آیه 9 سوره یس
| <<8 | آیه 9 سوره یس | 10>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و (راه خیر را) از پیش و پس بر آنها سد کردیم و بر چشم (هوش) شان هم پرده افکندیم پس هیچ (راه حق) نمیبینند.
و از پیش رویشان حایلی و از پشت سرشان [نیز] حایلی قرار داده ایم، و به صورت فراگیر دیدگانشان را فرو پوشانده ایم، به این خاطر حقایق را نمی بینند،
و [ما] فراروى آنها سدى و پشت سرشان سدى نهاده و پردهاى بر [چشمان] آنان فرو گستردهايم، در نتيجه نمىتوانند ببينند.
در برابرشان ديوارى كشيديم و در پشت سرشان ديوارى. و بر چشمانشان نيز پردهاى افكنديم تا نتوانند ديد.
و در پیش روی آنان سدّی قرار دادیم، و در پشت سرشان سدّی؛ و چشمانشان را پوشاندهایم، لذا نمیبینند!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- سد: بستن و اصلاح كردن. «سد الثلاثة: اصلحها و وثقها» و نيز به معنى بند و حايل ميان دو چيز است، مراد از آن در آيه معناى دوّم مىباشد.
- اغشيناهم: غشى و غشيان: پوشانيدن و احاطه كردن. اغشاء: پوشانيدن و پوشانيدن چيزى بر چيزى.[۱]
نزول
عکرمة گوید: ابوجهل مى گفت: اگر محمد را ببینم چنین و چنان خواهم کرد و این آیه نازل گردید و اجتماع قریش محمد را میدیدند و مى گفتند: این محمد است ابوجهل مى گفت: کجاست محمد، کجاست محمد، و او را نمى دید.[۲]
ابوحمزه ثمالى از عمار بن عاصم او از شقیق بن سلمه و او از عبدالله بن مسعود روایت کند که قریش نزدیک خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله جمع شده بودند. براى این که او را ببینند و به قتل برسانند، پیامبر از خانه بیرون آمد و مشتى خاک بر آنها ریخت و آنها پیامبر را نمى دیدند.[۳]
و نیز گویند: علت نزول آیه چنین است که ابوجهل سوگند یاد کرد که اگر محمد به نماز مشغول شود سر او را به سنگ بکوبد لذا در آن هنگام آمد و سنگ بزرگى را بالاى سر خویش داشت تا بر سر محمد فرود آورد. در همان اوان دست او خشک شد، بیامد و به یاران خویش خبر داد و نیز مردى از طائفه بنى مخزوم در آن میان بود. گفت: اکنون این سنگ را من برمیگیرم و محمد را به قتل میرسانم لذا سنگ را برگرفت و نزد رسول خدا که در حال خواندن نماز بود، آمد.
در این هنگام چشمش تاریک شد و پیامبر را ندید ولى صداى او را مى شنید او هم مأیوسانه مراجعت کرد سپس این آیه نازل گردید.[۴]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ «9»
و پيش روى آنان حائل و سدّى و پشت سرشان نيز حائل و سدّى قرار داديم، و به طور فراگير آنان را پوشانديم، پس هيچ چيز را نمىبينند.
نکته ها
با اين كه قرآن استوار و حكمتآموز است و رسالت پيامبر قطعى است و راه دين مستقيم است و خداوند قوى ومهربان است، ليكن چون اكثر مردم، غافل، بىايمان و گرفتار خرافاتند، از هر سو بروند به سدّى محكم و بن بست برخورد مىكنند.
سيماى افراد لجوج در اين آيه بسيار دقيق و جالب ترسيم شده است:
اّولًا: غافل هستند، «فَهُمْ غافِلُونَ» و در نتيجه ايمان نمىآورند. «فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ»
جلد 7 - صفحه 522
ثانياً: خرافات آنان را گرفتار كرده است. «فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا» و همچون شتر چموش از پذيرفتن حقّ سر باز مىزنند. «فَهُمْ مُقْمَحُونَ» از پيش و پس در محاصره هستند، «سَدًّا» و بر چشمان آنان پردهاى آويخته شده و نمىبينند.
شايد مراد از «مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا» آرزوهاى طولانى انسان براى آينده و مراد از «مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا» غفلت از خلافكارىهاى گذشته باشد كه آن آرزوها و غفلتها دو مانع بزرگ براى ديدن حقّ است.
در اين آيات، دو كيفر در برابر دو انحراف بزرگ قرار گرفته است. «فَهُمْ غافِلُونَ- فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ»، «جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا- جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا»
پیام ها
1- صدها چراغ دارد و بى راهه مىرود، بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش. «وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا»
2- غافلان بى ايمان، نه از گذشتهى كفّار عبرت مىگيرند، «خَلْفِهِمْ» و نه از معجزه و استدلالى كه پيش روى آنان است. «مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ»
3- كافر در بن بست است. «سَدًّا»
4- در تبليغ، معقولات را با محسوسات تشبيه كنيم. «سَدًّا»
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




