آیه 5 سوره اعراف

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

فَمَا كَانَ دَعْوَاهُمْ إِذْ جَاءَهُمْ بَأْسُنَا إِلَّا أَنْ قَالُوا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<4 آیه 5 سوره اعراف 6>>
سوره : سوره اعراف (7)
جزء : 8
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

پس در هنگامی که عذاب ما به آنان رسید جز این اعتراف نکردند که گفتند: ما خود ستمکار و مستحق عذاب بودیم.

زمانی که عذاب ما به سویشان آمد، اعترافشان جز این نبود که گفتند: قطعاً ما ستمکار بوده ایم.

و هنگامى كه عذاب ما بر آنان آمد سخنشان جز اين نبود كه گفتند: «راستى كه ما ستمكار بوديم.»

چون عذاب ما به آنان دررسيد سخنشان جز اين نبود كه گفتند: ما ستمكار بوديم.

و در آن موقع که عذاب ما به سراغ آنها آمد، سخنی نداشتند جز اینکه گفتند: «ما ظالم بودیم!» (ولی این اعتراف به گناه، دیگر دیر شده بود؛ و سودی به حالشان نداشت.)

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Then their cry, when Our punishment overtook them, was only that they said, ‘We have indeed been wrongdoers!’

Yet their cry, when Our punishment came to them, was nothing but that they said: Surely we were unjust.

No plea had they, when Our terror came unto them, save that they said: Lo! We were wrong-doers.

When (thus) Our punishment took them, no cry did they utter but this: "Indeed we did wrong."

معانی کلمات آیه

«دَعْوَاهُمْ»: دعای ایشان. استغاثه آنان.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها فَجاءَها بَأْسُنا بَياتاً أَوْ هُمْ قائِلُونَ «4»

چه بسيار آبادى‌هايى كه ما اهل آنجا را (به خاطر فساد و كفرشان) نابود كرديم. پس قهر ما به هنگام شب يا روز، هنگامى كه به استراحت پرداخته بودند، به سراغشان آمد.

فَما كانَ دَعْواهُمْ إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا إِلَّا أَنْ قالُوا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ «5»

پس آن هنگام كه قهر ما سراغشان آمد، سخن و اعتراضى نداشتند، جز آنكه گفتند: ما قطعاً ستمكار بوديم.

نکته ها

«قرية»، به معناى روستا نيست، بلكه مركز اجتماع مردم است، چه شهر، چه روستا.

«بيات»، شب هنگام و شبانه است و «قائِلُونَ» از «قيلولة»، به معناى خواب يا استراحت نيمروز است. «اقاله» به معناى پس گرفتن جنس فروخته شده از همين باب است، چون خريدار، از نگرانى معامله راحت مى‌شود.

هر ستمگرى، روزى در مواجهه با قهر خدا به اشتباه خود اعتراف مى‌كند، «إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ» ولى اين اعترافات ثمرى ندارد. چنانكه در آيه‌ى ديگر مى‌خوانيم: هنگامى كه عذاب ما را

جلد 3 - صفحه 19

ديدند، گفتند: به خداى يگانه ايمان آورديم و به آنچه شرك‌ورزيديم، كافر شديم؛ امّا ايمان به هنگام عذاب سودى براى آنان نداشت. فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا ... «1»

پیام ها

1- مناطقى كه با قهر الهى نابود شدند، بسيار است. «وَ كَمْ»

2- از تجربيّات تلخ ديگران، عبرت بگيريم. «وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها»

3- قرآن با بيان هلاكت قريه‌ها به جاى هلاكت مردم، عظمت عذاب را بيان مى‌كند. «وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها»

4- كيفرهاى الهى مخصوص قيامت نيست، ممكن است در دنيا هم نمونه‌هايى از آن را ببينيم. «وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها»

5- هر كس غير خدا را سرپرست گرفت، منتظر قهر الهى باشد. وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ... وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها

6- از سنّت‌هاى الهى، نابود كردن امّت‌ها به خاطر نافرمانى و تبعيّت از ديگران است. وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ... وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها

7- اراده‌ى خداوند، همه چيز را دگرگون مى‌كند. «أَهْلَكْناها»

8- قهر الهى، گاهى ناگهانى است و روز و ساعت مشخّص و فرصتى براى فكر و چاره‌جويى ندارد. «بَياتاً أَوْ هُمْ قائِلُونَ»

9- عذاب به هنگام استراحت، غافلگيرانه وتلخ‌تر است. «بَياتاً أَوْ هُمْ قائِلُونَ»

10- بسيارى از شعارها در زمان رفاه است، هنگام خطر، كسى حرفى براى گفتن ندارد. فَما كانَ دَعْواهُمْ‌ ...

11- حوادث و خطرها، غرور را مى‌شكند و پرده‌هاى غفلت را كنار زده و وجدان‌ها را بيدار مى‌سازد. «إِلَّا أَنْ قالُوا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ»


«1». مؤمن، 84- 85.

جلد 3 - صفحه 20

12- اگر امروز با اختيار خضوع نكرديد، روزى به اجبار كرنش خواهيد كرد. «قالُوا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ»

13- سراغ غير خدا رفتن و عدم پيروى از انبيا (كه در دو آيه‌ى قبل بود)، ظلم است. «كُنَّا ظالِمِينَ»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه