آیه 48 سوره حجر

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُمْ مِنْهَا بِمُخْرَجِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<47 آیه 48 سوره حجر 49>>
سوره : سوره حجر (15)
جزء : 14
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

در حالتی که هیچ رنج و زحمت در آنجا به آنها نرسد و هرگز از آن بهشت ابد بیرونشان نکنند.

در آنجا خستگی و رنجی به آنان نمی رسد و هیچ گاه از آنجا اخراج نمی شوند.

نه رنجى در آنجا به آنان مى‌رسد و نه از آنجا بيرون رانده مى‌شوند.

هيچ رنجى به آنها نمى‌رسد و از آنجا بيرونشان نرانند.

هیچ خستگی و تعبی در آنجا به آنها نمی‌رسد، و هیچ گاه از آن اخراج نمی‌گردند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Therein neither weariness shall touch them, nor will they [ever] be expelled from it.

Toil shall not afflict them in it, nor shall they be ever ejected from it.

Toil cometh not unto them there, nor will they be expelled from thence.

There no sense of fatigue shall touch them, nor shall they (ever) be asked to leave.

معانی کلمات آیه

نصب: (بر وزن شرف): رنج، تعب.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ «45»

همانا پرهيزكاران در باغ‌ها و (كنار) چشمه سارانند.

ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ «46»

(به آنان خطاب مى‌شود:) با سلامت و امنيّت به باغها وارد شويد.

وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى‌ سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ «47»

و ما هرگونه كينه‌اى در سينه‌هاى آنان را بركنده‌ايم، (در نتيجه آنان) برادرانه بر تخت‌ها روبروى يكديگرند.

لا يَمَسُّهُمْ فِيها نَصَبٌ وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِينَ «48»

در آنجا هيچگونه رنجى به آنان نمى‌رسد، از آنجا بيرون شدنى نيستند.

نکته ها

«غِلٍّ» به معناى نفوذ مخفيانه است. بنابراين صفات بد در انسان به طور مرموز و مخفيانه ريشه پيدا مى‌كند. «سرير» از واژه سرور به معناى تخت است، واستفاده مى‌شود كه تكيه بر

جلد 4 - صفحه 463

تخت سبب سرور است.

در اين آيات، هشت پاداش بهشتى براى اهل تقوا بيان شده است: باغ‌ها، چشمه‌ها، سلامتى، امنيّت، كدورت زدايى، اخوّت، تخت‌هاى روبرو، دورى از هرگونه رنج وجاودانگى.

در آيه‌ى قبل خوانديم كه جز برگزيدگان الهى، همه مردم مورد تهاجم وسوسه‌هاى ابليس قرار مى‌گيرند، در اين آيات مى‌فرمايد كه اگر انسان به مرحله مخلصين و برگزيدگان نرسيد، ولى به مرحله تقوا گام نهد باز هم مشمول انواع نعمت‌هاى الهى مى‌شود.

آنچه مهم است جمع شدن همه‌ى نعمت‌ها در يكجاست، زيرا در دنيا يكجا باغ هست، چشمه نيست و گاهى چشمه هست، باغ نيست وگاهى هر دو هست، سلامتى نيست و گاهى هر سه هست، امنيّت نيست و گاهى همه هست، ولى صفا و صميميّت نيست و گاهى همراه با انواع سختى‌ها ورنج‌هاست و گاهى كه انواع نعمت‌ها يكجا جمع مى‌شود بايد همه را رها كرد و رفت. ليكن در قيامت انواع نعمت‌هاى مادى و معنوى و اجتماعى و روانى همراه با ابديّت است.

پیام ها

1- بشارت، در كنار آيات تهديد كننده‌ى قبل، يك ضرورت تربيتى است. لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ‌ ... إِنَّ الْمُتَّقِينَ‌ ...

2- دورى از گناه در اين چند روزه‌ى دنيا، كاميابى ابدى را به همراه دارد. إِنَّ الْمُتَّقِينَ‌ ... وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِينَ‌

3- نعمت‌هاى بهشتى، متنوع و متعدّد است. «جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ»

4- نعمت‌هاى بهشتى، بى‌نقص است. باغ با چشمه، سلامتى با امنيّت، برادرى با صميميّت، راحتى با دوام است. «لا يَمَسُّهُمْ فِيها نَصَبٌ»

5- نعمت‌هاى بهشت جامعيّت دارد. هم مادّى است مثل باغ وچشمه، هم روحى است مثل امنيّت و صفا، هم اجتماعى است مثل اخوت و برادرى و از همه بالاتر همراه با رضاى الهى و تبريك و تهنيت است. «ادْخُلُوها بِسَلامٍ»

6- كينه توزى با برادرى سازگار نيست. اول بايد كينه‌ها برطرف شود بعد برادرى‌

جلد 4 - صفحه 464

محقق مى‌شود. وَ نَزَعْنا ... إِخْواناً

7- قهر و نارضايتى و عدم‌تحمّل يكديگر، همه جا نشانه حقّ بودن يكى و باطل بودن ديگرى نيست. إِنَّ الْمُتَّقِينَ‌ ... نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍ‌ (زيرا گاهى دونفر با اينكه اهل بهشت هستند و هدفى مقدّس دارند، ليكن هر كدام از يك زاويه به مسئله مى‌نگرند و كار ديگرى را باطل مى‌پندارند و نسبت به او عصبانى مى‌شوند كه در قيامت همه كدورت‌ها با اراده خداوند زدوده مى‌شود)

8- براى كدورت زدايى، بايد از خداوند كمك گرفت. «نَزَعْنا»، «لا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا»

9- صفات بد همچون غل و زنجير، انسان را اسير مى‌كند. «مِنْ غِلٍّ»

10- بهشتيان نسبت به تفاوت درجات خود، مسئله‌اى ندارند. «وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه