لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ «64»
آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است مخصوص اوست، و در حقيقت، اين خداوند است كه بى نياز و ستوده است.
نکته ها
وجود انسان، سراسر فقر و به هوا، غذا، مسكن، لباس و چيزهاى ديگر محتاج است و اگر چند روزى در شاخهاى از امور خود را بىنياز بپندارد، دست به طغيان مىزند و عوارض و خطراتى به دنبال دارد، مانند: بىتفاوتى، غفلت، استثمار، ولى خداوند «الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»، بىنياز مطلق و شايستهى هر گونه ستايش است.
پیام ها
1- هستى محتاج ونيازمند است و او تنها بىنياز. إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُ ...
تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ (64)
لَهُ ما فِي السَّماواتِ: و مر ذات الهى راست بخاصه آنچه در آسمانها است، وَ ما فِي الْأَرْضِ: و آنچه در زمينها است، يعنى خالق و مالك همه علويات و سفليات خداى سبحان است. وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ: و بدرستى كه خداى تعالى هر آينه او است بىنياز در ذات خود از ما سوى، ستوده شده باشد، يعنى مستوجب ستايش به صفات و افعال، و سزاوار اينكه همه كس ذات او را ستايش و پرستش نمايند. يا غنى است، يعنى ذاتى كه بىنياز از خلق و تمام
جلد 9 - صفحه 88
محتاجند به او، پس تعلقى نيست براى او به غير، نه در ذات و نه چيزى از صفات او، بلكه منزه باشد از علاقه به غير؛ زيرا هر كه تعلق دارد ذات يا صفاتش به امر خارجى كه متوقف باشد در وجود يا كمالش بر آن، پس محتاج است به آن امر؛ و ذات الهى منزه باشد از احتياج. حميد يعنى ذاتى كه مستحق حمد است به افعالش در سراء و ضراء و شدت و رخاء.
- آيا نديدى كه خدا نازل نمود از آسمان آب را پس ميگردد زمين سبز همانا خدا باريك بين آگاه است
مر او را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و همانا خدا هر آينه او است بىنياز ستوده
آيا نديدى كه خدا رام كرد از براى شما آنچه را در زمين است و كشتى را كه ميرود در دريا بفرمان او و نگاه ميدارد آسمانرا از آنكه بيفتد بر زمين مگر بدستور او همانا خدا بمردم هر آينه با رأفت و مهربان است
و او است آنكه زنده كرد شما را پس ميميراند شما را پس زنده ميكند شما را همانا انسان هر آينه ناسپاس است.
تفسير
- خداوند براى تقرير و اثبات نعمت و قدرت خود بر بندگان سؤال فرموده كه آيا نديدى كه خداوند باران رحمت بيحساب خود را از آسمان سرازير فرموده تا در بسيط زمين فرش زمرّدين بگستراند و اينكه از صيغه انزل كه ماضى است بتصبح كه مضارع است عدول فرموده براى دلالت بر تجدّد و حدوث خرّمى است در زمانى بعد از زمانى و اخيرا اشاره فرموده بمقام لطف و مرحمت خود نسبت به بندگان و احاطه علميّه بر دقائق و رموز و آگاهى خود از هر امر آشكار و مرموز و مخلوق و مملوك او است بملكيت حقّه حقيقيّه آنچه در آسمانها و زمين است و
جلد 3 صفحه 620
همه آنها بخدا نيازمندند و او از همه بىنياز و او است مستوجب حمد و مستحق ثنا در ذات و صفات و افعال و نيز پرستش فرموده براى تقرير از تسخير موجودات ارضيّه از قبيل حيوانات سوارى و باركش و غيرها كه خداوند آنها را رام و ذليل فرموده براى انسان كه از منافع گوناگونشان استفاده و شكر گذارى نمايند و از تسخير كشتيها براى انسان كه بأمر و فرمان الهى در دريا سير ميكنند باراده و اختيار كشتيبان بنابر آنكه و الفلك عطف بما فى الارض شود ولى محتمل است عطف بر اللّه باشد و بنابراين مراد آنستكه آيا نديدى كشتى را كه سير ميكند در دريا بفرمان خدا و كلمه فلك ممكن است مفرد باشد و محتمل است جمع و در صورت افراد هم واحد و جمع در آن يكسان است مانند ساير اسماء اجناس و خداوند حافظ و نگهدار آسمان و موجودات علويّه است از آنكه سقوط نمايند و بيفتند بر زمين مگر آنكه خواسته باشد خدا كه البتّه در آنحال سقوط خواهند نمود و در اكمال از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه بعد از ذكر اسماء شريفه ائمه اثنى عشر فرمود و كسيكه منكر آنها يا يكى از آنها شود منكر من شده بواسطه وجود ايشان نگهميدارد خدا آسمانرا از آنكه بيفتد بر زمين مگر بفرمان او و بوجود ايشان باز ميدارد زمين را از آنكه بيندازد اهلش را و اين براى كمال رأفت و رحمت خداوند است بر بندگان و او آنچنان كسى است كه زنده كرد بدوا مردم را از خاك و خوراك و نطفه مرده و بعدا ميميراند آنها را و باز در آخرت زنده ميكند براى پاداش اعمال ولى آدميزاد بالطّبع كفران نعمت خدا را مينمايد و متمايل بمعصيت و ناسپاسى است با آن كه نعم او ظاهر است ..
اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الأَرضِ وَ إِنَّ اللّهَ لَهُوَ الغَنِيُّ الحَمِيدُ (64)
اختصاص دارد بذات اقدس او آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و محققا خداوند هر آينه او غني بالذات است و ستايش مختص باو است.
(ما فِي السَّماواتِ): سماوات عالم بالا که عبارت از اينکه كرات جويّه باشد شمس قمر كواكب که بسا بسيار از اينکه كرات چندين هزار برابر كره زمين
جلد 13 - صفحه 333
است و خود ميداند که در هر يك آنها چه اندازه خلق فرموده و ملائكه هستند تمام مشغول بعبادت که حضرت رسول فرمود: در ليلة المعراج جاي يك قدم نبود از كثرت ملائكه و در عالم بالا عرش أعظم و كرسي که احاطه بر جميع آسمانها و زمينها دارد: «وَسِعَ كُرسِيُّهُ- السَّماواتِ وَ الأَرضَ» بقره آية الكرسي، و بيت المعور و سدرة المنتهي و جنة الماوي و لوح و قلم و عالم ارواح و مالا يعلمه الا اللّه.
(وَ ما فِي الأَرضِ): از جمادات جواهر و فلزات و معادن و جبال و حجارة و تراب، و نباتات از اشجار و حبوبات و فواكه و ادويهجات و گياه، و حيوانات از حشرات و سباع و وحوش و طيور و انعام و جن و انس و غير اينها.
(وَ إِنَّ اللّهَ لَهُوَ الغَنِيُّ): با سه تاكيد كلمه ان و لام تاكيد و جمله اسميّه و غني را اكثر تفسير كردند به بينيازي و از صفات سلبيه شمردند که گفتند:
نه مركب بود و جسم نه مرئي نه محل
برگزیده تفسیر نمونه
]
(آیه 64)- نشانه دیگری که برای قدرت بیپایان و حقانیت ذات پاک او میآورد این است که میگوید: «آنچه در آسمانها، و آنچه در زمین است از آن خداست» (لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ).
خالق همه اوست، و مالک همه نیز اوست، و به همین دلیل بر همه چیز توانایی دارد.
و نیز به همین دلیل «خداوند تنها غنی و بینیاز (در عالم هستی) و شایسته هر گونه حمد و ستایش است» (وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ).
پیوند این دو صفت (غنیّ و حمید) با هم یک پیوند بسیار حساب شده است، چرا که اولا بسیارند کسانی که غنی هستند اما بخیلند و استثمارگر و انحصار طلب و غرق غفلت و غرور، ولی غنی بودن خداوند توأم است با لطف و بخشندگی، و جود و سخای او نسبت به بندگان که او را شایسته حمد و ستایش میکند.
سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید: