آیه 84 سوره نحل

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لَا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<83 آیه 84 سوره نحل 85>>
سوره : سوره نحل (16)
جزء : 14
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و (به یاد خلق آور) روزی که (در قیامت) ما از هر امتی (رسول و) شاهدی برانگیزیم آن‌گاه به کافران اجازه سخن و اعتذار داده نشود و نه توبه و انابه و عذری از آنان پذیرند.

و روزی را [یاد کن] که از هر امتی گواهی برمی انگیزیم، سپس به کافران نه اجازه [عذر خواهی] می دهند، و نه از آنان می خواهند که [برای به دست آوردن خشنودی خدا] عذرخواهی کنند!

و [ياد كن‌] روزى را كه از هر امّتى گواهى برمى‌انگيزيم، سپس به كسانى كه كافر شده‌اند رخصت داده نمى‌شود و آنان مورد بخشش قرار نخواهند گرفت.

روزى كه از هر امتى گواهى برانگيزيم و به كافران رخصت سخن‌گفتن داده نشود و عذرشان پذيرفته نيايد.

(به خاطر بیاورید) روزی را که از هر امّتی گواهی بر آنان برمی‌انگیزیم؛ سپس به آنان که کفر ورزیدند، اجازه (سخن گفتن) داده نمی‌شود؛ (بلکه دست و پا و گوش و چشم، حتّی پوست تن آنها گواهی می‌دهند!) و (نیز) اجازه عذرخواهی و تقاضای عفو به آنان نمی‌دهند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

The day We shall raise a witness from every nation, the faithless will not be permitted [to speak], nor will they be asked to propitiate [Allah].

And on the day when We will raise up a witness out of every nation, then shall no permission be given to those who disbelieve, nor shall they be made to solicit favor.

And (bethink you of) the day when we raise up of every nation a witness, then there is no leave for disbelievers, nor are they allowed to make amends.

One Day We shall raise from all Peoples a Witness: then will no excuse be accepted from Unbelievers, nor will they receive any favours.

معانی کلمات آیه

يستعتبون: عتبى: رضايت و خشنودى . استعتاب: طلب رضايت. «استعتبه: استرضاه». «لا يستعتبون»: از آنها رضايت خدا خواسته نمى ‏شود كه عمل كنند و خدا را راضى نمايند.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ يَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً ثُمَّ لا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ «84»

و (ياد كن) روزى را كه از هر امّتى شاهدى برانگيزيم، سپس به كسانى‌كه كفر ورزيدند اجازه (هيچ كلامى) داده نخواهد شد وآنها براى عذرخواهى فراخوانده نمى‌شوند.

نکته ها

در قرآن بارها، سخن از گواهانِ قيامت مطرح شده است؛ پيامبران، فرشتگان، اولياى خدا، زمين واعضاى بدن، از گواهان آن روز هستند. امام صادق عليه السلام فرمودند: براى هر امّت و زمانى، امامى هست كه مردم با او محشور مى‌شوند. «3» و امام باقر عليه السلام در ذيل آيه‌


«3». تفسير مجمع‌البيان.

جلد 4 - صفحه 563

فرمودند: «نحن الشهود على هذه الامة» همانا ما شاهدان بر اين امّت هستيم.

با آنكه خداوند همه‌جا حاضر وبه همه‌چيز آگاه است، ولى وجود گواهان متعدّد، عامل پيدايش تقوا وحيا براى مؤمنان و وسيله‌ى رسوايى بيشتر مجرمان است.

شرط شهادت و گواهى، علم و آگاهى همراه با عدالت است. بنابراين اولياى خدا كه در قيامت شاهد بر ما هستند بايد در دنيا، بر كار ما ناظر بوده و اعمال ما بر آنها عرضه شود و اين همان عقيده ماست كه به گفته رواياتِ متعدّد وآيه‌ى مباركه‌ «فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» «1» هر هفته، اعمال ما به امام زمان عليه السلام عرضه مى‌شود. و بدون اين عقيده، آياتِ «شهادت» و گواهى در قيامت، قابل توجيه نيست. چگونه كسى كه از اعمال ما خبر ندارد يا عدالت ندارد، در قيامت گواهى بدهد.

«استعتاب» از عتاب است، يعنى گنهكار از صاحبِ حق، طلب عتاب و سرزنش مى‌كند تا بدين وسيله قهرش فرو نشيند و رضايت دهد.

در دنيا هم مى‌توان توبه كرد، هم عذرخواهى و هم جبران نمود، امّا در قيامت نه جاى توجيه است، نه عذرخواهى، نه تدارك:

اما توجيه مردود است، چون وقتى كه بعضى از دوزخيان به گروه ديگرى مى‌گويند: «لَوْ لا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ» «2» اگر شما نبوديد ما مؤمن بوديم، خطاب مى‌رسد: «بَلْ لَمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ» «3» بلكه خود شما اهل ايمان آوردن نبوديد.

اما تدارك گناه مردود است، چون وقتى از خداوند مى‌خواهند؛ «فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً» «4» ما را به دنيا بازگردان تا كار شايسته‌اى انجام دهيم، پاسخ مى‌شنوند: «كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها» «5»، «فَذُوقُوا بِما نَسِيتُمْ» «6»

واما عذرخواهى مردود است، چرا كه قرآن مى‌فرمايد: «وَ لا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ» «7» اجازه نمى‌يابند كه عذرخواهى كنند.


«1». توبه، 105.

«2». سبأ، 31.

«3». صافّات، 29.

«4». سجده، 12.

«5». مؤمنون، 100.

«6». سجده، 14.

«7». مرسلات، 36.

جلد 4 - صفحه 564

پیام ها

1- گواه هر قومى از خودشان است تا حجّت بر آنها تمام شود. «مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً»

2- خدا در ميان هر قومى ودر هر زمانى، برمردم حجّت وشاهد دارد. «مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً»

3- در دادگاه الهى، حساب و كتاب و گواه و شهادت مطرح است. «شَهِيداً»

4- با وجود شاهد و حجّت، ديگر عذرتراشى و توجيه يا رضايت طلبى معنا ندارد. لا يُؤْذَنُ‌ ... لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ‌



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه