و چون در تقسیم (ترکه میّت، اشخاصی از) خویشان و یتیمان و فقیران حاضر آیند، به چیزی از آن مال آنها را روزی دهید و با آنان سخن نیکو و دلپسند گویید.
چون هنگام تقسیم کردن ارث، خویشاوندان و یتیمان و مستمندان حاضر شدند، چیزی از آن را به ایشان بدهید، و با آنان سخنی شایسته و پسندیده گویید.
و هر گاه، خويشاوندان يتيمان و مستمندان در تقسيم [ارث] حاضر شدند، [چيزى] از آن را به ايشان ارزانى داريد و با آنان سخنى پسنديده گوييد.
و چون به هنگام تقسيم، خويشاوندان و يتيمان و مسكينان حاضر آمدند به آنان نيز چيزى ارزانى داريد و با آنان به نيكويى سخن گوييد.
و اگر بهنگام تقسیم (ارث)، خویشاوندان (و طبقهای که ارث نمیبرند) و یتیمان و مستمندان، حضور داشته باشند، چیزی از آن اموال را به آنها بدهید! و با آنان به طور شایسته سخن بگویید!
And when the division is attended by relatives, the orphans and the needy, provide for them out of it, and speak to them honourable words.
And when there are present at the division the relatives and the orphans and the needy, give them (something) out of it and speak to them kind words.
And when kinsfolk and orphans and the needy are present at the division (of the heritage), bestow on them therefrom and speak kindly unto them.
But if at the time of division other relatives, or orphans or poor, are present, feed them out of the (property), and speak to them words of kindness and justice.
معانی کلمات آیه
اولى القربى: صاحبان قرابت. منظور قرابت نسبى و خويشاوندى است. قرب و قربى: نزديكى.[۱]
و اگر هنگام تقسيم (ارث)، خويشاوندانى (كه ارث نمىبرند) ويتيمان و مستمندان حاضر شدند، پس چيزى از آن مال به آنان روزى دهيد و با آنان پسنديده سخن بگوئيد.
نکته ها
از اينكه «أُولُوا الْقُرْبى» در كنار «الْيَتامى» و «الْمَساكِينُ» آمده، معلوم مىشود كه مراد از بستگان، بستگان فقيرى هستند كه به طور طبيعى ارث نمىبرند. چنانكه سفارش عاطفى آخر آيه نيز اين معنا را تأييد مىكند.
2- اموال ارثى را مخفيانه تقسيم نكنيد، تا امكان حضور ديگران هم باشد. «حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبى»
3- در تقسيم ارث، علاوه بر افرادى كه سهم مشخّص دارند، به فكر فقرا و محرومان و يتيمان نيز باشيد. نَصِيباً مَفْرُوضاً ... فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ 4- با هداياى مالى و زبان شيرين، از كينهها و حسادتها، پيشگيرى و پيوندهاى خانوادگى را مستحكمتر كنيد. «فَارْزُقُوهُمْ ... قُولُوا»
5- هداياى مادّى، همراه با محبّت و عواطف معنوى باشد. «قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً»
چون حق تعالى بيان حال كسانى نمود كه ميراث مىبرند، متعقب آن جماعتى را كه از ارث نصيبى ندارند بيان مىفرمايد:
وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ: و چون حاضر شوند در وقت قسمت مواريث، أُولُوا الْقُرْبى: خويشان ميّت كه ميراث نمىبرند، وَ الْيَتامى: و يتيمانى كه بيگانه باشند از ارث ميّت، وَ الْمَساكِينُ: و همچنين فقرا و محتاجان، فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ:
پس بدهيد ايشان را چيزى از تركه ميت تا دل آنها خوش شود. مراد آنكه حضار مجلس وراث، چيزى از ميراث بر سبيل تصدق به طوايف مذكوره عطا فرمايند تا موجب تطيب قلوب آنها گردد. و گويند: اين امر بر سبيل وجوب بود، و به آيه مواريث و وصايا منسوخ شده. وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً: و گويند مر اين جماعت را سخنى پسنديده كه موجب فرح و خرسندى خاطر ايشان شود، به اين وجه كه آنها را دعاى خير كنند مانند: عفاكم اللّه و اعفاكم. و در دادن معطى منّت
تفسير اثنا عشرى، ج2، ص: 361
منهيد. و گويند: «واو» به معنى «او» مىباشد، يعنى ايشان را طعمه دهيد نه ميراث. يا به گفتارى معروف و عذرى معقول ايشان را خشنود سازيد. و جمع ميان هر دو ممكن است، يعنى: هم چيزى به آنها دهيد و هم گفتار نيكو گوئيد، يا بعضى را چيزى دهيد و بعضى را به گفتار پسنديده جواب دهيد. قول ديگر: مراد به قول معروف، آنست كه ولى و وصى ايتام گويند: اگر اين مال از من مىبود، يا از خود مالى داشتم، شما را محظوظ مىساختم.
تنبيه: صاحب كنز العرفان گويد: نزد بعضى اين آيه منسوخ است به آيه ارث در نسب. و نزد جمعى از آيات محكمه؛ و مستحب است ورثه را كه در حين اقتسام، عطا را قسمت كنند به كسانى كه ذى سهم نباشند، از اقارب و جيران و مساكين و يتيمان. از سعيد بن جبير نقل است كه بعضى گويند اين آيه منسوخ شده، به خدا و اللّه كه منسوخ نشده، و لكن مردمان در آن تهاون كنند و عمل به مضمون آن ننمايند.
و چون حق تعالى مردمان را به قول معروف امر نمود، در عقب آن نهى از خلاف آن و امر به اقوال سديد و افعال حميد فرمايد:
و چون حاضر شوند قسمت را نزديكان و يتيمان و درويشان پس ببخشيد ايشان را از آن و بگوئيد مر ايشان را گفتارى پسنديده.
جلد 2 صفحه 19
تفسير
مروّت و عاطفت وصله رحم و جانب دارى از فقرا و ضعفا مقتضى است كه اگر نزديكان ميت كه لابد از اقارب ورثهاند در موقع تقسيم اموال ميت حاضر باشند و همچنين اگر اطفال يتيم و اشخاص بىبضاعتى حضور داشته باشند براى دلجوئى و مهربانى و صله رحم و تصدق و شكرگزارى كسانيكه از آنمال بفرض الهى بهرهمند شدهاند آنها را از مال ميت بىبهره نگذارند و هر كس را بمناسبت رتبه قرابت او و خودشان و قابليت ميراث برخوردار نمايند و بفراخور حال چيزى تحفه و تقديم نمايند با كمال ملاطفت و مهربانى و عذرخواهى و استحقار بدون منت و اهانت و استكبار و بايد بدانند كه اين براى دنيا و آخرت آنها نافع است و اگر آنها با چشمى كه بر آن مال داشتهاند محروم بروند براى اينها در دنيا و آخرت مضر است و چند روايت در اين آيه شريفه وارد شده است راجع بنسخ و عدم آن كه بنظر حقير منظور آنستكه ظاهر بدوى آن مراد نيست و اثبات حق نميشود و بايد بمقتضى مروت و انصاف و اخلاق رفتار شود اگر چه فيض ره فرموده نسخ وجوب منافى با بقاء جواز و استحباب نيست ولى حق آنستكه منافى است چنانچه در اصول معنون است و معلوم است كه آيه فرائض معارض با اين آيه نيست تا ناسخ باشد و مطلب همانستكه سابقا هم اشاره نمودم وقتى ائمه ميخواستند ردع نمايند آنها را از عمل نمودن بآنچه آنها از آيه استظهار نموده بودند باين بيان مىفرمودند بپاره ملاحظات كه ذكرش لزوم ندارد.
و ممكن است مراد از حضور اقربين و يتامي و مساكين نه مجرد حضور در مجلس قسمت باشد بلكه حضور در محل در موقع قسمت است که اگر غائب باشند در بلاد ديگر و دست رس نباشند از مورد آيه خارجند.