى بود كه در نقطه اى به نام «حبس» جاى داشت.

همچنين بت قبيله ربيعه و اياد ذوالكعباب در سنداد واقع در عراق، و لات بت قبيله ثقيف در طائف، و منات بت قبيله اوس و خزرج در فدك نزديك خيبر كنار درياى سرخ بود. بت ذوالكفين از آن قبيله دوس، و بت سعد تعلق به قبيله بكر بن وائل و شمس بت قبيله بنى عذره، و رئام بت قبيله ازد بود.

قبايل بت پرست عرب هر ساله براى زيارت خانه كعبه و انجام مراسم حج كه از زمان حضرت ابراهيم و اسماعيل مانده بود دو بار به مكه مى آمدند، و با اين كه بت پرست شده بودند، روى تعصب خاص عربى آن مراسم را محترم مى شمردند و آن را معمول مى داشتند.

بت پرستان عرب در نقاط مختلف قبل از حركت به سوى مكه نخست در مقابل بت هاى خود ايستاده و اداى احترام مى كردند، سپس رهسپار مكه مى شدند.(تاريخ يعقوبى، ج 1 ص 295)

آن ها قبل از سفر و هنگامى كه به جنگ مى رفتند نيز در مقابل بت هاى خود كرنش نموده و با آن ها توديع كرده و با فتح و پيروزى بر دشمن يارى مى جستند.

با اين وصف كعبه و مكه به عنوان يادگار ابراهيم و اسماعيل احترام خود را حفظ كرده و در نظر تمامى قبائل عرب مقدس ترين مكان ها بود.


پانویس

  1. «ما نعبدهم الا ليقربونا الى الله زلفا.» سوره زمر/آيه 3.
  2. تاريخ اسلام از آغاز تا هجرت،علی دوانی، ص 26
  3. تاريخ اسلام از آغاز تا هجرت،علی دوانی، ص 20 به نقل از (تاريخ يعقوبى ج 1 ص 294)

منابع

تاريخ اسلام از آغاز تا هجرت، علی دوانی